دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه پاسداری + مترادف و معنی کلمه پاسداری

    هم خانواده کلمه پاسداری + مترادف و معنی کلمه پاسداری

    هم خانواده کلمه پاسداری

    واژه پاسداری در فرهنگ ما ایرانیان جایگاه ویژه‌ای دارد و به مفهوم نگهداری و محافظت از آزادی، شرافت و ارزش‌های انسانی است. همه ما این کلمه را می‌شناسیم و برای پاسداران فداکار نظام مقدس جمهوری اسلامی احترام عمیقی قائل هستیم. اما آیا می‌دانید کلمات هم‌خانواده پاسداری کدام‌اند؟ در ادامه با ما همراه باشید تا به طور کامل به این موضوع بپردازیم.

    کلمات هم‌خانواده پاسداری شامل پاسدار، پاسبان و پاس می‌شوند که از نظر معنایی به هم نزدیک هستند و ریشه مشترکی دارند. این واژه در زبان فارسی به معنای نگهبانی، رعایت کردن، حرمت نهادن و احترام گذاشتن به کار می‌رود.

    اگر می‌خواهید زبان فارسی خود را تقویت کنید و در جمله‌سازی سریع‌تر عمل نمایید، اولین گام افزایش دایره واژگان است. این هدف تنها با یادگیری کلمات هم‌خانواده و مترادف هر واژه امکان‌پذیر خواهد بود. بنابراین از این پس هرگاه با کلمه جدیدی روبرو شدید، سعی کنید معانی مختلف، کلمات هم‌خانواده، مترادف‌ها و متضادهای آن را به خوبی فرا بگیرید.

    واژه‌های هم‌معنی و نزدیک به پاسداری عبارت‌اند از: حراست، محارست، پاس، پاسبانی، نگهبانی، نگهداری، محافظت، مواظبت، حرمت، مدافع، مراقب، نگاهداشت، محافظ، حارس، حافظ، وقایت، قراول، کشیک، یتاق، ملاحظه، احترام، رعایت و مستحفظ.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

  • هم خانواده کلمه پاکیزه + مترادف ، متضاد و معنی کلمه پاکیزه

    هم خانواده کلمه پاکیزه + مترادف ، متضاد و معنی کلمه پاکیزه

    هم خانواده کلمه پاکیزه

    کلمه “پاکیزه” یک واژه فارسی است که معمولاً برای توصیف چیزی به کار می‌رود. این کلمه را زیاد در صحبت‌های روزمره و نوشته‌های فارسی می‌شنویم و می‌بینیم. اگر دوست دارید بیشتر با این واژه و معانی آن آشنا شوید، ادامه مطلب را بخوانید.

    واژه پاکیزه از واژه پاک گرفته شده و به پاکی و خلوص هر چیزی اشاره دارد. اگر ریشه این کلمه را بدانید، می‌توانید کلمات هم‌خانواده آن مانند “پاک” و “پاکان” را به راحتی تشخیص دهید.
    این کلمات معنای نزدیک به هم دارند و می‌توانید از آن‌ها در جمله‌سازی و نوشتن استفاده کنید. همچنین، متضاد کلمه پاکیزه، “کثیف” است که دقیقاً نقطه مقابل پاکی و پاکیزگی است.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.

    مترادف‌های این واژه شامل این کلمات است: تمیز، نظیف، خالص، پاک، طاهر، منزه، صاف و مطهر.
    این کلمات هم‌معنی پاکیزه هستند و می‌توانید به جای یکدیگر در جمله به کار ببرید.

    در فرهنگ‌های مختلف فارسی نیز معانی گوناگونی برای واژه پاکیزه نوشته شده است.
    مثلاً در فرهنگ معین، پاکیزه به معنای طاهر، مقدس، منزه، پاک و نظیف آمده است.
    در لغتنامه دهخدا، معنی‌های پاک، طیب، طاهر، زکی، نظیف و نقیه برای آن ذکر شده است.
    در فرهنگ عمید هم تمیز، بی‌غش، بی‌آلایش، پاک و صاف به عنوان معادل پاکیزه معرفی شده‌اند.

  • هم خانواده کلمه ساکت + مترادف ، متضاد و معانی کلمه ساکت

    هم خانواده کلمه ساکت + مترادف ، متضاد و معانی کلمه ساکت

    هم خانواده کلمه ساکت

    کلمه «ساکت» در فارسی به معنی بی‌صدا بودن، سکوت کردن و در آرامش به سر بردن است. احتمالاً برای شما هم پیش آمده که معلم در کلاس بگوید: «بچه‌ها، ساکت باشید». با این جمله، او از شما می‌خواهد که حرف نزنید، آرام باشید و به درس گوش دهید تا مطالب را بهتر یاد بگیرید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی کلمات درس شانزدهم فارسی ششم ✅ هم خانواده متضاد و خلاصه درس را مطالعه کنید.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی کلمات درس پانزدهم فارسی ششم ✅ هم خانواده مخالف خلاصه و پیام درس مراجعه کنید.

    این واژه، چندین هم‌خانواده دارد مانند: سکوت، سکونت، مسکوت، اسکان و ساکن. همه این کلمات ریشه مشترکی دارند و معنی نزدیک به هم دارند، بنابراین می‌توان در جای مناسب از آن‌ها استفاده کرد.

    معمولاً این کلمه با فعل‌های «کردن» و «شدن» به کار می‌رود؛ مثلاً می‌گوییم: «ساکت کردن» یا «ساکت شدن». همچنین کلمات هم‌معنی ساکت عبارتند از: خاموش، صامت، خموش، بی‌صدا، راحت، دنج، بی‌سر و صدا و سر به زیر.

    معادل‌های دیگر ساکت در فارسی، خاموش و آرام است و نقطه مقابل آن که برعکس سکوت است، کلمه «شلوغ» می‌باشد. حالا که با هم‌معنی‌ها و متضادهای ساکت آشنا شدید، بد نیست نگاهی به کتاب‌های فرهنگ لغت فارسی بیندازیم تا ببینیم معنی این واژه در آن‌ها چگونه آمده است.

    در فرهنگ معین، برای ساکت معنی «بی‌صدا، آرام و خاموش» نوشته شده. لغت‌نامه دهخدا هم آن را به صورت «خاموش، آرام، بی‌صدا، صامت و ساکن» تعریف کرده است. فرهنگ عمید نیز ساکت را به معنای بی‌صدا، آرام، خاموش و سخن نگفتن معنی کرده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه آرامش

  • هم خانواده کلمه سکوت + معنی ، مترادف و متضاد کلمه سکوت

    هم خانواده کلمه سکوت + معنی ، مترادف و متضاد کلمه سکوت

    هم خانواده کلمه سکوت

    سکوت واژه‌ای است که در زبان فارسی بسیار به کار می‌رود. همه ما سکوت و آرامش را دوست داریم و این حالت، احساس خوبی در ما ایجاد می‌کند. معنای سکوت در فارسی، خاموش بودن، صحبت نکردن و دهان بستن است. اگر می‌خواهید با کلمات هم‌خانواده، مترادف و متضاد این واژه آشنا شوید، در ادامه با ما بمانید.

    هم‌خانواده‌های کلمه سکوت شامل ساکت و مسکوت می‌شوند. این واژه‌ها معنایی نزدیک به سکوت دارند و ریشه اصلی آن‌ها نیز یکی است. البته در زبان فارسی، معمولاً بن ماضی یا مضارع کلمات هم‌خانواده یکسان است.

    آشنایی با کلمات هم‌خانواده و مترادف به شما کمک می‌کند تا معنای واژه‌ها را بهتر بفهمید و همچنین سرعت ساختن جمله‌هایتان بیشتر شود.

    مترادف‌های واژه سکوت عبارتند از: خاموشی، صامت، آرامش، سکون، خموشی و دم فروبستن. این کلمات معنایی مشابه سکوت دارند و می‌توانید در جمله‌های مختلف از آن‌ها به جای یکدیگر استفاده کنید.

    در فرهنگ معین، خاموشی و خاموش شدن به عنوان معنای سکوت آمده است. در لغت‌نامه دهخدا نیز این واژه به معنای خاموش و خاموشی تعریف شده. در فرهنگ عمید هم ساکت شدن، آرام گرفتن، خاموشی و خاموش شدن به عنوان معانی سکوت ذکر شده‌اند.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.

    در پایان خوب است با متضاد این واژه نیز آشنا شوید. متضادهای سکوت عبارتند از: هیاهو، غوغا، جار و جنجال و سر و صدا. این کلمات از نظر معنایی کاملاً در مقابل سکوت و خموشی قرار می‌گیرند.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه ساکت

  • هم خانواده کلمه لطف + مترادف ، متضاد و معنی کلمه لطف

    هم خانواده کلمه لطف + مترادف ، متضاد و معنی کلمه لطف

    هم خانواده کلمه لطف

    کلمه “لطف” در زبان فارسی به معنای مهربانی و محبت است و استفاده از آن در گفتگوهای روزمره، به‌ویژه هنگام تشکر یا تعارف، بسیار رایج می‌باشد. این واژه، هم‌خانواده‌ها و کلمات مترادف زیادی دارد که اگر آن‌ها را یاد بگیرید، درک عمیق‌تری از معنای “لطف” پیدا خواهید کرد.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، هم خانواده کلمه معمول + مترادف و معنی کلمه معمول را از دست ندهید.

    واژه “لطف” در اصل ریشه عربی دارد و در فارسی بسیار پرکاربرد است. کلماتی مانند الطاف، لطافت، لطیف، لطیفه و تلطف، هم‌خانواده‌های این واژه به‌شمار می‌روند و معنایی نزدیک به هم دارند؛ به همین دلیل گاهی می‌توان آن‌ها را در جمله جایگزین یکدیگر کرد.

    معادل‌های فارسی “لطف” نیز عبارت‌اند از: مهربانی، نرمی، مهر ورزیدن، نیکویی و نیکویی کردن. اکنون که با معادل‌های فارسی و هم‌خانواده‌های “لطف” آشنا شدید، خوب است مترادف‌های آن را نیز بشناسید.

    مترادف‌های این واژه شامل این کلمات می‌شوند: التفات، محبت، مرحمت، بخشش، بذل، تفضل، شفقت، ملایمت، مهر، مهربانی، ظرافت، عنایت، نرمی، نیکی، کرم و لطافت.

    یادگیری این واژه‌ها، دایره لغات شما را گسترده‌تر می‌کند و باعث می‌شود نوشته‌هایتان روان‌تر و زیباتر شود. در پایان، بد نیست متضادهای “لطف” را نیز بدانید. کلماتی مانند قهر، عتاب و عنف، معنایی کاملاً برعکس “لطف” دارند.

    برای گسترش دانش خود، مقاله هم خانواده کلمه تابان + مترادف و معنی کلمه تابان را مطالعه کنید.

    مقاله هم خانواده کلمه تجمل + مترادف و معنی کلمه تجمل حاوی اطلاعات جامعی است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه محبت

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.


    3.3/5 – (24 امتیاز)

  • هم خانواده کلمه سعید + مترادف ، متضاد و معنی کلمه سعید

    هم خانواده کلمه سعید + مترادف ، متضاد و معنی کلمه سعید

    هم خانواده کلمه سعید

    کلمه سعید در زبان فارسی بسیار رایج است و ریشه آن از زبان عربی گرفته شده. احتمالاً در میان اطرافیان و دوستانتان فردی را می‌شناسید که نامش سعید است. این اسم برای پسران و شکل مؤنث آن، سعیده، برای دختران به کار می‌رود.

    سعید از نام‌های محبوب عربی است که هنوز هم در ایران استفاده می‌شود. معنای این کلمه، خوشبخت، خوش‌اقبال و نیک‌بخت است و حتماً این معانی را در نوشته‌های مختلف دیده‌اید. اگر بخواهید بدانید کلمات هم‌خانواده سعید کدام‌اند، باید اول به ریشه آن توجه کنید.

    کلماتی مانند سعادت، سعد، سعادتمند و سعیده هم‌خانواده سعید هستند و همه آن‌ها به نوعی به معنای خوشبختی اشاره دارند. شما می‌توانید در جمله‌سازی از این واژه‌ها استفاده کنید و مقصود خود را به خوبی بیان نمایید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی کلمات بخوان بیندیش دوستان همدل فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد بیابید.

    برای اینکه بهتر با معنای سعید آشنا شوید، در ادامه به برخی از مترادف‌های آن اشاره می‌کنیم. این واژه‌ها شامل موارد زیر هستند:
    خجسته، خوشبخت، میمون، خوش‌اقبال، فرخنده، همایون، سعادتمند، نیک‌بخت، نیک‌اختر و مبارک.

    جالب است بدانید که در فرهنگ‌های لغت فارسی، معنی سعید به صورت خوشبختی، فرخندگی و بهروزی آمده است. به عنوان نمونه، در لغت‌نامه دهخدا برای سعید معانی زیر ذکر شده: نیک‌بخت، با سعادت، خجسته، فرخنده و همایون. همچنین متضاد این کلمه، شقی و بداقبال است که خوب است آن‌ها را نیز به خاطر بسپارید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی همه از خاک پاک ایرانیم کلاس ششم فارسی صفحه ۵۶ ✅ هم خانواده و مخالف را مطالعه کنید.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی شعر ای وطن کلاس ششم صفحه ۵۰ ✅ هم خانواده و مخالف مراجعه کنید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

  • هم خانواده کلمه سفر + مترادف و معانی کلمه سفر

    هم خانواده کلمه سفر + مترادف و معانی کلمه سفر

    هم خانواده کلمه سفر

    سفر واژه‌ای است که در زبان فارسی بسیار به کار می‌رود. این کلمه معمولاً به صورت مصدر و همراه با فعل‌های “رفتن” و “کردن” استفاده می‌شود، مانند سفر رفتن یا سفر کردن. سفر در اصل به معنای حرکت از یک شهر یا کشور به مقصد دیگری است و بیشتر مردم از این کار لذت می‌برند.

    برای تشخیص کلمات هم‌خانواده، باید به ریشه اصلی کلمه توجه کنید. کلماتی مانند مسافر، مسافرت، سفور، سفارت، مسافران، سفیر و مسافت هم‌خانواده‌های سفر محسوب می‌شوند. این واژه‌ها از نظر معنایی به سفر نزدیک هستند و می‌توان در جای مناسب از آن‌ها استفاده کرد.

    معادل‌های دیگر سفر در فارسی، کلماتی مانند رهسپاری، رهنوردی و نورد هستند که احتمالاً در نوشته‌های ادبی و شعرهای فارسی دیده‌اید.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    اکنون که با هم‌خانواده‌ها و معادل‌های سفر آشنا شدید، خوب است مترادف‌های آن را نیز بدانید. واژه‌هایی مانند جابجایی، مهاجرت، نقل مکان، رحیل، سیاحت، رحلت، عزیمت، هجرت، کوچ و مسافرت، هم‌معنی یا مترادف سفر به شمار می‌روند.

    در لغتنامه دهخدا برای سفر معناهایی مانند بریدن، مسافران و مسافت نوشته شده است. فرهنگ عمید نیز سفر را به معنای رفتن از شهری به شهر دیگر تعریف کرده است. در دیگر کتاب‌های واژه‌شناسی فارسی نیز معمولاً رهسپاری و نورد به عنوان معادل سفر آورده شده است.

  • هم خانواده کلمه سطح + معنی ، مترادف و متضاد کلمه سطح

    هم خانواده کلمه سطح + معنی ، مترادف و متضاد کلمه سطح

    هم خانواده کلمه سطح

    واژه‌های هم‌خانواده «سطح» شامل «سطوح» و «مسطح» می‌شوند. این کلمات از یک ریشه گرفته شده‌اند و معنای نزدیک به هم دارند. همچنین، به جای کلمه «سطح» می‌توانید از معادل‌های فارسی مانند «رویه»، «رو» و «بالا» استفاده کنید.

    برای این که در زبان فارسی پیشرفت کنید، بهتر است هم‌خانواده‌ها، مترادف‌ها و معادل‌های فارسی کلمات را یاد بگیرید. این کار دایره لغات شما را گسترده‌تر می‌کند و به شما کمک می‌کند جمله‌های بهتر و روان‌تری بنویسید.

    مترادف‌های کلمه «سطح» عبارت‌اند از: روی، رویه، محوطه، پهنا، بام، مساحت، حد، میزان، جنبه، گستره، عرصه، پهنه، سیاق، صحن و قشر. شما می‌توانید در نوشته‌های خود به جای «سطح» از این کلمات استفاده کنید.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سری سر بزنید.

    در فرهنگ‌های فارسی، معنی «سطح» به صورت رویه، پهنا و گسترده آمده است. علاوه بر این، خوب است متضاد این واژه را نیز بدانید. متضاد کلمات، معنای مخالف کلمه اصلی را می‌رسانند. متضاد «سطح» همان طور که احتمالاً حدس زده‌اید، «عمق» و «حجم» است.

    در این نوشته سعی کردیم شما را با هم‌خانواده‌ها، مترادف‌ها و معادل‌های واژه «سطح» آشنا کنیم. با یادگیری این کلمات، می‌توانید نوشته‌های زیباتر و روان‌تری داشته باشید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه عمیق

  • هم خانواده کلمه سالم + مترادف ، متضاد و معنی کلمه سالم

    هم خانواده کلمه سالم + مترادف ، متضاد و معنی کلمه سالم

    هم خانواده کلمه سالم

    کلمه “سالم” بسیار در فارسی به کار می‌رود، اما آیا با واژه‌های هم‌خانواده و هم‌معنی آن آشنا هستید؟ اگر پاسخ شما “نه” است، در ادامه به طور کامل معانی، واژه‌های هم‌معنی و هم‌خانواده “سالم” را برای شما توضیح می‌دهیم.

    هم‌خانواده‌ها به کلماتی گفته می‌شوند که ریشه یا بن یکسانی داشته باشند. در زبان فارسی، اگر کلمات بن ماضی یا مضارع مشترکی داشته باشند، آن‌ها را هم‌خانواده می‌نامند. کلمه “سالم” به معنای تندرست و در سلامت بودن است.

    هم‌خانواده‌های واژه سالم عبارتند از: سلام، تسلیم، مسلم، سلامتی، اسلام، سلیم، مسلمان و مسلمین. این کلمات از نظر معنی به “سالم” نزدیک هستند و شما می‌توانید در موقعیت‌های مناسب به جای “سالم” از آن‌ها استفاده کنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    واژه‌های هم‌معنی و مترادف “سالم” نیز شامل این موارد می‌شوند: سرحال، تندرست، صحیح، درست، روبه راه، بهداشتی، خوش‌مزاج، قبراق، بی‌عیب، منزه، بی‌گزند و پاک.

    همچنین خوب است متضادهای این کلمه را نیز بدانید تا دایره واژگان شما گسترده‌تر شود. همان طور که احتمالاً حدس زده‌اید، واژه‌هایی مانند ناسالم و غیربهداشتی متضادهای “سالم” به شمار می‌روند.

    در فرهنگ‌های مختلف فارسی نیز معنی “سالم” آورده شده است. برای مثال، در لغت‌نامه دهخدا، “سالم” به معنای بی‌گزند و درست معرفی شده است. در فرهنگ معین، این واژه به معنای تندرست و بی‌عیب آمده و در فرهنگ عمید، “سالم” به عنوان کسی که بیماری ندارد تعریف شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه سلامت

  • هم خانواده کلمه فضل + مترادف ، متضاد و معنی کلمه فضل

    هم خانواده کلمه فضل + مترادف ، متضاد و معنی کلمه فضل

    هم خانواده کلمه فضل

    کلمهٔ «فضل» به معنای خرد، دانایی، بینش و فرهیختگی است. در زبان فارسی، این واژه یکی از ویژگی‌های خداوند نیز به شمار می‌رود. این کلمه، همراه با چند واژهٔ دیگر، از یک ریشه مشتق شده‌اند.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی کلمات درس زیر آسمان بزرگ فارسی کلاس پنجم ، هم خانواده مخالف و خلاصه درس را از دست ندهید.

    واژه‌های هم‌خانوادهٔ فضل عبارت‌اند از: فضیلت، فضایل، فاضل و فضله. این کلمات در سه حرف اصلی مشترک هستند و معنای نزدیک به هم دارند.

    هم‌معنی‌های فضل نیز شامل این موارد است: دانایی، دانش، بینش، حکمت، علم، کمال، معرفت، فرهنگ، افزونی، برتری، بخشش، نیکوکاری و احسان. شما می‌توانید از این واژه‌ها به‌جای «فضل» استفاده کنید.

    یادگیری این گروه از واژه‌ها، دامنهٔ لغات شما را گسترش می‌دهد و باعث می‌شود سریع‌تر جمله بسازید و انشا بنویسید. همچنین به تقویت زبان فارسی شما به عنوان زبان اصلی کمک می‌کند. در مقابل، واژه‌های مقابل فضل — همان‌طور که احتمالاً حدس زده‌اید — نادانی و رفتار ناشایست هستند.

    در پایان، خوب است بدانید که در فرهنگ‌های معتبر فارسی، معنی «فضل» چنین آمده است:

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی کلمات شعر درس پانزدهم فارسی پنجم (کاجستان) ✅ هم خانواده و مخالف.

    – در لغت‌نامهٔ دهخدا: فزونی
    – در فرهنگ معین: کمال
    – در فرهنگ عمید: دانش

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ دانا