دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه مطمئن + معنی و مترادف کلمه مطمعن

    هم خانواده کلمه مطمئن + معنی و مترادف کلمه مطمعن

    هم خانواده مطمعن

    کلمه‌های هم‌خانواده «مطمئن» شامل اطمینان، طأمن، طمئنینه و مطمئنه می‌شود. در زبان فارسی، کلمات هم‌خانواده به کلماتی گفته می‌شود که از یک ریشه اصلی گرفته شده‌اند و معنی نزدیک به هم دارند.
    آشنایی با کلمات هم‌خانواده و مترادف در یادگیری زبان فارسی اهمیت زیادی دارد و شما در دوران تحصیل خود با آن‌ها سر و کار خواهید داشت. در ادامه، برای اینکه بیشتر با معنی کلمه «مطمئن» آشنا شوید، مترادف‌ها و متضادهای آن را توضیح می‌دهیم. با ما همراه باشید.

    مترادف‌های کلمه «مطمئن» عبارت‌اند از: قابل اطمینان، موثوق، واثق، خاطر، ایمن، خاطر جمع، دلگرم، آرام، آسوده، زاهل، قانع، معتمد و موثق.
    همان‌طور که می‌دانید، کلمات مترادف به کلماتی گفته می‌شود که معنی یکسان یا نزدیک به هم دارند. شما می‌توانید از این کلمات به‌عنوان جایگزین در نوشته‌های خود استفاده کنید تا متن‌های زیباتر و روان‌تری بنویسید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

    همچنین خوب است بدانید متضادهای کلمه «مطمئن» شامل این موارد می‌شود: نامطمئن، تردید، اضطراب، نگرانی، ابهام، شک و عدم اطمینان.
    معادل‌های فارسی این واژه نیز عبارت‌اند از: آسوده، دل آسوده، نیک گمان، آسوده اندیش، استیگان و دلپُر.

    در پایان، به معنی این واژه در فرهنگ‌های لغت فارسی می‌پردازیم. در لغتنامه دهخدا، کلمه «مطمئن» به معنی آرامنده، ساکن، آرمیده و سکون‌گیرنده آمده است. در فرهنگ‌های معین و عمید نیز معنی آن «ایمن» و «آسوده» ذکر شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه گرم
    هم خانواده کلمه نسخه
    هم خانواده کلمه بیان
    هم خانواده کلمه محلی

  • هم خانواده کلمه نو + معانی و مترادف کلمه نو

    هم خانواده کلمه نو + معانی و مترادف کلمه نو

    هم خانواده نو

    واژه‌های هم‌خانواده «نو» شامل «نوین»، «نوپا» و «نوباوه» می‌شوند. این کلمه ریشه در زبان فارسی دارد و به چیزهای تازه و تازه‌وارد اشاره می‌کند. آشنایی با معنی کلمه‌های پرکاربرد به ما کمک می‌کند تا در موقعیت‌های مختلف، بهتر و دقیق‌تر صحبت کنیم. معنی و کلمات هم‌معنی «نو» جالب هستند و مطمئناً برایتان مفید خواهند بود.

    کلماتی مانند بکر، تازه، جدید، طرفه، طری، ابتکاری، بدیع، طریف، مدرن و نوین، هم‌معنی واژه «نو» هستند و می‌توانید در جمله‌های خود از آن‌ها استفاده کنید. یادگیری این هم‌معنی‌ها نه تنها درک شما از واژه را بهتر می‌کند، بلکه دامنه لغاتتان را گسترده‌تر کرده و مهارت نوشتاری شما را تقویت می‌نماید.

    حالا که با هم‌خانواده و هم‌معنی‌های «نو» آشنا شدید، خوب است متضاد آن را هم بدانید. متضاد این کلمه، «قدیمی» و «کهنه» است. در ادامه، معنی «نو» را طبق لغتنامه‌های معتبر فارسی مرور می‌کنیم.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.

    در فرهنگ معین برای «نو» معانی زیر آمده است: حرکت، ناله، جدید، تازه، لرزش، جنبش و لرزه. لغتنامه دهخدا نیز این کلمه را به معنای جدید، تازه، حادث و در مقابل کهنه معرفی کرده است. در فرهنگ عمید هم «نو» به معنای تازه و هر چیزی که تازه باشد، ذکر شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه مطمئن
    هم‌خانواده کلمه گرم
    هم‌خانواده کلمه نسخه
    هم‌خانواده کلمه بیان

  • هم خانواده کلمه زبان + معنی و مترادف کلمه زبان

    هم خانواده کلمه زبان + معنی و مترادف کلمه زبان

    هم خانواده زبان

    کلمه‌های «زبانی»، «هم‌زبان» و «زبان‌رد» هم‌خانوادهٔ واژهٔ «زبان» هستند. این کلمات از یک ریشه مشترک می‌آیند و معمولاً معنی‌های نزدیک به هم دارند.
    «زبان» یک واژهٔ فارسی است که دو معنی اصلی دارد: یکی همان عضو بدن در دهان ماست، و دیگری به معنای سخن، گفتار یا وسیلهٔ ارتباط است.

    یک راه ساده برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده، توجه به ریشهٔ کلمه است. ریشهٔ اصلی یک کلمه معمولاً از سه حرف تشکیل شده که در کلمات هم‌خانواده تکرار می‌شود.

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    واژه‌های مترادف «زبان» نیز عبارت‌اند از: «کلام»، «لسان»، «لهجه» و «اصطلاح». شما می‌توانید در جمله‌نویسی از این کلمات به‌جای یکدیگر استفاده کنید. یادگیری هم‌خانواده و مترادف کلمات، دایرهٔ واژگان شما را گسترش می‌دهد و این کار، راهی آسان برای تقویت زبان فارسی است.

    حالا که با هم‌خانواده و مترادف «زبان» آشنا شدید، خوب است به سراغ لغتنامه‌های معروف فارسی برویم. توضیحاتی که در این کتاب‌ها آمده، به شما کمک می‌کند معنی کامل یک واژه را بهتر بفهمید.
    در لغتنامهٔ دهخدا، «زبان» به‌عنوان «لسان»، عضو ماهیچه‌ای درون دهان، طرز تلفظ و صدا، و همچنین نشانه‌ها و آواها معنی شده است. در فرهنگ‌های عمید و معین نیز «زبان» به‌صورت «لسان» و عضوی درون دهان تعریف شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه نو
    هم‌خانواده کلمه مطمئن
    هم‌خانواده کلمه گرم
    هم‌خانواده کلمه نسخه

  • هم خانواده کلمه دل + معنی و مترادف کلمه دل

    هم خانواده کلمه دل + معنی و مترادف کلمه دل

    هم خانواده دل

    کلماتی مانند “دل”، “دلی” و “دلال” با هم هم‌خانواده هستند. این واژه‌ها از یک ریشه مشترک می‌آیند و معمولاً معنای نزدیک به هم دارند. یکی از آسان‌ترین روش‌ها برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده، توجه به ریشه اصلی کلمه است.

    مقاله هم خانواده لذت + مترادف ، معنی و متضاد لذت برای تمامی پایه های تحصیلی منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله هم خانواده سعادت + متضاد و مترادف کلمه سعادت مراجعه کنید.

    در ادامه، برای اینکه بیشتر با معنی “دل” آشنا شوید، مترادف‌ها و معانی این کلمه را که در کتاب‌های لغت آمده است، مرور می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    کلمه “دل” در زبان فارسی دو معنای اصلی دارد: یکی به معنی “قلب” و دیگری به معنی “جرأت و توان درونی” فرد است. وقتی معانی مختلف یک واژه را بدانید، می‌توانید آن را بهتر و دقیق‌تر در جمله‌های خود به کار ببرید.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب هم خانواده تصمیم + مترادف و معنی کلمه تصمیم را از دست ندهید.

    مترادف‌های کلمه “دل” عبارتند از: ضمیر، شکم، درون، فواد، قلب، خاطر، مرکز، جرئت، زهره، شهامت، میان و وسط. یکی از راه‌های ساده برای تقویت زبان فارسی و افزایش دایره لغات، یادگیری کلمات هم‌معنی و هم‌خانواده است. با این کار می‌توانید متن‌های روان‌تر و جذاب‌تری بنویسید و در نتیجه نمره بهتری کسب کنید.

    در پایان، برای درک بهتر معنی “دل”، به تعریف این واژه در فرهنگ‌های معتبر فارسی می‌پردازیم. در فرهنگ معین، “دل” این‌گونه معنی شده است: اندام درونی بدن در موجودات زنده که خون را به seluruh بدن پمپاژ می‌کند، همچنین به معنی دلیری، شکم و ضمیر. در لغتنامه عمید نیز معانیی مانند قلب، ضمیر، شکم، خاطر، میان و درون چیزی برای این واژه ذکر شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه زبان
    هم خانواده کلمه نو
    هم خانواده کلمه مطمئن
    هم خانواده کلمه گرم

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

  • هم خانواده کلمه معنا + معنی و مترادف کلمه معنی

    هم خانواده کلمه معنا + معنی و مترادف کلمه معنی

    هم خانواده معنا

    کلمهٔ «معنا» دارای دو هم‌خانوادهٔ اصلی به نام‌های «معانی» و «معنی» است. برای تشخیص کلمات هم‌خانواده، باید ریشهٔ اصلی کلمه را پیدا کنید. معمولاً این کلمات در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند.
    در مورد کلمات فارسی، هم‌خانواده‌ها معمولاً بن ماضی یا بن مضارع یکسانی دارند و این روشی ساده برای تشخیص آن‌هاست. در این نوشته قصد داریم همهٔ معانی واژهٔ «معنا» را به شما معرفی کنیم؛ پس تا پایان این مطلب با ما همراه باشید.

    مترادف‌های کلمهٔ «معنا» عبارت‌اند از: مطلب، مراد، منطوق، معنی، باطن، مفهوم، کنه، موضوع.
    همان‌طور که می‌دانید، کلمات مترادف به یک چیز اشاره دارند؛ بنابراین می‌توانید از آن‌ها به‌جای یکدیگر استفاده کنید، بدون اینکه منظور شما تغییر کند.

    ساده‌ترین راه برای یادگیری کلمات، حفظ کردن هم‌خانواده‌ها، مترادف‌ها و متضادهای آن‌هاست. با این کار نه‌تنها معنای کلمه را بهتر یاد می‌گیرید، بلکه می‌توانید جملات و متن‌های زیباتی هم بنویسید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

    در پایان، برای آشنایی بیشتر با واژهٔ «معنا»، خوب است که مفهوم آن را در فرهنگ‌نامه‌های معتبر بررسی کنیم. در لغت‌نامهٔ دهخدا و فرهنگ معین، معنا به‌عنوان مقصود و منظور از سخن، مضمون، مفهوم و معانی تعریف شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ دل
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ زبان
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ نو
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ مطمئن

    ۳.۶/۵ – (۸ امتیاز)

  • هم خانواده کلمه خرج + معنی و مترادف کلمه خرج

    هم خانواده کلمه خرج + معنی و مترادف کلمه خرج

    هم خانواده خرج

    کلماتی مانند مخارج، خارج، خروج، اخراج و مخرج، همگی با واژهٔ «خرج» هم‌خانواده هستند. این واژه‌ها از یک ریشهٔ اصلی ساخته شده‌اند و در سه حرف اصلی با هم مشترک‌اند.
    در زبان عربی، به واژه‌هایی که حروف اصلی آن‌ها پشت سر هم بیایند و از یک ریشه گرفته شده باشند، هم‌خانواده گفته می‌شود.

    برای درک بهتر معنای «خرج»، می‌توانید از مترادف‌های آن استفاده کنید. مترادف‌های این کلمه عبارت‌اند از:
    باروت، امرار، نفقه، باج، صرف، مواد منفجره، خراج، مصرف، مخارج و هزینه.
    این واژه‌ها هم‌معنی با «خرج» هستند و می‌توانید در جمله‌نویسی از آن‌ها به‌جای یکدیگر استفاده کنید.

    یادگیری هم‌خانواده و مترادف یک کلمه، به شما کمک می‌کند دایرهٔ واژگان خود را گسترش دهید. این کار، یکی از آسان‌ترین روش‌ها برای تقویت زبان فارسی است.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

    برای آشنایی بیشتر با واژهٔ «خرج»، بهتر است به فرهنگ‌های فارسی مراجعه کنید.
    در فرهنگ عمید، این واژه به معنای مصرف، نفقه، هزینه و مادهٔ منفجره‌ای برای پرتاب گلوله و موشک آمده است.
    فرهنگ‌های دهخدا و معین نیز برای «خرج» معناهایی مانند حق کار و زحمت، هزینه، نفقه و مادهٔ منفجره برای پرتاب گلوله و مانند آن را ذکر کرده‌اند.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه معنا
    هم‌خانواده کلمه دل
    هم‌خانواده کلمه زبان
    هم‌خانواده کلمه نو

  • هم خانواده کلمه سرباز + معنی و مترادف واژه سرباز

    هم خانواده کلمه سرباز + معنی و مترادف واژه سرباز

    هم خانواده سرباز

    برای پیدا کردن واژه‌های هم‌خانواده «سرباز»، باید به ریشه اصلی این کلمه توجه کنید. در زبان فارسی، کلماتی که ریشه فارسی دارند، معمولاً بن گذشته و بن حال یکسانی دارند و این موضوع پیدا کردن واژه‌های هم‌خانواده را آسان می‌کند. واژه‌هایی مانند سربازی و سربازخانه با سرباز هم‌خانواده هستند.

    در ادامه، برای اینکه بهتر با معنی و کاربرد کلمه سرباز آشنا شوید، واژه‌های مترادف آن را نیز بیان می‌کنیم.

    مترادف‌های سرباز عبارت‌اند از: مشمول، نظامی، جنگجو، فداکار، سپاهی و جانباز. احتمالاً بسیاری از این واژه‌ها را می‌شناسید. یادگیری این مترادف‌ها به شما کمک می‌کند دایره لغاتتان گسترده‌تر شود، بهتر جمله بسازید و در نوشته‌های خود از واژه‌های متنوع‌تری استفاده کنید که در نهایت به پیشرفت شما در نوشتن و کسب نمرات بهتر منجر می‌شود.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    برای درک عمیق‌تر معنای سرباز، بهتر است نگاهی به تعریف آن در فرهنگ‌های معتبر فارسی بیندازیم. در فرهنگ عمید، سرباز به کسی گفته می‌شود که پایین‌ترین درجه نظامی را دارد، همچنین به معنای سپاهی، لشکری، نظامی، پیاده و کسی که از جان خود گذشته و آماده فداکاری است نیز به کار رفته است. در فرهنگ معین و لغت‌نامه دهخدا، سرباز به هر یک از افراد سپاه، چیزی که سر آن باز باشد، جایی که سقف ندارد و همچنین به معنای سرگشاده آمده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه خرج
    هم خانواده کلمه معنا
    هم خانواده کلمه دل
    هم خانواده کلمه زبان

  • هم خانواده کلمه عنصر + معنی و مترادف کلمه عنصر

    هم خانواده کلمه عنصر + معنی و مترادف کلمه عنصر

    هم خانواده عنصر

    کلمه‌های هم‌خانواده «عنصر»، کلمه‌هایی مانند «عناصر» هستند. در زبان عربی، به کلمه‌هایی که حروف اصلی آن‌ها مشابه باشد و از نظر معنی نیز به هم نزدیک باشند، هم‌خانواده گفته می‌شود. برای تشخیص این کلمه‌ها باید چند نکته اصلی را بدانید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی کلمات درس سیزدهم لطف حق فارسی چهارم + هم خانواده مخالف و خلاصه درس را مطالعه کنید.

    کلمه‌های هم‌خانواده معمولاً از نظر معنی و ساختار با کلمه اصلی شباهت دارند. همچنین حروف اصلی آن‌ها در همهٔ این کلمه‌ها تکرار می‌شود. پیدا کردن ریشه یک کلمه، آسان‌ترین راه برای شناسایی کلمه‌های هم‌خانواده آن است. در ادامه، برای اینکه بهتر با معنای واژه «عنصر» آشنا شوید، معادل‌های آن را نیز بیان می‌کنیم.

    معادل‌های کلمه «عنصر» عبارت‌اند از: بسیط، آخشیج، جزء و ماده. همان‌طور که می‌دانید، کلمات مترادف، همان معنی کلمه اصلی را می‌دهند. بنابراین می‌توانید هنگام نوشتن متن‌های زیبا و روان، از این کلمات به‌جای یکدیگر استفاده کنید.

    یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی، یادگیری مترادف‌ها، متضادها و کلمه‌های هم‌خانواده است. با یادگیری این موارد، معنای کلمه را بهتر می‌فهمید و آن را برای مدت بیشتری به خاطر می‌سپارید.

    در پایان، برای شناخت بیشتر معانی مختلف واژه «عنصر»، خوب است که نگاهی به تعریف آن در فرهنگ‌های مختلف بیندازیم. این کلمه در لغتنامه عمید به معنی‌هایی مانند: ماده‌ای که نتوان آن را به مواد ساده‌تر تجزیه کرد (مانند آهن و طلا)، اصل، گوهر، عامل، هر یک از چهار عنصر اصلی (آب، باد، خاک، آتش)، آخشیج، جسم بسیط، فرد، انسان و هر چیزی که در به وجود آمدن چیزی نقش داشته باشد، آمده است.

    لغتنامه دهخدا نیز برای واژه «عنصر» معناهایی مانند ماده، جسم بسیط، بن، اصل و جسمی که نتوان آن را به اجزای ساده‌تر تقسیم کرد، ذکر کرده است. فرهنگ معین هم به همه این معانی اشاره نموده است.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی کلمات و متن درس چهاردهم ادب از که آموختی فارسی چهارم + هم خانواده و مخالف بیابید.

    برای مطالعه بیشتر، به خلاصه و معنی کلمات بخوان و بیندیش هفت مروارید سرخ + هم خانواده و مخالف سری سر بزنید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سر بزنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه سرباز
    هم خانواده کلمه خرج
    هم خانواده کلمه معنا
    هم خانواده کلمه دل

  • هم خانواده کلمه اقدام + معانی و مترادف کلمه اقدام

    هم خانواده کلمه اقدام + معانی و مترادف کلمه اقدام

    هم خانواده اقدام

    کلمه‌های هم‌خانواده «اقدام» شامل «قدم» و «مقدم» می‌شوند. این واژه‌ها از یک ریشه اصلی ساخته شده‌اند و در سه حرف پایه «ق»، «م» و «د» مشترک هستند. در زبان عربی، به کلمه‌هایی که حروف اصلی آن‌ها پشت سر هم بیایند و از یک ریشه گرفته شده باشند، هم‌خانواده گفته می‌شود.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.

    یادگیری واژه‌های تازه و معنی آن‌ها، گام بزرگی در تقویت زبان فارسی شماست و آشنایی با کلمات هم‌خانواده نیز در این زمینه بسیار مفید است. در ادامه، معنی‌ها و واژه‌های مترادف «اقدام» آورده شده است. با ما همراه باشید.

    واژه‌های مترادف «اقدام» شامل «رفتار»، «عمل» و «مبادرت» می‌شوند. این کلمات هم‌معنی با «اقدام» هستند و شما می‌توانید بدون تغییر در مفهوم اصلی جمله، از آن‌ها در نوشته‌ها و انشاهای خود استفاده کنید. معادل‌های فارسی اقدام نیز عبارتند از: انجام دادن، دست به کار شدن، دست زدن و کار.

    برای درک بهتر و دقیق‌تر واژه «اقدام»، خوب است به لغتنامه‌های معتبر فارسی مراجعه کنیم. در لغتنامه دهخدا، این واژه به معنی جمع قدم، گام‌ها، اقدام، لغزشگاه و جایی که قدم‌ها بلغزند، آمده است. در فرهنگ عمید، معنی آن پیش رفتن در کاری، دست زدن به کاری و پا پیش گذاشتن در یک امر ذکر شده است. در فرهنگ معین نیز این کلمه به‌صورت دلیری، گام‌ها، دست به کاری زدن، گام‌ها و دلیری کردن تعریف شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه عنصر
    هم‌خانواده کلمه سرباز
    هم‌خانواده کلمه خرج
    هم‌خانواده کلمه معنا

  • هم خانواده کلمه طعن + معنی و مترادف کلمه طعن

    هم خانواده کلمه طعن + معنی و مترادف کلمه طعن

    هم خانواده طعن

    کلماتی مانند طعنه، طعان و طعین با واژهٔ طعن هم‌خانواده هستند. برای پیدا کردن واژه‌های هم‌خانواده، باید ریشهٔ اصلی کلمه را پیدا کنید. معمولاً این کلمات در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند.

    در مورد کلمات فارسی، هم‌خانواده‌ها معمولاً بن ماضی یا بن مضارع یکسانی دارند. همچنین این کلمات اغلب بر وزن‌هایی مانند فاعل، مفعول، فعل، افعال، فعیل، تفعیل، مفاعله و… ساخته می‌شوند. علاوه بر این، از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند.

    مترادف‌های کلمهٔ طعن عبارت‌اند از: طعنه، کنایه، عیب‌یابی، سرزنش، گوشه، کنایه زدن، زخم زبان، ملامت، نیزه‌زنی، عیب گفتن و سرزنش گفتن. یادگیری مترادف‌ها به شما کمک می‌کند معنای واژه را بهتر بفهمید و آن را بهتر به خاطر بسپارید.

    در پایان، خوب است که معنی واژهٔ طعن را در فرهنگ‌های معتبر فارسی نیز ببینیم. در فرهنگ معین، این واژه به معنای نیزه زدن، سرزنش کردن و کنایه زدن آمده است. در لغت‌نامهٔ عمید هم معنی‌هایی مانند عیب کردن، ملامت کردن، اهانه، طعنه، سرزنش و کنایه برای آن ذکر شده است.

    در لغت‌نامهٔ دهخدا نیز برای طعن معانی زیر ثبت شده است: خستن، عیب کردن در کار کسی، طعین، نیزه زدن به کسی، طاعون‌زده، به بدی از کسی یاد کردن، گواژه گفتن و رنجاندن کسی با سخن.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه اقدام
    هم‌خانواده کلمه عنصر
    هم‌خانواده کلمه سرباز
    هم‌خانواده کلمه خرج

    در این مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه اطلاعات مفیدی آمده است.