دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه صاف + معنی مترادف و متضاد کلمه صاف

    هم خانواده کلمه صاف + معنی مترادف و متضاد کلمه صاف

    هم خانواده صاف

    واژه‌های هم‌خانواده «صاف» شامل صافی، صاف‌کار و صاف‌کردن می‌شوند. این کلمات از یک ریشه مشترک هستند و سه حرف اصلی در همه آنها تکرار شده است. از نظر معنایی نیز این گروه از واژه‌ها، مفهوم نزدیک به هم دارند. در ادامه با آوردن کلمات هم‌معنی و مخالف «صاف»، به شما کمک می‌کنیم تا معنای این واژه را بهتر و عمیق‌تر بفهمید.

    کلمات هم‌معنی «صاف» عبارت‌اند از:
    مسطح، راست، پرداخته، بی‌آلایش، صیقلی، لغزنده، نرم، زلال، خالص، نشو، هموار، تخت، مستوی، شق، پاک، وضیع، پالوده، روشن، مروق و ناب.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

    یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی در دوره دبستان، یادگیری هم‌معنی‌ها، متضادها و واژه‌های هم‌خانواده است. یادگیری این موارد به شما کمک می‌کند معنای واژه‌ها را بهتر بفهمید و آنها را برای مدت بیشتری در خاطرتان نگه دارید.

    حالا که با هم‌خانواده‌ها و کلمات هم‌معنی «صاف» آشنا شدید، بد نیست بدانید معادل‌های فارسی این واژه عبارت‌اند از: سَره، پالایش، ناب، هموار، یکنواخت و نرم. همچنین متضاد «صاف» — همان‌طور که احتمالاً حدس زده‌اید — خشن و زبر است.

    در پایان، برای اینکه بیشتر با معنای «صاف» آشنا شوید، به تعریف این واژه در فرهنگ‌های فارسی می‌پردازیم. در لغت‌نامه‌های معتبر، برای کلمه «صاف» معناهایی مانند صادق، ساده، بی‌حیله و مکر، بی‌ریا، روشن، زلال و آفتابی آورده شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه کثیف
    هم‌خانواده کلمه کوچک
    هم‌خانواده کلمه گویا
    هم‌خانواده کلمه جمله

  • هم خانواده کلمه کار + معنی و مترادف کلمه کار

    هم خانواده کلمه کار + معنی و مترادف کلمه کار

    هم خانواده کار

    کلماتی مانند کارگر، کاری، کارآمد، کارایی و کارمند، همه از یک خانواده هستند. این واژه‌ها ریشه مشترکی دارند و از نظر مفهومی نیز به هم نزدیک می‌باشند. شما می‌توانید با استفاده از این کلمات در جمله‌نویسی و انشا، نوشته‌های خود را زیباتر و روان‌تر کنید.

    در ادامه برای اینکه بیشتر با معنی این واژه آشنا شوید، به سراغ مترادف‌ها و معانی آن در فرهنگ‌های لغت فارسی می‌رویم. با ما همراه باشید.

    یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی و افزایش دایره واژگان، یادگیری کلمات هم‌معنی و هم‌خانواده است. با این کار می‌توانید انشاهای ساده‌تر و خلاقانه‌تری بنویسید و نمرات بهتری نیز کسب کنید.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه مراجعه کنید.

    مترادف‌های کلمه «کار» عبارتند از:
    مشغله، نقش، وظیفه، منصب، عمل، فعل، پیشه، حرفه، شغل، کسب، موضوع، اثر، هنر جنگ، کارزار، مسئله، کشت و کار، کردار، امر، ماجرا، ساخت، مرگ، اتفاق، پیشامد، حادثه، ماوقع، کاسبی، صناعت، تقدیر و سرنوشت.
    این واژه‌ها هم‌معنی «کار» هستند و می‌توانید در جمله‌سازی از آن‌ها به جای یکدیگر استفاده کنید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سر بزنید.

    حالا که با مترادف‌ها و واژه‌های هم‌خانواده «کار» آشنا شدید، بد نیست معنی این کلمه را در لغت‌نامه‌های فارسی نیز بدانید.
    در فرهنگ‌های لغت، معانی زیر برای «کار» آورده شده است:
    پیشه، شغل، هنر، مسئولیت، ممارست، وظیفه، گرفتاری، دشواری، حادثه، پیشامد، وضعیت، صنعت و معامله.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی درس هفدهم فارسی ششم ستاره روشن ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه صاف
    هم خانواده کلمه کثیف
    هم خانواده کلمه کوچک
    هم خانواده کلمه گویا

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

  • معنی کلمات درس هشتم فارسی پنجم ابتدایی همراه با هم خانواده و متضاد

    معنی کلمات درس هشتم فارسی پنجم ابتدایی همراه با هم خانواده و متضاد

    معنی کلمات درس هشتم فارسی پنجم

    مفهوم شعر:

    “چو ایران نباشد تن من مباد”: شاعر می‌گوید که اگر ایران نباشد، وجود و زندگی او هم ارزشی ندارد.
    “وقتی که اسکندر آهنگ ایران کرد”: این بخش به زمانی اشاره دارد که اسکندر قصد حمله به ایران را کرد.
    “هر جا که شهری دید با خاک، یکسان کرد”: این جمله نشان می‌دهد که اسکندر هر شهری را که می‌دید، کاملاً نابود می‌کرد.

    معنی کلمات:

    بنیان نهاده بود: پایه‌گذاری کرده بود.
    پهناور: بسیار بزرگ و گسترده.
    پایداری: ایستادگی و مقاومت کردن.
    بانگ: صدای بلند و فریاد.

    معنی کلمات درس هشتم فارسی پنجم ابتدایی

    توضیح و مفهوم واژه‌های مهم:

    **بنیان**
    مفهوم: شالوده، ریشه.
    مثال: ریختن شالوده یک کشور نشان از دوراندیشی و برنامه‌ریزی دارد.
    واژه‌های مرتبط: بنیاد، پایه‌گذار.

    **پهناور**
    مفهوم: بزرگ، فراخ.
    مثال: ایران سرزمینی بزرگ و با تاریخ بسیار قدیمی است.
    واژه مرتبط: پهن.

    **پایداری**
    مفهوم: مقاومت، استواری.
    مثال: مردم ایران در مقابل دشمنان خود مقاومت کردند.
    برعکس: تسلیم شدن.

    **بانگ**
    مفهوم: آواز، فریاد.
    مثال: با فریادی بلند آزادی خود را اعلام کرد.
    واژه مرتبط: بانگین.

    **کوشا**
    مفهوم: پرتلاش، سختکوش.
    مثال: دانش‌آموز سختکوش در درس‌هایش موفق می‌شود.
    برعکس: تنبل، بی‌حال.

    **چاره‌اندیشی**
    مفهوم: فکر کردن به راه‌حل برای یک مشکل.
    مثال: در زمان سختی، فکر کردن به راه‌حل خیلی مهم است.

    **ایستادگی**
    مفهوم: مقاومت کردن در برابر مشکلات.
    مثال: مردم با مقاومت، دشمن را شکست دادند.
    برعکس: کنار کشیدن.

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    **تسخیر**
    مفهوم: به دست آوردن، تصاحب کردن.
    مثال: دشمن قصد داشت شهر را به دست آورد، اما نتوانست.
    واژه‌های مرتبط: مسخر، تسخیرکننده.

    **ویرانی**
    مفهوم: خرابی، نابودی.
    مثال: جنگ باعث خرابی شهرهای زیادی شد.
    برعکس: آبادانی.

    **فرمانروایی**
    مفهوم: حکمرانی، اداره کردن.
    مثال: حکمرانی درست باعث پیشرفت و رونق جامعه می‌شود.
    برعکس: بی‌قانونی.

    مفهوم اشعار مرتبط با متن درس

    “هر جا که شهری دید با خاک یکسان کرد”

    این شعر از ویرانگری اسکندر مقدونی در ایران حکایت می‌کند. او هر شهر آباد و پررونقی را که می‌دید، نابود می‌کرد و به تلی از خاک تبدیل می‌کرد.

    “چو ایران نباشد تن من مباد”

    در این جمله، شاعر عشق عمیق خود به میهن را بیان می‌کند. او معتقد است اگر ایران وجود نداشته باشد، زندگی برایش ارزشی ندارد و حاضر به ادامه آن نیست.

    “که ایران چو باغی‌ست خرم بهار”

    این مصرع کشور ایران را به باغی سرسبز و زیبا در اوج فصل بهار تشبیه می‌کند که همیشه تازه، زنده و شکوفاست.

    هم‌خانواده‌ ها و متضاد ها

    بنیاد:

    واژه‌های هم‌خانواده: بنیادین، بنیان.
    متضاد: نابودی.

    پایداری:

    واژه‌های هم‌خانواده: پایدار، ایستادگی.
    متضاد: تسلیم شدن، فروپاشی.

    ویرانی:

    واژه‌های هم‌خانواده: ویرانگر، ویران.
    متضاد: آبادانی، سازندگی.

    بانگ:

    واژه‌های هم‌خانواده: بانگین.
    متضاد: سکوت، خاموشی.

    فرمانروایی:

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی کلمات درس دوم پنجره های شناخت کلاس ششم ✅ هم خانواده ، مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    واژه‌های هم‌خانواده: فرمانروا، فرمانبردار.
    متضاد: هرج و مرج، بی‌نظمی.

    نکات تربیتی و اخلاقی درس هشتم

    درس هشتم: عشق به میهن

    در این درس، ارزش دوست داشتن وطن و کوشش برای نگهداری از آن بیان شده است.
    همه ما باید برای گذشته، فرهنگ و ویژگی‌های ملی کشورمان ارزش قائل باشیم.

    پایداری در برابر مشکلات:

    هدف اصلی این درس، نشان دادن قدرت استقامت و پایداری است.
    حتی در شرایط بسیار سخت نیز نباید دست از تلاش برداشت و باید همیشه امیدوار بود.

    ارزش با هم بودن:

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی حکایت محبت فارسی ششم ✅ معنی کلمات، هم خانواده و مخالف.

    همدلی و اتحاد مردم یک سرزمین، راز ماندگاری و موفقیت آن است.
    در گذشته ایران نیز، همین همراهی و یکپارچگی باعث پیروزی‌های بزرگ شده است.

    جمع‌بندی

    درس هشتم کتاب فارسی پایه پنجم، یک درس ارزشمند است که با زبان زیبا درباره میهن‌دوستی، پایداری و اهمیت فرهنگ ایران صحبت می‌کند. پیام اصلی آن این است که با ایستادگی و اتحاد می‌توان بر هر مشکلی چیره شد و از میهن و داشته‌های ملی پاسداری کرد.

    مطالب قبلی:
    معنی سایه افکند کلاس پنجم
    مترو چیست کلاس پنجم

    5/5 – (3 امتیاز)

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی بخوان و بیندیش هدهد فارسی ششم صفحه ۲۰ ✅ کلمات هم خانواده و مخالف.

  • هم خانواده منصرف+ مترادف و متضاد واژه منصرف

    هم خانواده منصرف+ مترادف و متضاد واژه منصرف

    هم‌خانواده‌های کلمهٔ منصرف
    برای پیدا کردن هم‌خانواده‌های یک کلمه، باید بخش اصلی و ریشهٔ آن را تشخیص دهید. کلمات هم‌خانواده معمولاً در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیک می‌باشند. در این مطلب از سایت توپ تاپ، با هم‌خانواده‌ها و واژه‌های هم‌معنی «منصرف» آشنا خواهید شد. با ما همراه باشید.

    واژه‌های مترادف منصرف عبارت‌اند از: پشیمان، انصراف‌یافته، صرف‌نظرکرده، ترک‌کرده، چشم‌پوشی‌کننده، عدول‌کننده و برگشته. همان‌طور که می‌دانید، کلمات مترادف به کلماتی گفته می‌شود که معنای یکسانی با واژهٔ اصلی دارند. شما می‌توانید برای نوشتن متن‌های زیبا و روان، از این کلمات به عنوان جایگزین استفاده کنید. همچنین معادل‌های فارسی این واژه شامل روگردانده، بازگردنده، پشیمان، برگشته و چشم‌پوشنده است که می‌توانید در جمله‌های خود به کار ببرید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره خلاصه و معنی کلمات بخوان و بیندیش هفت مروارید سرخ + هم خانواده و مخالف بیابید.

    اکنون که با مترادف‌ها و هم‌خانواده‌های این واژه آشنا شدید، خوب است معنی آن را نیز در کتاب‌های معروف لغت فارسی بدانید. در لغت‌نامه‌های مهمی مانند دهخدا، معین و عمید، معنای واژهٔ منصرف به صورت‌های زیر آمده است: برگشته، بازگشته‌کننده، کسی که از قصد خود بازمی‌گردد، فسخ‌کنندهٔ عزم و صرف‌نظرکننده.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی کلمات و متن درس چهاردهم ادب از که آموختی فارسی چهارم + هم خانواده و مخالف مراجعه کنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانوادهٔ کثیف
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ کار

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی کلمات درس سیزدهم لطف حق فارسی چهارم + هم خانواده مخالف و خلاصه درس.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

  • هم خانواده محسوس + معنی و مترادف کلمه محسوس

    هم خانواده محسوس + معنی و مترادف کلمه محسوس

    خانواده کلمه محسوس

    کلمه‌های هم‌خانواده «محسوس» عبارتند از: احساس، حساس و حس. به گروهی از کلمات که معنای نزدیک به هم دارند و حداقل سه حرف مشترک در ریشه خود دارند، هم‌خانواده می‌گوییم. شناختن این کلمات در زبان فارسی بسیار مهم است و بخش بزرگی از درس‌های فارسی را تشکیل می‌دهد. این کار به شما کمک می‌کند تا معنای واژه‌ها را بهتر بفهمید و دایره لغات خود را گسترش دهید.

    در ادامه، با ما همراه باشید تا با کلمات مترادف و متضاد «محسوس» آشنا شوید.

    واژه‌های مترادف محسوس شامل این موارد است: مرئی، مشهود، ملموس، نمایان، آشکار، ظاهر، عیان، هویدا، احساس شده، ادراک شده و حس شده. این کلمات هم‌معنی با «محسوس» هستند و می‌توانید در جمله‌های خود به جای آن از این واژه‌ها استفاده کنید.

    همچنین معادل‌های فارسی کلمه محسوس عبارتند از: چشمگیر، آشکارا، پیدا، آشکار، سترسا و نمودار. خوب است بدانید که متضاد کلمه محسوس، «نامحسوس» است.

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه حاوی اطلاعات جامعی است.

    در پایان، برای اینکه بیشتر با معنای «محسوس» آشنا شوید، به تعریف آن در فرهنگ‌های معتبر فارسی می‌پردازیم. در لغتنامه دهخدا، محسوس به معنای «دریافته شده به یکی از حواس پنجگانه»، «دریافت شده»، «لمس شده» و «دانسته شده» آمده است.

    در فرهنگ‌های معین و عمید نیز محسوس به چیزی گفته می‌شود که وجود و اثر آن احساس شود، حس شده، نمایان، معلوم و آشکار معنی شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده منصرف
    هم خانواده صحبت

  • هم خانواده عبارت + معنی و مترادف کلمه عبارت

    هم خانواده عبارت + معنی و مترادف کلمه عبارت

    کلمات هم‌خانواده برای «عبارت» شامل «عبرت» و «عبارات» می‌شود. برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده در زبان عربی، باید بخش اصلی و ریشه کلمه را تشخیص دهید. معمولاً این کلمات در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی کلمات درس دهم فارسی ششم ( عطار و جلال الدین محمد) ✅ هم خانواده و مخالف.

    در مورد کلمات فارسی، اگر بن گذشته یا بن حال کلمه‌ها یکی باشد، آن‌ها را هم‌خانواده می‌دانیم. کلمات هم‌خانواده از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند. در ادامه، معنای کلمه «عبارت» را بیشتر بررسی می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    واژه‌های مترادف «عبارت» شامل «بند»، «بیان»، «تعبیر»، «تکلم»، «جمله» و «گزاره» است. یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی در دوره دبستان، یادگیری مترادف‌ها، متضادها و کلمات هم‌خانواده است.

    یادگیری این موارد به شما کمک می‌کند معنای واژه‌ها را بهتر بفهمید و آن‌ها را برای مدت بیشتری به خاطر بسپارید. مترادف‌ها کلماتی با معنای یکسان هستند و می‌توانید از آن‌ها به جای هم استفاده کنید. معادل‌های فارسی «عبارت» نیز «گزاره»، «فراز» و «سخن» است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی کلمات درس یازدهم شهدا خورشیدند فارسی ششم ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.

    اکنون که با مترادف و هم‌خانواده‌های «عبارت» آشنا شدید، به بررسی معنای این کلمه در فرهنگ‌های مختلف می‌پردازیم.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی حکایت درخت علم کلاس ششم صفحه ۷۷ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    در فرهنگ دهخدا، برای «عبارت» معناهایی مانند «تفسیر و تأویل»، «بیان و تعبیر کردن»، «شرح»، «ترجمه»، «تکلم»، «طرز بیان» و «شیوه ادای سخن» آمده است.

    در لغت‌نامه‌های معین و عمید نیز «عبارت» به معنای «بیان کردن»، «تعبیر کردن سخن یا خواب»، «سخن گفتن»، «اصطلاح»، «گفتار»، «طرز بیان» و «ادای سخن» تعریف شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده محسوس
    هم‌خانواده صحبت

  • هم خانواده کتابخانه + معنی و مترادف کلمه کتابخانه

    هم خانواده کتابخانه + معنی و مترادف کلمه کتابخانه

    واژه‌های هم‌خانواده کتابخانه شامل کتاب، کتب، کتابدار و کتابداری می‌شوند. کلمات هم‌خانواده از یک ریشه مشترک تشکیل شده‌اند و معمولاً حروف اصلی آن‌ها به شکلی مشابه تکرار می‌شود. این کلمات اغلب بر وزن‌هایی مانند فاعل، مفعول، فعل، افعال، فعیل، تفعیل و مفاعله ساخته می‌شوند و از نظر معنی نیز به هم نزدیک هستند.

    برای این که بهتر با معنای واژه کتابخانه آشنا شویم، در ادامه معادل‌ها و تعریف‌های آن را که در فرهنگ‌های فارسی آمده است، مرور می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    مترادف کتابخانه، جایی است که کتاب‌ها در آن نگهداری می‌شوند؛ مانند “خانه کتاب”. این مکان می‌تواند عمومی یا خصوصی باشد. یکی از راه‌های ساده برای تقویت زبان فارسی در دوره دبستان، یادگیری مترادف‌ها، متضادها و کلمات هم‌خانواده است.

    یادگیری این موارد به شما کمک می‌کند معنای واژه‌ها را بهتر بفهمید و آن‌ها را برای همیشه به خاطر بسپارید.

    در پایان، به سراغ تعریف کتابخانه در چند لغتنامه معروف فارسی می‌رویم. در لغتنامه دهخدا، کتابخانه به معنی خانه کتاب یا جای نگهداری کتاب تعریف شده است؛ فرقی نمی‌کند که این مکان یک اتاق باشد یا یک فضای سقف‌دار که در آن کتاب‌ها با نظم و ترتیب خاصی در قفسه‌ها چیده شده‌اند.

    در فرهنگ‌های عمید و معین نیز کتابخانه به عنوان محل نگهداری کتاب، یک مکان عمومی با کتاب‌های فراوان و جایی مناسب برای مطالعه معرفی شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده محسوس
    هم خانواده عبارت

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

  • هم خانواده وزنه + معنی و مترادف کلمه وزنه

    هم خانواده وزنه + معنی و مترادف کلمه وزنه

    واژه‌های هم‌خانواده برای «وزنه» عبارتند از «وزن» و «وزنه‌بردار». در کل، منظور از وزنه، وسیله یا شیئی است که برای اندازه‌گیری وزن به کار می‌رود.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب هم خانواده کلمه مادر + معنی و مترادف کلمه مادر را از دست ندهید.

    برای مطالعه بیشتر، به هم خانواده کلمه مفید + معانی و مترادف کلمه مفید سری سر بزنید.

    مقاله هم خانواده کلمه غنیمت + مترادف و معانی کلمه غنیمت حاوی اطلاعات جامعی است.

    همان‌طور که می‌دانید، کلمات هم‌خانواده معمولاً دارای حروف اصلی مشترکی هستند. در کلمه «وزنه»، این حروف اصلی «و»، «ز» و «ن» هستند. با پیدا کردن این حروف اصلی، می‌توانید به سادگی کلمات هم‌خانواده دیگر را پیدا کنید.
    معادل‌های فارسی این واژه نیز عبارتند از: سنگ ترازو، سنگ و سنگه. در ادامه، برای اینکه بیشتر با این کلمه آشنا شوید، معنی‌های مشابه آن را نیز بیان می‌کنیم.

    برای گسترش دانش خود، مقاله هم خانواده کلمه باعث + معانی و مترادف کلمه باعث را مطالعه کنید.

    واژه‌های هم‌معنی یا مترادف «وزنه» شامل این موارد می‌شوند: بار، وزن، شاقول، پیمانه، تعادل و شمع. شما می‌توانید از این کلمات هم‌معنی در جمله‌های خود استفاده کنید.

    یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی در دوره دبستان، یادگیری مترادف‌ها، متضادها و کلمات هم‌خانواده است. یادگیری این موارد به شما کمک می‌کند معنی کلمات را بهتر بفهمید و آن‌ها را برای مدت بیشتری به خاطر بسپارید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه هنرمند + معنی ، مترادف و متضاد کلمه هنرمند.

    در پایان، برای درک بهتر معنای «وزنه»، خوب است که به لغت‌نامه‌های معتبر فارسی هم مراجعه کنیم. در لغت‌نامه دهخدا، برای این کلمه معنی‌هایی مانند سنجیدگی، خردمند و سنگ ترازو نوشته شده است.
    در فرهنگ‌های معین و عمید نیز برای «وزنه» این معانی آمده است: سنگ ترازو، صفحه‌های گرد و گوی‌های فلزی که در ورزش وزنه‌برداری و پرتاب وزنه استفاده می‌شوند، و همچنین به فرد دارای نفوذ و قدرت نیز گفته می‌شود.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سری سر بزنید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله هم خانواده کلمه غذا + مترادف و معانی کلمه غذا را مطالعه کنید.

  • هم خانواده کلمه کلاس + مترادف و معنی کلمه کلاس

    هم خانواده کلمه کلاس + مترادف و معنی کلمه کلاس

    هم خانواده کلمه کلاس

    کلمه «کلاس» دارای کلمات هم‌خانواده‌ای مانند «همکلاسی» و «کلاس‌ها» است. این کلمات از یک ریشه مشترک به وجود آمده‌اند و سه حرف اصلی در آن‌ها یکسان است.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سری سر بزنید.

    همچنین باید بدانید که کلمات هم‌خانواده علاوه بر شباهت ظاهری، از نظر معنایی نیز به هم مرتبط هستند. در ادامه با آوردن کلمات مترادف و معانی مختلف واژه «کلاس»، به شما کمک می‌کنیم تا درک بهتری از این کلمه پیدا کنید.

    مترادف‌های کلمه کلاس عبارت‌اند از: رسته، صف، صنف، پایه، دانش‌پایه، رده، طبقه، اتاق درس، مرتبه و درجه. احتمالاً بسیاری از این واژه‌ها را می‌شناسید. یادگیری این مترادف‌ها دایره لغات شما را گسترده‌تر می‌کند و به شما کمک می‌کند تا سریع‌تر جمله‌سازی کنید و متن‌های خلاقانه‌تری بنویسید.

    علاوه بر این، می‌توانید از این کلمات به‌عنوان جایگزین‌های مناسب در نوشته‌های خود استفاده کنید. همچنین معادل‌های فارسی کلمه کلاس شامل: دانش‌پایه، رده، رسته، آموزگاه و پایه است.

    برای درک بهتر معنای واژه «کلاس»، به سراغ معانی آن در فرهنگ‌های لغت فارسی می‌رویم. این کتاب‌ها به عنوان مرجع معتبر زبان فارسی شناخته می‌شوند و در آن‌ها برای کلمه کلاس معناهایی مانند: درجه، مرتبه، طبقه اجتماعی، اتاق درس و سال تحصیلی آورده شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه مطمئن

  • هم خانواده کلمه مصمم + مترادف و معنی کلمه مصمم

    هم خانواده کلمه مصمم + مترادف و معنی کلمه مصمم

    هم خانواده کلمه مصمم

    کلماتی مانند تصمیم و صمیمی، هم‌خانوادهٔ واژهٔ مصمم هستند. این واژه‌ها از یک ریشه مشتق شده‌اند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیک می‌باشند. برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده، کافی است ریشهٔ اصلی کلمه را شناسایی کنید و بر اساس آن، واژه‌های مرتبط را بیابید.

    یادگیری واژه‌های تازه و درک معنای آن‌ها، قدم مهمی در تقویت زبان فارسی به شمار می‌رود؛ پس بهتر است به این موضوع توجه ویژه‌ای داشته باشید. در ادامه با آوردن مترادف‌ها و معانی دیگرِ واژهٔ مصمم، به شما کمک می‌کنیم تا بهتر آن را بفهمید و در خاطر نگه دارید.

    افزون بر این، یادگیری هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های یک واژه، دایرهٔ لغات شما را گسترش می‌دهد و این، یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای بهبود مهارت‌های زبانی است.

    حال که با هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های کلمهٔ مصمم آشنا شدید، خوب است بدانید متضاد این واژه، «مردد» است. معادل‌های فارسی آن نیز عبارت‌اند از: پایدار، استوار، بااراده و پابرجا.

    در پایان، به بررسی معانی مختلف این واژه در فرهنگ‌های لغت فارسی می‌پردازیم. در این منابع، واژهٔ مصمم به معنی کسی که قصد انجام کاری دارد، دارای عزم و اراده است، ثابت و استوار است و تصمیم‌گیرنده می‌باشد، ثبت شده است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه جمله