دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Prey به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Prey به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Prey به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “طعمه” به حیوان یا انسانی گفته می‌شود که مورد شکار یا حمله قرار می‌گیرد. دقت کنید که این کلمه با کلمه دیگری که به صورت “pray” نوشته می‌شود و حرف “a” در آن نیست، کاملاً تفاوت دارد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    prey

    طعمه کردن

    preyed

    طعمه شد

    preyed

    طعمه شده

    گرگ‌ها به خرگوش‌ها حمله می‌کنند و آن‌ها را شکار می‌کنند.
    مارها نیز موش‌ها را طعمه خود قرار می‌دهند.
    در یک گزارش روزنامه، ماجرای فروشنده‌ای نقل شده که از سالمندان سوءاستفاده کرده و میلیون‌ها دلار از آن‌ها کلاهبرداری کرده است. سرانجام، او دستگیر شد و به زندان افتاد.
    مردانی که سراغ زنان ضعیف و بی‌پناه می‌روند و به آن‌ها آسیب می‌زنند، باید شرمنده باشند.
    کسانی که زودباور یا ساده‌لوح به نظر می‌رسند، معمولاً قربانی افرادی می‌شوند که وجدان و اخلاقیات در وجودشان کمرنگ است.

    کلمه «طعمه» نیز به عنوان یک اسم به کار می‌رود:
    مارها طعمهٔ زنده را دنبال می‌کنند.
    فروشنده آن مشتری را به عنوان یک طعمه آسان نشانه گذاری کرد. (فروختن به این مشتری کار راحتی بود.)
    اگر طعمهٔ کافی و سالم در دسترس نباشد، بعضی از جانوران گوشتخوار از گرسنگی تلف خواهند شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • سبزی شوید به آلمانی: معنی و کاربرد آن

    سبزی شوید به آلمانی: معنی و کاربرد آن

    درود به همه! اگر در حال یادگیری زبان جدیدی هستید، حتماً دیده‌اید که بعضی کلمات خیلی کاربردی هستند، ولی کمتر در کتاب‌های درسی به آن‌ها پرداخته می‌شود. امروز می‌خواهیم یکی از این کلمات پرکاربرد را بررسی کنیم: نام سبزی شوید در زبان آلمانی. اگر به دنبال یادگیری اصولی زبان آلمانی هستید، شرکت در دوره‌های یک آموزشگاه معتبر زبان در کرج می‌تواند گزینه مناسبی باشد.

    یادگیری این گونه واژه‌ها به شما کمک می‌کند تا محیط اطرافتان را بهتر توصیف کنید و درباره علایق خود صحبت کنید. در این نوشته، قصد دارم همه اطلاعات لازم درباره سبزی شوید در زبان آلمانی را با شما به اشتراک بگذارم؛ از معنی و کاربردهای آن گرفته تا خواص سلامتی و غذاهایی که می‌توان با آن پخت. همراه من باشید تا با هم این کلمه کاربردی را یاد بگیریم و بدانیم Dill چیست و چه استفاده‌هایی دارد.

    **آنچه در این مطلب می‌خوانید:**

    – Dill: معادل آلمانی سبزی شوید
    – معنی کلمه ‘Dill’ چیست؟
    – ریشه‌یابی و تاریخچه Dill در آلمان
    – کاربردهای سبزی شوید در زبان آلمانی
    – استفاده از Dill در آشپزی آلمانی
    – ترکیب Dill با سبزی‌ها و ادویه‌های دیگر
    – ویژگی‌های فرهنگی و غذایی شوید در آلمان
    – خواص غذایی سبزی شوید
    – جایگاه Dill در فرهنگ غذایی آلمان
    – نحوه استفاده از Dill در آشپزی (دستور پخت غذاها با شوید)
    – سس ماست و شوید (Gurken-Dill-Soße)
    – سالاد سیب‌زمینی با Dill (Kartoffelsalat mit Dill)
    – راه‌های نگهداری و ذخیره Dill
    – جمع‌بندی
    – پرسش‌های متداول (FAQ)
    – سبزی شوید چه فوایدی برای سلامتی دارد؟
    – چگونه می‌توان از شوید در پخت غذاها استفاده کرد؟
    – معنی کلمه ‘Dill’ چیست؟

    Dill: واژه آلمانی برای سبزی شوید

    سبزی شوید به آلمانی

    بالاخره به بخش اصلی می‌رسیم! کلمه Dill همان چیزی است که بسیاری از زبان‌آموزان به دنبالش هستند. این واژه در زبان آلمانی به معنای سبزی شوید است. بنابراین، اگر دفعه بعد در یک دستور پخت آلمانی یا در مغازه‌های آلمان با کلمه Dill روبرو شدید، حتماً می‌دانید که منظور چیست.

    معنی واژه ‘Dill’ به چه شکل است؟

    همانطور که قبلاً گفتیم، کلمه آلمانی معادل “شوید” در فارسی، Dill است. این واژه در زبان آلمانی دقیقاً به همین شکل نوشته و خوانده می‌شود و هیچ پیچیدگی یا جای سؤالی در آن نیست. وقتی از کلمه Dill استفاده می‌کنیم، منظور همان گیاه خوشبوی سبز رنگی است که در پخت و پز بسیار به کار می‌رود.

    ریشه‌شناسی و تاریخچه Dill در آلمان

    کلمه Dill تاریخی بسیار کهن دارد و ریشه در زبان‌های قدیمی ژرمانی دارد. این گیاه از قرن‌ها پیش در قاره اروپا، مخصوصاً در نواحی مرکزی و شمالی آن، هم برای طعم دادن به غذا و هم به عنوان یک گیاه درمانی به کار می‌رفته است. قدمت استفاده از شوید به دوران باستان می‌رسد و در میان ملت‌های گوناگون، همواره از ارزش و اهمیت خاصی برخوردار بوده است.

    کاربردهای سبزی شوید در زبان آلمانی

    گیاه شوید در زبان آلمانی کاربردهای فراوانی دارد، هم در غذاها و هم در جمله‌ها و اصطلاحات روزمره. اما هدف اصلی ما در اینجا، بررسی نقش آن در آشپزی است، زیرا بیشترین استفاده از این گیاه در همین زمینه است. در ادامه، مهم‌ترین موارد استفاده از شوید را مرور می‌کنیم.

    کاربرد Dill در آشپزی آلمانی

    آشپزی آلمانی پر از غذاهای خوشمزه و گوناگون است و شوید یکی از چاشنی‌های مهم و همیشگی در بسیاری از این غذاها به شمار می‌رود. در ادامه، چند نمونه از اصلی‌ترین کاربردهای آن را برای شما بیان می‌کنم:

    با ماهی: یکی از ترکیب‌های قدیمی و محبوب در آشپزی آلمانی، استفاده از شوید همراه با ماهی است. این سبزی معطر، طعمی ملایم و ویژه به انواع ماهی به خصوص سالمون و قزل‌آلا می‌بخشد.

    سالادها: شوید به عنوان یک چاشنی عالی در انواع سالادها استفاده می‌شود. مخصوصاً در سالاد خیار و ماست، وجود آن یک طعم منحصربه‌فرد ایجاد می‌کند.

    سس‌ها و دیپ‌ها: سس‌هایی که با ماست یا خامه ترش درست می‌شوند، معمولاً با شوید طعم‌دار می‌شوند. این سس‌ها اغلب همراه ماهی، سیب‌زمینی آب‌پز یا سبزیجات تازه سرو می‌شوند.

    ترشیجات: در درست کردن انواع ترشی، به ویژه ترشی خیار، شوید نقش بسیار مهمی دارد و عطر و طعم مخصوصی به آن می‌دهد.

    سوپ‌ها و خورش‌ها: گاهی هم برای خوش‌طعم کردن بعضی از سوپ‌ها و خورش‌ها از شوید استفاده می‌شود که بوی تازه و مطبوعی به آن‌ها می‌بخشد.

    برای آگاهی از بهترین مراکز آموزش زبان آلمانی در شهر رشت، از صفحه بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در رشت دیدن فرمایید.

    ترکیب Dill با سایر سبزیجات و ادویه‌ها

    فارسی آلمانی توضیح / کاربرد
    شوید Dill سبزی معطر پرکاربرد در آشپزی آلمانی
    شوید تازه frischer Dill برای سالاد، ماهی و سس‌ها استفاده می‌شود
    شوید خشک getrockneter Dill برای طعم‌دهی به ترشی‌ها و سوپ‌ها
    سس شوید Dillsauce سس پایه ماست یا خامه ترش برای ماهی و سبزیجات
    ترشی خیار با شوید Gewürzgurken mit Dill ترشی سنتی آلمانی با عطر شوید
    سالاد با شوید Salat mit Dill سالاد خیار، سالاد ماست و سبزیجات تازه
    ماهی با شوید Fisch mit Dill ترکیب کلاسیک: سالمون یا قزل‌آلا با Dill

    شویدلی به خوبی با سبزیجات معروف آلمانی مثل جعفری، پیازچه و سیر ترکیب می‌شود. در کنار چاشنی‌ها هم معمولاً با فلفل سیاه، نمک، سرکه و روغن زیتون هماهنگی خوبی دارد و باعث خوشمزه‌تر شدن غذا می‌شود.

    ویژگی‌های فرهنگی و تغذیه‌ای شوید در آلمان

    در آلمان، شوید تنها یک گیاه معطر معمولی نیست؛ بلکه به بخشی از فرهنگ و عادات غذایی مردم این کشور تبدیل شده است. آلمانی‌ها به سالم بودن غذاهایشان بسیار توجه می‌کنند و به همین دلیل، شوید با توجه به فواید زیادی که برای سلامتی دارد، جایگاه مهمی در برنامه غذایی روزمره آن‌ها پیدا کرده است.

    خواص تغذیه‌ای سبزی شوید

    شوید تنها یک سبزی معطر برای خوش طعم کردن غذا نیست، بلکه فواید غذایی بسیار زیادی دارد. این گیاه حاوی مقدار زیادی ویتامین C، ویتامین A، کلسیم، آهن و منگنز می‌باشد. به علاوه، دارای مواد آنتی‌اکسیدان و ضد التهاب است که برای حفظ سلامتی بدن بسیار مفید هستند. این ویژگی‌ها باعث می‌شوند شوید یک گزینه بسیار مناسب برای بهبود و تقویت سلامت بدن باشد.

    جایگاه Dill در فرهنگ غذایی آلمان

    سبزی شوید به آلمانی

    شوید در آشپرخانه آلمانی‌ها، به ویژه در شهرهای نزدیک به دریا و مناطق شمالی که خوراک‌های دریایی طرفداران بیشتری دارند، جایگاه ویژه‌ای دارد. این سبزی معطر معمولاً همراه با ماهی پخته می‌شود و به بخشی مهم از عادات پخت و پز در این مناطق تبدیل شده است. علاوه بر این، در برخی از مراسم و جشن‌های ویژه نیز غذاهایی که در آن‌ها از شوید استفاده می‌شود، سرو می‌گردد.

    چطور Dill را در آشپزخانه استفاده کنیم؟ (دستورات غذایی با شوید)

    یکی از موضوعاتی که می‌خواهیم درباره آن صحبت کنیم، روش‌های استفاده از شوید در غذاهاست. در اینجا چند پیشنهاد آسان و مفید ارائه می‌دهم تا بتوانید به سادگی از شوید در آشپزی روزمره خود بهره ببرید و طعم تازه و مطبوع آن را تجربه کنید. اگر نیاز به اطلاعات بیشتر درباره شوید به زبان آلمانی دارید، می‌توانید از یک واژه‌نامه معتبر کمک بگیرید.

    سس شوید و ماست (Gurken-Dill-Soße)

    این سس یک همدم عالی برای ماهی سرخ شده یا آبپز محسوب می‌شود.

    **مواد مورد نیاز:**
    ۱۰۰ گرم ماست یونانی یا خامه ترش (Sauerrahm)
    نصف یک خیار (رنده شده)
    ۲ قاشق غذاخوری شوید تازه (خرد شده)
    نمک و فلفل سیاه به میزان دلخواه
    مقدار کمی آبلیمو (در صورت تمایل)

    **روش درست کردن:**
    خیار رنده شده را با فشار دادن، آب اضافی آن را بگیرید.
    ماست، شوید، خیار، نمک و فلفل را در یک کاسه با هم ترکیب کنید.
    اگر مایل بودید، چند قطره آبلیمو اضافه کنید تا طعمی تازه‌تر پیدا کند.
    سس را دست‌کم نیم ساعت در یخچال بگذارید تا مزه‌ها به خوبی با هم مخلوط شوند.

    سالاد سیب‌زمینی با Dill (Kartoffelsalat mit Dill)

    یک سالاد سنتی و خوشمزه آلمانی که عطر و طعم شوید تازه در آن حس می‌شود.

    **مواد لازم:**
    ۵۰۰ گرم سیب‌زمینی (از قبل پخته و به صورت مکعبی خرد شده)
    ۱ عدد پیاز کوچک (خرد شده)
    ۳ قاشق غذاخوری شوید تازه (خرد شده)
    ۴ قاشق غذاخوری روغن مایع (ترجیحاً روغن آفتابگردان یا کلزا)
    ۲ قاشق غذاخوری سرکه سفید
    ۱ قاشق چای‌خوری خردل
    نمک و فلفل سیاه به میزان لازم

    **روش تهیه:**
    سیب‌زمینی‌های پخته و خرد شده را داخل یک کاسه بزرگ بریزید.
    پیاز ریز شده و شوید تازه را به آن اضافه کنید.
    در کاسه‌ای جداگانه، روغن، سرکه، خردل، نمک و فلفل را با هم ترکیب کنید تا سسی یکدست به دست آید.
    سس آماده شده را روی مواد سالاد بریزید و به آرامی هم بزنید تا همه اجزا به سس آغشته شوند.
    سالاد را حداقل به مدت یک ساعت در یخچال بگذارید تا طعم‌ها کاملاً با هم ترکیب شوند.

    این دو دستور ساده تنها نمونه‌هایی از کاربردهای متنوع شوید در آشپزی هستند. پیشنهاد می‌کنیم با این سبزی معطر، غذاهای جدید و متنوعی را امتحان کنید و طعم‌های تازه‌ای خلق کنید.

    روش‌های نگهداری از Dill

    شوید یک گیاه خوش‌عطر و تازه است و برای اینکه کیفیت و طراوتش حفظ شود، باید به درستی از آن مراقبت کنیم. در اینجا چند راه ساده برای نگهداری شوید به شما معرفی می‌کنم:

    **نگهداری در یخچال:**
    می‌توانید شوید تازه را داخل یک دستمال نمدار بپیچید و سپس در کیسه پلاستیکی قرار داده و در یخچال بگذارید. با این روش، شوید برای چند روز تازه و سالم می‌ماند.

    **خشک کردن شوید:**
    اگر می‌خواهید شوید را خشک کنید، کافی است آن را در محلی خشک و به دور از نور آویزان کنید تا کاملاً خشک شود. بعد از خشک شدن، می‌توانید آن را خرد کنید و در یک ظرف دربسته نگهداری کنید.

    **فریز کردن شوید:**
    یکی از بهترین روش‌ها برای نگهداری شوید به مدت طولانی، فریز کردن آن است. برای این کار، برگ‌های شوید را ریز خرد کنید و داخل قالب‌های یخ بریزید. سپس روی آن کمی آب بریزید و قالب را در فریزر قرار دهید. هر زمان به شوید نیاز داشتید، کافی است یک قالب از آن را خارج کنید.

    نتیجه‌گیری

    در پایان این نوشته، امیدوارم شناخت خوبی نسبت به سبزی شوید در زبان آلمانی، که Dill نامیده می‌شود، پیدا کرده باشید. این گیاه خوش‌عطر نه تنها در غذاهای آلمانی از اهمیت بالایی برخوردار است، بلکه به دلیل فواید سلامتی‌اش نیز بسیار ارزشمند است. آرزو دارم این مطالب برای شما زبان‌آموزان گرامی سودمند بوده باشد و از این پس بتوانید با نگرشی گسترده‌تر به فرهنگ آشپزی و غذای آلمان بنگرید.

    اگر در جستجوی برترین مؤسسه برای فراگیری زبان آلمانی هستید، پیشنهاد می‌کنیم “بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در شیراز” را نیز ببینید.

    سوالات متداول (FAQ)

    سبزی شوید چه خواصی دارد؟

    سبزی شوید فواید سلامتی بسیار زیادی دارد. این گیاه مقدار زیادی ویتامین C، ویتامین A، کلسیم، آهن و منگنز در خود دارد. علاوه بر این، دارای مواد آنتی‌اکسیدان و ضد التهاب است که می‌توانند به بهتر کار کردن دستگاه گوارش، کم کردن التهاب‌های بدن و قوی‌تر کردن سیستم دفاعی کمک کنند.

    چگونه می‌توان از شوید در غذاها استفاده کرد؟

    شوید را می‌توان در غذاهای مختلف و متنوعی به کار برد. این سبزی با طعم ملایم و معطرش، همراهی خوبی برای ماهی، انواع سالاد (مثل سالاد ماست و خیار)، سس‌ها (مانند سس ماست و شوید)، انواع سوپ و ترشی‌جات است. برای اینکه عطر و طعم شوید بیشتر حس شود، بهتر است آن را در دقیقه‌های آخر پخت به غذا اضافه کنید تا تازگی و خواص آن از بین نرود.

    معنی واژه ‘Dill’ به چه شکل است؟

    کلمه Dill در زبان آلمانی به همان گیاه معطری اشاره دارد که ما در فارسی به آن “شوید” می‌گوییم. این واژه به سادگی و بدون هیچ پیچیدگی، معنای این سبزی پرکاربرد را می‌رساند. شما به راحتی می‌توانید این کلمه را در دستورهای غذایی آلمانی یا کتاب‌هایی که درباره گیاهان نوشته شده است، پیدا کنید.

  • معنی کلمه Prick به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Prick به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Prick به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی مقدار کمی خون از کسی گرفته می‌شود، از کلمه “prick” به عنوان فعل استفاده می‌کنیم:

    پرستار برای گرفتن نمونه خون، انگشت مرد را سوراخ کرد.
    افراد دیابتی وقتی می‌خواهند قند خونشان را چک کنند، انگشت خود را سوراخ می‌کنند.
    آیا می‌توانی با خیال راحت انگشت خودت را برای آزمایش خون سوراخ کنی؟
    شارلین موقع درست کردن شام، تصادفاً انگشتش را با یک چاقوی کوچک سوراخ کرد.
    تیغ روی ساقهٔ گل رز آنقدر تیز است که می‌تواند انگشت یک نفر را سوراخ کند.

     
    کلمه “prick” یک معنای عامیانه هم دارد. در این حالت، یک کلمهٔ بی‌ادبانه است و معنایش شبیه به “jerk” (آدم آزاردهنده و بی‌ادب) است.

    چرا او مثل یک آدم بی‌ادب رفتار می‌کند؟
    آن مرد خیلی آدم مزخرفی است.
    اینقدر بی‌ادب نباش.
    دوست‌پسر روندا همیشه که کنارش است، رفتارش واقعاً زننده است.

     
    کلمه “prickly” یک صفت است:

    کاکتوس یک گیاه خاردار است. (یعنی سوزن‌های تیزی دارد.)
    امروز صبح وقتی وندی به رئیسش صبح‌بخیر گفت، یک جواب تند و تیز از او گرفت. (prickly = عصبانی و ناراحت)
    آن علف‌های هرز همه خاردار هستند. برای کندن آن‌ها از زمین حتماً باید دستکش بپوشی.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Pride به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Pride به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Pride به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی نسبت به خودش یا دیگران احساس غرور می‌کند، این حس معمولاً خوشایند و مثبت است. همچنین ممکن است فرد به خاطر کاری که انجام داده یا چیزی که ساخته است، احساس غرور کند.

    جان به مبلمانی که می‌سازد بسیار افتخار می‌کند.
    ماریا پس از بردن مسابقه، غرور زیادی احساس کرد.
    پدر و مادر بیل وقتی از موفقیت‌های او حرف می‌زنند، بسیار به او می‌بالند.
    برندهٔ مسابقه پس از دریافت مدال طلا، سرشار از غرور شد.
    این غرور در لبخندهای روی صورتشان کاملاً پیداست.

     
    واژهٔ “pride” را می‌توان به صورت فعل هم به کار برد، اما در این حالت معمولاً با یک ضمیر بازتابی همراه است:

    او به توانایی‌اش در نواختن گیتار افتخار می‌کند.
    او به مهارتش در آشپزی می‌بالد.
    آنها به توانایی‌های ورزشی خود افتخار می‌کنند.

     
    کلمهٔ “proud” در واقع شکل صفتیِ “pride” است.

    او از خودش احساس غرور می‌کند.
    خانوادهٔ هلن به موفقیت‌های او در مدرسه افتخار می‌کنند.
    ریچارد به آمریکایی بودن خود می‌بالد.
    من به فرزندانم افتخار می‌کنم.
    من خیلی به تو افتخار می‌کنم!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Prime به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Prime به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Prime به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای صحبت در مورد چیزهایی که بهترین کیفیت را دارند یا زمانی که یک فرد در بهترین شرایط خود قرار دارد، می‌توانید از کلمه «اوج» یا «برتر» استفاده کنید.

    باب در چهل و هفت سالگی احساس می‌کند در بهترین دوره زندگی خود به سر می‌برد. (این زمانی است که یک فرد از نظر ذهنی، جسمی، اجتماعی، مالی و سایر جنبه‌ها در قوی‌ترین حالت خود قرار دارد.)
    وقتی جو در دوران اوج خود بود، می‌توانست ساعت‌ها تنیس بازی کند. اما اکنون دیگر توانایی انجام آن را ندارد.
    جولیا زمانی که در کنار دوستان و حامیانش است، در اوج توانایی و شادابی خود قرار دارد.
    طرفداران استیک، برش دنده گوساله را بسیار دوست دارند چون هم آبدار است و هم نرم. (prime rib = یک قطعه گوشت باکیفیت از گاو)
    فروشگاه‌ها به دنبال مکان‌های عالی و پررفتوآمد برای فروش کالاهای خود هستند.
    سگ نژاد لابرادور، یک نژاد عالی برای شکار یا همراهی انسان‌ها محسوب می‌شود.

     
    وقتی این کلمه به عنوان فعل به کار می‌رود، به معنای آماده کردن یک شخص یا چیز برای یک فعالیت یا هدف خاص است:

    قبل از رنگ‌کاری، بهتر است چوب خام را با یک لایه آستری بپوشانید.
    جری قبل از زدن رنگ نهایی، بدنه ماشینش را آماده کرد.
    ورق گچی باید قبل از رنگ‌خوردن، آستر شود.
    مت در حال آماده‌سازی است تا به سمت معاونت در شرکتی که کار می‌کند، منصوب شود. (V.P. = معاون)
    رئیس سوفیا دارد او را آماده می‌کند تا مدیریت بخش حسابداری را بر عهده بگیرد.
    سگ ما توسط یک مربی حرفه‌ای برای شکار آموزش می‌بیند.

     
    همچنین این کلمه قبل از عنوان «وزیر» در اشاره به رهبران سیاسی کشورهایی با سیستم حکومتی پارلمانی استفاده می‌شود.

    نخست‌وزیر فعلی بریتانیا بوریس جانسون است.
    نارندرا مودی در سال ۲۰۱۴ به عنوان نخست‌وزیر هند انتخاب شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Prior به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Prior به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Prior به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “prior” به معنی “قبلی” یا “پیش از” است. یادگیری این کلمه مفید است چون معمولاً در صحبت‌های روزمره درباره برنامه‌ها، کارها و رویدادهای مهم به کار می‌رود:

    شغل قبلی تونی در بخش مونتاژ بود.
    متأسفم نمی‌توانم در جلسه حاضر شوم، یک تعهد قبلی دارم.
    قبل از آمدن به آمریکا، آن‌ها در کنیا زندگی می‌کردند.
    قبل از شرکت در این کلاس، باید مجوز بگیرید. (کلمه “prior to” معمولاً با فعل ingدار به کار می‌رود.)
    برای گذراندن این کلاس، نیاز به تأیید قبلی دارید.

     
    اگر به “prior” پایانۀ “ity-” را اضافه کنید، کلمۀ “priority” به معنی “اولویت” ساخته می‌شود. اولویت به چیزی گفته می‌شود که اهمیت زیادی دارد و باید قبل از بقیه کارها انجام شود:

    تمام کردن دانشگاه برای او یک اولویت است. او بعد از گرفتن مدرک ازدواج خواهد کرد.
    باید اولویت‌هایت را مرتب کنی. (این یک اصطلاح است و معمولاً به کسی گفته می‌شود که درست تصمیم نمی‌گیرد و کارهای مهم را اولویت‌بندی نمی‌کند.)
    اولویت‌های شما چیست؟ (چه چیزهایی برایتان اهمیت دارد؟)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Probably به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Probably به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Probably به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “probably” که در فارسی به “احتمالاً” ترجمه می‌شود، یک کلمه پرکاربرد است. ما از این کلمه زمانی استفاده می‌کنیم که فکر می‌کنیم چیزی به احتمال خیلی زیاد رخ خواهد داد. یک نکته مهم این است که “probably” معمولاً در جمله، نزدیک به فعل اصلی می‌آید.

    * من احتمالاً امروز برای خرید می‌روم.
    * احتمالاً امروز بعدازظهر باران می‌آید.
    * تو احتمالاً برای انجام این تکلیف سخت کمک می‌خواهی.
    * بچه‌ها احتمالاً بعداً دلشان می‌خواهد به پارک بروند.

    وقتی حدس می‌زنید که اتفاقی به احتمال زیاد **نخواهد افتاد**، از “probably not” یا “probably” همراه با یک فعل منفی استفاده می‌کنید:

    * احتمالاً امروز باران نمی‌آید.
    * آن‌ها احتمالاً تا ساعت‌های بعد به اینجا نمی‌رسند.
    * او احتمالاً آن شغلی که مصاحبه کرده بود را به دست نمی‌آورد.
    * او از چیزی ناراحت است. احتمالاً الان وقت خوبی برای صحبت کردن با او نیست. بهتر است بعداً این کار را بکنی.

    شما همچنین می‌توانید از “probably” برای حدس زدن در مورد اتفاقاتی که ممکن است در **گذشته** افتاده باشند استفاده کنید:

    * دیو هنوز نیامده است. احتمالاً در ترافیک مانده.
    * نادین ناراحت به نظر می‌رسد. احتمالاً در امتحانش قبول نشده است.
    * موهای معلم‌مان کاملاً خیس است. احتمالاً امروز بدون چتر به مدرسه آمده.
    * ایزابل به کلاس دیر رسید. احتمالاً زنگ هشدارش را نشنیده و خواب مانده.

    به خاطر داشته باشید که “probably” معمولاً به عنوان یک پاسخ کوتاه و تک‌کلمه‌ای به سوالات یا جمله‌های دیگر نیز به کار می‌رود:

    * **آ:** فکر می‌کنی امتحان سخت باشد؟
    * **ب:** احتمالاً.
    * **آ:** تعمیر این ماشین هزینه‌ی زیادی خواهد داشت.
    * **ب:** احتمالاً.
    * **آ:** آن‌ها بیش از چهار سال است که با هم هستند. فکر می‌کنی هیچ‌وقت ازدواج کنند؟
    * **ب:** آره، احتمالاً.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Profit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Profit به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Profit به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر کسی از یک سرمایه‌گذاری تجاری، پول بیشتری به دست آورد نسبت به آنچه خرج کرده است، این مقدار اضافی، «سود» نام دارد. واژه «سود» شبیه به مفهوم «نفع» است.

    جف از تجربه‌اش به عنوان آشپز سود برد. (این تجربه برایش مفید بود.)
    ساندرا از رابطه خوب با پدر و مادرش سود می‌برد. (این جمله در زمان حال ساده است.)
    از تقلب کردن سودی نخواهی برد.
    پیتزافروشی به خاطر موقعیت عالی‌اش در حال سود بردن است. (این جمله در زمان حال استمراری است.)
    «کسی که دنیا را به دست آورد و روح خود را از دست بدهد، چه سودی دارد؟» (نقل از کتاب مقدس، مرقس ۸:۳۶)

    این واژه معمولاً به صورت اسم نیز به کار می‌رود:

    ماریا از فروش گل در روز ولنتاین سود زیادی کسب کرد.
    آنها امسال سودی به دست نمی‌آورند، چون کسب‌وکارشان تازه شروع به کار کرده است.
    چند سال طول می‌کشد تا به سوددهی برسند.
    سود خالص جری در سال گذشته ۴۵٬۰۰۰ دلار بود. (سود خالص یعنی پولی که پس از کسر هزینه‌ها و مالیات باقی می‌ماند.)
    سود ناخالص ترزا ۲۰٬۰۰۰ دلار بود، اما پس از کسر هزینه‌ها مشخص شد که در واقع درآمد خالص چندانی نداشته است.

    برای ساختن صفت از این کلمه، می‌توان پسوند «able» را به انتهای آن اضافه کرد.

    سال ۲۰۱۵ برای کسب‌وکار آنها سال پرسودی بود.
    صنعت تلفن همراه در سال‌های اخیر بسیار سودآور بوده است.
    صنعت نفت امروز به اندازه پنج سال پیش سودآور نیست.
    ما فروش آن محصول را قطع کردیم چون سودآور نبود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Promise به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Promise به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Promise به فارسی با مثالهای کاربردی

    قول دادن یعنی یک تعهد شخصی برای انجام کاری. کلمات دیگری مثل عهد، سوگند و پیمان هم معنایی نزدیک دارند.
    همه باید قول خود را خیلی جدی بگیرند.

    الیور به برادرش قول داد این آخر هفته در اسباب‌کشی به آپارتمان جدید کمک کند.
    او قول می‌دهد که این آخر هفته آنجا خواهد بود.
    او قول داده بود که این آخر هفته آنجا خواهد بود.
    او قول می‌دهد که این آخر هفته با کامیونش آنجا باشد.
    سارا به رئیسش قول داد که شنبه صبح زود سر کار حاضر شود.
    او قول داد که زود آنجا خواهد بود.
    قصد دارد به قولش عمل کند.
    نمی‌خواهد قولش را بشکند.

     
    افعال “عمل کردن” و “شکستن” معمولاً با کلمه “قول” به کار می‌روند. “عمل کردن به قول” یعنی به آن احترام بگذاری. “شکستن قول” یعنی تصمیم بگیری که آن قول را نادیده بگیری. دقت کنید که در هر یک از این مثال‌ها قبل از کلمه “قول” یک صفت ملکی به کار رفته است:

    قسم می‌خورم که به قولم عمل کنم.
    تیم همیشه به قولش عمل می‌کند.
    آیا به قولت عمل می‌کنی؟
    جینا قولش را شکست.
    اعتماد کردن به تاد سخت است چون همیشه قولش را می‌شکند.
    چرا قولت را شکستی؟
    قولت را نشکن!

     
    وقتی به کسی قول می‌دهی، روش‌های خاصی برای بیان آن وجود دارد:

    به همسرم قول دادم که سینک آشپزخانه را درست کنم.
    به او قول دادم که این کار را انجام دهم.
    او حتماً مرا وادار می‌کند به قولم عمل کنم.
    قول دادم که ناامیدش نکنم.
    قول من را دارد.

     
    روش‌های دیگری هم هستند که در انگلیسی روزمره کلمه “قول” را می‌شنوید:

    او پر از قول‌های پوچ است. (به قولش عمل نمی‌کند.)
    از قولش برگشت. (قولش را شکست.)
    در مراسم عروسی، زوج به هم قول دادند که یکدیگر را دوست بدارند، احترام بگذارند و فرمان ببرند. (سعی می‌کنند به عهدی که به هم بسته‌اند وفادار بمانند.)
    او قول روی قول می‌دهد. (قول می‌دهد، اما همیشه عمل نمی‌کند.)
    او نتوانست به قولش عمل کند. (قولش را شکست.)
    قول، قول است. (حتماً باید به قولت عمل کنی.)
    همه‌اش قول! (این عبارت یعنی قول ارزش چندانی ندارد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Promote به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Promote به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Promote به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه‌ی “تبلیغ کردن” به این معنی است که شما می‌خواهید یک شخص، یک ایده یا یک چیز را معرفی کنید و آن را پیش ببرید. هدف این است که دیگران بیشتر با آن آشنا شوند و آن را بپذیرند. در واقع، شما دارید آن را به جلو سوق می‌دهید و برایش شناخت و پذیرش ایجاد می‌کنید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    promote

    ترقی دادن

    ترویج کردن

    promoted

    ترقی یافت

    promoted

    ترقی یافته

    این شرکت یک کالای تازه را معرفی و تبلیغ می‌کند.
    دولت می‌کوشد یک طرح تازه بیمه سلامت را رواج دهد.
    برایان به پست مدیریتی ارتقا پیدا کرد. (یعنی در محل کارش شغل بهتری با درآمد بالاتر به او داده شد.)
    شرکت او افرادی را که پرانگیزه، بلندپرواز و پرکار هستند، در جایگاه‌های بالاتر قرار می‌دهد.
    برد پیت مشغول معرفی و تبلیغ یک فیلم جدید است.

    وقتی این کلمه به صورت اسم به کار می‌رود، می‌شود “promotion” (ترفیع/تبلیغات).
    برایان ترفیع گرفت. حالا درآمدش بیشتر شده و دفتر شخصی خودش را دارد.
    شیلا پیشنهاد ترفیع را نپذیرفت، چون قبول آن به معنای دوری بیشتر از خانواده‌اش بود.
    تبلیغات گسترده‌ای برای یک خودروی برقی جدید آخر هفته گذشته از رسانه‌ها پخش شد. (hit the airwaves = یعنی در رادیو، تلویزیون و احتمالاً اینترنت نمایش داده شد.)
    فعالیت‌های تبلیغاتی برای فیلم جدید، شامل حضور چهره‌های مشهور نیز بود.

    کلمه “promotional” یک صفت است:
    برد پیت برای تبلیغ، در یک برنامه تلویزیونی حاضر شد.
    در آن رویداد، کالاهای تبلیغاتی به رایگان میان مردم پخش شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.