دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه جوامع + مترادف و معنی کلمه جوامع

    هم خانواده کلمه جوامع + مترادف و معنی کلمه جوامع

    هم خانواده کلمه جوامع

    واژه «جوامع» جمع کلمه «جامعه» است و این روزها زیاد در صحبت‌ها و اخبار به گوشمان می‌خورد. امروزه در سراسر جهان جوامع گوناگونی زندگی می‌کنند که هر کدام آیین‌ها و روش‌های خاص خودشان را دارند. برای اینکه بهتر با این واژه آشنا شوید، در ادامه، کلمات هم‌خانواده و هم‌معنی آن را توضیح می‌دهیم. با ما همراه باشید.

    کلمات هم‌خانواده جوامع عبارت‌اند از: جمع، جامع، مجموع، اجتماع و مجتمع. این واژه‌ها ریشه مشترکی دارند و همان‌طور که می‌بینید، سه حرف «ج»، «م» و «ع» در همه آن‌ها دیده می‌شود.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی کلمات درس دوم پنجره های شناخت کلاس ششم ✅ هم خانواده ، مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.

    این کلمات از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند و شما می‌توانید برای نوشتن جملات و انشاهای زیباتر و روان‌تر از آن‌ها استفاده کنید. حالا که با هم‌خانواده‌های جوامع آشنا شدید، خوب است معادل‌های آن را نیز بدانید.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی بخوان و بیندیش هدهد فارسی ششم صفحه ۲۰ ✅ کلمات هم خانواده و مخالف مراجعه کنید.

    مترادف‌های این واژه عبارت‌اند از: مجمع، سازمان، گروه، انجمن، همبودگاه، توداک، چبیره، همبود، همزیستگاه و هازه. احتمالاً برخی از این کلمات را از قبل می‌شناسید.

    در پایان، مروری بر معنی واژه «جوامع» در فرهنگ‌های فارسی خالی از لطف نیست. در لغتنامه دهخدا، این واژه به صورت «جامعه» و «جامع» معنی شده است. در فرهنگ معین نیز جوامع به معنای مجموعه‌ای از جامعه‌های مختلف، ملت‌ها و سرزمین‌ها آورده شده است.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی حکایت محبت فارسی ششم ✅ معنی کلمات، هم خانواده و مخالف سری سر بزنید.

  • هم خانواده کلمه جاودانه + معنی ، مترادف و متضاد کلمه جاودانه

    هم خانواده کلمه جاودانه + معنی ، مترادف و متضاد کلمه جاودانه

    هم خانواده کلمه جاودانه

    کلمه “جاودانه” در فارسی به معنای چیزی است که همیشگی و پایدار است. برای درک بهتر این واژه، می‌توانید با کلمات هم‌خانواده و مترادف آن آشنا شوید.

    کلمات هم‌خانواده “جاودانه” شامل جاوید، جاویدان و جاودان می‌شوند. این کلمات از یک ریشه هستند و معنی مشابهی دارند.

    یکی از آسان‌ترین روش‌ها برای تقویت زبان فارسی، یادگیری مترادف‌ها و کلمات هم‌خانواده است. این کار دایره لغات شما را گسترده‌تر می‌کند و به شما کمک می‌کند جمله‌های بهتری بنویسید.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

    مترادف‌های کلمه “جاودانه” عبارتند از: پایا، همواره، ابدی، مستمر، پاینده، پایدار، تا همیشه، مخلد، همیشگی و دایمی. شما می‌توانید از این کلمات به جای “جاودانه” در نوشته‌ها و جمله‌های خود استفاده کنید.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب هم خانواده کلمه وزن + مترادف و معنی کلمه وزن را از دست ندهید.

    حالا که با معنی و کلمات هم‌معنی “جاودانه” آشنا شدید، خوب است بدانید متضاد این کلمه، یعنی واژه‌ای که معنای مخالف دارد، “موقت” است.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب هم خانواده کلمه تعمیر + مترادف و معنی کلمه تعمیر را بخوانید.

    در فرهنگ لغت دهخدا، معنی “جاودانه” به صورت دائمی، پیوسته، باقی، دائم، سرمدی، موبد و ابدی آمده است. همچنین در فرهنگ‌های دیگر مانند عمید و معین، این کلمه به معنای ابدی، لایزال و همیشگی تعریف شده است. برخی از این معانی مانند “لایزال” برای ذات خداوند به کار می‌رود.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره هم خانواده کلمه نتیجه + مترادف و معنی کلمه نتیجه بیابید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه باقی

  • هم خانواده کلمه جامعه + مترادف و معنی کلمه جامعه

    هم خانواده کلمه جامعه + مترادف و معنی کلمه جامعه

    هم خانواده کلمه جامعه

    واژه‌های هم‌خانواده «جامعه» شامل جماعت، اجتماع، جمع، مجموع، تجمع و جمعیت می‌شوند. این کلمات از نظر معنی به هم نزدیک هستند و ریشه یکسانی دارند.

    کلمه جامعه برای ما واژه‌ای شناخته‌شده است و در صحبت‌های روزمره یا برنامه‌های مختلف زیاد به گوش می‌خورد. در ادامه برای شناخت بهتر این واژه، به معرفی مترادف‌ها و معادل‌های فارسی آن می‌پردازیم.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه ادامه دهید.

    مترادف‌های کلمه جامعه عبارتند از: جمعیت، اجتماع، مجمع، سازمان و گروه. این واژه‌ها تقریباً هم‌معنی با جامعه هستند و می‌توان در نوشته‌ها و جمله‌ها به جای یکدیگر به کار برد.

    با یادگیری هم‌خانواده‌ها، مترادف‌ها و معادل‌های فارسی کلمات، می‌توانید توانایی خود را در زبان فارسی افزایش دهید و روان‌تر بنویسید.

    حالا که با هم‌خانواده و مترادف‌های جامعه آشنا شدید، خوب است بدانید معادل‌های فارسی این کلمه نیز عبارتند از: همبودگاه، همزیستگاه، انجمن، توداک، هازه، چپیره و همبود. برخی از این معادل‌ها کمتر استفاده می‌شوند و برای بسیاری از ما ناآشنا هستند.

    در پایان، به معنی واژه جامعه در فرهنگ‌های مختلف نگاهی می‌اندازیم. در لغتنامه دهخدا، جامعه به معنای «گردآورنده» و «مجموع» آمده است. در فرهنگ معین، جامعه به «گروه مردم یک شهر» تعریف شده و در فرهنگ عمید، این واژه به «گروهی از مردم که با هم ویژگی‌های مشترک دارند» معنی شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه جوامع

  • هم خانواده کلمه قدیم + معنی ، مترادف و متضاد قدیم

    هم خانواده کلمه قدیم + معنی ، مترادف و متضاد قدیم

    هم خانواده کلمه قدیم

    کلمه “قدیم” از آن واژه‌های پرکاربرد و شناخته‌شده در زبان فارسی است. حتماً در مکالمات روزمره، به‌ویژه وقتی پای صحبت بزرگان خانواده می‌نشینید، این کلمه را زیاد شنیده‌اید. در ادامه با معرفی واژه‌های هم‌خانواده و مترادف آن، به شما کمک می‌کنیم تا معنای این کلمه را بهتر و عمیق‌تر بفهمید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده لذت + مترادف ، معنی و متضاد لذت برای تمامی پایه های تحصیلی.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی کلمات بخوان بیندیش دوستان همدل فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد به شما کمک خواهد کرد.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله هم خانواده کلمه نظام + مترادف و معنی کلمه نظام سر بزنید.

    مقاله هم خانواده تصمیم + مترادف و معنی کلمه تصمیم حاوی اطلاعات جامعی است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    واژه‌های هم‌خانواده “قدیم” عبارت‌اند از: قدیما، قدمت و قُدَما. این کلمات از یک ریشه مشترک گرفته شده‌اند و سه حرف اصلی در همه آن‌ها تکرار می‌شود.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، هم خانواده کلمه نقش + مترادف و معانی کلمه نقش را از دست ندهید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی همه از خاک پاک ایرانیم کلاس ششم فارسی صفحه ۵۶ ✅ هم خانواده و مخالف را بخوانید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ای وطن کلاس ششم صفحه ۵۰ ✅ هم خانواده و مخالف به شما کمک خواهد کرد.

    واژه‌های هم‌خانواده معمولاً از نظر معنی نیز به هم نزدیک هستند. معادل‌های فارسی کلمه “قدیم” شامل این موارد می‌شود: کهنه، کهن، باستانی، دیرینه، پارینه و دیرین.

    حالا که با معادل‌های فارسی و هم‌خانواده‌های “قدیم” آشنا شدید، خوب است مترادف‌های آن را هم بدانید. مترادف‌های این کلمه عبارت‌اند از: کهنه، ازلی، دیرینه، سرمدی، باستانی، گذشته، پیشین و کهن. احتمالاً بعضی از این کلمات از قبل برای شما آشنا هستند.

    این واژه‌ها هم‌معنی “قدیم” هستند و شما می‌توانید هنگام ساختن جمله، به جای آن از این کلمات استفاده کنید. افزون بر این، یادگیری مترادف‌ها و هم‌خانواده‌های یک کلمه، دایره واژگان شما را گسترده‌تر می‌کند و به تقویت زبان فارسی شما کمک می‌کند.

    همچنین خوب است بدانید متضادهای کلمه “قدیم” عبارت‌اند از: جدید، مدرن، نو، به‌روز، نوآور، نوظهور و نوگرا. در پایان، برای اینکه با معنای دقیق‌تر “قدیم” بیشتر آشنا شوید، به تعریف این واژه در چند فرهنگ لغت معتبر فارسی نگاهی می‌اندازیم.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله هم خانواده کلمه نعمت + مترادف و معنی کلمه نعمت به شما کمک خواهد کرد.

    در فرهنگ معین، برای “قدیم” معناهایی مانند دیرینه، پیشین و قدما آورده شده است. لغتنامه دهخدا نیز این کلمه را به‌صورت سابق، دیرینه، پیر و سال‌دیده معنی کرده است. در فرهنگ عمید هم واژه “قدیم” به‌عنوان دیرین، پیشین و قدیمی تعریف شده است.

    برای گسترش دانش خود، مقاله هم خانواده سعادت + متضاد و مترادف کلمه سعادت را مطالعه کنید.

  • هم خانواده کلمه قصر + معنی ، مترادف و متضاد کلمه قصر

    هم خانواده کلمه قصر + معنی ، مترادف و متضاد کلمه قصر

    هم خانواده کلمه قصر

    کلمه “قصر” دارای دو شکل هم‌خانواده به نام‌های “قصرها” و “قصار” است. این واژه هرچند ریشه عربی دارد، اما امروزه در فارسی نیز بسیار به کار می‌رود.

    قصر در اصل دو معنای اصلی دارد: یکی به معنای کاخ و ساختمان مجلل، و دیگری به معنای کوتاهی و سستی است. معادل‌های فارسی این کلمه نیز “کاخ” و “کوشک” هستند. اکنون که با معادل‌های فارسی و هم‌خانواده‌های آن آشنا شدید، خوب است مترادف‌های آن را نیز بدانید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

    مترادف‌های قصر شامل این کلمات می‌شوند: کاخ، ارگ، قلعه، کوشک، صرح، کوتاه‌سازی و کوتاهی. این واژه‌ها هم‌معنی با قصر هستند و شما می‌توانید هنگام جمله‌نویسی یا انشا از آن‌ها به‌جای یکدیگر استفاده کنید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله هم خانواده کلمه آثار + مترادف و معانی کلمه آثار به شما کمک خواهد کرد.

    مقاله هم خانواده کلمه آفرینش + مترادف و معنی کلمه آفرینش حاوی اطلاعات جامعی است.

    برای گسترش دانش خود، مقاله هم خانواده کلمه نعمت + مترادف و معنی کلمه نعمت را مطالعه کنید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب هم خانواده کلمه نقش + مترادف و معانی کلمه نقش را حتماً بخوانید.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب هم خانواده کلمه نظام + مترادف و معنی کلمه نظام را از دست ندهید.

    یادگیری مترادف‌ها و هم‌خانواده‌های یک واژه، دایره لغات شما را گسترده‌تر می‌کند و یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی است. همچنین خوب است با متضاد این کلمه که “کلبه” و “کوخ” است نیز آشنا شوید. برای درک بهتر معنای قصر، در ادامه به تعریف این واژه در فرهنگ‌های مختلف فارسی می‌پردازیم.

    در فرهنگ عمید، قصر به معنای خانه بسیار مجلل، کاخ، کوشک و نیز خواندن نماز شکسته در سفر آمده است. لغت‌نامه دهخدا آن را به معنای قلعه، خانه بزرگ سنگی، کاخ و کوشک معنی کرده است. در فرهنگ معین نیز علاوه بر معانی پیشین، “سستی” و “کوتاهی” را برای این واژه ذکر کرده است.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله هم خانواده کلمه باهوش + مترادف ، متضاد و معنی کلمه باهوش ادامه دهید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه خانه

  • هم خانواده کلمه گل + معنی ، مترادف و متضاد کلمه گل

    هم خانواده کلمه گل + معنی ، مترادف و متضاد کلمه گل

    هم خانواده کلمه گل

    کلمه “گل” برای همه ما آشناست. این واژه با توجه به اینکه حرف اولش ضمه یا کسره داشته باشد، معانی مختلفی پیدا می‌کند. کلماتی مانند گلدار، گلریز، گلگی، گلی و گلچین هم‌خانواده‌های گل به شمار می‌روند.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله هم خانواده کلمه تابان + مترادف و معنی کلمه تابان مراجعه کنید.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب هم خانواده کلمه معمول + مترادف و معنی کلمه معمول را بخوانید.

    این واژه‌ها از یک ریشه مشترک می‌آیند و معنای نزدیک به هم دارند. برای اینکه بهتر با معنی گل آشنا شوید، در ادامه کلمات هم‌معنی آن را نیز بررسی می‌کنیم.

    کلمات مترادف گل عبارت‌اند از: خاک، طین، تراب، زمین، لای، لجن، خاشاک، غبرا، جدا، ورد، داغ، وحل و زهر. احتمالاً بسیاری از این واژه‌ها را می‌شناسید. یادگیری آن‌ها دایره لغات شما را گسترده‌تر می‌کند.

    همچنین این کار به شما کمک می‌کند تا سریع‌تر جمله‌سازی کنید و متن‌های خلاقانه‌تری بنویسید. همانطور که ممکن است حدس زده باشید، اگر روی “گ” ضمه باشد، متضاد گل “خار” خواهد بود.

    برای درک بهتر معنی گل، در ادامه به تعریف این واژه در فرهنگ‌های معروف فارسی می‌پردازیم. همانطور که پیش‌تر گفتیم، این کلمه دو معنی اصلی دارد و در لغت‌نامه‌ها نیز به همین صورت معنا شده است. معانی گل در فرهنگ فارسی شامل این موارد است: گل سرخ، غنچه، دوست‌داشتنی، محبوب، زیبا، معشوق، شعله و اخگر.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، هم خانواده کلمه تجمل + مترادف و معنی کلمه تجمل را از دست ندهید.

  • هم خانواده کلمه گذرگاه + مترادف و معانی کلمه گذرگاه

    هم خانواده کلمه گذرگاه + مترادف و معانی کلمه گذرگاه

    هم خانواده کلمه گذرگاه

    گذرگاه در واقع به جایی گفته می‌شود که از آن عبور می‌کنیم یا مسیری است که برای رفت و آمد استفاده می‌شود. این واژه در گذشته بیشتر رواج داشت و امروزه هم گاهی در گفتگوهای روزمره به کار می‌رود. کلماتی مانند رهگذر، گذر و راه گذر، هم‌خانواده‌های گذرگاه به شمار می‌روند.

    این واژه‌ها از یک ریشه گرفته شده‌اند و از نظر مفهومی نیز به هم نزدیک هستند. اگر دوست دارید بیشتر با معنی این کلمه آشنا شوید، ادامه مطلب را دنبال کنید.

    واژه‌های هم‌معنی گذرگاه عبارت‌اند از: راه، پاساژ، مسیر، خیابان، معبر، شارع، کوچه و ممر. شما می‌توانید در جمله‌ها و نوشته‌های خود از این کلمات به جای گذرگاه استفاده کنید.

    یادگیری هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های یک واژه، به گسترده‌تر شدن دایره لغات شما کمک می‌کند و باعث تقویت زبان فارسی شما خواهد شد. در ادامه برای درک بهتر معنای گذرگاه، به تعریف این واژه در کتاب‌های فرهنگ لغت فارسی می‌پردازیم.

    در لغتنامه دهخدا، گذرگاه به معنی معبر، خیاط، ممر، منفذ، مجری و مسیر آمده است. در فرهنگ معین نیز معنی این واژه، گذر و معبر نوشته شده است که با برخی از مترادف‌های آن آشنا شدید. همچنین در فرهنگ عمید، معنی گذرگاه به صورت جای گذشتن، محل عبور، عبور کردن و گذر بیان شده است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه راهنما

  • هم خانواده کلمه حاضر + معنی ، مترادف و متضاد کلمه حاضر

    هم خانواده کلمه حاضر + معنی ، مترادف و متضاد کلمه حاضر

    هم خانواده کلمه حاضر

    کلمه “حاضر” ریشه عربی دارد و از واژه “حَضَر” گرفته شده است. این واژه در فارسی بسیار پرکاربرد است و معنای اصلی آن “آماده و فراهم” می‌باشد. در ادامه می‌توانید با واژه‌های هم‌خانواده و مترادف آن بیشتر آشنا شوید.

    واژه‌های هم‌خانواده “حاضر” شامل این موارد می‌شوند: حَضَر، حاضرین، محضر، حضور و حضار. این کلمات از یک ریشه مشترک هستند و از نظر معنایی به هم نزدیک می‌باشند؛ بنابراین در بعضی موقعیت‌ها می‌توانید آن‌ها را به جای یکدیگر به کار ببرید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله هم خانواده کلمه رشد + مترادف ، متضاد و معنی کلمه رشد ادامه دهید.

    مترادف‌های کلمه “حاضر” نیز عبارت‌اند از: در دسترس، اکنون، زمان حال، مهیا، موجود، شاهد، زنده، آماده، فراهم، مستعد و شهرنشین. این واژه‌ها تقریباً هم‌معنی با “حاضر” هستند و می‌توانید در جمله جایگزین آن کنید، بدون اینکه مفهوم اصلی تغییر کند.

    پس از آشنایی با هم‌خانواده و مترادف‌های “حاضر”، خوب است با معنی این کلمه در فرهنگ‌های مختلف فارسی نیز آشنا شوید. در لغتنامه دهخدا برای این واژه معانی مانند حضور، شاهد، حضاره، حضور دارنده، حاضرین، عاهن و باشنده آورده شده است. در فرهنگ معین، “حاضر” به معنای مستعد، موجود و آماده تعریف شده است. فرهنگ عمید نیز آن را به صورت آماده، مهیا و حضور یافتن معنی کرده و در فرهنگ واژه‌های فارسی سره، معادل‌های پیدا، باشنده و آماده برای آن ذکر شده است. همچنین متضادهای این کلمه شامل غایب، نامهیا، گذشته، بادی و بادیه‌نشین می‌شود.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    در این مقاله هم خانواده کلمه گواهی + مترادف و معانی کلمه گواهی اطلاعات مفیدی آمده است.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب هم خانواده کلمه فتوا + مترادف و معنی کلمه فتوا را از دست ندهید.

  • هم خانواده کلمه حق + معنی ، مترادف و متضاد کلمه حق

    هم خانواده کلمه حق + معنی ، مترادف و متضاد کلمه حق

    هم خانواده کلمه حق

    کلمه “حق” یک واژه مقدس و آشنا برای همه ماست. این کلمه یکی از نام‌های خداوند است و حتماً زیاد شنیده‌اید که افراد هنگام شروع کاری یا در زمان خداحافظی به یکدیگر می‌گویند “یاحق”.

    واژه‌هایی که هم‌خانواده کلمه حق هستند عبارتند از: تحقق، حقوق، تحقیق، حقایق، محقق، حقانیت، حقانی و حقی. این کلمات معنای نزدیک به هم دارند و همانطور که می‌بینید، ریشه همه آن‌ها یکی است.

    شناختن هم‌خانواده‌ها و واژه‌های هم‌معنی یک کلمه به شما کمک می‌کند معنای آن را بهتر بفهمید. همچنین با زیادتر شدن دایره واژگان شما، می‌توانید سریع‌تر جمله بسازید و متن‌های روان‌تری بنویسید. معادل‌های فارسی کلمه حق عبارتند از: راست، درست، هوده، داد، روا، سزا و هُده.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

    برخی از واژه‌های هم‌معنی حق عبارتند از: پروردگار، خدا، آفریدگار، الله، باری تعالی، واقع، درست، راست، حقیقت، راستی، بایسته، سزاوار، شایستگی، سزاواری، انصاف، عدل، قسط، منصف، داد، صدق، روا، واقعی، ساز و نصیب و عادلانه.

    در پایان به معنای واژه حق در کتاب‌های واژه‌شناسی فارسی می‌پردازیم. در فرهنگ معین، کلمه حق به معنای راست، نصیب، بهره، درست، عدل، انصاف، ملک و مال آمده و هم به صورت اسم و هم به صورت صفت تعریف شده است.
    در لغت‌نامه دهخدا، حق به معنای سخن درست گفتن، راستگویی، وعده و یقین داشتن معنی شده است. در فرهنگ عمید نیز این کلمه به معنای راست، درست و حرف حق تعریف شده است. خوب است بدانید که واژه‌های مخالف حق، باطل، خطا و ناحق هستند.
    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه آفریدگار

  • هم خانواده کلمه حمد + معنی و مترادف کلمه حمد

    هم خانواده کلمه حمد + معنی و مترادف کلمه حمد

    هم خانواده کلمه حمد

    کلمه “حمد” به معنای سپاسگزاری و ستودن است. وقتی ما خدا را می‌ستاییم، در واقع داریم حمد و سپاس او را به جا می‌آوریم. این کلمه در نمازهای روزمره ما بسیار تکرار می‌شود و همچنین اسم یکی از سوره‌های قرآن کریم است.

    واژه‌های هم‌خانواده حمد شامل مدح، حمید، محمد، حامد، محمود و حمید می‌شوند. بسیاری از این کلمات به عنوان اسم برای پسران استفاده می‌شوند. همه این واژه‌ها ریشه مشترکی دارند و معنی آن‌ها نیز به هم نزدیک است.

    هم‌معنی‌های کلمه حمد عبارتند از: ستودن، مدیحه، تمجید، ثنا، ستایش کردن، شکر و سپاس. شما می‌توانید از این کلمات به جای حمد در جمله‌های خود استفاده کنید.

    حالا که با معنی و کلمات هم‌خانواده و مترادف آشنا شدید، خوب است متضادهای این کلمه را هم بدانید. متضاد حمد، نکوهش، هجو و ذم است. معادل فارسی آن نیز ستایش و سپاس می‌باشد.

    در پایان برای درک بهتر معنای حمد، به تعریف آن در کتاب‌های واژه‌شناسی نگاهی می‌اندازیم. در لغت‌نامه دهخدا برای این کلمه معانیِ ستایش، سپاسگزاری، بیان، شکر، کبریا، جلال، عظمت، حق و سبحانه تعالی نوشته شده است. در فرهنگ عمید نیز حمد به معنای ثناگویی و ستایش آمده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه حمید

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.