دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Notify به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Notify به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Notify به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه notify به معنای «اعلام کردن» است و خیلی شبیه tell عمل می‌کند. اما معمولاً در موقعیت‌های رسمی‌تر به کار می‌رود؛ یعنی جایی که خبر یا اطلاعات به صورت نوشتاری یا الکترونیکی ثبت و ارسال می‌شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    notify

    اطلاع دادن

    notified

    اطلاع داده شد

    notified

    اطلاع داده شده

    خوزه از طریق یک نامه رسمی از دولت مطلع شد که باید ماه آینده در دادگاه حاضر شود.
    شهرداری با ارسال نامه به صاحب‌خانه‌ها اطلاع داد که نیروهای پلیس در شهر بیشتر خواهند شد.
    به ناتان اعلام کردند که شغلش در شرکت از بین خواهد رفت.
    گابریلا با دریافت نامه‌ای از دانشگاه هاروارد فهمید که درخواستش برای تحصیل در آنجا پذیرفته شده است.
    طبق قرارداد اجاره، صاحب‌خانه تونی باید حداقل دو ماه قبل از هرگونه تغییر در مالکیت ساختمان، او را در جریان بگذارد.
    بر اساس شرایط دوره آزمایشی، راجر موظف است هرگونه تغییر در آدرس محل سکونت خود را به افسر نظارتش گزارش دهد.
    شرکت طبق قانون موظف بود مشتریان را از تغییرات در سیاست‌های حریم خصوصی آگاه کند، اما این اخطارها هرگز ارسال نشد.
    یک احضاریه به طور رسمی به فرد اطلاع می‌دهد که باید برای یک پرونده قانونی در دادگاه حاضر شود. هیچ‌کس حق ندارد احضاریه را نادیده بگیرد.

    کلمه “اعلان” یک اسم است:
    به افرادی که سیاست‌های حریم خصوصی جدید روی آن‌ها تأثیر می‌گذارد، اعلان ارسال شد.
    مدرسه برای دانش‌آموزانی که در برنامه جدید فناوری پذیرفته شده بودند، اعلان فرستاد.
    ما از شهرداری اعلانی درباره تغییر قوانین ساخت‌وساز در محلمان دریافت کردیم.
    دیو گفت که هیچ اعلانی از مدیر دفتر دریافت نکرده که می‌خواهند محل کارش را جابه‌جا کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Nourish به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nourish به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Nourish به فارسی با مثالهای کاربردی

    تغذیه کردن یعنی فراهم کردن غذای خوب یا چیزهای دیگری که برای رشد لازم هستند.

    غذای سالم، بدن را تقویت می‌کند.
    بعضی روغن‌ها و لوسیون‌ها به سلامت پوست کمک می‌کنند.
    گیاهان توسط خاک، آب و نور خورشید تقویت می‌شوند.
    کسی که با ترس و نفرت بزرگ شود، در آینده می‌تواند برای جامعه خطرناک باشد.
    هنر و موسیقی، روح انسان را تقویت می‌کنند.

     
    کلمه «تغذیه» یک اسم است:

    پسر بچه از غذای روزانه‌اش به اندازه کافی مواد مغذی دریافت نمی‌کرد.
    کسی که دچار سوءتغذیه است، برنامه غذایی مناسبی ندارد. (پیشوند «mal» به معنای بد است.)
    بیشتر مواد غذایی ما از خوراکی‌های تازه و محلی تأمین می‌شود.
    عادت همیشگی به خواندن کتاب‌های خوب، غذای ذهن شما را فراهم می‌کند.

     
    واژه‌های «مقوی» و «تغذیه‌شده» به عنوان صفت به کار می‌روند:

    یک صبحانه مقوی، روش خوبی برای شروع روز است.
    گیاهی که خوب تغذیه شده، ریشه‌های محکمی خواهد داشت.
    افراد سالم و خوش‌تغذیه، نسبت به کسانی که خوب غذا نمی‌خورند یا ورزش نمی‌کنند، بازدهی بیشتری دارند.
    یک هفته استراحت در جامائیکا، دقیقاً همان نوع مسافرت انرژی‌بخشی بود که من نیاز داشتم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • سینک ظرفشویی به آلمانی: واژه‌ها و کاربردها

    سینک ظرفشویی به آلمانی: واژه‌ها و کاربردها

    درود به همه دوستانی که در حال یادگیری زبان هستند! وقتی تصمیم می‌گیریم زبان جدیدی بیاموزیم، یکی از مکان‌های مهم و پرکاربردی که باید نام وسایلش را بلد باشیم، خانه و به‌ویژه آشپزخانه است. آشپزخانه را می‌توان مرکز اصلی خانه دانست که ابزار و وسایل گوناگونی در آن وجود دارد و بهتر است نام آلمانی آن‌ها را یاد بگیریم. در این مطلب، درباره یکی از وسیله‌های ضروری آشپزخانه یعنی سینک ظرفشویی به زبان آلمانی صحبت می‌کنیم. یادگیری این کلمه و نحوه استفاده از آن، در گفت‌وگوهای روزمره بسیار به کارتان می‌آید. اگر می‌خواهید مهارت‌های زبانی خود را در تهران تقویت کنید، پیشنهاد می‌کنیم سری به صفحه بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در تهران ما بزنید.

    مقاله عصر بخیر به آلمانی: عبارات کاربردی و نکات مهم حاوی اطلاعات جامعی است.

    آنچه در ادامه می‌خوانید:
    Toggle
    سینک ظرفشویی به زبان آلمانی
    واژه‌های مترادف و جایگزین
    جنسیت کلمات (Genus): چرا اهمیت دارد؟
    نحوه استفاده از “die Spüle” در جمله‌های روزمره
    آداب و رسوم مربوط به سینک ظرفشویی در آلمان
    وسایل آشپزخانه مرتبط با سینک
    نکات دستوری: جنسیت و تغییرات واژه‌ها
    گسترش دایره لغات آشپزخانه به آلمانی
    چرا باید از مثال‌های کاربردی و تمرین مداوم استفاده کرد؟
    جمع‌بندی
    پرسش‌های متداول (FAQ):
    سینک ظرفشویی در زبان آلمانی چه نامیده می‌شود؟
    چطور می‌توانم جنسیت کلمه سینک ظرفشویی را به خاطر بسپارم؟
    چه واژه‌های دیگری برای سینک ظرفشویی در آلمانی وجود دارد؟

     سینک ظرفشویی به آلمانی

    خب، بیایید مستقیماً به سراغ موضوع اصلی برویم. سینک ظرفشویی در زبان آلمانی چه نام دارد؟ کلمه اصلی و رایج برای آن “die Spüle” است. همانطور که مشاهده می‌کنید، این کلمه دارای حرف تعریف “die” می‌باشد، که نشان می‌دهد جنسیت آن مؤنث است. به خاطر سپردن جنسیت اسامی در زبان آلمانی اهمیت زیادی دارد و بهتر است همیشه آن را همراه خود کلمه یاد بگیرید.

    کلمات مترادف و جایگزین:

    ممکن است با واژه‌های دیگری هم برای سینک ظرفشویی یا قسمت‌های مشابه آن برخورد کنید. آشنایی با این واژه‌ها کمک می‌کند دایره لغات شما بیشتر شود و در شرایط گوناگون بهتر صحبت کنید:

    das Spülbecken: این کلمه هم به معنای سینک یا لگن ظرفشویی است. “das” همان حرف تعریف آن است که نشان می‌دهد کلمه خنثی است. این واژه معمولاً به خود ظرف یا حوضچه سینک اشاره دارد.

    die Küchenspüle: این واژه به “سینک آشپزخانه” معنی می‌دهد و به طور واضح مشخص می‌کند که منظور سینک مخصوص آشپزخانه است.

    das Waschbecken: این کلمه به طور کلی به “لگن دست‌شویی” معنا می‌شود و بیشتر برای سینک روشویی در حمام یا دستشویی استفاده می‌شود. البته گاهی بسته به جمله، ممکن است برای سینک آشپزخانه هم به کار برود، اما این کاربرد کمتر دیده می‌شود.

    سینک ظرفشویی به آلمانی

    همانطور که متوجه شدید، هر یک از این واژه‌ها دارای معانی و ویژگی‌های ظریف و خاص خود هستند.

    اصطلاح آلمانی معنی فارسی توضیح کاربرد
    das Spülbecken سینک / لگن ظرفشویی بیشتر به خود لگن شستشو اشاره دارد.
    die Küchenspüle سینک آشپزخانه مشخص می‌کند که سینک مربوط به آشپزخانه است.
    das Waschbecken روشویی / سینک سرویس بهداشتی در حمام و دستشویی استفاده می‌شود، نه آشپزخانه.

    جنسیت کلمات (Genus): چرا مهم است؟

    یادگیری جنسیت کلمات در زبان آلمانی می‌تواند برای خیلی از زبان‌آموزان سخت باشد. در این زبان، کلمات سه جنسیت دارند: مذکر (der)، مونث (die) و خنثی (das). شناخت جنسیت هر کلمه نه تنها برای استفاده درست از حرف تعریف مهم است، بلکه روی صرف صفت‌ها، جایگزین‌ها و حتی چیدمان جمله هم تأثیر می‌گذارد.

    برای مثال، کلمه “die Spüle” با حرف تعریف “die” نشان می‌دهد که این کلمه مؤنث است. بنابراین اگر بخواهید بگویید “سینک کثیف”، باید بگویید “die schmutzige Spüle” و نه “der schmutzige Spüle”.

    یک توصیه مفید: هر وقت کلمه جدیدی در آلمانی یاد می‌گیرید، سعی کنید آن را همراه با حرف تعریفش به خاطر بسپارید. مثلاً بگویید “die Spüle”، نه فقط “Spüle”. این کار به مرور باعث می‌شود جنسیت کلمات به طور طبیعی در ذهنتان بماند. یک روشی که خودم استفاده می‌کنم، نوشتن کلمات جدید با رنگ‌های مختلف برای هر جنسیت است؛ مثلاً کلمات مذکر را با رنگ آبی، مؤنث را با قرمز و خنثی را با سبز می‌نویسم.

    کاربرد “die Spüle” در جملات و عبارات روزمره:

    حالا که معنی این کلمه را یاد گرفتیم، بیایید ببینیم چطور می‌توانیم آن را در جمله‌ها به کار ببریم. برای اینکه درس را خوب یاد بگیرید و بتوانید راحت از این کلمه در حرف زدن استفاده کنید، این مثال‌ها را ببینید:

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه بند کفش به آلمانی: کاربردهای آن.

    Wo ist die Spüle? (سینک ظرفشویی کجاست؟)
    Bitte spüle das Geschirr in der Spüle. (لطفاً ظرف‌ها را در سینک آبکشی کن.)
    Die Spüle ist verstopft. (سینک ظرفشویی گرفته است.)
    Ich muss die Spüle putzen. (من باید سینک ظرفشویی را تمیز کنم.)
    Stelle die Tassen in die Spüle. (فنجان‌ها را داخل سینک بگذار.)
    Das Wasser läuft nicht in der Spüle ab. (آب در سینک پایین نمی‌رود/تخلیه نمی‌شود.)
    Wir brauchen eine neue Spüle für die Küche. (ما برای آشپزخانه یک سینک جدید نیاز داریم.)

    این جمله‌های نمونه به شما نشان می‌دهند که چطور می‌شود از کلمه “die Spüle” در موقعیت‌های گوناگون استفاده کرد. بهتر است که شما هم سعی کنید با این کلمه، جمله‌های تازه‌ای درست کنید. یاد گرفتن کلمه‌های کاربردی آلمانی برای استفاده در آشپزخانه، فقط یادگیری یک کلمه نیست، بلکه یک نیاز معمول و روزانه است.

    فرهنگ استفاده از سینک ظرفشویی در آلمان:

    شاید با خودتان فکر کنید که آموزش روش درست استفاده از سینک ظرفشویی کمی غیرعادی است، اما هر فرهنگی برای خودش آداب و رسم‌هایی دارد، حتی برای کارهای ساده و روزمره! در آلمان، به پاکیزگی و نظم آشپزخانه توجه ویژه‌ای می‌شود. معمولاً افراد بعد از هر بار شست‌وشو، سینک را کامل تمیز می‌کنند. این کار شامل جمع‌آوری ته‌مانده غذاها، شستن خود سینک و سپس خشک کردن آن است تا از لکه‌های آب و جرم‌های سفید جلوگیری شود. این موضوع به‌ویژه در خانه‌های مشترک، مثل خوابگاه‌های دانشجویی که چند نفر از یک آشپزخانه استفاده می‌کنند، اهمیت زیادی دارد و یکی از قوانین نانوشته زندگی گروهی محسوب می‌شود.

    نکته دیگری که وجود دارد این است که در بیشتر آشپزخانه‌های آلمانی، چند سطل مختلف برای جدا کردن زباله‌ها در کنار سینک قرار دارد. این سطل‌ها مربوط به پسماند تر (Bioabfall)، پلاستیک (Plastik)، کاغذ (Papier) و سایر زباله‌های عمومی (Restmüll) هستند. پس باید دقت کنید که قبل از شستن ظرف‌ها، باقی‌مانده غذا را در سطل مناسب خودش بریزید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله سلام خوبی به آلمانی: راهنمای کامل را مطالعه کنید.

    مطمئنم که شما هم مانند من، برای یادگیری زبان آلمانی شوق زیادی دارید. بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در کرج می‌تواند انتخاب خوبی برای یادگیری این زبان باشد.

    توصیه می‌کنیم این مطلب دستگاه بخور به آلمانی: اصطلاحات و مدل‌ها را حتماً بخوانید.

    سینک ظرفشویی به آلمانی

    وسایل آشپزخانه مرتبط با سینک:

    وقتی صحبت از سینک آشپزخانه می‌شود، خوب است که با چند واژه دیگر هم که مربوط به وسایل آشپزخانه هستند و معمولاً اطراف سینک قرار دارند، آشنا شویم:

    اگر سوالاتی دارید، مقاله آموزش فصل های سال به آلمانی همراه با تلفظ و مثال به شما کمک خواهد کرد.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه سبزی شوید به آلمانی: معنی و کاربرد آن.

    der Wasserhahn: شیر آب
    das Geschirrtuch: دستمال ظرفشویی
    der Spülschwamm: اسفنج ظرفشویی
    das Spülmittel: مایع ظرفشویی
    der Geschirrspüler (die Geschirrspülmaschine): ماشین ظرفشویی (که معمولاً به صورت کوتاه “die Spülmaschine” نامیده می‌شود)
    das Sieb: آبکش یا صافی (که اغلب داخل سینک قرار می‌گیرد تا از گرفتگی لوله جلوگیری کند)
    der Mülleimer: سطل زباله (که برای دور ریختن باقیمانده غذاها، پیش از شستشوی ظرف‌ها استفاده می‌شود)

    با یادگیری این واژه‌های آلمانی، می‌توانید گفتگوهای کامل‌تر و بهتری در مورد محیط آشپزخانه و کارهای روزمره آن داشته باشید. این کلمات نه تنها در خانه، بلکه در فروشگاه‌های لوازم خانگی یا هنگام صحبت درباره کارهای خانه نیز بسیار مفید و کاربردی هستند.

    نکات گرامری: جنسیت و تغییرات کلمات

    در زبان آلمانی، کلمات بسته به نقششان در جمله (حالت‌های Nominativ، Akkusativ، Dativ و Genitiv) تغییر می‌کنند. این تغییرات هم روی حروف تعریف و هم روی خود کلمات تأثیر می‌گذارند. البته کلمه‌ای مثل “Spüle” در حالت‌های مختلف، خودش تغییر چندانی نمی‌کند و بیشتر این حرف تعریف آن است که عوض می‌شود.
    به این نمونه‌ها توجه کنید:
    – Nominativ: Die Spüle ist sauber. (سینک تمیز است.)
    – Akkusativ: Ich sehe die Spüle. (من سینک را می‌بینم.)
    – Dativ: Ich stehe an der Spüle. (من کنار سینک ایستاده‌ام.) (حرف اضافه “an” در اینجا حالت Dativ می‌سازد)

    همان‌طور که مشاهده می‌کنید، حرف تعریف “die” در حالت داتیو به “der” تبدیل شده است. یادگیری این تغییرات برای کسانی که زبان آلمانی می‌آموزند بسیار مهم است و تنها با تمرین مداوم می‌توان به آن مسلط شد. استفاده از یک فرهنگ لغت مناسب آلمانی و توجه دقیق به جنسیت اسم‌ها و حالت‌های مختلف، به شما کمک می‌کند این نکات را بهتر و عمیق‌تر یاد بگیرید.

    توسعه دایره لغات آشپزخانه آلمانی:

    برای اینکه بتوانید به راحتی درباره آشپزخانه به زبان آلمانی صحبت کنید، باید علاوه بر سینک ظرفشویی، کلمات بیشتری بلد باشید. در ادامه چند واژه کاربردی را با هم مرور می‌کنیم:

    der Kühlschrank: یخچال
    der Backofen: فر
    der Herd: اجاق گاز
    der Tisch: میز
    der Stuhl: صندلی
    der Topf: قابلمه
    die Pfanne: ماهیتابه
    das Glas: لیوان
    der Teller: بشقاب
    das Besteck: کارد و چنگال

    با یادگیری این واژه‌ها، می‌توانید تصویر روشن‌تری از یک آشپزخانه آلمانی در ذهن خود بسازید و راحت‌تر در مورد آن گفتگو کنید. بهتر است همیشه کلمات را بر اساس موضوع دسته‌بندی کنید تا ارتباط میان آن‌ها را بهتر بفهمید.
    نکته دیگری که باید به آن توجه کنید، جنسیت اسامی در زبان آلمانی است. گاهی اوقات این جنسیت‌ها دلیل مشخصی ندارند و فقط باید آن‌ها را حفظ کنید.
    مثلاً کلمه “das Mädchen” به معنی دختر است، اما با وجود اینکه به یک فرد مؤنث اشاره دارد، جنسیت آن خنثی است! شاید این موضوع در ابتدا کمی عجیب به نظر برسد، اما با تکرار و تمرین کم‌کم به آن عادت خواهید کرد.

    اهمیت استفاده از جملات مثال و تمرین مداوم:

    همیشه به شاگردانم تأکید می‌کنم که تنها به حفظ کردن واژه‌ها اکتفا نکنند. واژه‌ها بدون جمله و مفهوم، مانند مصالح پراکنده‌ای هستند که نمی‌توان با آنها ساختمانی بنا کرد. باید کلمات را در قالب جمله‌ها و موقعیت‌های واقعی یاد بگیرید تا بتوانید به درستی از آنها استفاده کنید. این موضوع برای یادگیری عبارت “سینک ظرفشویی” به آلمانی نیز صدق می‌کند.

    جمله‌های بالا را یک بار دیگر با دقت بخوانید.
    سعی کنید موقعیت‌های مختلفی را که با سینک ظرفشویی سر و کار دارید، در ذهن خود مجسم کنید.
    چطور این موقعیت‌ها را به زبان آلمانی بیان می‌کنید؟
    آیا می‌توانید از کلمه‌ی die Spüle و واژه‌های مرتبط با آن، یک گفت‌وگوی کوتاه با خودتان تمرین کنید؟

    برای یادگیری زبان آلمانی، انجام تمرین‌های منظم و به‌کارگیری عملی واژه‌ها بسیار مهم است. اگر به دنبال باکیفیت‌ترین دوره‌های آموزش زبان آلمانی هستید، می‌توانید به صفحهٔ بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در بندرعباس سر بزنید.

    نتیجه‌گیری:

    یاد گرفتن کلمه‌های پرکاربرد روزانه، مثل اینکه بفهمیم «سینک ظرفشویی» به آلمانی چه می‌شود، قدم بزرگی در یادگیری این زبان است. کلمه «die Spüle» که یک اسم مؤنث است، یکی از واژه‌های مهم در آشپزخانه به شمار می‌رود. اگر این کلمه و عبارت‌های وابسته به آن را بلد باشید، در صحبت‌های روزمره خیلی به دردتان می‌خورد. بهتر است همیشه هنگام یادگیری، جنسیت اسم‌ها را هم به خاطر بسپارید و سعی کنید آن‌ها را در جمله‌های مختلف استفاده کنید. با تمرین و تکرار مرتب، خیلی زود می‌توانید این بخش از زبان آلمانی را یاد بگیرید و با اطمینان در مورد آشپزخانه به آلمانی صحبت کنید. موفق باشید

    سوالات متداول (FAQ):

    سینک ظرفشویی به زبان آلمانی چه نام دارد؟

    نام اصلی و رایج برای سینک آشپزخانه در زبان آلمانی “die Spüle” می‌باشد. این واژه از نظر دستوری مؤنث است و با حرف تعریف “die” به کار می‌رود. علاوه بر این، از عبارت “das Spülbecken” نیز برای اشاره به ظرفشویی استفاده می‌شود.

    چگونه جنسیت واژه سینک ظرفشویی را یاد بگیرم؟

    برای اینکه بدانید کلمه “die Spüle” و دیگر واژه‌های آلمانی مذکر، مؤنث یا خنثی هستند، بهتر است همیشه آن کلمه را همراه با حرف تعریفش (der، die، das) یاد بگیرید. برای مثال، به جای گفتن تنها “Spüle”، بگویید “die Spüle”. با تمرین و تکرار و همچنین ساختن جمله‌های مختلف با این کلمات، کم‌کم جنسیت هر واژه در ذهنتان تثبیت می‌شود. همچنین، وقتی معنای کلمه‌ای را در فرهنگ لغت آلمانی جستجو می‌کنید، می‌توانید جنسیت آن را هم ببینید.

    چه واژه‌های دیگری برای سینک ظرفشویی وجود دارد؟

    علاوه بر کلمه “die Spüle”، چند واژه دیگر هم در زبان آلمانی وجود دارند که برای اشاره به سینک ظرفشویی یا قسمت‌های مختلف آن به کار می‌روند:

    **das Spülbecken**: این کلمه به خود کاسه یا حوضچه سینک اشاره می‌کند و جنسیت آن خنثی است.

    **die Küchenspüle**: این واژه به معنی “سینک آشپزخانه” است و زمانی استفاده می‌شود که بخواهیم تأکید کنیم منظورمان سینک مخصوص آشپزخانه است.

    **das Waschbecken**: این کلمه به طور کلی به “لگن شستشو” معنی می‌دهد. معمولاً برای سینک دستشویی یا حمام کاربرد دارد، اما گاهی اوقات در مورد سینک آشپزخانه هم استفاده می‌شود.

    اگر می‌خواهید اطلاعات بیشتری درباره واژه سینک ظرفشویی در زبان آلمانی پیدا کنید، می‌توانید به یک فرهنگ لغت معتبر مراجعه کنید.

    مقاله جملات عاشقانه به آلمانی : برسی و ترجمه منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

  • معنی کلمه Novel به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Novel به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Novel به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی **تازه** و نو باشد، یعنی جدید و متفاوت است. چیزی منحصر به فرد و جالبی است.

    مارک برای حل مشکل، یک **روش تازه** به کار برد.
    برای مقابله با تغییرات آب‌وهوایی، به **راه‌حل‌های نو** نیاز داریم – و این نیاز فوری است.
    چه **ایده نوبرانه** و جالبی!

    واژه «رمان» همچنین برای کتاب‌های داستانی بلند که چندصد صفحه دارند، استفاده می‌شود.

    معلم یک **رمان** برای مطالعه به دانش‌آموزان داد.
    **ماجراهای هاکلبری فین** رمانی است که بیشتر بچه‌های آمریکایی در مدرسه آن را می‌خوانند.
    تیم می‌گوید خواندن **رمان** را دوست ندارد چون ترجیح می‌دهد درباره چیزهای واقعی مطالعه کند.
    او نمی‌تواند کتاب رمانی را که در حال خواندنش است، زمین بگذارد. خیلی جذاب است!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Nowadays به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nowadays به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Nowadays به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه nowadays که به معنای «امروزه» است، برای توصیف کارها و شرایط زمان حال به کار میرود، به ویژه وقتی بخواهیم آن را با گذشته مقایسه کنیم. این کلمه را میتوان در آغاز، میانۀ یا پایان جمله قرار داد.

    امروزه پیدا کردن کمک خوب سخت شده است. (در گذشته راحت‌تر بود.)
    امروزه پیدا کردن کمک خوب دشوار است.
    پیدا کردن کمک خوب، این روزها، کار سختی است.
    مردم امروزی خیلی بی‌حوصله هستند و تحمل انتظار کشیدن را ندارند. (در گذشته مردم صبورتر بودند.)
    به نظر می‌رسد امروزه همه به صفحه تلفن همراهشان خیره شده‌اند و دنیای آنلاین برایشان از دنیای واقعی جذاب‌تر است. (در گذشته مردم تلفن همراه نداشتند.)
    امروزه با استفاده از فناوری تلفن همراه می‌توان با خانواده و دوستان در ارتباط بود.
    این روزها زیاد می‌شنویم که مسافرت با هواپیما چقدر سخت و ناراحت‌کننده شده است.
    این روزها چه کار می‌کنی؟ (الان مشغول چه کاری هستی و زندگیات چطور می‌گذرد؟)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Nudge به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nudge به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Nudge به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای حرکت دادن چیزی می‌توان از کلمه “نَـدج” (nudge) استفاده کرد. همچنین می‌توان یک نفر را به آرامی به سمتی هدایت کرد.

    گربه بشقاب را با پوزه زد و آن از روی میز به زمین افتاد.
    اگر به دستگاه یک ضربه آرام بزنید، دوباره شروع به کار می‌کند.
    حتماً باید به آن یک تکان کوچک بدهی. (این اصطلاح معمولاً وقتی استفاده می‌شود که دستگاه‌ها درست کار نمی‌کنند.)
    صف مسافران در قسمت کنترل فرودگاه، کم‌کم و آرام به جلو می‌رفت.
    سگ من وقتی می‌خواهد نوازش شود، سرش را به من می‌مالد.
    پدر و مادر سارا او را به رفتن به دانشگاه تشویق کردند. در حالی که او به فکر پیوستن به ارتش بود.

     
    اگر چیزی با وجود نیروی زیادی که به آن وارد می‌شود، اصلاً تکان نخورد، معمولاً به جای “nudge” از فعل “budge” استفاده می‌کنیم. همچنین توجه کنید که “budge” اغلب با یک کلمه منفی به کار می‌رود:

    ماشین تکان نمی‌خورد.
    این مهره‌ی زنگ‌زده تکان نمی‌خورد.
    اعضای کنگره که مخالف این قانون هستند، کوتاه نمی‌آیند. آن‌ها از تغییر نظر خود سر باز می‌زنند.
    آن‌ها هرگز در مورد مسائل مالی انعطاف نشان نمی‌دهند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Nugget به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nugget به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Nugget به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک قطعه طلا معمولاً چیز کوچک و باارزشی است.

    طلاهای خالص و کوچک می‌توانند قیمت بالایی داشته باشند.
    کسی که به دنبال طلا می‌گردد، بین شن و سنگ‌ریزه‌ها به جستجو می‌پردازد تا شاید طلایی پیدا کند.
    گاهی یک قطعه طلای کوچک هزاران دلار می‌ارزد. همین موضوع، طلایابی را کاری پرسود نشان می‌دهد؛ اما در واقع، راه سختی برای پول درآوردن است.
    وقتی به یک رستوران فست‌فود می‌روید، ممکن است ناگت مرغ سفارش دهید.
    ناگت‌های مرغ شکلی شبیه به قطعه‌های طلا دارند.
    خوانندگان روزنامه‌ها و مجلات هم گاهی با اطلاعات کوتاه اما جالبی روبرو می‌شوند.
    این اطلاعات کوچک هم می‌توانند ارزش خاص خود را داشته باشند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Numb به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Numb به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Numb به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر قسمتی از بدنتان مثل دست یا پا را حس نکنید، می‌گوییم آن قسمت “بی‌حس” شده است. بی‌حسی یعنی شما در آن ناحیه چیزی را احساس نمی‌کنید، حتی درد.

    دست‌ها و پاهای سوفیا بعد از مدت‌طولانی ماندن در هوای سرد، بی‌حس شد.
    پس از سانحه رانندگی، آن مرد گفت پاهایش بی‌حس شده. بعداً پزشکان به او گفتند که از کمر به پایین فلج شده است.
    دست من به خاطر خوابیدن در یک حالت نامناسب، بی‌حس شد.
    دندانپزشک به تام مقداری نووکائین داد تا اعصاب اطراف دندانی که رویش کار می‌کرد، بی‌حس شود.

    گاهی بعد از یک اتفاق ناگوار یا از دست دادن عزیزی، از کلمه “بی‌حسی” برای بیان احساس درونی‌مان استفاده می‌کنیم:

    بعضی از بازماندگان انفجار گفتند پس از دیدن کشته شدن بسیاری از اقوامشان، احساس بی‌حسی کردند.
    مارتا گفت پس از فوت مادرش، احساس می‌کرد بی‌حس شده است.
    تاد گفت وقتی فهمید شغلش را از دست داده، دیگر هیچ چیزی را حس نمی‌کند.
    وقری ماتیلدا فهمید گربه‌اش فرار کرده، احساس بی‌حسی تمام وجودش را فراگرفت.

    توجه: در تلفظ کلمه “numb”، حرف “b” در انتهای کلمه خوانده نمی‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Number به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Number به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Number به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “number” (به معنای شماره) برای نشان دادن یک مقدار قابل شمارش به کار می‌رود. این کلمه هم به صورت اسم و هم به صورت فعل استفاده می‌شود.

    جمعیت به هزاران نفر می‌رسید.
    معلم از دانش‌آموزان خواست که جملاتشان را شماره‌گذاری کنند.
    بازیکنان فوتبال روی پیراهن‌شان شماره دارند تا تماشاگران راحت‌تر بتوانند آن‌ها را تشخیص دهند.
    من می‌توانم چندین دلیل خوب برای خوردن یک صبحانه سالم نام ببرم.

     
    کلمه “number” (به معنای عدد) معمولاً زمانی به کار می‌رود که مستقیماً در مورد یک عدد خاص صحبت می‌کنیم.

    عدد چهار به طور کامل بر دو بخش‌پذیر است.
    عدد سه به طور مساوی بر دو تقسیم نمی‌شود.
    پنج، عدد خوش‌یمن جو است.
    عدد هفت یک عدد خوش‌شانس در نظر گرفته می‌شود.
    عدد ۱۳ معمولاً بدشانس تلقی می‌گردد.
    تام بردی شماره ۱۲ را روی پیراهنش می‌پوشد.

     
    کلمه “numbers” (به صورت جمع) اغلب برای اشاره به مجموعه‌ای از اعداد مهم یا آمار به کار می‌رود.

    پزشک از من خواست به اعداد موجود در نمودار سلامتی‌ام دقت کنم.
    تعداد دانش‌آموزان مدرسه ما در حال افزایش است.
    ارقام سه‌ماهه نشان می‌دهد که شرکت سود خوبی کسب کرده است.
    داده‌های ما نشان می‌دهند که دستیابی به سوددهی در مدت دو سال امکان‌پذیر است.
    اعداد ارائه‌شده در این پیشنهاد بودجه، درست به نظر نمی‌رسند.

     
    توجه داشته باشید که بین “a number of” و “the number of” تفاوت وجود دارد.

    تعدادی از افراد به این موضوع علاقه‌مند هستند. (در این جمله، “a number of” به عنوان یک فاعل جمع به کار رفته است. ما عدد دقیق را نمی‌دانیم، اما می‌دانیم که بیشتر از یک است.)
    تعداد افراد علاقه‌مند به این موضوع در حال افزایش است. (در این جمله، “the number” به عنوان فاعل مفرد عمل می‌کند. در اینجا تمرکز ما روی یک عدد مشخص است.)
    پلیس چندین نفر از افرادی که در خیابان در حال اعتراض بودند را دستگیر کرد.
    تعداد افراد دستگیر‌شده در روزنامه گزارش شد.
    چندین نفر به دلیل سر و صدای ساختمان تماس گرفتند و شکایت کردند. شهرداری حدود ۳۰ تماس دریافت کرد.
    این تکلیف نوشتاری شامل چندین اشتباه است. (این جمله نشان می‌دهد که اشتباهات زیادی وجود دارد!)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Nurse به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nurse به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Nurse به فارسی با مثالهای کاربردی

    پرستار فردی است که خدمات درمانی ارائه می‌دهد و به پزشکان در کارشان کمک می‌کند.

    قبل از ویزیت پزشک، پرستار فشار خون مرا اندازه گرفت و درباره وضعیت جسمی و روحی من پرسش کرد.
    در طول عمل جراحی، چندین پرستار به جراح یاری رساندند.
    سیستم بهداشت و درمان در آمریکا، هم اکنون و در آینده، به تعداد بیشتری پرستار نیاز دارد.
    مخفف پرستار دارای مجوز رسمی RN و مخفف پرستار عملی دارای مجوز LPN است.
    شغل پرستاری برای کسانی که علاقه واقعی به کمک کردن به دیگران دارند، گزینه بسیار مناسبی است. (در این جمله، کلمه nursing به صورت اسم مصدر به کار رفته است.)

    واژه nurse به عنوان فعل نیز قابل استفاده است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    nurse

    پرستاری کردن

    nursed

    پرستاری کرد

    nursed

    پرستاری کرده

    بیمار با مراقبت‌های لازم دوباره سلامت خود را به دست آورد. (این رویداد در زمان گذشته رخ داده و به حالت مفعولی بیان شده است.)
    برایان در حال مراقبت از دست شکسته‌اش است. (او شخصاً از بازوی آسیب‌دیده خود مواظبت می‌کند.)
    مادران به نوزادان خود شیر می‌دهند. (در اینجا منظور از پرستاری، تغذیه کودک با شیر مادر است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.