دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Double به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Double به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Double به فارسی با مثالهای کاربردی

    دو برابر کردن یعنی چیزی را دو برابر بیشتر کنیم:

    جیم سرمایه‌اش را دو برابر کرد. او با ۳۰۰۰ دلار شروع کرد و در نهایت به ۶۰۰۰ دلار رسید.
    کارهای ساختمانی روی بزرگراه، زمان رفت‌وآمد ناتالیا را از ۲۰ دقیقه به ۴۰ دقیقه افزایش داد.
    به لطف یک سیستم کامپیوتری جدید، شرکت میزان کارایی کارکنانش را دو برابر کرده است.
    وقتی گونتر برای پذیرش یک شغل جدید به مینیاپولیس نقل مکان کرد، حقوقش دو برابر شد.

    عبارت‌ها و استفاده‌های رایج زیادی برای کلمه “double” وجود دارد.

    من باید این کار را خیلی سریع انجام دهم.
    پلیس تلاش خود برای دستگیری آدم‌رباها را بسیار افزایش داده است.
    دیوید اورتیز یک ضربه دوگانه به سمت چپ زمین زد. (در بیسبال، این نوع ضربه به بازیکن اجازه می‌دهد به پایه دوم برسد.)
    زنجیر کلید سارا کار چراغ قوه را هم انجام می‌دهد.
    اتاق هتل یک تخت دونفره دارد.
    یک بازیکن بلک‌جک شرط خود را دو برابر کرد و همه پولش را از دست داد.
    مرد از شدت درد به حالت خمیده درآمد.
    دوقلوهای همسان در نگاه اول باعث شدند فکر کنم دارم دو تا می‌بینم.
    نمی‌توانم زیاد بمانم چون ماشینم دوبل پارک کرده‌ام.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Doubt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Doubt به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Doubt به فارسی با مثالهای کاربردی

    خیلی از زبان‌آموزان که آنلاین انگلیسی یاد می‌گیرند، درباره گرامر یا تلفظ کلمه “doubt” (یعنی تردید داشتن) سوال دارند. وقتی شما “have a doubt” می‌گویید، یعنی درباره چیزی مطمئن نیستید یا فکر نمی‌کنید که آن چیز درست باشد:

    Jennifer has her doubts about her daughter’s decision to get married.
    The teacher has some doubts about the new textbook she’s using.
    This is, without a doubt, the best pie you have ever made.
    There’s no doubt about it–this company is going to have a large profit this year.

    جنیفر در مورد تصمیم دخترش برای ازدواج تردید دارد.
    معلم در مورد کتاب درسی جدیدی که استفاده می کند تردید دارد.
    این بدون شک بهترین پایی است که تا به حال درست کرده اید.
    هیچ شکی در آن وجود ندارد – این شرکت در سال جاری سود زیادی خواهد داشت.

     
    کلمه “doubt” معمولاً به صورت یک فعل هم به کار می‌رود:

    Tom doubts his ability to fix his own car; that’s why he takes it to a mechanic.
    The tellers at the bank doubted the identity of a customer, so they asked him for some I.D.
    I’ll never doubt you again!
    I’m sorry I doubted you.

    تام به توانایی خودش برای تعمیر ماشینش اطمینان ندارد. به همین خاطر است که ماشین را به مکانیک می‌برد.
    کارمندان بانک به هویت یک مشتری شک کردند، برای همین از او کارت شناسایی خواستند.
    دیگر هیچ وقت به تو شک نمی‌کنم!
    متأسفم که به تو شک کردم.

     
    یک نکته مهم: حرف “b” در کلمه “doubt” خوانده نمی‌شود.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dough به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dough به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Dough به فارسی با مثالهای کاربردی

    آنها درآمد زیادی کسب می‌کنند.
    آنها خمیر درست می‌کنند.

    یکی از این جملات به کسی اشاره دارد که پول زیادی به دست می‌آورد. جمله دیگر در مورد کسی است که مشغول پختن نان است. کدام جمله کدام معنی را می‌دهد؟ کلمه “dough” به معنای “خمیر” است. خمیر، مخلوطی از آرد، آب، نمک و خمیرمایه است که برای پخت نان از آن استفاده می‌شود. اما در زبان محاوره، “dough” به معنای پول نیز به کار می‌رود.

    او سال گذشته در شغلش درآمد زیادی کسب کرد. یکی به من گفت که درآمدش بیش از ۳۰۰,۰۰۰ دلار بوده است. (dough = پول)
    برای درست کردن پیتزا از چه نوع خمیری باید استفاده کنیم؟ (dough = مادۀ اولیۀ نان)
    سارق بانک با مقدار زیادی پول فرار کرد.
    درست کردن خمیر نان کار آسانی است.
    همۀ پس‌اندازشان را در یک حساب بانکی گذاشتند.
    برای نازک کردن خمیر از وردنه استفاده کنید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Down به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Down به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Down به فارسی با مثالهای کاربردی

    او در حال پایین آمدن از پله‌هاست.
    آنها با قایق در رودخانه در حال حرکت هستند.
    قطار در امتداد ریل به پیش می‌آید.
    آب از دیوارهٔ صخره به پایین سرازیر می‌شود.
    او با اسکیت‌بردش از روی نرده پایین می‌لغزد.
    اجازه نده پولت هدر برود. (هدر رفتن پول مثل این است که آن را دور بریزی؛ یعنی یا داریم آن را بی‌جهت خرج می‌کنیم یا درست از آن استفاده نمی‌کنیم.)
    گاومیش روی زمین دراز کشیده است.
    این بچه‌ها روی برف دراز کشیده‌اند.
    او وارونه است.
    این یکی هم همینطور. این میمون وارونه آویزان شده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Downright به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Downright به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Downright به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “downright” یک عبارت ترکیبی است که از دو بخش تشکیل شده و معنی آن شبیه به “خیلی”، “واقعاً” یا “کاملاً” است. استفاده از این کلمه در انگلیسی نسبتاً معمول است.

    او کاملاً عصبانی است. (یعنی خیلی عصبانی است.)
    این مرا واقعاً خشمگین می‌کند.
    دیدن این همه آدم بیمار واقعاً ناراحت‌کننده بود.
    کاملاً ناعادلانه است که بعضی از افراد نسبت به بقیه برتری داشته باشند.
    مردم آن شهر با رای دادن برخلاف منافع خود، واقعاً رفتار بی‌خردانه‌ای دارند.
    آن حرف‌ها کاملاً توهین‌آمیز بود.
    این یک دروغ محض است.
    این کار واقعاً بی‌ادبانه است.
    ملاقات با این همه آدم که به کسب‌وکار ما علاقه دارند، واقعاً هیجان‌انگیز بود.
    بعد از سال‌ها سختی، مری می‌گوید که الآن کاملاً از زندگی‌اش راضی است.
    عملکرد آن بازیکن در زمین واقعاً فوق‌العاده بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Doze به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Doze به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Doze به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی چرت می‌زند، در واقع وارد یک خواب سبک می‌شود. این کلمه معمولاً با کلمهٔ “off” همراه می‌شود تا حالت چرت زدن را نشان دهد.

    جیم متوجه شد که در حین جلسه دارد چرت می‌زند.
    جلسه آنقدر خسته‌کننده بود که کم‌کم چرتش گرفت.
    یک راننده کامیون پشت فرمان چرت زد و از مسیر جاده خارج شد.
    چرت نزن! حواس‌ت را جمع کن.
    من واقعاً نخوابیده بودم؛ فقط داشتم چرت می‌زدم.
    در کتابخانه صدای خروپف دانش‌آموزی که چرت می‌زد به گوش می‌رسید.
    نگهبان امنیتی موقع چرت زدن پشت میز کارش دستگیر شد.
    اگر سر کار چرت بزنی، ممکن است از کار اخراج شوی.
    جری برای این که خوابش نبرد، چند قرص نو-دوز (No-doze) مصرف کرد که تمام شب را بیدار نگه‌ش داشت. (نو-دوز یک قرص بدون نیاز به نسخه است که برای کاهش احتمال خوابیدن استفاده می‌شود.)
    چند گردشگر زیر سایه چترهای بزرگی که در ساحل نصب شده بودند چرت می‌زدند و از آخرین روزهای گرم و آفتابی فلوریدا لذت می‌بردند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Drag به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Drag به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Drag به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی را “می‌کِشیم”، معمولاً حرکت آن سخت و همراه با مقاومت است. این اتفاق می‌افتد چون آن جسم سنگین است یا اصلاً برای جابه‌جایی راحت ساخته نشده است.

    کارگران، کیسه‌های سنگین برنج را به انبار کشیدند.
    بعد از بریدن درخت، شاخه‌ها را به سمت دستگاه خردکن کشیدیم تا آنجا تکه‌تکه شوند.
    مادر تامی به او گفت: “دیگه پاهات رو روی زمین نکش، چون دارى قسمت جلوى کفش‌هات رو خراب مى‌کنى.”
    من هم شن‌کش را روی خاک کشیدم تا یک سطح صاف برای باغچه‌ام درست کنم.

     
    کاربرد دیگر کلمه “drag” برای بیان یک تجربه کسل‌کننده یا زمانی است که به آرامی می‌گذرد. در این حالت، هم می‌توان از آن به‌صورت فعل استفاده کرد و هم به‌صورت اسم.

    کلاس انگلیسی‌مان انگار ساعت‌ها طول کشید. (فعل)
    ایستادن در صف برای مدت طولانی، واقعاً کارِ بی‌حوصله‌کننده‌ای است. (اسم)
    چه وضعیتِ خسته‌کننده‌ای.

     
    این کلمه، معانی و کاربردهای دیگری هم دارد.

    مسابقه درگ، مسابقه‌ای بین دو خودرو است که ممکن است به صورت قانونی یا غیرقانونی برگزار شود.
    درگ‌کوئین به مردی گفته می‌شود که دوست دارد با پوشیدن لباس‌های زنانه، خودش را آراسته کند.
    “Take a drag” به معنی کشیدن و وارد کردن دود (مثلاً دود سیگار) به داخل ریه است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Draw به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Draw به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Draw به فارسی با مثالهای کاربردی

    کشیدن یعنی ساختن یک تصویر با کمک ابزارهایی مثل مداد، مداد رنگی، گچ یا هر چیز دیگری که بتوان با آن اثری روی کاغذ یا سطح دیگری گذاشت.
    این کار گاهی یک فعالیت هنری محض است و گاهی هم جنبه‌ای کاملاً کاربردی دارد؛ مثلاً وقتی کسی می‌خواهد ایده‌های ذهنی‌اش را به دیگران نشان دهد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    draw

    کشیدن

    drew

    کشید

    drawn

    کشیده

    کودکان معمولاً از کشیدن نقاشی از خودشان و اعضای خانواده‌شان لذت می‌برند.
    آیا شما هم به نقاشی کردن علاقه دارید؟
    سارا یک نقاشی کشید.
    یوسف تمام نقاشی‌هایی را که دخترش کشیده، نگهداری می‌کند.
    او در حال کشیدن چیزی با مداد است.
    او از یک دفتر طراحی برای نقاشی‌هایش استفاده می‌کند.
    هنرمندانی که در کشیدن نقاشی مهارت دارند، می‌توانند آثارشان را بفروشند.
    معماران نقشه‌های ساختمان‌ها را طراحی می‌کنند.
    وقتی افراد ایده‌هایی دارند که می‌خواهند آن‌ها را اجرا کنند، برنامه‌ریزی می‌شود.

    گاهی اوقات وقتی شخصی پول از بانک برمی‌دارد، از کلمه‌ی “draw” یا “withdraw” استفاده می‌شود:
    می‌توانید از بانک پول برداشت کنید.
    ما باید مقداری پول از حسابمان برداریم.
    آن‌ها از حساب پس‌انداز خود پول برداشت کردند.
    جو از یک حساب پول برداشت کرد تا در حساب دیگری قرار دهد.

    همچنین وقتی کسی اسلحه‌ای را از جای خود بیرون می‌کشد و به سمت کسی نشانه می‌رود، از کلمه‌ی “draw” استفاده می‌شود:
    کشیدن اسلحه به سمت فرد دیگری کار خطرناکی است.
    او اسلحه‌اش را کشید و شلیک کرد.
    پلیس اسلحه‌هایش را به سمت یک مظنون مسلح نشانه رفت.
    اگر اسلحه را به سمت کسی بکشید، ممکن است در پاسخ به شما شلیک شود.

    عبارت “draw down” یا “withdraw” به معنای ترک یک مکان نیز به کار می‌رود:
    ارتش آمریکا پس از پایان یک عملیات نظامی، نیروهایش را کاهش می‌دهد.
    نیروها عقب‌نشینی می‌کنند.
    رئ‌یس‌جمهور آمریکا گفته می‌خواهد از افغانستان خارج شود. او قصد دارد نیروها را کاهش دهد.

    به عنوان یک اسم، “draw” به معنای تساوی در یک بازی است:
    بازی با نتیجه دو بر دو به پایان رسید.
    هیچ‌کس برنده نشد؛ بازی مساوی بود.
    نتیجه بازی تساوی شد.

    در اینجا چند نمونه دیگر از کاربردهای کلمه “draw” آورده شده است:
    زندگی در کنار اقیانوس زیباست، اما معایبی هم دارد، مخصوصاً طوفان‌ها.
    وقتی بخواهید یک نفر را به طور تصادفی انتخاب کنید، می‌توانید اسم‌ها را از داخل یک کلاه بردارید.
    یک خط کشیده شده روی شن، نشان‌دهنده یک محدودیت یا تهدید است. اگر کسی از این خط عبور کند، ممکن است واکنش شدیدی در پی داشته باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dread به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dread به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dread به فارسی با مثالهای کاربردی

    ترسیدن از چیزی یعنی دوست نداشتن یا بیزار بودن از انجام آن. این کلمه هم به صورت فعل و هم به صورت صفت کاربرد دارد (مثلاً dreadful یا dreaded).

    آدریانا هر روز از رفتن به سر کار وحشت دارد.
    احمد از پیاده‌روی در این خیابان می‌ترسد چون می‌داند جای خطرناکی است.
    ویکتوریا قبلاً از رفتن به مدرسه می‌ترسید، اما الان آن را دوست دارد.
    من دیگر از خوردن سبزیجات هراسی ندارم. حتی طعم آن‌ها را دوست دارم.
    هیچ دلیلی برای ترسیدن از مراجعه به پزشک وجود ندارد.

    توجه کنید که فعل “dread” معمولاً (البته نه همیشه) با مصدر با to یا اسم مصدر به کار می‌رود.

    به عنوان صفت، می‌توانید از “dreadful” یا “dreaded” استفاده کنید که به معنی “وحشتناک” یا “ترسناک” است. در این حالت، اشاره به چیزی یا کسی است که باعث ترس می‌شود.

    آن فیلم واقعاً وحشتناک بود؛ هم طولانی بود و هم خسته‌کننده.
    بعضی‌ها آثار هنری او را دوست دارند، اما بقیه می‌گویند افتضاح است.
    نمایشی که دیشب رفتیم تماشا کنیم، به شدت کسل‌کننده بود. (کلمه “dreadfully” در اینجا قید است.)
    امتحان جبری که همه از آن می‌ترسیدند، در نهایت بسیار آسان از آب درآمد.
    کولونوسکوپی یک روش ترسناک محسوب می‌شود، اما با تشخیص زودهنگام سرطان، جان افراد زیادی را نجات می‌دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Dress به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dress به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Dress به فارسی با مثالهای کاربردی

    پوشیدن لباس در انگلیسی با فعل «dress» بیان می‌شود. این فعل ساده است، اما بسته به جمله و شرایط استفاده، معنی آن می‌تواند کمی متفاوت باشد.

    Mary dressed and left the house for work. (یعنی او لباس پوشید.)
    Mary got dressed and left the house for work at 7:30 a.m. (در اینجا فعل «get» همراه با «dressed» به معنی پوشیدن لباس است.)
    Mary gets dressed up for work every day. (یعنی او برای کار لباس‌های رسمی و اداری می‌پوشد.)

    فعل «dress» یک فعل منظم است. وقتی به آن «ed» اضافه می‌شود و بعد از صدای «s» قرار می‌گیرد، مانند «dressed» تلفظ می‌شود و صدای «t» می‌دهد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    dress

    لباس پوشیدن

    dressed

    لباس پوشید

    dressed

    لباس پوشیده

    وقتی می‌خواهید به کسی در پوشیدن لباس کمک کنید، می‌توانید از فعل «dress» استفاده کنید. به مثال‌های زیر توجه کنید:

    او به نوه‌اش کمک کرد لباس بپوشد.
    او برای نوه‌اش لباس پوشاند.
    من وقتی بچه‌هایم کوچک بودند، لباس‌هاشان را می‌پوشاندم.
    آیا تا به حال برای یک کودک لباس پوشانده‌اید؟

    فعل «dress» همچنین می‌تواند معنایی شبیه به «wear» (پوشیدن) داشته باشد:
    او چه لباسی پوشیده بود؟ (یعنی چه می‌پوشید؟)
    آیا برای محل کار این‌گونه لباس می‌پوشی؟ (یعنی آیا این را برای کار می‌پوشی؟)
    ناتان امروز شلوار جین و تی‌شرت پوشیده است. (یعنی او امروز شلوار جین و تی‌شرت پوشیده.)
    او همیشه خیلی ساده و معمولی لباس می‌پوشد. (یعنی او لباس‌های راحت و غیررسمی می‌پوشد.)

    اگر بعد از «dress» از حرف اضافه «up» استفاده کنید، منظور پوشیدن لباس مناسب برای یک موقعیت خاص است:
    ما برای عروسی لباس‌های رسمی پوشیدیم. مردها کت و شلوار و زن‌ها لباس مجلسی پوشیده بودند.
    آلن به ندرت برای کار لباس رسمی می‌پوشد. او معمولاً لباس‌های ساده و راحت می‌پوشد.
    برای چه مناسبتی این‌قدر لباس مجلسی پوشیده‌اید؟
    تینا برای هالووین لباس یک جادوگر پوشید. (یعنی خودش را به شکل یک جادوگر درآورد.)

    برای توصیف لباس‌های رسمی یا افرادی که خوش‌لباس هستند، می‌توانید از «dress» یا «well-dressed» استفاده کنید:
    من باید یک جفت کفش رسمی بخرم که با این کت و شلوار جور باشد.
    آن مغازه، کت و شلوارهای رسمی مردانه و زنانه می‌فروشد. (البته لازم نیست حتماً قبل از کلمه «کت و شلوار» از «dress» استفاده کنید، اما گاهی این کلمه به عنوان صفت به کار می‌رود.)
    یک مرد خوش‌لباس وارد مغازه شد تا برای خواهرزاده‌اش هدیه بخرد. (یعنی لباس‌های مرتب و زیبا پوشیده بود.)
    او همیشه بسیار خوش‌لباس است.

    همچنین می‌توانید از صفت «dressy» برای اشاره به لباس‌های شیک و زیبا استفاده کنید:
    لوسیندا لباس‌هایی می‌پوشد که برای محیط اداره کمی بیش از حد شیک هستند. (یعنی لباس‌هایش برای آن فضا خیلی رسمی یا زیبا هستند.)
    همه امروز چقدر شیک پوشیده‌اند! چه مناسبت خاصی وجود دارد؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.