دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه معلق + معنی ، مترادف و متضاد کلمه معلق

    هم خانواده کلمه معلق + معنی ، مترادف و متضاد کلمه معلق

    هم خانواده کلمه معلق

    کلمه “معلق” از زبان عربی گرفته شده و در فارسی هم به معنی “آویزان” است. چند کلمه دیگر هستند که به این کلمه شبیه و از یک خانواده اند، مثل: تعلیق، متعلق، تعلیقی و عَلَّقَ. این کلمات همگی یک ریشه اصلی دارند و از نظر مفهومی به هم نزدیک هستند.

    معنی دقیق “معلق” می‌تواند بسته به جمله‌ای که در آن به کار می‌رود، کمی تغییر کند. برای اینکه این کلمه را بهتر بفهمید، خوب است که کلمات هم‌معنی آن را هم بلد باشید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سر بزنید.

    کلمات هم‌معنی و مترادف “معلق” این‌ها هستند: آویزان، آونگ، آویخته، اندروا، تعلیق شده، معطل، پادرهوا، آونگ دار، معوق، سرازیر، بی پایه، غیرثابت، سرنگون، برکنار و بلاتکلیف. شما می‌توانید از این کلمات به جای “معلق” در نوشته‌ها و جمله‌های خود استفاده کنید.

    معادل‌های فارسی این واژه نیز آونگ، آویخته، آویزان و آونگان است. همچنین، کلمه مقابل و متضاد آن “غیر معلق” یا “ثابت” می‌باشد. یادگیری این کلمات هم‌معنی و متضاد، دایره لغات شما را گسترده‌تر می‌کند و به شما کمک می‌کند تا سریع‌تر و بهتر بنویسید.

    در پایان، برای درک کامل‌تر معنی “معلق”، نگاهی به تعریف آن در فرهنگ‌های معروف فارسی می‌اندازیم. در لغت‌نامه دهخدا، برای این کلمه معنی “آویخته”، “درآویخته” و “فرو آویخته” نوشته شده است. در فرهنگ‌های عمید و معین نیز “معلق” به معنای آویزان، آویخته و برکنار شده از کار آمده است.

  • هم خانواده کلمه قصه + مترادف و معانی کلمه قصه

    هم خانواده کلمه قصه + مترادف و معانی کلمه قصه

    هم خانواده کلمه قصه

    کلمه “قصه” یک واژه عربی است که در زبان فارسی هم بسیار رواج دارد. همه ما در بچگی قصه‌های زیادی شنیده‌ایم و با قهرمانان آن‌ها در دنیای خیال خود همراه شده‌ایم. معنای این کلمه در فارسی، داستان، سرگذشت یا افسانه است. در ادامه، برای اینکه بهتر با این واژه آشنا شوید، کلمات هم‌خانواده و هم‌معنی آن را توضیح می‌دهیم.

    کلمات هم‌خانواده “قصه” شامل این موارد می‌شوند: قصه‌گو، قصه‌ساز، قصص، قَصاص و قَصیص. این واژه‌ها از یک ریشه مشترک گرفته شده‌اند، اما هر کدام معنی جداگانه‌ای دارند.

    ریشه هر کلمه، در واقع حروف اصلی آن است که در کلمات هم‌خانواده تکرار می‌شود. اگر این ریشه را بشناسید، می‌توانید به راحتی کلمات مرتبط با آن را پیدا کنید.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    هم‌معنی‌های کلمه “قصه” نیز عبارتند از: حکایت، سرگذشت، افسانه، داستان، سمر، حدیث و نقل. این واژه‌ها تقریباً یک مفهوم را می‌رسانند و با یادگیری آن‌ها می‌توانید نوشته‌های روان‌تر و زیباتری داشته باشید.

    یادگیری کلمات هم‌خانواده و هم‌معنی، دایره لغات شما را گسترده‌تر می‌کند. در نتیجه، راحت‌تر جمله می‌سازید و بهتر می‌نویسید.

    حالا که با این کلمات آشنا شدید، بد نیست نگاهی به تعریف “قصه” در فرهنگ‌های معروف فارسی بیندازیم. در لغت‌نامه معین، برای این واژه معناهایی مانند داستان، بیان حال، حکایت، حرف، سخن، حدیث، بیان احوال، عرض حال و احوال آمده است.

    در فرهنگ عمید نیز “قصه” به معنی داستان، ماجرای واقعی یا تخیلی، عریضه، حکایت، خبر، حدیث و بیان احوال ذکر شده است. دیگر کتاب‌های لغت فارسی هم این کلمه را به عنوان داستان، خبر، سخن و سرگذشت معرفی کرده‌اند.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه حکایت

  • هم خانواده کلمه قصد + معنی ، مترادف و متضاد کلمه قصد

    هم خانواده کلمه قصد + معنی ، مترادف و متضاد کلمه قصد

    هم خانواده کلمه قصد

    خانواده کلمه «قصد» شامل این موارد است: مقصد، قاصد، مقصود، مقاصد و اقتصاد. این واژه‌ها از یک ریشه مشترک می‌آیند و از نظر معنایی به هم نزدیک هستند.

    همه ما با کلمه قصد آشنا هستیم. وقتی تصمیم می‌گیریم کاری را انجام دهیم، در واقع قصد انجام آن کار را داریم. در ادامه، کلمات هم‌معنی قصد را بررسی می‌کنیم تا بهتر با مفهوم این واژه آشنا شوید.

    واژه‌های هم‌معنی قصد عبارتند از: خواسته، میل، نقشه، هدف، عزم، آهنگ، اراده، اندیشه، نیت، خواست، داعیه، غایت، مقصد، مقصود، غرض، فکر، مراد و منظور. این کلمات معنایی مشابه قصد دارند و می‌توانید در نوشته‌های خود از آن‌ها استفاده کنید.

    یادگیری کلمات هم‌معنی و هم‌خانواده، آسان‌ترین راه برای تقویت زبان فارسی است. این کار به شما کمک می‌کند سریع‌تر جمله بسازید و انشا بنویسید و نوشته‌هایتان روان‌تر خواهد شد.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.

    حالا که با هم‌خانواده و هم‌معنی‌های قصد آشنا شدید، خوب است بدانید معادل فارسی این کلمه، واژه‌هایی مانند گرایش، آهنگ، انگیزه، گرای و خواست است. همچنین متضاد آن ناخواسته و بی‌اراده می‌باشد.

    در پایان برای درک بهتر معنای قصد، به تعریف آن در فرهنگ‌های مختلف می‌پردازیم. در لغتنامه دهخدا، قصد به معنای میان راه رفتن و آهنگ کاری را کردن است. در فرهنگ عمید، به‌عنوان منظور معنی شده و در فرهنگ معین، انجام کاری از روی عمد و قرض به عنوان معنی قصد آورده شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه مقصد

  • هم خانواده کلمه قدرت + معنی ، مترادف و متضاد کلمه قدرت

    هم خانواده کلمه قدرت + معنی ، مترادف و متضاد کلمه قدرت

    هم خانواده کلمه قدرت

    همه ما با معنای کلمه قدرت آشنا هستیم و می‌دانیم که به معنی توانایی انجام کارهاست. این واژه ریشه عربی دارد و در زبان فارسی نیز به عنوان اسم پسر به کار می‌رود. همچنین در زمینه‌های گوناگون مانند علم و سیاست در سراسر جهان، از این کلمه بسیار استفاده می‌شود.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

    واژه‌های هم‌خانواده قدرت عبارت‌اند از: قادر، قدرتمند، قَدر، مَقدور، قَدّار و قَدیر. این کلمات از نظر معنایی به هم نزدیک هستند و یادگیری آن‌ها به درک بهتر معنای قدرت کمک می‌کند.

    همچنین کلمات مترادف قدرت شامل این موارد می‌شود: توان، قوه، نیرو، زور، قوت، طاقت، وسع، استطاعت، تاب، تاثیر، نفوذ، انرژی، توانایی، زبردستی، مقاومت، اقتدار، تسلط، سلطه، نیرومندی، کبریا، هنگ، یارا، استیلا و عظمت. شما می‌توانید از این واژه‌ها به جای کلمه قدرت در جمله‌نویسی و نوشتار خود استفاده کنید.

    در ادامه، خوب است که معادل فارسی و متضاد کلمه قدرت را نیز بدانید. معادل فارسی آن شامل این واژه‌هاست: توانایی، زور، نیرو، یارایی، تاب، توان و فرمانروایی. همچنین متضاد قدرت — همان‌طور که احتمالاً حدس می‌زنید — ضعف و ناتوانی است.

    در پایان به معنی کلمه قدرت در فرهنگ‌های مختلف فارسی می‌پردازیم. در لغت‌نامه‌های دهخدا، عمید و معین، این واژه به معنای توانایی داشتن و توانستن آمده است. در فرهنگ واژگان فارسی سره نیز معنی قدرت به صورت توانایی، نیرو و توان بیان شده است.

  • هم خانواده کلمه قطع + معنی ، مترادف و متضاد کلمه قطع

    هم خانواده کلمه قطع + معنی ، مترادف و متضاد کلمه قطع

    هم خانواده کلمه قطع

    کلمه «قطع» از زبان عربی گرفته شده و در فارسی هم خیلی کاربرد دارد. این واژه با ترکیب‌های مختلفی به کار می‌رود و در هر جمله معنای خاصی پیدا می‌کند. برای مثال، اصطلاح «قطع امید» بیشتر در مورد بیمارانی به کار می‌رود که وضعشان بسیار وخیم است.
    عبارت «قطع به یقین» هم یکی دیگر از اصطلاحات رایج در گفتگوهای روزمره است که معانی گوناگونی دارد.
    حالا که با معنی کلی کلمه «قطع» آشنا شدید، در ادامه به معرفی واژه‌های هم‌خانواده و مترادف آن می‌پردازیم.

    واژه‌های هم‌خانواده «قطع» شامل این موارد می‌شوند: مقطوع، قطعی، انعقطاع، قاطع، قطعاً، مقطع و مقطعی.
    همان‌طور که مشاهده می‌کنید، همه این کلمات از یک ریشه مشترک ساخته شده‌اند. برای پیدا کردن واژه‌های هم‌خانواده یک کلمه، باید ابتدا ریشه آن را پیدا کنید و سپس کلمات مرتبط با آن را بنویسید.

    برای مطالعه بیشتر، به هم خانواده کلمه حفظ + معنی ، مترادف و متضاد کلمه حفظ سری سر بزنید.

    مترادف‌های کلمه «قطع» نیز عبارت‌اند از: گسیخته، بریدن، برش، جدایی، گسیختگی، فَک، بریده، جدا شده، گسسته، اندازه، قالب، گسستن، گسیختن، بریدگی، قطعه و یقین.
    این کلمات، معانی نزدیک به «قطع» دارند و می‌توانید در جمله‌های خود از آن‌ها به جای هم استفاده کنید.
    همان‌طور که احتمالاً حدس زده‌اید، متضاد کلمه «قطع»، «وصل» است و حتماً اصطلاح «قطع و وصل» را در گفتگوهای روزمره شنیده‌اید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله هم خانواده کلمه حرکت + مترادف ، متضاد و معنی کلمه حرکت مراجعه کنید.

    در پایان، به معنی کلمه «قطع» در چند لغت‌نامه معروف فارسی اشاره می‌کنیم:
    در فرهنگ معین، معنی‌های «بریدن»، «جدا کردن»، «پاره کردن»، «برش در دو جهت»، «جزم و یقین» برای این واژه ثبت شده است.
    لغت‌نامه دهخدا نیز «بریدن درخت»، «جدا کردن»، «پاره کردن» و «بریدن» را به عنوان معنی «قطع» آورده است.
    در فرهنگ عمید هم معانی «جدا کردن»، «متوقف شدن»، «اندازه طول و عرض» و «بریدن» برای این کلمه ذکر شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه قطعه

  • هم خانواده کلمه نظر + مترادف و معنی کلمه نظر

    هم خانواده کلمه نظر + مترادف و معنی کلمه نظر

    هم خانواده کلمه نظر

    «نظر» به معنای بیان کردن علاقه‌ها، عقیده‌ها و تصمیم‌های ما دربارهٔ یک موضوع است. این واژه ریشهٔ عربی دارد و در زبان فارسی بسیار به کار می‌رود. اگر دوست دارید بیشتر با معنی‌ها و واژه‌های هم‌معنای آن آشنا شوید، ادامهٔ مطلب را بخوانید.

    واژه‌های هم‌خانوادهٔ «نظر» شامل ناظر، منظور، منتظر، انتظار و منظره می‌شوند. این کلمات معمولاً سه حرف مشترک دارند و از نظر معنایی به هم نزدیک هستند.

    حتماً شما هم در گفت‌وگوهای روزمره از کلمهٔ نظر استفاده کرده‌اید یا آن را شنیده‌اید. حالا که با خانوادهٔ این واژه آشنا شدید، بهتر است به سراغ کلمات مترادف آن برویم.

    مترادف‌های «نظر» عبارت‌اند از:
    دید، دیدن، عنایت، تماشا، مشاهده، نظاره، نقشه، جنبه، حیث، زعم، نگاه، نگرش، عقیده، لحاظ، اندیشه، تفکر، منظر، دیدگاه، تفکر، نظریه.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، هم خانواده کلمه تجمل + مترادف و معنی کلمه تجمل را از دست ندهید.

    این واژه‌ها از لحاظ معنی شبیه به هم هستند و می‌توانید در نوشته‌های درسی یا صحبت‌های خود از آن‌ها استفاده کنید. یادگیری هر کدام از این معانی به شما کمک می‌کند جمله‌های بهتری بسازید و متن‌های زیباتری بنویسید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه معمول + مترادف و معنی کلمه معمول.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه تابان + مترادف و معنی کلمه تابان.

    حالا که با معنی و خانوادهٔ کلمهٔ نظر آشنا شدید، بد نیست برای درک عمیق‌تر، به فرهنگ لغت دهخدا هم سری بزنیم. در این فرهنگ، «نظر» به معنی‌های زیر آمده است:
    نگاه کردن، نگریستن، به نظر آمدن، جهت، جنبه، نگاه، نگرش و چشم‌زخم.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ منظره

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را حتماً بخوانید.

  • هم خانواده کلمه نظم + مترادف و معانی کلمه نظم

    هم خانواده کلمه نظم + مترادف و معانی کلمه نظم

    هم خانواده کلمه نظم

    واژه‌های هم‌خانواده «نظم» عبارتند از: منظم، ناظم، منظوم و تنظیم. در زبان عربی، به کلماتی هم‌خانواده می‌گویند که از یک ریشه مشترک گرفته شده باشند.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    ریشه اصلی کلمه معمولاً از سه حرف تشکیل می‌شود که در واژه‌های هم‌خانواده به صورت پشت‌سرهم تکرار می‌شوند. در زبان فارسی نیز کلماتی که بن ماضی و بن مضارع یکسانی دارند، هم‌خانواده محسوب می‌شوند. اکنون که با تعریف هم‌خانواده‌ها آشنا شدید، بهتر است با مترادف‌های واژه «نظم» نیز آشنا شوید.

    مترادف‌های کلمه نظم عبارتند از: آراستگی، آراستن، نظام، شعر، نسق، قاعده، قانون، سامان، انتظام، انضباط، تنظیم، سازماندهی و ترتیب.

    برای درک بهتر و دقیق‌تر معنای واژه‌ها، خوب است به فرهنگ‌های لغت فارسی نیز مراجعه کنیم. در لغتنامه دهخدا، کلمه «نظم» به معنی آراستن، ترتیب دادن، به رشته کشیدن مروارید و همچنین کلام موزون و مسجع به کار رفته است. همه این کلمات تقریباً معنای یکسانی دارند و به‌کاربردن هرکدام از آن‌ها، مفهوم مورد نظر را به خواننده منتقل می‌کند.
    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه ناظم

  • هم خانواده کلمه نقطه + مترادف و معنی کلمه نقطه

    هم خانواده کلمه نقطه + مترادف و معنی کلمه نقطه

    هم خانواده کلمه نقطه

    کلمه “نقطه” هم از نظر معنا و هم از نظر شکل ظاهری، مفهوم ویژه‌ای دارد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

    هم‌خانواده‌های کلمه نقطه عبارتند از: نقاط، منقط و منقوط. این کلمات همگی سه حرف مشترک دارند و ریشه یکسانی دارند.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.

    واژه‌های هم‌معنی و مترادف نقطه شامل این موارد می‌شود: نشانه، جا، محل، مکان، ناحیه، کانون، مرکز و نکته. شما می‌توانید در نوشته‌های خود از این کلمات به جای نقطه استفاده کنید.

    در فرهنگ لغت دهخدا برای کلمه نقطه معانی مختلفی آورده شده است: نقاط، نقط، مبدا، حرکت، ضعف و معایب یک شخص، و همچنین علامتی ریز و گرد یا چهارگوش که زیر یا روی برخی از حروف الفبا قرار می‌گیرد. علاوه بر معانی مختلف، نقطه از نظر ظاهری نیز در پایان جملات کاربرد بسیار زیادی دارد و همیشه در نوشتار از آن استفاده می‌شود.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب هم خانواده کلمه تظلم + مترادف و معنی کلمه تظلم را از دست ندهید.

    مؤثرترین روش برای یادگیری و به خاطر سپردن کلمات جدید، این است که شکل صحیح نوشتاری آن‌ها را بیاموزید و هم‌خانواده‌ها، مترادف‌ها و متضادهای آن‌ها را حفظ کنید. با یادگیری کلمات هم‌معنی و پرکاربرد که از نظر مفهومی به هم نزدیک هستند، می‌توانید متن‌هایی متفاوت، زیبا و روان بنویسید.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب هم خانواده کلمه مهر + مترادف ، متضاد و معنی کلمه مهر را از دست ندهید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه نکته

  • هم خانواده کلمه ناظر + مترادف و معانی کلمه ناظر

    هم خانواده کلمه ناظر + مترادف و معانی کلمه ناظر

    هم خانواده کلمه ناظر

    کلماتی مانند ناظر، نظارت، نظر، منظره، منظور، انتظار و منتظر، همگی از یک خانواده هستند. همانطور که مشاهده می‌کنید، این واژه‌ها ریشه مشترکی دارند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیک می‌باشند.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی شعر ای وطن کلاس ششم صفحه ۵۰ ✅ هم خانواده و مخالف سر بزنید.

    حتماً تا به حال در کتاب‌های درسی دوران مدرسه با کلمه «ناظر» و معنای آن برخورد کرده‌اید. در این نوشته قصد داریم شما را با تمام معانی و مفاهیم این کلمه آشنا کنیم و برای درک بهتر آن، توضیحات ساده‌ای ارائه دهیم. تا پایان این مطلب با ما همراه باشید.

    ناظر یک کلمه با ریشه عربی و معنای ساده است. این کلمه به معنای کسی است که شاهد و ناظر یک رویداد، عمل یا گفتار است.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی کلمات بخوان بیندیش دوستان همدل فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد را مطالعه کنید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی همه از خاک پاک ایرانیم کلاس ششم فارسی صفحه ۵۶ ✅ هم خانواده و مخالف سر بزنید.

    مترادف‌های کلمه ناظر عبارت‌اند از: کارگزار، مباشر، وکیل، متصدی، مراقب، تماشاچی، تماشاگر، حاضر، شاهد و نظاره‌گر. شما می‌توانید از هر یک از این کلمات در نوشته‌ها و انشاهای خود استفاده کنید، زیرا همگی معنای یکسانی دارند.

    در لغت‌نامه دهخدا، معنای واژه ناظر به این صورت آمده است: نگاه‌کننده، بیننده، و کسی که بر کاری نظارت و رسیدگی می‌کند. همین معانی در فرهنگ‌های معین و عمید نیز ذکر شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه نظر

  • هم خانواده کلمه غم + مترادف ، متضاد و معنی کلمه غم

    هم خانواده کلمه غم + مترادف ، متضاد و معنی کلمه غم

    هم خانواده کلمه غم

    هم‌خانواده‌های کلمه غم عبارتند از: غمگین، غم‌دار، غمناک، مغموم، غمزده و غمین. به کلماتی که معنای نزدیک به هم دارند و حداقل سه حرف مشترک دارند، هم‌خانواده می‌گویند.

    یادگیری کلمات هم‌خانواده و مترادف در زبان فارسی بسیار مهم است و شما در دوران تحصیل خود با آن سروکار خواهید داشت. در ادامه، برای اینکه بیشتر با معنی کلمه غم آشنا شوید، مترادف‌ها و متضادهای آن را توضیح می‌دهیم. با ما همراه باشید.

    مترادف‌های کلمه غم شامل این موارد است: حزن، حسرت، اندوه، رنج، غصه، تاسف، تیمار، داغ، محنت، هم و کرب. این کلمات هم‌معنی با غم هستند و می‌توانید در نوشته‌های خود از آن‌ها به جای غم استفاده کنید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سر بزنید.

    حالا که با مترادف‌ها و هم‌خانواده‌های غم آشنا شدید، بد نیست معادل فارسی و متضاد آن را نیز یاد بگیرید. معادل فارسی این کلمه شامل اندوه، موژه، موژ، زاری و اندوهگین است. همانطور که احتمالاً حدس می‌زنید، متضاد کلمه غم، شادی و فرح‌انگیز است.

    در پایان، برای درک بهتر معنای واژه غم، به معانی آن در فرهنگ‌های لغت فارسی می‌پردازیم. این کلمه در فرهنگ‌های معروفی مانند دهخدا و معین به صورت غمناک، کظیم، پژمان، اندوهمند، نژند و غمنده معنی شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه غمگین