دسته: آموزش زبان

  • تشکر به آلمانی | ۱۵ عبارت کلیدی برای ارتباط موثر

    تشکر به آلمانی | ۱۵ عبارت کلیدی برای ارتباط موثر

    تشکر کردن از پایه‌ای‌ترین رفتارهای مودبانه در هر فرهنگی است. در آلمان هم مانند ایران، راه‌های گوناگونی برای گفتن “متشکرم” وجود دارد که بستگی به شرایط و میزان رسمی بودن موقعیت دارد. در این نوشته می‌خواهم ۱۵ عبارت مهم و کاربردی برای تشکر به زبان آلمانی را به شما معرفی کنم تا بتوانید روابط بهتری با افراد آلمانی‌زبان برقرار کنید. اگر علاقه‌مند به یادگیری اصولی زبان آلمانی هستید، پیشنهاد می‌کنم سری به صفحه بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در بندرعباس بزنید.

    در این مقاله می‌خوانید:

    چرا باید عبارات تشکر به آلمانی را یاد بگیریم؟
    عبارات اصلی برای تشکر
    ۱. Danke – ساده‌ترین شکل تشکر
    ۲. Vielen Dank – سپاسگزاری زیاد
    ۳. Herzlichen Dank – با سپاس از صمیم قلب

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله سبزی شوید به آلمانی: معنی و کاربرد آن مراجعه کنید.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب بیش فعالی به آلمانی: علل، علائم و درمان‌ها را از دست ندهید.

    عبارات رسمی برای تشکر
    ۴. Ich danke Ihnen – از شما متشکرم (برای موقعیت‌های رسمی)
    ۵. Ich möchte mich bei Ihnen bedanken – می‌خواهم از شما تشکر کنم (خیلی رسمی)
    ۶. Wir danken Ihnen – ما از شما سپاسگزاریم (برای جمع و موقعیت‌های رسمی)

    عبارات خودمانی برای تشکر
    ۷. Danke schön – خیلی ممنون (دوستانه ولی مودبانه)
    ۸. Tausend Dank – هزاران تشکر
    ۹. Danke dir – ممنونم ازت (برای دوستان و آشنایان نزدیک)

    عبارات تشکر در موقعیت‌های ویژه
    ۱۰. Danke für alles – بابت همه چیز ممنون
    ۱۱. Vielen Dank im Voraus – پیشاپیش متشکرم
    ۱۲. Das ist sehr nett von Ihnen/dir – این خیلی لطف شما/توست
    ۱۳. Ich weiß das wirklich zu schätzen – من واقعاً قدر این را می‌دانم

    چطور به تشکر دیگران جواب بدهیم؟
    ۱۴. Gern geschehen / Gerne – با کمال میل / خواهش می‌کنم
    ۱۵. Nichts zu danken – جای تشکر ندارد
    ۱۶. Keine Ursache – کاری نکردم / قابلی ندارد
    ۱۷. Gerne wieder – هر وقت باز هم با خوشحالی انجام می‌دهم
    ۱۸. Jederzeit – هر وقت که بخواهی

    نکات کلیدی درباره تشکر به آلمانی
    پرسش‌های رایج
    چطور به زبان آلمانی از کسی تشکر کنیم؟
    فرق عبارت رسمی و خودمانی برای تشکر در زبان آلمانی چیست؟
    چطور می‌توانیم وقتی کسی از ما تشکر می‌کند، پاسخ بدهیم؟

    چرا یادگیری عبارات تشکر آلمانی مهم است؟

    یاد گرفتن روش تشکر کردن به زبان آلمانی، فقط به معنای حفظ کردن چند واژه نیست. این کار باعث می‌شود:

    – باادب و محترم به نظر برسید.
    – ارتباط‌های بهتری با دیگران داشته باشید.
    – در موقعیت‌های معمولی و کاری، اعتماد به نفس بیشتری احساس کنید.
    – با فرهنگ مردم آلمان بیشتر آشنا شوید.

    در مسیر یادگیری زبان آلمانی، من همیشه متوجه شده‌ام که یک تشکر ساده و به‌موقع، چقدر می‌تواند روی کیفیت ارتباطاتم تأثیر مثبت بگذارد.

    عبارات اصلی تشکر به آلمانی

    بیایید یادگیری را با مهم‌ترین و پراستفاده‌ترین روش‌های گفتن “متشکرم” به زبان آلمانی آغاز کنیم. این عبارات، پایه و اساس ابراز سپاس و قدردانی در این زبان هستند و شما تقریباً در هر موقعیتی می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید.

    1. Danke – تشکر پایه

    حتماً شنیده‌اید که کلمه “Danke” معمول‌ترین روش برای ابراز تشکر در زبان آلمانی است. این واژه درست همانند “ممنون” یا “تشکر” در فارسی عمل می‌کند و هم در موقعیت‌های دوستانه و روزمره و هم در شرایط رسمی به کار می‌رود.
    مثلاً می‌توان گفت:
    “Danke für die Hilfe!”
    (ممنون بابت کمک!)

    چه زمانی از آن استفاده کنیم؟
    هر زمان که بخواهید به شکلی ساده و مؤدبانه از کسی قدردانی کنید.

    2. Vielen Dank – تشکر فراوان

    وقتی می‌خواهید قدردانی خود را صمیمی‌تر و با تأکید بیشتری بیان کنید، می‌توانید از عبارت “Vielen Dank” کمک بگیرید. این عبارت به معنای “خیلی ممنون” یا “سپاسگزارم از شما” است.
    به عنوان نمونه:
    “Vielen Dank für Ihre Zeit.”
    (خیلی ممنون برای وقتی که گذاشتید.)
    پیشنهاد من این است: اگر искренانه و از صمیم قلب از کسی تشکر می‌کنید، این عبارت گزینه خوبی است.

    تشکر به آلمانی

    3. Herzlichen Dank – با تشکر از عمق قلب

    “Herzlichen Dank” یک روش گرم‌تر و صمیمی‌تر برای گفتن “تشکر” به زبان آلمانی است. این عبارت به معنای “با تشکر از صمیم قلب” یا “با تمام وجود از شما ممنونم” می‌باشد.

    به عنوان مثال: “Herzlichen Dank für Ihre Gastfreundschaft.” (از صمیم قلب بابت مهمان‌نوازی‌تان سپاسگزارم.)

    از این عبارت برای ابراز قدردانی بسیار عمیق و دوستانه استفاده می‌شود.

    عبارات رسمی تشکر به آلمانی

    در آلمان، حفظ احترام و رسمیت در روابط از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به همین دلیل، یادگیری عبارت‌های مودبانه برای تشکر در موقعیت‌های کاری، رسمی یا هنگام صحبت با افراد ناآشنا و بزرگتر، بسیار لازم و مفید است.

    4. Ich danke Ihnen – از شما متشکرم (رسمی)

    این عبارت علاوه بر اینکه رسمی‌تر به نظر می‌رسد، احترام و ادب شما را نیز به طرف مقابل نشان می‌دهد. استفاده از کلمه “Ihnen” (که شکل رسمی «شما» است) در اینجا بسیار مهم و تاثیرگذار است.

    مثال: “Ich danke Ihnen für Ihre Unterstützung.” (از کمک شما سپاسگزارم.)

    نکته مفید برای جستجو: عبارت “تشکر رسمی به آلمانی” با این مثال به خوبی توضیح داده می‌شود.

    5. Ich möchte mich bei Ihnen bedanken – مایلم از شما تشکر کنم (خیلی رسمی)

    این عبارت، شیوه‌ای بسیار محترمانه و اداری برای بیان سپاسگزاری است. معمولاً در نامه‌های رسمی یا موقعیت‌های بسیار مهم و رسمی استفاده می‌شود.

    مثال: “Ich möchte mich bei Ihnen für Ihre Mitarbeit bedanken.” (مایلم از همکاری شما تشکر کنم.)

    این عبارت بیشتر در چه موقعیت‌هایی کاربرد دارد: در جلسات مصاحبه شغلی، نامه‌های اداری و رسمی، و جلسات مهم کاری.

    6. Wir danken Ihnen – ما از شما متشکریم (رسمی و جمعی)

    اگر قصد دارید به جای یک گروه یا مجموعه قدردانی کنید، این عبارت گزینه مناسبی است.
    مثال: “Wir danken Ihnen für Ihr Verständnis.” (ما از درک شما متشکریم.)
    تسلط بر زبان آلمانی به دقت کردن به همین نکات کوچک وابسته است.

    عبارات غیررسمی تشکر به آلمانی

    وقتی با دوستان، فامیل یا همکاران نزدیک خود حرف می‌زنید، می‌توانید از جمله‌های خودمانی و صمیمی برای تشکر کردن به زبان آلمانی استفاده کنید. این کار باعث می‌شود ارتباطتان صمیمی‌تر و گرمتر شود.

    7. Danke schön – خیلی ممنون (کمی رسمی‌تر از Danke، اما هنوز دوستانه)

    عبارت “Danke schön” حالتی میانه دارد؛ نه کاملاً رسمی است و نه کاملاً خودمانی. می‌توان گفت این عبارت از “Danke” معمولی، صمیمی‌تر و گرم‌تر به نظر می‌رسد.
    به عنوان مثال: “Danke schön für den Kaffee!” (از شما بابت قهوه بسیار سپاسگزارم!)
    این عبارت، نمونه‌ای از شیوه‌های غیررسمی و دوستانه برای ابراز تشکر در زبان آلمانی محسوب می‌شود.

    8. Tausend Dank – هزاران بار ممنون

    یک راه بسیار گرم و دوستانه برای گفتن “خیلی ممنونم” وجود دارد.
    مثلاً: “Tausend Dank für deine Hilfe!” (هزاران بار از کمکت ممنونم!)
    نکته: استفاده از “deine” به جای “Ihre” نشان می‌دهد که این جمله حالت خودمانی و غیررسمی دارد.

    مقاله اتو به آلمانی: یادگیری کامل واژه و کاربردهای آن حاوی اطلاعات جامعی است.

    9. Danke dir – از تو متشکرم (خیلی غیررسمی)

    اگر با کسی رابطه صمیمی و نزدیکی دارید، می‌توانید از عبارت “Danke dir” برای تشکر کردن به زبان آلمانی استفاده کنید. این عبارت، دوستانه و از دل برآمده است.

    مثلاً می‌گوییم:
    “Danke dir für den Tipp!”
    (یعنی: ممنون بابت راهنماییات!)

    این نوع تشکر بیشتر بین دوستان نزدیک و اعضای خانواده کاربرد دارد.

    پیشنهاد می‌کنم در دوره‌های بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در ارومیه شرکت کنید تا با روش‌های ساده و مؤثر آموزش آشنا شوید و همین مهارت‌ها را در یادگیری زبان آلمانی نیز به کار بگیرید.

    تشکر به آلمانی

    عبارات تشکر به آلمانی در موقعیت‌های خاص

    گاهی اوقات، شرایطی که در آن قرار می‌گیریم یا میزان قدردانی‌ای که می‌خواهیم نشان دهیم، به واژه‌هایی فراتر از یک تشکر ساده نیاز دارد. در این موقعیت‌ها، به جملاتی دقیق‌تر و پرمعناتر احتیاج داریم تا احساس واقعی خود را به شکلی کامل‌تر بیان کنیم.

    10. Danke für alles – ممنون بابت همه چیز

    این جمله برای بیان تشکر و قدردانی از تمام کارهایی است که کسی برایتان انجام داده است.

    نمونه: “Danke für alles, was du für mich getan hast.” (از بابت همه کاری که برای من کردی، سپاسگزارم.)

    احساس من: این جمله، یک حس قدردانی عمیق و واقعی را نشان می‌دهد.

    11. Vielen Dank im Voraus – پیشاپیش سپاسگزارم

    وقتی از کسی درخواست می‌کنید کاری برایتان انجام دهد و می‌خواهید از قبل از او تشکر کنید.
    مثلاً: “Vielen Dank im Voraus für Ihre Bemühungen.” (پیشاپیش از تلاش‌هایتان متشکرم.)
    این عبارت معمولاً در ایمیل‌ها یا نامه‌های درخواستی استفاده می‌شود.

    12. Das ist sehr nett von Ihnen/dir – این از لطف شماست/توست

    یک روش غیرمستقیم و بسیار مودبانه برای بیان تشکر و قدردانی.
    به عنوان نمونه: “Das ist sehr nett von Ihnen, dass Sie mir geholfen haben.” (این از لطف شما بود که به من کمک کردید.)
    توجه داشته باشید: از “Ihnen” در موقعیت‌های رسمی و از “dir” در موقعیت‌های دوستانه و غیررسمی استفاده می‌شود.

    13. Ich weiß das wirklich zu schätzen – من واقعاً این را قدردانی می‌کنم

    این جمله نشان می‌دهد که شما به خوبی می‌فهمید چقدر طرف مقابل به شما کمک کرده یا لطفی در حق شما داشته است.
    مثال: “Ich weiß das wirklich zu schätzen, dass Sie mir diese Gelegenheit gegeben haben.” (من واقعاً قدردان این هستم که شما این فرصت را به من دادید.)
    کاربرد: وقتی می‌خواهید تشکر شما جدی‌تر و پرمعنی‌تر به نظر برسد.

    چگونه می‌توان به تشکر به آلمانی پاسخ داد؟

    همان‌قدر که یادگیری روش تشکر کردن مهم است، بلد بودن نحوه پاسخ دادن به تشکر دیگران نیز ارزشمند است. این بخش از نوشته که در بریف با عنوان گفت‌وگوی رقیبان معرفی شده بود، به طور کامل توضیح داده می‌شود.

    14. Gern geschehen / Gerne – با کمال میل / خواهش می‌کنم

    این عبارت، معمول‌ترین و محبوب‌ترین روش برای پاسخ دادن به “Danke” در زبان آلمانی به شمار می‌رود.

    مثال:

    A: “Danke!” (ممنون!)
    B: “Gern geschehen!” (خواهش می‌کنم!)

    پیشنهاد من: بهتر است همیشه از این عبارت استفاده کنید چون بسیار مؤدبانه است.

    15. Nichts zu danken – جای تشکر نیست

    این جمله نشان می‌دهد که کاری که انجام داده‌اید، کوچک یا بخشی از مسئولیت‌های عادی شما محسوب می‌شود.

    مثال:

    A: “خیلی ممنون بابت کمک شما!”
    B: “جای تشکر نیست!”

    کاربرد: هنگامی که می‌خواهید تواضع و فروتنی خود را نشان دهید.

    16. Keine Ursache – جای نگرانی نیست / مهم نیست

    معنای این عبارت خیلی شبیه به این است که بگوییم «کاری نکردم» یا «خواهش می‌کنم». این نشان می‌دهد که شما از انجام آن کار خوشحال بودید و برایتان لذت‌بخش بوده است.

    مثال:

    A: “Danke für die Auskunft!” (مرسی بابت اطلاعات!)
    B: “Keine Ursache!” (قابل نداشت!)

    17. Gerne wieder – با کمال میل دوباره (این کار را انجام می‌دهم)

    این جمله نشان می‌دهد که شما از انجام آن کار خوشتان آمده و دوست دارید در آینده نیز آن را تکرار کنید.

    مثال:

    A: “Danke für den freundlichen Empfang!” (ممنون بابت پذیرایی دوستانه!)
    B: “Gerne wieder!” (با کمال میل دوباره!)

    18. Jederzeit – هر زمان / همیشه

    همیشه با کمال میل در کنارتان هستم تا هر کمکی که از دستم برمی‌آید انجام دهم. یادگیری زبان آلمانی با کمک آموزش‌های تخصصی، درک شما از اینگونه جملات را بسیار بهتر می‌کند. در این مسیر، بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در ساری می‌تواند پشتیبان شما باشد تا این زبان را به شکلی مؤثر و کاربردی بیاموزید.

    آلمانی معنی فارسی موقعیت کاربرد
    Danke ممنون ساده و عمومی
    Vielen Dank خیلی ممنون رسمی‌تر یا تأکیدآمیز
    Herzlichen Dank از صمیم قلب متشکرم بسیار صمیمانه و دوستانه
    Danke schön خیلی ممنون کمی رسمی‌تر از Danke، دوستانه
    Gern geschehen / Gerne با کمال میل / خواهش می‌کنم پاسخ به تشکر
    Nichts zu danken جای تشکر نیست پاسخ فروتنانه به تشکر
    Keine Ursache مهم نیست / جای نگرانی نیست پاسخ دوستانه و مودبانه

    نکات پایانی برای تشکر به آلمانی

    وقتی که می‌خواهید به زبان آلمانی از کسی تشکر کنید، حتماً به چشمان او نگاه کنید. این کار نشان می‌دهد که صادق و محترم هستید.
    همچنین، لحن صدایتان باید با میزان قدردانی‌تان هماهنگ باشد.
    به موقعیتی که در آن قرار دارید هم توجه کنید تا عبارت مناسبی را به کار ببرید. یادگیری زبان آلمانی به شما کمک می‌کند این نکات کوچک اما مهم را بهتر بفهمید.

    سوالات متداول (FAQ)

    چگونه می‌توان با زبان آلمانی به دیگران تشکر کرد؟

    برای ابراز سپاس در زبان آلمانی، عبارت‌های گوناگونی به کار می‌روند. می‌توانید بگویید “Danke” که همان “متشکرم” است، یا “Vielen Dank” که یعنی “خیلی ممنون”. همچنین عبارت “Herzlichen Dank” به معنی “از صمیم قلب سپاسگزارم” نیز کاربرد دارد. انتخاب هر کدام از این عبارت‌ها به این بستگی دارد که موقعیت چقدر رسمی باشد.

    چه تفاوتی بین عبارات رسمی و غیررسمی تشکر در زبان آلمانی وجود دارد؟

    در موقعیت‌های رسمی و اداری، از کلمه “Ihnen” برای خطاب قرار دادن فرد به صورت محترمانه استفاده می‌شود. مثلاً می‌گویند: “Ich danke Ihnen” که به معنای “از شما متشکرم” است.
    اما در موقعیت‌های دوستانه و غیررسمی، از “dir” استفاده می‌کنند؛ مانند “Danke dir” که یعنی “از تو ممنونم”.
    علاوه بر این، در موقعیت‌های رسمی معمولاً از عبارت “Vielen Dank im Voraus” (از لطف پیشاپیش شما سپاسگزارم) استفاده می‌شود. در مقابل، در موقعیت‌های صمیمی و خودمانی، عبارتی مانند “Tausend Dank” (هزاران تشکر) به کار می‌رود.

    چگونه می‌توان به تشکر دیگران به زبان آلمانی پاسخ داد؟

    رایج‌ترین و معمولی‌ترین روش برای پاسخ به تشکر در زبان آلمانی، گفتن عبارت “Gern geschehen” است که معنای آن می‌شود “خواهش می‌کنم” یا “با کمال میل”. اما شما می‌توانید از عبارت‌های دیگری هم استفاده کنید. مثلاً می‌توانید بگویید “Nichts zu danken” که یعنی “جای تشکری نیست”، یا “Keine Ursache” به معنای “مهم نیست”. همچنین دو عبارت “Gerne wieder” یعنی “با کمال میل دوباره” و “Jederzeit” به معنای “هر زمانی” هم گزینه‌های خوبی هستند. وقتی از این جملات استفاده می‌کنید، در واقع ادب و تواضع خود را نشان می‌دهید. اگر می‌خواهید اطلاعات بیشتری درباره معنی کلمه “ممنون” به آلمانی پیدا کنید، می‌توانید به یک فرهنگ لغت مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Muggy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Muggy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Muggy به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی هوا بیرون، هم گرم است و هم مرطوب، از کلمه‌ی “muggy” استفاده می‌کنیم. انگار که هوا شما را در بر می‌گیرد و حالتان را “تار” می‌کند. این واژه بیشتر در روزهای تابستانی که رطوبت هوا بالاست به کار می‌رود:

    It’s really muggy outside.
    The air is muggy.
    It’s so muggy today. We should turn on the air conditioning.
    It feels a little muggy.
    A dehumidifier can make your house feel a little less muggy.

    هوای بیرون واقعاً سنگین و شرجی است.
    هوا گرفته و نمناک است.
    امروز هوا خیلی مرطوب است. بهتر است کولر را روشن کنیم.
    حس می‌کنم هوا کمی نمناک است.
    با یک دستگاه رطوبت‌گیر، می‌توانید هوای خانه را کمتر شرجی و سنگین کنید.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Mumble به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mumble به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Mumble به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر کسی آرام و نامفهوم حرف بزند، می‌گوییم در حال “زمزمه کردن” یا “غر زدن” است. معمولاً زمزمه کردن کار خوبی نیست، اما بعضی‌ها وقتی حرفشان را نمی‌خواهند دیگران بشنوند، این کار را انجام می‌دهند.

    معلم از دانش‌آموزان خواست که دیگر غر نزنند و تکالیفشان را تمام کنند.
    خیلی از کارمندان در دفتر، در مورد سرپرستشان پچ‌پچ می‌کردند و می‌گفتند که او منصفانه رفتار نمی‌کند. (مردم وقتی به صورت خصوصی از چیزی شکایت دارند، زمزمه می‌کنند.)
    داری در مورد چی زمزمه می‌کنی؟

    گاهی هم فردی هنگام حرف زدن، آرام زیر لب کلماتی را به زبان می‌آورد:

    ادوارد قبل از بیرون رفتن از خانه، چند کلمه عذرخواهی را آرام برای مادرش زمزمه کرد.
    به آن دسته از دانش‌آموزانی که در زمان ارائه کنفرانس زمزمه می‌کردند، گفته شد که بعد از پایان مدرسه بمانند.

    بعضی وقت‌ها زمزمه کردن یک عادت گفتاری نادرست است که باید برطرف شود:

    کریستینا عادت بدی دارد و آن هم زمزمه کردن است. او باید یاد بگیرد که چطور شمرده و واضح صحبت کند.
    خوزه هم وقتی به انگلیسی و هم به اسپانیایی حرف می‌زند، زیر لب غر می‌زند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Mushy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mushy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Mushy به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “mushy” برای توصیف غذایی به کار می‌رود که بیش از حد نرم و له‌شده است و معمولاً این ویژگی را به عنوان یک نقطه ضعف در نظر می‌گیریم. این کلمه از نظر معنی شبیه به “Soggy” (خیس و نرم) است.

    اگر ماکارونی را زیاد بجوشانید، حالت نرم و له‌ای پیدا می‌کند.
    شامی که در هتل خوردیم خیلی بد بود: استیک سفت بود، سیب‌زمینی‌ها سرد بودند و مارچوبه‌ها بیش از حد نرم و وارفته بودند.
    این میوه کهنه و نرم شده است. باید میوه تازه بخرم.
    اگر در پخت برنج آب زیادی بریزید، برنج شل و نرم می‌شود. بیشتر افراد برنجی را می‌پسندند که دانه‌ای باشد و نه له‌شده.
    بعضی از افراد هم غذاهای نرم و له‌شده را دوست دارند.

     
    برای ساختن شکل اسمی این کلمه، “ness” را به انتهای “mushy” اضافه کنید و حرف “y” را به “i” تغییر دهید. البته استفاده از کلمه “mushiness” چندان رایج نیست، اما این مثال نشان می‌دهد چگونه می‌توان یک صفت (که به “y” ختم می‌شود) را به اسم تبدیل کرد.

    The mushiness of the soggy toast made me want to gag, so I threw it away.

    نرمی و له‌شدگی نان تست خیس باعث شد حالم به هم بخورد، برای همین آن را دور انداختم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Music به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Music به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Music به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “موسیقی” یک اسم است. چیزی که الان در حال شنیدنش هستید، موسیقی نام دارد.

    آیا شما به موسیقی علاقه دارید؟
    آیا از گوش دادن به موسیقی لذت می‌برید؟
    گوش دادن به موسیقی، روش خوبی برای آرامش یافتن است.
    خیلی از افراد، شنیدن موسیقی را دوست دارند.
    شما در حال حاضر دارید به موسیقی گوش می‌دهید.

     
    کلمه “musical” می‌تواند هم به صورت صفت و هم به صورت اسم به کار رود.

    گیتار یک ساز موسیقی است.
    آیا سازی هست که بتوانی بنوازی؟
    نواختن سازهای موسیقی، لذت‌بخش است.
    ما دیشب یک نمایش موزیکال تماشا کردیم. (در این جمله، “musical” به عنوان اسم استفاده شده است.)
    نمایش “صدای موسیقی” یک موزیکال بسیار مشهور است.

     
    کلمه “musically” یک قید است.

    بعضی از افراد در زمینه موسیقی بااستعداد هستند.
    آیا شما در موسیقی استعداد دارید؟
    یک فرد بااستعداد در موسیقی ممکن است بتواند به عنوان یک موزیسین شغل پیدا کند.

     
    کلمه “نوازنده” یک اسم است.

    یکی از دوستانم به عنوان نوازنده فعالیت می‌کند.
    یک نوازنده که از راه موسیقی زندگی خود را می‌گذراند، معمولاً از شغلش راضی است.
    آیا شما نوازنده هستید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Mystery به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mystery به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Mystery به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “راز” به شرایطی گفته می‌شود که در آن سوالات بی‌پاسخ زیادی وجود دارد یا چیزی پنهان است.

    * چرا او اینطور رفتار می‌کند؟ این یک راز است.
    * با گذشت هر روز، این راز پیچیده‌تر می‌شد.
    * در نهایت، این راز حل خواهد شد.
    * رازهای زیادی درباره این گروه از مردم وجود دارد.
    * راز و ابهام زیاد است و اطلاعات کمی در اختیار پژوهشگران قرار دارد.

     

    همچنین، “راز” به کتابی (معمولاً داستانی) گفته می‌شود که پر از تعلیق، پنهان‌کاری و گاهی یک قتل است.

    * آیا اخیراً کتاب رازِ خوبی خوانده‌ای؟
    * استیون کینگ نویسنده مشهوری در سبک راز است.
    * برای بعضی افراد سخت است که یک کتاب رازِ جذاب را زمین بگذارند.
    * یک رمان رازِ خوب، آنقدر جذاب است که نمی‌توانی از خواندنش دست بکشی.

     

    کلمه “مرموز” یک صفت است:

    * رفتارشان بسیار مرموز است.
    * اطلاعات مرموزی به تازگی فاش شد.
    * یک مرد مرموز که در محله ما پرسه می‌زد به پلیس گزارش شد.
    * شاهد پاسخی مرموز به سوال داد.

     

    کلمه “به طور مرموز” یک قید است:

    * چرا او اینقدر به طور مرموزی رفتار می‌کند؟
    * مرد به طور مرموزی ناپدید شد.
    * به نظر می‌رسید این افراد به طور مرموزی از ناکجاآباد سر درآورده‌اند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Nag به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nag به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Nag به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر کسی مدام از شما می‌خواهد کاری را انجام دهید، می‌توانید از کلمه “nag” استفاده کنید. معمولاً بعد از این کلمه، شخصی (که اغلب با یک ضمیر نشان داده می‌شود) می‌آید.

    همسر تارک مدام به او غر می‌زند که پنجره را تعمیر کند.
    پدر جو مدام به او غر می‌زد که موهایش را کوتاه کند تا بالاخره این کار را انجام داد.
    رئیس آریانا پیوسته به او غر می‌زند که آخر هفته‌ها بیشتر کار کند، اما او تمایلی ندارد.
    این دندان‌درد مدام اذیتم می‌کند. باید به دندانپزشک مراجعه کنم.
    معلم باید به بعضی از دانش‌آموزان غر بزند که یادشان باشد خودکار یا مداد به کلاس بیاورند.
    فکر می‌کنی زیادی بهت غر می‌زنم؟

     
    همچنین می‌توانید از کلمه “nag” به عنوان اسم استفاده کنید:

    همسر دارول یک جورایی آدم غرغرویی است.
    تمام غر زدن‌هایش دارد کم‌کم اعصاب او را به هم می‌ریزد.
    همسایه‌هایش هم فکر می‌کنند او آدم غرغرویی است. آن‌ها می‌شنوند که چطور همیشه شوهرش را سرزنش می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Nail به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nail به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Nail به فارسی با مثالهای کاربردی

    میخ یک وسیله سخت‌افزاری است که برای ساختن چیزهای مختلف، چه بزرگ و چه کوچک، به کار می‌رود. معمولاً برای کوبیدن میخ به چیزی، به یک چکش نیاز دارید.

    جان برای درست کردن در گاراژش به یک چکش و چند تا میخ احتیاج داشت.
    در زمان ساختن خانه، میخ‌ها قطعات چوب 2 در 4 را به هم وصل کردند.
    من با یک میخ، یک عکس را به دیوار آویزان کردم.

     
    کلمه “میخ” معمولاً به عنوان یک فعل هم استفاده می‌شود:

    نجارها دارند با میخ یک قاب دیواری را به هم متصل می‌کنند.
    فقط حدود یک ساعت وقت برد تا این کار را با میخ تمام کنند.
    ورق دیواری هم به قاب میخ خواهد شد.

     
    عبارت‌های زیادی هستند که از کلمه “میخ” استفاده می‌کنند.

    پلیس بالاخره مردی را که در حال نفوذ به خانه های خیابان ما بود، میخکوب کرد. (nail = گرفتن یک جنایتکار)
    او توسط پلیس میخکوب شد. (او دستگیر شد.)
    اگر دیر برسم به صلیب میخکوب می شوم. (nailed to the cross = برای تحریک خشم یا مجازات)
    مالک شرکت او را بر روی برخی از پیشنهادات خاص میخکوب کرد. (nail one down on = شناسایی یک عقیده یا عقیده.)
    ماریا در تلاش است تا چند مشتری جدید را در این هفته جذب کند. (nail down = ایمن؛ بدست آوردن)
    تام تمام سوالاتی را که در طول مصاحبه از او پرسیده شده بود، حل کرد. (nail = پاسخ صحیح)
    میخکوب شد! (پاسخ درست را دریافت کردم / کاری را به خوبی انجام دادم.)

     
    از کلمه “میخ” برای اشاره به ناخن‌های دست هم استفاده می‌شود.

    او ناخن‌هایش را با لاک صورتی رنگ می‌زند.
    نگوین شغلش کار کردن روی ناخن‌هاست. او مانیکور است.
    کوتاه کردن ناخن‌ها در جاهای عمومی، کار پسندیده‌ای نیست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Naive به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Naive به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Naive به فارسی با مثالهای کاربردی

    ساده‌لوح بودن یعنی در مورد بعضی موقعیت‌ها یا آدم‌ها اطلاعات کافی نداشته باشی. این کلمه از نظر معنی شبیه “بی‌گناه” است.

    به تلفظ این کلمه توجه کن:
    naive (نِی-ایو)

    او آدم بسیار ساده‌لوحی است.
    وقت پای مذاکره می‌رسد، او ساده‌لوح است.
    تو خیلی ساده‌لوح هستی.
    دیگه اینقدر ساده‌لوح نباش.
    باور کردن این حرف، کار ساده‌لوحانه‌ای است.
    او هم جوان است و هم ساده‌لوح. به زودی با واقعیت‌های زندگی آشنا می‌شود.
    آنها باور کردن حرف‌های فروشنده درباره ماشینی که خریده بودند، کار ساده‌لوحانه‌ای بود.
    یک وکیل از ساده‌لوحی موکلانش سوءاستفاده کرد و هزاران دلار از آنها برداشت.

     
    وقتی این کلمه به صورت اسم به کار برود، می‌شود naivety یعنی “ساده‌لوحی”.

    اعتماد کامل سوزان به کسانی که مدیریتشان را بر عهده داشت، ساده‌لوحی او را نشان می‌داد.
    دارید ساده‌لوحی‌تان را نشان می‌دهید.
    وقتی مرد متوجه ساده‌لوحی و بی‌گناهی زن شد، احساس کرد باید از او محافظت کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Name به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Name به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Name به فارسی با مثالهای کاربردی

    احتمالاً شما هم با معنای این واژه آشنا هستید، اما بهتر است نگاهی دقیق‌تر به شیوه‌های گوناگون استفاده از آن بیندازیم.
    کلمه “نام” در واقع واژه یا عنوانی است که برای خطاب کردن یک فرد یا چیز به کار می‌رود:

    اسم شما چیست؟
    چه کسی این اسم را برای شما انتخاب کرده؟
    آیا اسم شما از روی یکی از اعضای خانواده‌تان گذاشته شده؟
    نام خانوادگی‌تان چیست؟
    آیا اسم دیگری هم دارید که با آن شما را صدا کنند؟
    آیا اسم مستعار یا لقبی دارید؟
    ما اسم پسرمان را به احترام مارتین لوتر کینگ جونیور، “مارتین” گذاشتیم.
    چند تا از ایالت‌های مختلف آمریکا را می‌توانید فهرست کنید؟
    آیا می‌توانید پایتخت آلمان را بگویید؟
    اسم این مکان چیست؟

    وقتی این واژه به عنوان یک فعل استفاده می‌شود، معنای آن “منصوب کردن فردی به یک سمت” یا “شناساندن شخص برای هدفی مشخص” است.

    تد به عنوان بهترین فروشنده ماه انتخاب شد.
    فردی که برای پست مدیرعاملی معرفی شده، از خارج از شرکت انتخاب شده است.
    چه کسی به عنوان سرپرست تیم انتخاب خواهد شد؟

    عبارت‌ها و اصطلاحات زیادی وجود دارند که در آن‌ها از کلمه “نام” استفاده شده است:

    هیچ پولی ندارم که به نام خودم باشد. (یعنی ورشکسته هستم.)
    دیگران را با القاب زشت صدا نزنید! (یعنی به دیگران توهین نکنید.)
    پلیس از مردم می‌خواهد که نام افراد درگیر را اعلام کنند. (یعنی اسامی آن‌ها را فاش کنند.)
    او فقط به ظاهر رئیس شرکت است. (یعنی در واقع اختیاری ندارد.)
    آنها نمی‌خواهند کاری کنند که آبرویشان را از دست بدهند. (یعنی شهرتشان خدشه‌دار نشود.)
    او مدام اسم افراد معروف را به زبان می‌آورد. (مثلاً می‌گوید: “دیروز با دوست صمیمی‌ام، جنیفر لوپز، ناهار می‌خوردم و او گفت…”)

    کلمه “namely” نیز معنایی نزدیک به “عمدتاً” یا “به طور مشخص” دارد.

    منابع زیادی برای آب شیرین در غرب میانه آمریکا وجود دارد، که عمدتاً از منطقه دریاچه‌های بزرگ، سفره‌های آب زیرزمینی و رودخانه‌های جاری در این ناحیه تأمین می‌شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.