دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Rat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rat به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Rat به فارسی با مثالهای کاربردی

    موش صحرایی نوعی حیوان جونده است. این حیوان شبیه به یک موش بسیار بزرگ است، اما دمش کلفت‌تر و بلندتر است و بینی برجسته‌ای دارد. موش‌های صحرایی در سراسر جهان دیده می‌شوند. آن‌ها هم در طبیعت زندگی می‌کنند و هم در مکان‌های شلوغ و پرازدحامی که بهداشت در آن‌ها رعایت نمی‌شود، در کنار انسان‌ها ساکن می‌شوند. بیشتر مردم موش‌ها را موجوداتی مضر می‌دانند، چون هم باعث خرابی می‌شوند و هم بیماری را پخش می‌کنند.

    اما کلمه “rat” در انگلیسی گاهی برای توصیف آدم‌هایی هم به کار می‌رود که رفتارشان مخفیانه، غیرصادقانه یا خیانت‌آمیز است:

    آن مرد یک آدم دروغگو و پست است.
    آن آدم‌های پمپ بنزین، پول خرد اشتباهی به من برگرداندند.
    با این که ادعا می‌کنند به فکر مردم هستند، اما به نظر می‌رسد بعضی از مسئولین فقط به فکر خودشان هستند.
    متوجه شدیم وکیلی که استخدام کرده بودیم، آدم قابل اعتمادی نبود.
    جرمی فهمید که صاحبخانه‌اش دزد است و از مستأجران ساختمان دزدی می‌کند.
    فروشنده مواد مخدر، همکارانش را به پلیس معرفی کرد. (یعنی علیه آن‌ها شهادت داد)

     

    همچنین این کلمه (به صورت جمع) گاهی برای بیان ناراحتی یا ناامیدی استفاده می‌شود:

    ای وای! در خانه را قفل نکرده‌ام.
    وای نه! باتری موبایلم دارد تمام می‌شود.

    * جونده: پستانداری است که دندان‌های جلویی بلندی دارد و مدام در حال جویدن چیزهای مختلف است. این جویدن مداوم برای کنترل رشد دندان‌هایش لازم است.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Rate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rate به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Rate به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “نرخ” معمولاً به مقدار پولی اشاره دارد که برای چیزی پرداخت می‌شود، مخصوصاً وقتی این قیمت مدام تغییر می‌کند.

    نرخ آن هتل کمی گران است.
    نرخ سود وام‌ها در حال حاضر بسیار پایین است.
    نرخ تبدیل ارز در آن کشور به نفع دلار آمریکاست.
    ما به اجاره ماشین در نیویورک فکر کردیم، اما هزینه‌ها خیلی زیاد بود.

     
    گاهی اوقات “نرخ” به معنای سرعت است:

    سرعت حرکت آن‌ها از حد مجاز بیشتر بود.
    مایک خیلی سریع در حال رشد است. با این روند، قدش تا سن ۱۳ سالگی به ۱۸۰ سانتی‌متر می‌رسد.

     
    اما وقتی “rate” به عنوان فعل به کار می‌رود، معنایش کاملاً فرق می‌کند. “To rate something” یعنی نظر دادن درباره کیفیت چیزی. وقتی کسی چیزی را رتبه‌بندی می‌کند، از یک مقیاس یا سیستم مشخص استفاده می‌کند تا بقیه بتوانند آن را بفهمند.

    این رستوران در مقایسه با رستوران‌های مشابه چه امتیازی دارد؟
    این فیلم در رده سنی R (مخصوص بزرگسالان) قرار دارد.
    این ماشین در گزارش‌های مجله مصرف‌کنندگان چه رتبه‌ای دارد؟

     
    کلمه “rating” یک اسم است و به معنای امتیاز یا رتبه است:

    آن کافه از طرف منتقدش امتیاز بدی گرفت.
    سرپرست لئونارد در ارزیابی عملکرد به او نمره بالایی داد.
    امتیاز برنامه مراسم اسکار تقریباً همیشه بالا است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Rather به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rather به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Rather به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «rather» به معنای «به جای» است و زمانی به کار می‌رود که بخواهیم بین دو گزینه، یکی را ترجیح دهیم. این کلمه معمولاً با «would» همراه می‌شود تا نظر یا انتخاب کسی را بپرسیم.

    مثلاً:
    – ترجیح می‌دهی چه کاری بکنی، بروی پارک یا بروی ساحل؟
    – امشب برای شام به جای همبرگر، سالاد می‌خورم. (I’d rather = من ترجیح می‌دهم)
    – سارا ترجیح می‌دهد یک ماشین کوچک داشته باشد که بنزین کمتری مصرف کند تا یک ماشین بزرگ.
    – جروم به جای زندگی در شهر، زندگی در روستا را ترجیح می‌دهد.
    – ترجیح می‌دهم همین حالا مشغول ماهیگیری باشم. (پس از rather be می‌توانیم مصدر با ing، اسم یا صفت بیاوریم)
    – ترجیح می‌دهم گلف بازی کنم.
    – ترجیح می‌دهم همین الان خانه باشم.
    – ترجیح می‌دهم ثروتمند باشم تا فقیر.

    گاهی اوقات «rather» در ابتدای جمله می‌آید:

    – به جای اینکه از بد بودن وضعیت شکایت کنی، چرا کاری برای درست کردنش نمی‌کنی؟
    – به جای انجام کاری که بقیه انجام می‌دهند، چرا کار متفاوتی انجام نمی‌دهی؟
    – به جای بیرون رفتن امشب، آن‌ها تصمیم دارند در خانه بمانند.

    علاوه بر این، از «rather» می‌توان به جای قید «very» (یعنی «خیلی» یا «نسبتاً») هم استفاده کرد. این کاربرد در انگلیسی بریتانیایی رایج‌تر است، اما در انگلیسی آمریکایی هم دیده می‌شود:

    – او به نظر نسبتاً از خودش راضی می‌رسد.
    – این شرایط نسبتاً سخت است.
    – این یک تجربه نسبتاً هیجان‌انگیز بود.
    – من احساس کردم آن کتاب نسبتاً کسل‌کننده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Raw به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Raw به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Raw به فارسی با مثالهای کاربردی

    خوردن گوشتی که پخته نشده، می‌تواند خطرناک باشد. بهتر است قبل از خوردن، آن را کاملاً بپزید.
    گابریل به من گفته که در کشورش، گاهی گوشت گاو را به صورت پخته‌نشده سرو می‌کنند.
    در غذاهایی مثل سوشی، از ماهی پخته‌نشده استفاده می‌شود.
    من خودم دوست دارم ماهی شاهماهی را به صورت پخته‌نشده بخورم.
    سبزیجاتی مثل بروکلی یا هویج که پخته نشده‌اند، وقتی با سس یا دیپ خورده شوند، طعم خوبی دارند.

     
    کلمه «خام» می‌تواند برای چیزهای جدید، تازه یا در حالت طبیعی‌شان هم به کار رود:

    مواد اولیه‌ای که برای ساختن یک خانه لازم است، در بیابان به سختی پیدا می‌شود.
    دست‌های هارولد به خاطر کار تمام‌روزه در باغش، هنوز زخم و تاول زده است.
    ظاهر ساده و تمام‌نشده آثار هنری او، هم انتقاد و هم تحسین دیگران را برانگیخت.
    یک گروه بزرگ از سربازان تازه‌وارد، هفته اول آموزش سخت و دشواری را پشت سر گذاشتند.
    وقتی کیم به طلاق جان اشاره کرد، انگار به یک نقطه حساس روحی او دست زد. (a raw nerve = یک خاطره یا تجربه احساسی سخت)

     
    عبارت‌هایی هم هستند که از کلمه «خام» در آن‌ها استفاده شده:

    معامله‌ای که سیندی و برد هنگام خرید خانه انجام دادند، بسیار ناعادلانه بود. (a raw deal = یک وضعیت بد)
    پاپاراتزی به طور مخفیانه از ستاره‌هایی که برهنه در ساحل دراز کشیده بودند، عکس گرفت. (in the raw = برهنه)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Razor به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Razor به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Razor به فارسی با مثالهای کاربردی

    از تیغ برای بریدن چیزهای مختلف استفاده می‌شود. بیشتر افراد از تیغ برای اصلاح موهای صورت یا دیگر قسمت‌های بدن بهره می‌برند.

    یک مرد صورتش را با تیغ اصلاح می‌کند.
    برای اصلاح کردن، به یک تیغ و کرم ریش‌تراش نیاز دارید.
    تیغ برقی می‌تواند بدون نیاز به کرم، اصلاحی تمیز و کامل انجام دهد.
    خانم‌ها از تیغ برای از بین بردن موهای پاهایشان استفاده می‌کنند.
    در داخل تیغ، یک تیغه قرار دارد.
    تیغه تیغ بسیار برنده و تیز است.

     
    واژه «razor» گاهی برای توصیف چیزهای بسیار نازک یا تیز هم به کار می‌رود.

    این نامزد با اختلاف بسیار کمی در رقابت پیروز شد.
    این قیچی‌ها به شدت تیز هستند.
    یک زندانی که قصد فرار از زندان را داشت، بدنش روی سیم‌های تیزی که دورتادور مجموعه کشیده شده بود، بریده شد.
    ریش‌های کوتاه و نوظهور بیل، تنها یک روز بعد از اصلاحش دیده می‌شود. (razor stubble: موهای کوتاهی که تنها چند روز پس از اصلاح فرد شروع به ظاهر شدن می‌کند)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Reach به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Reach به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Reach به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه **رسیدن** یا **دسترسی پیدا کردن** معنی اصلی “reach” است. شما می‌توانید از دست‌هایتان برای رسیدن به یک وسیله روی میز استفاده کنید، یا می‌توانید برای رسیدن به آرزوهایتان تلاش کنید. گاهی این کلمه شبیه “رسیدن” به یک مکان است. همچنین برای ارتباط گرفتن با دیگران هم به کار می‌رود.

    معمولاً “reach” به عنوان یک فعل استفاده می‌شود:

    (کاربرد با دست / هدف / رسیدن به مکان / تماس گرفتن)

    ماریا در آشپزخانه دستش را به سمت چند تا بشقاب دراز کرد.
    می‌توانی به طبقه بالا کابینت برسی یا چیزی لازم داری تا رویش بایستی؟
    بیل سعی کرد خودکار آن طرف میز را بردارد، اما فاصله زیاد بود.
    مأمور پلیس دستش را به سمت اسلحه‌اش برد.
    مرد روی ساحل دستش را به نشانه کمک خواهی دراز کرد.
    تانیا امیدوار است در چند سال آینده به آرزویش که وکیل شدن است، برسد.
    وقتی به سن بازنشستگی می‌رسی، باید آنقدر پس‌انداز کرده باشی که زندگی راحتی داشته باشی.
    امشب تا دیروقت به نیویورک نمی‌رسیم.
    نجات‌یافتگان حادثه قایق، پس از ساعتی در دریا خودشان را به خشکی رساندند.
    با تلفنت سعی کردم به تو برسم، اما جواب نداد.
    بهترین راه برای تماس با من، ایمیل زدن است.

     

    “Reach” به عنوان اسم هم کاربرد دارد.

    ببخشید دستم رسید. (پیشخدمت‌ها معمولاً وقتی جلوی مشتری دستشان را دراز می‌کنند، این جمله را می‌گویند.)
    اهدافش در دسترس هستند.
    ما نزدیک مقصد هستیم.
    وقتی آن مرد دستش را به سمت اسلحه‌اش برد، افسر پلیس به او شلیک کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه React به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه React به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه React به فارسی با مثالهای کاربردی

    پاسخ دادن یعنی کاری که بعد از رخ دادن یک اتفاق انجام می‌دهی. ممکن است این کار به یک نتیجه جدید بینجامد، یا شاید هم هیچ تغییری ایجاد نکند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    react

    واکنش نشان دادن

    reacted

    واکنش نشان داد

    reacted

    واکنش نشان داده

    مسافران داخل اتوبوس وقتی شنیدند باید پیاده شوند و بیرون منتظر اتوبوس جدید بمانند، عصبانی شدند.

    کودکان با دیدن برف تازهٔ باریده، ذوق‌زده شدند.

    ناتالی وقتی دوست‌پسرش رابطه را تمام کرد، رفتار مناسبی از خود نشان نداد.

    فکر می‌کنی دانش‌آموزان چه عکس‌العملی نشان دهند اگر بفهمند باید یک امتحان دیگر هم در این هفته بدهند؟

    حال بیمار با مصرف داروی جدید، در حال بهتر شدن است.

    کلمهٔ «واکنش» یک اسم است:

    واکنش آن زن وقتی خبر را شنید، چه بود؟

    ماریو به داروی جدید حساسیت نشان داد، به همین خاطر پزشک داروی دیگری برایش تجویز کرد.

    مردم کشور وقتی فهمیدند رهبرشان فوت کرده، تقریباً هیچ واکنشی نشان ندادند.

    پیش‌بینی می‌کنیم وقتی کارمندان متوجه افزایش حقوقشان شوند، واکنش مثبتی داشته باشند.

    افتادن مهره‌های دومینو نمونهٔ خوبی از یک «واکنش زنجیره‌ای» است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ready به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ready به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Ready به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “آماده” به این معناست که یک چیز یا یک نفر، برای انجام کاری حاضر و مهیاست:

    آماده ای؟
    برای حرکت کردن آماده هستی؟
    من هر وقت تو باشی، آماده‌ام.
    آماده شو!
    آماده باشید. قرار بگذارید. بروید!
    شام حاضر است. می‌توانیم الآن بخوریم.
    سفارش من چه زمانی آماده می‌شود؟
    این هنوز آماده نیست.
    آقای تعمیرکار گفت ماشین من هنوز آماده نیست.
    خوزه می‌گوید هنوز کاملاً آماده ازدواج کردن نیست.
    صبح‌ها چه ساعتی خودت را برای رفتن آماده می‌کنی؟
    یک نفر باید برای تغییر کردن آماده باشد، تا بتواند برای حل یک مشکل جدی کمک بپذیرد. (این جمله معمولاً در مورد کسانی به کار می‌رود که اعتیاد یا مشکلات شخصی دیگر دارند.)

    کلمه “به‌راحتی” یک قید است:

    اگر لازم داشته باشی، کمک به‌راحتی پیدا می‌شود.
    در شهر ما خودروهای امدادی به‌راحتی در دسترس هستند.
    وقتی که پاسخ روشنی برای آن سؤال به‌راحتی پیدا نمی‌شد، آن دانش‌آموز یک جواب سرهم کرد. (یعنی پاسخ از قبل آماده نداشت، پس یک جواب ساختگی گفت.)

    از “آماده کردن” می‌توان به عنوان یک فعل نیز استفاده کرد. در این حالت معمولاً یک ضمیر مانند “خود” یا “خودتان” بعد از آن می‌آید.

    لازم است خودتان را برای آنچه در پیش است آماده کنید.
    ویلیام سخت تلاش می‌کند تا خود را برای دانشگاه آماده کند.
    دانش‌آموزان خود را برای یک امتحان مهم آماده کردند.

    کلمه “آمادگی” یک اسم است:

    کارن نشان می‌دهد که آمادگی تغییر رفتارش را دارد. (یعنی او حاضر است تغییر کند.)
    آمادگی نظامی در زمان بحران بسیار مهم است.
    طوفان‌ها، دائماً میزان آمادگی فلوریدا در برابر بلایای طبیعی را محک می‌زنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Real به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Real به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Real به فارسی با مثالهای کاربردی

    چیزهایی که «واقعی» نامیده می‌شوند، چیزهایی هستند که می‌توانیم ببینیم یا حقیقی و درست هستند. وقتی می‌خواهیم افراد یا چیزها را توصیف کنیم، از این کلمه استفاده می‌کنیم:

    این‌ها الماس‌های واقعی هستند.
    دونا فکر می‌کند پالتو از خز طبیعی ساخته شده، اما در واقع از جنس پلی‌استر است.
    او یک وکیل واقعی است، چون در دانشگاه حقوق خوانده و در آزمون وکالت قبول شده.
    این سیب‌ها شبیه سیب واقعی هستند، ولی مصنوعی‌اند و فقط برای تزئین به کار می‌روند.
    آیا این مرغ، طبیعی است؟ (این سوال معمولاً در فست‌فودها پرسیده می‌شود، چون مرغ آن‌ها اغلب فرآوری شده است.)
    عشق آن‌ها واقعی است.

     

    گاهی کلمه «واقعی» برای تأکید روی چیزی به کار می‌رود و نشان می‌دهد که آن چیز، مهم یا جدی است:

    این یک مشکل واقعی است. (یعنی مشکلی بزرگ و جدی.)
    این مشتری واقعاً آزاردهنده است.
    ما به راه‌حل‌های واقعی نیاز داریم تا اقتصادمان را بهبود ببخشیم.
    باب یک دوست واقعی است، مخصوصاً وقتی به کسی نیاز داری که کنارت باشد.

     

    بعضی از زبان‌آموزان بین «real» و «really» اشتباه می‌کنند. یادتان باشد: «real» برای توصیف اسم‌هاست و «really» معمولاً برای تأکید روی فعل‌ها، صفت‌ها یا قیدهای دیگر به کار می‌رود:

    این واقعاً یک مشکل بزرگ است.
    برخورد با این مشتری واقعاً سخت است.
    ما واقعاً باید اقتصادمان را درست کنیم.
    باب واقعاً دوست خوبی است.

     

    گاهی هم از «really» برای نشان دادن تعجب یا تردید استفاده می‌شود، مخصوصاً وقتی کاری غیرمنطقی یا عجیب انجام شده باشد:

    او بچه‌هایش را بدون جلیقه نجات سوار قایق کرده؟ واقعاً؟
    ماشین خریدی بدون اینکه حتی آن را امتحان کنی؟ واقعاً؟
    آن‌ها زباله‌هایشان را توی حیاط می‌سوزانند؟ واقعاً؟ این کار غیرقانونی است. واقعاً؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Realize به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Realize به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Realize به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای آن که چیزی را به خوبی درک کنید، باید ابتدا آن را بشناسید و بفهمید. این فرآیند، مانند باز کردن درب‌های جدیدی از دانش و آگاهی است. وقتی شروع به درک مطلبی می‌کنید، کم‌کم ارتباط بهتری با آن برقرار خواهید کرد و می‌توانید از آن در زندگی خود استفاده کنید. در واقع، درک کردن، قدم اول برای یادگیری عمیق و استفاده درست از اطلاعات است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    realize

    متوجه شدن

    realized

    متوجه شد

    realized

    متوجه شده

    دانش‌آموز نفهمیده بود که اشتباه کرده، تا این که یکی به او تذکر داد.
    وقتی فهمیدیم یک ماشین نو چقدر برایمان گران تمام می‌شود، تصمیم گرفتیم یک ماشین کارکرده بخریم.
    فرانک تازه فهمیده است که خانواده‌اش چقدر برایش مهم هستند.
    هیچ‌کس نمی‌دانست فلیشیا چقدر درد می‌کشد، تا وقتی که به بیمارستان رفت.
    تا وقتی سهام‌تان را نفروشید، سود آن را به دست نمی‌آورید. (کلمهٔ “realize” معمولاً برای توصیف سود یا زیان مالی افراد به کار می‌رود.)
    پس از تحمل زیان‌های سنگین، شرکت ورشکست شد.

    کلمهٔ “realization” یک اسم است:
    صاحب شرکت به این درک رسید که باید کارمندانش را اخراج کند.
    کشاورزان، پس از آن که ناگهان فهمیدند ذخیرهٔ آب‌شان در حال اتمام است، تصمیم گرفتند نقل مکان کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.