دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Here به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Here به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Here به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “اینجا” به مکانی اشاره می‌کند که هم‌اکنون در آن قرار دارید یا جایی که بسیار نزدیک به شماست.

    من در ایالت مینه‌سوتا زندگی می‌کنم. از سال ۱۹۹۱ تا به حال در اینجا ساکن هستم.
    وقتی به خانه رسیدم، پرسیدم که آیا کسی اینجا هست؟
    آیا کسی اینجاست؟
    لطفاً به اینجا بیا. (به محل حضور من بیا.)
    دوست داری تو به اینجا بیایی یا من به آن طرف بروم؟
    اگر بخواهیم تا ساعت ۱۰:۳۰ به فرودگاه برسیم، باید حتماً تا ۱۰ صبح از اینجا حرکت کنیم.
    آیا پمپ بنزین در این حوالی وجود دارد؟ (یعنی نزدیک همین محل)
    جاهای دیدنی و جالب زیادی در اطراف این منطقه وجود دارد.
    او اهل این اطراف نیست، درست است؟
    آیا شما ساکن این منطقه هستید؟ (یعنی آیا اینجا زندگی می‌کنید یا با محل آشنا هستید؟)
    جارِد این آخر هفته به شیکاگو سفر می‌کند. فاصله از اینجا تا آنجا حدود ۴۰۰ مایل است.
    از اینجا تا آنجا چقدر راه است؟

     

    علاوه بر این، روش‌های غیررسمی و اصطلاحی دیگری هم برای استفاده از کلمه “here” وجود دارد.

    بفرمایید. (وقتی چیزی را به کسی می‌دهید.)
    این را بگیر. (هنگام دادن چیزی به طرف مقابل.)
    دیگه راه افتادیم. (وقتی مکانی را ترک می‌کنیم یا کار جدیدی را شروع می‌کنیم.)
    رسیدیم. (وقتی به مقصد مورد نظر می‌رسیم.)
    ما در زمان حال زندگی می‌کنیم. (یعنی در همین زمان حاضر، نه گذشته یا آینده.)
    جو گاهی و به صورت پراکنده کار اضافه انجام می‌دهد. (یعنی نه به طور منظم و ثابت.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hesitate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hesitate به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hesitate به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که در تصمیم‌گیری یا انجام یک کار تردید می‌کند، معمولاً زمان بیشتری برای فکر کردن صرف می‌نماید.

    هارپیت هیچ‌وقت وقتی به او شکلات تعارف می‌شود، درنگ نمی‌کند.
    اسکار قبل از وارد شدن به اتاق، مکث کرد چون فکر می‌کرد احتمالاً اتاق اشتباهی است.
    امی وقتی چراغ راهنما سبز شد، یک لحظه تامل کرد و همین تامل باعث شد از یک تصادف جلوگیری کند.
    به نظرم تو در حال تردید هستی.
    چرا دچار تردید شده‌ای؟
    اگر واقعاً به یک پیشنهاد شغلی علاقه داری، نباید در پذیرش آن تعلل کنی.
    اگر قصد داری آن کامپیوتر جدید را در فروش ویژه بخری، معطل نکن. این فروش مدت زیادی ادامه ندارد.

     
    کلمات **hesitation** و **hesitancy** به صورت اسم به کار می‌روند:

    تام در قبول کردن پیشنهاد کار، هیچ تردیدی به خود راه نداد.
    من یک‌کمی دودلی حس می‌کنم. مطمئنی که می‌خواهی این کار را انجام دهی؟
    در صدای آن مرد جوان، وقتی گفت می‌خواهد با دوست‌دخترش ازدواج کند، اثری از تردید شنیده می‌شد.
    پس از تأیید شهرداری، ساخت ساختمان بدون معطلی آغاز شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hey به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hey به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hey به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “Hey” معمولاً به جای “سلام” استفاده می‌شود یا وقتی کسی متعجب می‌شود یا چیزی ناگهانی را متوجه می‌شود. “Hey” در دسته کلمات رابط و نشانه‌دار قرار می‌گیرد.

    مثلاً:
    هی، چطوری؟
    هی باب، امروز حالت چطوره؟
    هی، همه چطورین امروز؟

    همچنین از “hey” برای نشان دادن تعجب هم استفاده می‌شود:

    هی، اون چیه؟
    هی، یه نگاه به این بنداز!
    هی، هی، ما بازی رو بردیم!
    هی چی؟ (مثل اینه که بگیم “چه خبره؟”)

    گاهی هم از “hey” برای جلب توجه دیگران استفاده می‌کنیم:

    هی، می‌شه یک کمکی اینجا بکنی؟
    هی، لطفاً همه توجه کنید!
    هی! دیگه این کارو نکن!

    نکته: کلمه “hey” نمونه‌ای از حروف ندا یا نشانه است که یکی از بخش‌های هشت‌گانه دستور زبان به شمار می‌رود. مثال‌های دیگر این نوع کلمات شامل yeah، oh، ow، uhm، duh، oops و whoa می‌شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hide به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hide به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Hide به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی نمی‌خواهید کسی چیزی را ببیند یا پیدایش کند، آن را مخفی می‌کنید.
    می‌توانید پولتان، هدیه‌ها، خوراکی‌ها، شکلات‌ها، چیزهای خطرناک، چیزهای خصوصی، یا حتی چیزهایی که از دیدنشان خجالت می‌کشید را پنهان کنید. حتی می‌توانید خودتان را هم جایی قایم کنید.
    فعل hide به معنای “پنهان کردن” از جمله افعال بی‌قاعده است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    hide

    پنهان کردن

    hid

    پنهان کرد

    hidden

    پنهان شده است

    روی پولش را در خانه قایم می‌کند چون می‌ترسد کسی آن را بدزدد.
    تریسی چیزی را از ما مخفی می‌کند. آن چیز چیست؟
    بچه‌ها از پدر و مادرشان قایم شده‌اند. کجا پنهان شده‌اند؟
    دنیز چیزی را از همسرش پنهان می‌کند. چه رازی را می‌خواهد مخفی نگه دارد؟
    روبرتو یک اسلحه زیر تشک تختش قایم کرده است.
    اولیویا کمی آبنبات در آشپزخانه پنهان کرده بود، اما بچه‌هایش آن را پیدا کردند.
    دولت آمریکا اطلاعات زیادی را از مردم عادی مخفی نگه داشته است.
    شما چه چیزی را می‌خواهید پنهان کنید؟

    مثال‌های بالا نشان می‌دهند چطور از کلمه “hide” به عنوان یک فعل استفاده می‌شود، اما روش‌های دیگری هم برای به کار بردن آن وجود دارد:

    اینجا جای قایم شدن خوبی است. (کلمه “hiding” در اینجا نقش صفت دارد.)
    بچه‌ها بازی قایم‌باشک می‌کنند. (این یک بازی محبوب بین کودکان است. یک بچه تا بیست می‌شمارد، در حالی که بقیه بچه‌ها پنهان می‌شوند. وقتی که شمارش تمام شد، او به دنبال بقیه که خود را پنهان کرده‌اند، می‌گردد. کودکان در همه جای دنیا این بازی را انجام می‌دهند.)
    در زیر سطح آب، خطرات پنهان زیادی وجود دارد. (کلمه “hidden” یک صفت است و چیزی را توصیف می‌کند که دیده نمی‌شود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه High به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه High به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه High به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “high” به معنی “بالا” است و برای توصیف چیزهایی به کار می‌رود که از سطح زمین فاصله زیادی دارند.

    هواپیماها در آسمان و در ارتفاع زیاد پرواز می‌کنند.
    خورشید در میانه‌ی روز در بالاترین نقطه آسمان قرار دارد.
    یک ساختمان می‌تواند ۵۶ طبقه ارتفاع داشته باشد.
    به چنین ساختمان‌هایی بلندمرتبه می‌گویند.
    شما چقدر می‌توانید از روی زمین بالا بپرید؟
    قیمت بنزین در شهر شما چقدر است؟ (یعنی چقدر افزایش یافته است)
    اگر وسیله‌ای در جای خیلی بلندی باشد، برای برداشتن آن احتمالاً به نردبان نیاز خواهید داشت.
    بعضی از خانم‌ها کفش پاشنه‌بلند می‌پوشند چون با این کار احساس می‌کنند قدبلندتر به نظر می‌رسند.
    آتنا امروز کفش پاشنه‌بلند به پا کرده است.

    صفت صفت مقایسه ای صفت عالی
    high

    بالا

    higher

    بالاتر

    highest

    بالاترین

    خورشید در هنگام ظهر، نسبت به ساعات اولیه صبح یا غروب، در موقعیت بلندتری در آسمان قرار دارد.

    یک کوه از یک تپه مرتفع‌تر است.

    معمولاً مدیرعامل یک شرکت، بیشترین دستمزد را در بین کارکنان دریافت می‌کند.

    از دانش‌آموزانی که بالاترین نمرات را در مدرسه کسب کرده‌اند، در مراسم اهدای جوایز تقدیر خواهد شد.

    ما از کلمه “بالا” برای نشان دادن مقدار یا غلظت زیاد یک چیز نیز استفاده می‌کنیم.

    غلات صبحانه‌ای که فیبر بالایی دارد، برای دستگاه گوارش شما مفید است.

    اگر فشار خونتان خیلی بالا باشد، ممکن است دچار حمله قلبی شوید.

    تخم‌مرغ پروتئین زیادی دارد، اما در عین حال کلسترول آن نیز بالا است.

    افرادی که در حوزه فناوری پیشرفته کار می‌کنند، به مهارت‌ها و تجربیات ویژه‌ای نیاز دارند.

    این فروشگاه در فروش جواهرات لوکس و درجه یک تخصص دارد.

    کلمه “به‌شدت” یک قید است و در اینجا کاربردش شبیه به کلماتی مانند “واقعاً” یا “خیلی” است.

    همه معلمان درباره ترزا نظر بسیار خوبی دارند چون او باهوش و دانش‌آموز خوبی است.

    آلونزو برای این موقعیت شغلی، توصیه‌نامه‌های بسیار قوی داشت.

    ما به فردی بسیار ماهر و باتجربه برای تدریس در مدرسه‌مان نیاز داریم.

    امروز به‌شدت احتمال بارندگی وجود دارد.

    بعضی از کودکان حساسیت شدیدی به بادام‌زمینی دارند.

    عبارات و اصطلاحات عامیانه‌ای نیز وجود دارند که از کلمه “بالا” استفاده می‌کنند.

    از وقتی رادنی در لاتاری برنده شد، زندگی لوکس و پرخرجی را در پیش گرفته است.

    پلیس آن مرد را متوقف کرد چون فکر می‌کرد تحت تأثیر مواد مخدر یا الکل است.

    این وسیله واقعاً پیشرفته و مدرن است.

    بزن قدش! (برای شادی و تبریک گفته می‌شود)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hill به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hill به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hill به فارسی با مثالهای کاربردی

    بیا از آن تپه بالا برویم.
    آنها از تپه بالا رفتند و بعد از آن، از تپه پایین آمدند.
    ایالت ویسکانسین تپه‌های زیادی دارد. زمین در آنجا حالت تپه‌ای دارد. (کلمه “تپه‌ای” یک صفت است.)
    آیا دوست داری خانه‌ات روی قلهٔ یک تپه باشد؟
    پایین آمدن از تپه با دوچرخه بسیار لذتبخش است، اما بالا رفتن از آن چندان جالب نیست.
    او می‌خواهد با سورتمه‌اش از روی تپه سر بخورد.
    از سورتمه برای سر خوردن روی تپه‌های پوشیده از برف در فصل زمستان استفاده می‌شود.
    او با سورتمه‌اش از تپه پایین می‌رود. (در انگلیسی آمریکایی، تلفظ “he’ll” و “hill” کاملاً یکسان است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Hinge به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hinge به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hinge به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک لولای در، قطعه‌ای است که در را به چهارچوب آن متصل می‌کند. این قطعه معمولاً با پیچ به هر دو ثابت می‌شود و بخش‌های آن با یک میله به هم وصل می‌شوند. کار اصلی لولا این است که به در اجازه بدهد به آرامی بچرخد و باز و بسته شود.

    در جیرجیر می‌کرد، برای همین لولاهایش را روغن زدم.
    می‌خواستیم در را برداریم، بنابراین پین‌های لولا را خارج کردیم.
    اگر در خوب بسته نمی‌شود، ممکن است مشکل از شل بودن لولاها باشد.

    گاهی اوقات از این کلمه به صورت فعل نیز استفاده می‌شود. در این حالت، “hinge on” به معنای “وابسته بودن به” یا “مبتنی بودن بر” چیزی است.

    نتیجه دادگاه به کیفیت ارائه مدارک بستگی دارد.
    تصمیم او برای ازدواج کردن، به موافقت والدینش وابسته است.
    دریافت یا عدم دریافت وام، به میزان اعتبار مالی آنها بستگی خواهد داشت.

    واژه “unhinged” صفتی است که برای توصیف فردی که رفتار بسیار آشفته، غیرعادی یا دیوانه‌وار دارد به کار می‌رود.

    برخی از مخالفان دونالد ترامپ ادعا کرده‌اند که او رفتارهای غیرعادی و نامتعادلی دارد.
    آن زن هنگام گذر از خط کنترل امنیت فرودگاه، کنترل خود را از دست داد و بسیار آشفته شد.
    هیچ کس تمایل ندارد با داریل همکاری کند، چون به سادگی کنترل خود را از دست می‌دهد و عصبی می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Hint به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hint به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hint به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید به کسی برای پیدا کردن اطلاعات یا جواب کمک کنید، می‌توانید از کلمه «اشاره» استفاده کنید. یک اشاره، یک راهنمایی یا سرنخ است که تا حدی پنهان است، اما می‌توان آن را تشخیص داد. (اگر به اندازه کافی تلاش کنید، می‌توانید آن را پیدا کنید، ببینید، بو کنید، بچشید یا بشنوید.)

    در این جمله‌ها و پرسش‌ها، «اشاره» به عنوان یک اسم به کار رفته است:

    – من جواب را نمی‌دانم. می‌توانید کمی راهنمایی‌ام کنید؟
    – چندین راهنمایی در آزمون به دانش‌آموزان کمک کرد تا جواب درست را پیدا کنند.
    – تام به بچه‌ها چند اشاره کرد تا راحت‌تر بتوانند شیء پنهان شده را پیدا کنند.
    – آیا سارا به فردریش این را می‌فهماند که دیگر دلش نمی‌خواهد او را ببیند؟
    – ابرهایی که در آسمان حرکت می‌کنند، نشانه‌ای هستند از اینکه ممکن است باران ببارد.
    – ماهی طعم کمی لیمو دارد. (این طلم کمی حس می‌شود.)
    – بوی خفیفی از کاری در هوا بود. (به سختی می‌شد بوی کاری را حس کرد.)

     

    در این جمله‌ها و پرسش‌ها، «اشاره» به عنوان یک فعل به کار رفته است:

    – پدر علی اشاره کرد که برای پسرش یک تبلت گلکسی جدید خواهد خرید.
    – آمار فروش کم در ایام تعطیل نشان می‌دهد که این فروشگاه احتمالاً ادامه نخواهد داد.
    – او به چه چیزی اشاره می‌کند؟ (منظورش چیست؟)
    – آیا آن‌ها دارند می‌فهمانند که می‌خواهند به تگزاس بروند؟
    – دولت اشاره کرد که نرخ بهره را به تدریج افزایش خواهد داد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hip به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hip به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hip به فارسی با مثالهای کاربردی

    باسن قسمتی از بدن است که بالا‌تنه به پاها متصل می‌شود. این ناحیه نقش مهمی در حرکت بدن دارد.

    مفصل ران بخشی از بدن است که راه رفتن را ممکن می‌سازد. این مفصل، استخوان ران را به لگن متصل می‌کند.
    خیلی از افراد وقتی می‌ایستند، دست‌های خود را روی باسن خود قرار می‌دهند.
    به نظر می‌رسد با بالا رفتن سن، پهلا و باسن افراد پهن‌تر می‌شود.
    مادربزرگم زمین خورد و استخوان لگنش شکست. شکستگی لگن برای افراد سالمند می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

    در زبان عامیانه، کلمه «هیپ» به معنای شخص یا چیزی است که خیلی باحال و به‌رو است. یک فرد هیپ معمولاً کسی است که مد، موسیقی و سبک‌های هنری روز را به خوبی می‌شناسد و دنبال می‌کند.

    جو آدم بسیار باحال و به‌رویی است.
    او لباس‌های شیک و امروزی می‌پوشد.
    به موسیقی روز و جذاب گوش می‌دهد.
    باشگاه‌هایی که می‌رود خیلی پُرمد و جذاب هستند.
    بعضی از دوستانش به او می‌گویند هیپستر. (هیپستر یعنی کسی که هم ظاهرش و هم رفتارش باحال و مُدرن است)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Hire به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hire به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Hire به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای به کار گرفتن یک نفر: وقتی یک صاحب کسب‌وکار، یک مدیر، یا مسئول نیروی انسانی تشخیص می‌دهد که فردی (مرد یا زن) توانایی و شایستگی لازم برای یک موقعیت شغلی را دارد، تصمیم می‌گیرد او را به جمع شرکت یا سازمان خود اضافه کند و برایش شغل ایجاد نماید.

    آن‌ها در حال به کارگیری نیروهای جدید هستند.
    آن هتل تازه‌تأسیس همین حالا در حال جذب نیرو است.
    خیلی از فروشگاه‌ها در تابستان نیروی کار جدید می‌گیرند.
    همسایه‌ام می‌گوید لازم است یک نفر را برای انجام کارهای برق‌کاری استخدام کند.
    نهایتاً چه کسی را برای استخدام انتخاب کردند؟

     
    فعل “hire” معمولاً به صورت مجهول به کار می‌رود:

    چه کسی برای انجام این کار استخدام شد؟
    هفته‌ی گذشته، بیست نفر تازه‌کار به دلیل گسترش شرکت، به کار گرفته شدند.
    کوین پس از دو سال بیکاری، بالاخره در یک شغل جدید مشغول به کار شد.
    پیدا کردن کار بدون داشتن مهارت‌های کامپیوتری خاص، سخت است.

     
    واژه‌ی “hiring” (به کارگیری) معمولاً به عنوان مصدر به کار می‌رود:

    فرآیند جذب نیروی جدید در آن شرکت، با شروع رکود اقتصادی به طور ناگهانی متوقف شد.
    آنها تعداد زیادی نیروی تازه به کار گرفته‌اند.
    مسئول جذب نیرو در شرکت شما چه کسی است؟
    آیا کسی را می‌شناسید که در حال حاضر نیروی جدید می‌پذیرد؟

     
    کلمه‌ی “hire” گاهی به عنوان اسم نیز استفاده می‌شود:

    یک نیروی تازه‌کار از هفته‌ی آینده کار خود را آغاز می‌کند. (منظور از new hire یک کارمند جدید است.)
    آنها در یک سال گذشته ده نیروی جدید به کار گرفته‌اند.

     
    همچنین با افزودن حرف “d” به انتهای hire، می‌توان از آن به صورت صفت استفاده کرد:

    یک کارگر تازه‌وارد، چیزهای زیادی برای یادگیری دارد.
    مزرعه توانست به اندازه‌ی کافی کارگر موقت برای تمام کردن فصل برداشت پیدا کند. (منظور از hired hand کارگر موقت است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.