دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Humid به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Humid به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Humid به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی مقدار آب موجود در هوا زیاد باشد، می‌گوییم هوا مرطوب است. در ایالت مینه‌سوتا، ماه‌های ژوئن تا آگوست معمولاً بسیار مرطوب هستند. در روزهای بارانی تابستان، میزان رطوبت هوا به بالاترین حد خود می‌رسد. هوای مرطوب برای بسیاری از افراد خوشایند نیست، زیرا باعث می‌شود احساس ناراحتی کنند و بیشتر عرق کنند.

    کلمه “humid” یک صفت است:

    امروز هوای بیرون مرطوب است.
    خیلی از مردم وقتی هوا مرطوب است به ساحل می‌روند.
    ما در روزهای مرطوب در زیرزمین از رطوبت‌گیر استفاده می‌کنیم. (دستگاه رطوبت‌گیر، آب موجود در هوا را جذب می‌کند تا هوا خشک‌تر شود.)
    آیا شما هوای مرطوب را دوست دارید؟

    اسم این کلمه “humidity” است.

    رطوبت امروز باعث شده است که بسیاری از افراد کولرهای خود را روشن کنند.
    این رطوبت واقعاً آزاردهنده است.
    آیا شما رطوبت هوا را احساس می‌کنید؟
    مشکل گرما نیست، مشکل رطوبت است. (این جمله‌ای رایج است که در روزهای مرطوب زیاد شنیده می‌شود. منظور این است که رطوبت هوا از گرمای آن آزاردهنده‌تر است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Humble به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Humble به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Humble به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که فروتن است، می‌داند چطور از جایگاهی که در آن قرار دارد، قدردان باشد. چنین فردی ممکن است برای دستاوردهایش احساس شکرگزاری یا تواضع کند. گاهی هم واژه “فروتن” وقتی به کار می‌رود که کسی احساس کند لایق تشویق و تحسین نیست، یا شرایط خوبش ناگهان تغییر کند.

    جو گفت با دانستن این که موفقیتش حاصل زحمات کسانی است که پیش از او بوده‌اند، احساس فروتنی می‌کند.
    گلوریا با این که در شرکتش به عنوان یک رهبر بسیار موفق عمل کرده، اما از حمایت همکارانش احساس تواضع می‌کند.
    از دست دادن شغل مدیریتی برای آنتونی، که تا قبل از آن فقط موفقیت را تجربه کرده بود، یک تجربه فروتن‌کننده بود.
    آغاز ساده و بی‌آلایشِ آن کسب‌وکار چند میلیاردی، فقط یک کافی‌شاپ کوچک در یک شهر کوچک در غرب میانه بود.
    چارلز در مراسم اهدای جوایز گفت که از این که همکارانش از او تقدیر کردند، احساس تواضع می‌کند.
    او با کمال فروتنی جایزه را پذیرفت.
    دریافت آن جایزه برایش یک تجربه عمیقاً متواضعانه بود.
    حتی فروتنی ذاتی او هم تقریباً باعث شد که از پذیرش جایزه خودداری کند.

    یک اصطلاح نسبتاً جدید وجود دارد به نام “لافِ فروتنانه”. این کار دقیقاً برعکس فروتنی است؛ یعنی وقتی کسی سعی می‌کند تواضع نشان دهد، اما در واقع دارد لاف می‌زند. به این رفتار می‌گویند “لافِ فروتنانه” که یک اسم است.

    داستان رودی درباره کمک به پناهندگان برای پیدا کردن شغل در شرکتش، یک نمونه آشکار از لافِ فروتنانه بود.
    پخش زنده آماتوری که ایزابل از آشپزخانه‌اش انجام داد، کم‌کم به یک لافِ فروتنانه تبدیل شد، چون بینندگان فهمیدند که او چقدر ثروتمند است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Humor به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Humor به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Humor به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید چیزی را که بامزه است توضیح دهید، یا وقتی از توانایی فردی در تشخیص موضوعات خنده‌دار حرف می‌زنید، می‌توانید از کلمه‌ی «طنز» به عنوان اسم استفاده کنید.

    او حس طنز خوبی دارد.
    من هیچ نکته‌ی خنده‌داری در آن موقعیت ندیدم. زمین خوردن او به نظرم مضحک نبود.
    اگر به طنز علاقه دارید، قطعاً این فیلم را دوست خواهید داشت.
    این نویسنده به خاطر نوشته‌های طنزش شناخته شده است.

     
    کلمه‌ی «humorous» یک صفت است و معنی آن بسیار نزدیک به «خنده‌دار» است.

    جسیکا در کلاس حرف طنزآمیزی زد و همه خندیدند.
    تماشاگران آن نمایش، آن را بامزه و طنزآمیز یافتند.
    این یک موقعیت تقریباً خنده‌دار است.
    من واقعاً این صحنه را خنده‌دار نمی‌بینم.

     
    از «humor» می‌توان به عنوان فعل هم استفاده کرد، اما در این صورت معنای آن تغییر می‌کند. وقتی شما کسی را «humor» می‌کنید، یعنی اجازه می‌دهید آن فرد چیزی را باور کند که واقعیت ندارد.
    مثلاً اگر شما یک اثر هنری بی‌کیفیت خلق کنید و من بگویم:
    «این زیباترین چیزی است که تا به حال دیده‌ام»، در واقع دارم با شما طنز برخورد می‌کنم (یعنی دارم تظاهر می‌کنم).

     
    وقتی تامی ماجرایی از مدرسه تعریف می‌کرد، مادرش با او همراهی کرد و تظاهر به باور کرد.
    تقریباً همه‌ی همکاران در محل کار، وقتی دن در مورد محبوبیتش بین زنان صحبت می‌کند، با او همراهی می‌کنند و حرفش را می‌پذیرند.
    من لازم نمی‌بینم که با راشل چنین برخوردی داشته باشیم. بهتر است حقیقت را به او بگوییم. (یعنی دیگر تظاهر نکنیم.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hunt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hunt به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Hunt به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «hunt» به معنای «شکار» است و هم می‌تواند به عنوان اسم به کار رود و هم به عنوان فعل. رایج‌ترین استفاده آن وقتی است که کسی می‌خواهد حیوانی را برای خوردن یا شکار پیدا کند، اما این کلمه برای اشاره به جستجوی چیزهای دیگر هم کاربرد دارد. در ادامه با مثال‌هایی نشان می‌دهیم که چطور می‌توان از این کلمه هم به صورت فعل و هم به صورت اسم استفاده کرد.

    They’re hunting for deer this weekend.
    آنها این آخر هفته در حال شکار گوزن هستند.

    They went on a hunt for deer.
    آنها به شکار گوزن رفتند.

    George is hunting for a job.
    جورج دنبال کار می‌گردد.

    He’s on a job hunt.
    او در جستجوی شغل است.

    Kathryn hunted for a job for months before finally finding one.
    کاترین چندین ماه دنبال کار گشت تا بالاخره پیدایش کرد.

    Her job hunt lasted for months.
    مدت جستجوی شغل او به ماه‌ها کشید.

    The police are hunting for a man who escaped from jail.
    پلیس در پی یافتن مردی است که از زندان فرار کرده.

    They’re on a manhunt.
    آنها در تعقیب یک فراری هستند.

    At this time of year, shoppers hunt for bargains on items purchased as gifts.
    در این فصل از سال، خریداران به دنبال کالاهای ارزان برای هدیه می‌گردند.

    They’re on a hunt for good deals.
    آنها در جستجوی تخفیف‌های خوب هستند.

    آیا می‌توانید تفاوتِ کاربرد «hunt» به عنوان فعل و اسم را تشخیص دهید؟ اگر نه، یک بار دیگر مثال‌های بالا را مرور کنید. یا به این دو جمله دقت کنید:

    He’s hunting. (فعل)
    او در حال شکار است.

    He’s on a hunt. (اسم)
    او در حال شکار است.

    اگر هنوز در تشخیص اسم و فعل مشکل دارید، بهتر است مجدداً نکات دستوری مربوط به اسم و فعل را مرور کنید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Hurry به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hurry به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Hurry به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه hurry که به معنای “عجله” است، معمولاً به عنوان یک فعل در جمله به کار می‌رود. این کلمه از نظر معنا شبیه به فعل rush و صفت fast است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    hurry

    عجله کن

    hurried

    عجله کرد

    hurried

    عجله کرده

    عجله کن! عجله کن!
    اگر می‌خواهی به اتوبوس برسی، باید سریع باشی.
    صبح‌ها همه برای آماده شدن به محل کار یا مدرسه، شتاب دارند.
    مارک و لیندا سریع به فرودگاه رفتند تا پروازشان را از دست ندهند.
    عجله کن! فیلم دارد شروع می‌شود.
    اگر عجله نکنی، دیرت می‌شود.
    زود باش. من تمام روز وقت ندارم!
    دارم عجله می‌کنم!

    گاهی اوقات کلمه “hurry” به عنوان اسم استفاده می‌شود:
    چرا این قدر عجله داری؟ ما وقت زیادی داریم.
    تام برای تمام کردن تکالیفش عجله زیادی دارد.
    آلیسون برای ازدواج کردن عجله دارد، اما بهتر است صبر کند.

    وقتی افراد عجله ندارند، معمولاً چنین جملاتی می‌گویند:
    عجله ندارم. می‌توانم صبر کنم.
    عجله‌ای نیست.
    نیازی به عجله کردن نیست.
    لازم نیست عجله کنیم. وقت زیادی داریم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hurt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hurt به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Hurt به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که “صدمه دیده” است، چه بدنش درد داشته باشد و چه دلش، از کلمه hurt برای توصیف حالش استفاده می‌شود. این کلمه را می‌توان برای هر قسمتی از بدن به کار برد.

    فعل hurt دو جور به کار می‌رود: با مفعول و بدون مفعول. وقتی با مفعول می‌آید، یعنی کسی یا چیزی باعث صدمه شده است:

    جو کمرش را آسیب زد. (کلمه “کمر” مفعول است)
    ریتا انگشتش را زخمی کرد. (کلمه “انگشت” مفعول است)

    اما وقتی همین فعل بدون مفعول به کار می‌رود، یعنی خود آن قسمت درد می‌کند:

    کمر جو درد می‌کند.
    انگشت ریتا درد می‌کند.
    چشم‌هایم درد می‌کنند. (توجه کردید که برای مفرد و جمع شکل فعل فرق می‌کند؟)

    خیلی وقت‌ها این کلمه را به صورت مجهول هم می‌شنویم:

    کمر جو در یک تصادف صدمه دید.
    چند نفر در آن آتش‌سوزی زخمی شدند.
    احساسات پسر با حرفهای بی‌ادبانه دختر جریحه‌دار شد.
    شانس جان و لیزا برای گرفتن وام، به خاطر سابقه اعتباری بدشان آسیب دید.

    فعل hurt فقط برای درد جسمی نیست؛ برای مشکلات دیگر هم به کار می‌رود:

    با تاخیر به مصاحبه رسیدن، شانسش را برای گرفتن آن شغل کم کرد.
    قیمت بالای نفت به اقتصاد صدمه می‌زند.
    گرانی مواد غذایی به جیب مردم آسیب می‌رساند.
    دور بودن طولانی‌مدت می‌تواند یک رابطه را خراب کند.
    تمرین کردن قبل از مسابقه ضرری ندارد. برعکس، شانس تیم برای بردن را بیشتر می‌کند.

    یک نکته مهم: این فعل قواعد معمول را دنبال نمی‌کند، بنابراین گاهی فهمیدن زمان جمله ممکن است سخت باشد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    hurt

    صدمه دیدن

    hurt

    صدمه دید

    hurt

    صدمه دیده

    در حال حاضر پاهایم درد می‌کنند.
    دیروز پاهایم درد می‌کردند.
    پاهایم طی هفته گذشته درد کرده‌اند.

    دندانش درد می‌کند.
    دیروز دندانش درد می‌کرد.
    تقریباً یک هفته است که دندانش مدام درد می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hush به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hush به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hush به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید از کسی بخواهید ساکت شود، می‌توانید از کلمه “hush” استفاده کنید.

    Hush! (ساکت باش!)
    مجبور می‌شوی ساکت بشی.
    معلم تلاش کرد که دانش‌آموزان را ساکت کند.
    یک نفر در سینما به کسی که پشتش نشسته بود گفت ساکت شود.
    ساکت کردن بعضی افراد ممکن است کار سختی باشد.
    لطفاً ساکت باش!

     
    کلمه “hushed” به صورت صفت به کار می‌رود:

    سخنران برای جمعیتی ساکت تعریف کرد که چگونه یک زن از دست آدم‌ربایان در کشور خود فرار کرد.
    یک گروه از دانش‌آموزان، در سکوت به خاطرات یک سرباز سابق نیروی دریایی دربارهٔ مأموریتش در عراق گوش دادند.
    آن دو پسر، پیش از خواب، با پچ‌پچی آرام با هم صحبت کردند.

     
    کلمه “Hush” به عنوان اسم نیز استفاده می‌شود:

    سکوتی ناگهانی همهٔ سالن را فراگرفت.
    به محض شروع سخنرانی، سکوت برقرار شد.
    نجات‌گران در منطقهٔ زلزله دست‌هایشان را بالا بردند و ناگهان همه ساکت شدند تا اگر صدای کمک‌خواهی هست، بشنوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Hustle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hustle به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hustle به فارسی با مثالهای کاربردی

    «هَستِل» به این معنی است که با سرعت و تلاش زیاد کار کنی یا برای به دست آوردن پول تلاش کنی.

    مربی به بازیکنان گفت که باید با تمام توان و سرعت بازی کنند.
    پیشخدمت‌هایی که با سرعت و دقت کار می‌کنند، انعام بیشتری از مشتریان دریافت می‌کنند.
    اگر می‌خواهی موفق شوی، باید با پشتکار و سرعت کار کنی.
    فروشنده‌هایی که فعال و پرانرژی هستند، درآمد بالایی دارند.
    تماشاگران مسابقه فوتبال متوجه شدند که یکی از تیم‌ها با بی‌حوصلگی بازی می‌کند و این نشان می‌داد که برای برد یا باخت بازی اهمیت چندانی قائل نیستند.
    پلیس مرد جوانی را دستگیر کرد که در خیابان مواد مخدر خرید و فروش می‌کرد.

     
    کلمه «hustle» می‌تواند به عنوان یک اسم نیز به کار رود:

    زندگی پرجنب‌وجوش روزانه در نیویورک برای بعضی افراد طاقت‌فرسا است.
    شور و هیاهوی زندگی در شهر می‌تواند برای جوانان جذاب باشد. (hustle and bustle = جنب‌وجوش و فعالیت)

     
    کلمه «hustler» برای توصیف یک فرد به کار می‌رود:

    ادگار به عنوان یک فرد سخت‌کوش و پرتلاش شناخته می‌شود. او هم سریع کار می‌کند و هم با پشتکار.
    اسکار سعی کرد با کارهای زودبازده امرار معاش کند، اما فهمید که بهتر است از طریق یک شغل ثابت و شرافتمندانه درآمد داشته باشد. (گاهی کلمه «hustler» به کسی اشاره دارد که کارهای نیمه‌قانونی یا غیرقانونی انجام می‌دهد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Hype به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hype به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Hype به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «hype» به معنی شور و هیجان زیاد یا تبلیغات گسترده درباره یک چیز است. این واژه خیلی رایج است و معمولاً برای رویدادهای پرشور رسانه‌ای یا اخبار داغ به کار می‌رود.

    مثال‌ها:

    – قبل از مسابقه سوپربول، هیاهوی زیادی به پا می‌شود.
    – برگزارکنندگان کنسرت سعی کردند اجرا به اندازه تبلیغاتش خوب باشد. (یعنی همان طور که انتظار می‌رفت، عالی باشد)
    – آن فیلم به خوبی آنچه درباره‌اش گفته شده بود، نبود.
    – شور و هیجان قبل از چاپ کتاب، به فروش بیشتر آن کمک کرد.
    – تهیه‌کنندگان آلبوم امیدوارند با تبلیغات رسانه‌ای کافی، توجه مردم را جلب کنند.
    – این همه هیاهو برای چیست؟ (یعنی چرا اینقدر سر و صدا دارد؟)
    – هرچه می‌شنوی را باور نکن. (این یک اصطلاح است.)

     

    کلمه «hype» به عنوان فعل هم استفاده می‌شود:

    – شبکه‌ای که مسابقه سوپربول را پخش می‌کند، برایش تبلیغات زیادی می‌کند.
    – تبلیغات برگزارکنندگان جشنواره آنقدر زیاد بود که در نهایت انتظارات مردم را برآورده نکرد.
    – رسانه‌های خبری تمام هفته درباره طوفان، خبررسانی و هیاهو به راه انداختند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه I به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه I به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه I به فارسی با مثالهای کاربردی

    یکی از اولین کلماتی که در زبان انگلیسی یاد می‌گیرید، “I” است. از این کلمه برای صحبت کردن درباره خودتان استفاده می‌شود و همیشه با حرف بزرگ نوشته می‌شود. به مثال‌های زیر توجه کنید:

    I am a teacher.
    After class ended, I went home.
    Where can I get some coffee?

    من یک معلم هستم.
    بعد از پایان کلاس، به خانه رفتم.
    از کجا می‌توانم قهوه بگیرم؟

     
    اگر در جمله فرد یا افراد دیگری هم همراه شما باشند، جایگاه این کلمه به این صورت است:

    You and I like to study English.
    He and I attend the same school.
    Mary and I went to a movie together.

    من و تو دوست داریم انگلیسی بخوانیم.
    من و او در یک مدرسه درس می‌خوانیم.
    من و مری با هم به سینما رفتیم.

     
    همانطور که می‌بینید، وقتی “I” بخشی از فاعل جمله است، معمولاً بعد از اسم یا ضمیر دیگر می‌آید.
    گاهی ممکن است این کلمه به اشتباه در جمله به کار رود. مثلاً:

    This is between you and I.
    این بین تو و من است.

    اما این جمله از نظر دستوری نادرست است. وقتی بعد از حرف اضافه‌ای مانند between قرار می‌گیرد، باید از شکل مفعولی آن یعنی “me” استفاده کنیم:

    This is between you and me.
    Helen brought some coffee for me.
    There’s a big truck behind me.

    این بین تو و من است.
    هلن برای من کمی قهوه آورد.
    یک کامیون بزرگ پشت سرم است.

     
    در هر سه جمله بالا، بعد از حروف اضافه (between، for و behind) از “me” استفاده شده است.
    نکته جالب دیگر این است که بعضی افراد — به ویژه در آمریکا — عمداً از “I” استفاده نمی‌کنند و به جای آن “me” را به کار می‌برند، اما این کار فقط برای شوخی یا بیان غیررسمی است:

    Me want more coffee.
    Me hungry.
    Me no like.

    من قهوه بیشتری می‌خواهم.
    من گرسنه‌ام.
    من دوست ندارم.

    اگر چنین جملاتی شنیدید، بدانید که از نظر دستوری درست نیستند و بیشتر برای حالت شوخی یا محاوره غیررسمی گفته می‌شوند.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.