دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Loop به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Loop به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Loop به فارسی با مثالهای کاربردی

    آنچه یک دایرهٔ کامل را می‌سازد، یک “حلقه” است؛ اما یک حلقه لزوماً شکل یک دایرهٔ کامل را ندارد. ممکن است یک حلقه به شکل دایره یا بیضی باشد.

    در ترن‌های هوایی، بعضی قسمت‌ها به شکل حلقه درمی‌آیند.
    یک گاوچران با طناب خود حلقه‌ای درست می‌کند تا اسب‌ها و حیوانات دیگر را بگیرد.
    خطوط سرانگشتان هر فرد از حلقه‌ها و پیچ‌وخم‌ها تشکیل شده است.
    یک گردنبند دور گردن فرد حلقه می‌خورد. (در این جمله، “حلقه” به عنوان فعل استفاده شده است.)
    در مرکز شهرهای بزرگ، قطارها معمولاً مسیری دایره‌وار یا حلقه‌ای طی می‌کنند.
    مرکز شهر شیکاگو با قطارهای بالارَوی احاطه شده که به این منطقه “The Loop” می‌گویند.
    “حلقه‌های میوه‌ای” هم نام غلات صبحانه‌ای محبوب بین کودکان (و بعضی بزرگسالان!) است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • آموزش فصل های سال به آلمانی همراه با تلفظ و مثال

    آموزش فصل های سال به آلمانی همراه با تلفظ و مثال

    فصل‌های سال فقط تغییرات آب‌وهوایی را نشان نمی‌دهند، بلکه در برنامه‌ریزی روزانه ما نیز اهمیت زیادی دارند. اگر با نام فصل‌ها به زبان آلمانی آشنا باشید، می‌توانید به‌راحتی در گفت‌وگوهای خود از آن‌ها استفاده کنید. به همین دلیل، در این نوشته می‌خواهیم نام فصل‌های سال به آلمانی و شیوهٔ بیان آن‌ها را به شما آموزش دهیم.
    موسسه آموزش زبان آلمانی در تهران با برگزاری دوره‌های پویا و مختلف، شما را برای صحبت کردن روان به زبان آلمانی آماده می‌کند. در این کلاس‌ها، علاوه بر زبان، با فرهنگ و رسوم مردم آلمان نیز آشنا می‌شوید. این آموزشگاه با بهره‌گیری از منابع به‌روز و مربیان باتجربه، یادگیری زبان را به یکی از جذاب‌ترین کارها برای شما تبدیل می‌کند.

    مطالبی که در ادامه می‌خوانید:
    Toggle
    فصل‌های سال به آلمانی: Jahreszeiten auf Deutsch (یارِس‌تسایتن آوْف دویچ)
    فصل‌های سال به آلمانی عبارت‌اند از:
    فصل به آلمانی
    فصل بهار به آلمانی
    فصل تابستان به آلمانی
    فصل پاییز به آلمانی
    فصل زمستان به آلمانی
    جمله‌های کاربردی دربارهٔ فصل‌های سال به آلمانی
    داستان کوتاه مرتبط با فصل‌های سال به آلمانی

    فصل های سال به آلمانی: Jahreszeiten auf Deutsch (یارِس‌تسایتن آوْف دویچ) 

    فصل‌های سال در زبان آلمانی با نام **Jahreszeiten auf Deutsch** شناخته می‌شوند. تلفظ این عبارت در آلمانی به این شکل است: /ˈjaːʁəsˌtsaɪtn aʊ̯f dɔɪ̯tʃ/. در ادامه می‌توانید فایل صوتی مربوط به نام فصل‌های سال به آلمانی را گوش دهید:
    https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/05/Seasons-of-the-year-in-German.mp3

    فصل های سال به آلمانی عبارت اند از:

    در این قسمت، نام چهار فصل سال به زبان آلمانی را یاد می‌گیرید. برای هر فصل، تلفظ صحیح آن و همچنین ماه‌هایی که در آن فصل قرار دارند، به زبان آلمانی آورده شده است.

    لغت ترجمه فارسی تلفظ آلمانی تلفظ فارسی
    Die Jahreszeit فصل /ˈjaːʁəsˌtsaɪt/ دی یارِس‌تسایت
    Der Frühling فصل بهار /ˈfʁyː.lɪŋ/ فروه‌لینگ
    März ماه مارس (فصل بهار) /mɛʁʦ/ مِرْتْس
    April ماه آوریل (فصل بهار) /ˈapʁɪl/ آپْریل
    Mai ماه مِی (فصل بهار) /maɪ/ مای
    Der Sommer فصل تابستان /ˈzɔ.mɐ/ زومِر
    Juni ماه ژوئن (فصل تابستان) /ˈjuːni/ یونی
    Juli ماه ژوئیه (فصل تابستان) /ˈjuːli/ یولی
    August ماه اوت (فصل تابستان) /aʊ̯ˈɡʊst/ اَوْگوست
    Der Herbst فصل پاییز /hɛʁpst/ هِربْست
    September ماه سپتامبر (فصل پاییز) /zɛpˈtɛmbɐ/ زِپْتِمبِر
    Oktober ماه اکتبر (فصل پاییز) /ɔkˈtoːbɐ/ اُکتوبر
    November ماه نوامبر (فصل پاییز) /noˈvɛmbɐ/ نوومبِر
    Der Winter فصل زمستان /ˈvɪn.tɐ/ وینْتِر
    Dezember ماه دسامبر (فصل زمستان) /deˈt͡sɛmbɐ/ دِتْسِمبِر
    Januar ماه ژانویه (فصل زمستان) /ˈjaːnu̯aʁ/ یانوار
    Februar ماه فوریه (فصل زمستان) /ˈfeːbʁʊaʁ/ فبروار

    فصل به آلمانی

    در زبان آلمانی، به فصل می‌گویند: “Die Jahreszeit”.
    تلفظ این کلمه به صورت “دی یارِس‌تسایت” است.
    نوشتن تلفظ آن به شکل آوایی به این صورت است: /ˈjaːʁəsˌtsaɪt/.
    همچنین می‌توانید تلفظ صحیح آن را از طریق فایل صوتی زیر بشنوید:
    https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/05/Chapter-in-German.mp3

    فصل بهار به آلمانی

    فصل بهار به آلمانی

    فصل بهار در زبان آلمانی “Der Frühling” نامیده می‌شود. تلفظ درست این کلمه به صورت “فروه‌لینگ” است و به شکل /ˈfʁyː.lɪŋ/ خوانده می‌شود. در ادامه می‌توانید تلفظ صوتی آن را بشنوید:
    https://www.gamafars.com/wp-content/uploads/2025/05/Spring-in-German.mp3

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره آپاندیس به آلمانی: آشنایی با اصطلاحات و کاربردها بیابید.

    ماه‌های فصل بهار به آلمانی عبارت‌اند از:
    März, April, Mai

    فصل تابستان به آلمانی

    فصل تابستان به آلمانی

    در زبان آلمانی، به فصل تابستان **”Der Sommer”** می‌گویند.
    تلفظ این کلمه به صورت **”زومِر”** است و در الفبای آوایی به این شکل نوشته می‌شود:
    /ˈzɔ.mɐ/
    همچنین می‌توانید تلفظ صحیح آن را از طریق فایل صوتی زیر بشنوید:

    ماه‌های فصل تابستان در آلمانی عبارت‌اند از:
    **Juni, Juli, August**

    فصل پاییز به آلمانی

    فصل پاییز به آلمانی

    فصل پاییز در آلمانی با کلمه **Der Herbst** بیان می‌شود. تلفظ درست این واژه به صورت **”هِربْست”** است و در الفبای آوایی به شکل /hɛʁpst/ نوشته می‌شود. همچنین می‌توانید تلفظ صحیح آن را در فایل صوتی زیر بشنوید:

    ماه‌های سه‌گانه فصل پاییز در زبان آلمانی نیز به این ترتیب هستند:
    **September, Oktober, November**

    فصل زمستان به آلمانی

    فصل زمستان به آلمانی

    فصل زمستان در زبان آلمانی “Der Winter” نامیده می‌شود. این کلمه به صورت “وینْتِر” تلفظ می‌گردد و تلفظ دقیق آن در الفبای آوایی به این شکل است: /ˈvɪn.tɐ/. در ادامه می‌توانید تلفظ صوتی این کلمه را بشنوید:

    ماه‌های فصل زمستان در آلمانی عبارت‌اند از:
    Dezember, Januar, Februar

    جملات مرتبط با فصل های سال به آلمانی

    در این قسمت، شما با جمله‌های آلمانی مربوط به فصل‌های سال آشنا خواهید شد:

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب سبزی تره به آلمانی: نام و معانی را بخوانید.

    Der Frühling beginnt im März.
    بهار در ماه مارس آغاز می شود.

    Im Sommer ist das Wetter meistens warm.
    در تابستان معمولاً هوا گرم است.

    مقاله مرزه به آلمانی: معنی و کاربرد منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    Der Herbst ist bekannt für seine bunten Blätter.
    پاییز به خاطر برگ‌های رنگارنگش شناخته شده است.

    Im Winter fällt oft Schnee.
    در زمستان معمولاً برف می‌بارد.

    Im Frühling blühen die Blumen.
    در بهار گل‌ها شکوفا می‌شوند.

    Im Sommer gehen viele Menschen ans Meer.
    در تابستان بسیاری از مردم به دریا می‌روند.

    Der Herbst ist die Zeit der Ernte.
    پاییز فصل برداشت محصول است.

    Im Winter tragen wir dicke Kleidung.
    در زمستان لباس‌های ضخیم می‌پوشیم.

    Jede Jahreszeit hat ihren eigenen Charme.
    هر فصل جذابیت خاص خودش را دارد.

    Die Tage werden im Frühling länger.
    روزها در بهار طولانی‌تر می‌شوند.

    داستان مرتبط با فصل های سال به آلمانی

    یادگیری واژه‌ها و بخش‌های زبان آلمانی در قالب داستان می‌تواند برای شما بسیار مفید باشد. به همین دلیل، در این بخش یک داستان آلمانی دربارهٔ چهار فصل سال برای شما زبان‌آموزان عزیز آماده کرده‌ایم:

    **Die vier Jahreszeiten**

    Frühling, Sommer, Herbst und Winter lebten im Wald der Jahreszeiten als gute Freunde. Eines Tages stritten sie, wer am wichtigsten sei.
    Der Frühling prahlte: „Ich bringe die Blumen und das Leben zurück!“
    Sommer lachte: „Ohne meine Wärme feiern die Menschen nicht!“
    Herbst sagte: „Ich bringe die goldenen Blätter und die Ernte.“
    Winter antwortete ruhig: „Ohne meine Ruhe gibt es kein neues Leben.“
    Am Ende erkannten sie, dass jede Jahreszeit wichtig ist, und arbeiteten zusammen, um die Welt schön und harmonisch zu machen.

    ترجمه فارسی: چهارفصل
    بهار، تابستان، پاییز و زمستان در جنگل فصل ها به عنوان دوستان خوب زندگی می کردند. روزی با هم بحث کردند که کدام یک مهم تر است.
    بهار گفت: «من گل ها و زندگی را بر می گردانم!»
    تابستان خندید: «بدون گرما من، مردم جشن نمی گیرند!»
    پاییز گفت: «من برگ های طلایی و محصول را می آورم.»
    زمستان به آرامی پاسخ داد: «بدون آرامش من، زندگی جدیدی وجود ندارد.»
    در نهایت فهمیدند که هر فصل مهم است، و با هم تلاش کردند تا جهان زیبا و هماهنگ بماند.

    سخن پایانی
    در پایان این مطلب، شما با نام فصل‌های سال به آلمانی، شیوهٔ درست خواندن آن‌ها و جمله‌های پرکاربرد آشنا شدید. همچنین راهنمایی‌های عملی ارائه شد تا بتوانید از این واژه‌ها در گفت‌وگوهای روزانه خود به خوبی استفاده کنید.

    برای مطالعه بیشتر، به سبزی شوید به آلمانی: معنی و کاربرد آن سری سر بزنید.

    لطفا نظر خود را ثبت کنید

  • معنی کلمه Loose به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Loose به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Loose به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی “loose” (شل یا گشاد) باشد، یعنی خیلی بزرگ است یا وقتی که باید ثابت باشد، تکان می‌خورد. اگر یک انسان یا حیوان “loose” باشد، یعنی از زندان یا محدوده خود فرار کرده یا کسی است که زیاد مراقب نیست. کلمه “loose” همچنین نقطه مقابل صفت “tight” (تنگ یا محکم) است.

    ادگار کوچولو یک دندان شل دارد. احتمالاً به زودی آن را از دست می‌دهد.
    لولای در شل است و باید آن را محکم کرد.
    این شلوار کمی گشاد است. فکر کنم دارم لاغر می‌شوم.
    بعضی از بچه‌ها برای شوخی، چند موش را در مدرسه رها کردند.
    چند مجرم در محله ما آزادانه پرسه می‌زنند، به همین خاطر همه در خانه‌های خود را قفل می‌کنند.
    سگ من از بند آزاد شده است.

     
    برای ساختن یک فعل، “en” را به انتهای “loose” اضافه می‌کنیم تا کلمه “loosen” (شل کردن) ساخته شود.

    کراواتت را شل کن و آرام باش. ساعت کاری تمام شده.
    دولت دارد محدودیت‌های مربوط به داشتن اسلحه را کم می‌کند.
    پیتر قبل از مسابقه، با نرمش و حرکات کششی، بدنش را شل و آماده کرد.
    یک شوخی باز، لاستیک جلوی ماشین بیل را شل کرد تا اینکه افتاد.

     
    عبارت‌هایی هم هستند که از کلمه “loose” استفاده می‌کنند.

    خدمه‌ی منزل وقتی مبل و صندلی‌ها را جارو می‌کشند، کلی پول خرد پیدا می‌کنند. (loose change = پول خرد. اگر پیدایش کنی، می‌توانی برای خودت نگهش داری.)
    جو بایدن آدم غیرقابل پیش‌بینی‌ای است. هیچ وقت نمی‌دانی چه چیزی می‌خواهد بگوید. (loose cannon = آدمی که بدون فکر حرف می‌زند یا کاری می‌کند)
    سیاستمداران معمولاً خیلی راحت و بدون نگرانی، با واقعیت بازی می‌کنند.
    پیرمردها و پیرزن‌های ساختمان فکر می‌کنند ایوا زن بی‌قیدی است، اما در واقع او آدم بسیار محافظه‌کاری است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Loot به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Loot به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Loot به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی جمعیت زیادی از مردم به طور غیرقابل کنترلی به فروشگاه‌ها و کسب‌وکارها حمله می‌برند و اموال را می‌دزدند، از واژه «غارت» برای توصیف این عمل استفاده می‌شود.

    آشوبگران دست به غارت زدند.
    فروشگاه‌ها و مغازه‌های محلی مورد غارت قرار گرفتند.
    فروشگاه‌های آن‌ها غارت شد. (این جمله به شکل مفعولی بیان شده است.)
    شب گذشته غارت‌های گسترده‌ای رخ داد. (در این جمله، کلمه «غارت» به صورت اسم مصدر به کار رفته است.)
    تعدادی از غارتگران دستگیر شدند. («غارتگر» به فردی گفته می‌شود که عمل غارت را انجام می‌دهد.)
    مالکین خانه‌هایی که از وقوع غارت می‌ترسیدند، با اسلحه در داخل خانه‌های خود باقی ماندند.

     
    واژه «غارت» همچنین می‌تواند به عنوان یک اسم برای اشاره به پول یا ثروت نیز به کار رود.

    شرکت سال گذشته درآمد بسیار زیادی به دست آورد.
    یک میلیون دلار پول بسیار زیادی است.
    دزدها با اموال دزدی فرار کردند. (make off = ربودن و دزدیدن)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lose به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lose به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Lose به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که در یک مسابقه شکست می‌خورد، به طرف مقابل باخت می‌دهد.
    باخت نقطهٔ مقابل برد است.
    واژهٔ “باختن” از جمله فعل‌های بی‌قاعده در زبان انگلیسی است:

    ساده گذشته فعل ماضی
    lose

    از دست دادن

    lost

    از دست داد

    lost

    گمشده

    آنها تا حالا امسال چند مسابقه رو از دست دادن؟ (این سوال به زمان حال کامل پرسیده شده.)
    تیمشون اصلاً هیچ بازیی رو شکست نمی‌خورن.
    مایکل فلپس مسابقه رو باخت، ولی در نهایت یه مدال گرفت.
    تیم کابز الان در حال شکست خوردنه، اما تو این مرحله از بازی فرصت دارن دوباره برگردن و وضع رو تغییر بدن.
    اون مسابقه رو باخت، اما عزت و آبروش رو حفظ کرد.
    اینکه برنده بشی یا نه خیلی مهم نیست، بلکه نحوه‌ای که بازی می‌کنی اهمیت داره. (این یه جمله معروف در آمریکاست.)

    وقتی این کلمه به صورت اسم به کار بره، می‌شه loss.
    اونها سه باخت و پنج برد دارن.
    باختش واقعاً باورنکردنی بود، اما خودش حالش خوبه.
    ما این رو یه شکست در نظر نمی‌گیریم، بلکه فرصتی برای بهتر شدن می‌دونیم.
    بابت از دست دادنت واقعاً متأسفم. (این رو وقتی می‌گن که کسی از عزیزانش رو از دست داده.)

    به کسی که همیشه می‌بازه loser یا “بازنده” می‌گن. حرف s در کلمه loser مثل z تلفظ می‌شه. گاهی این کلمه بار تحقیرآمیز داره و ممکنه به احساسات طرف مقابل آسیب بزنه، پس موقع استفاده ازش دقت کن.

    دان واقعاً یه بازنده‌ست. هیچ کاری رو درست انجام نمی‌ده.
    با اونها وقت نگذرون. اونا بازندن.
    تو یه بازنده‌ای.
    هیچکس دوست نداره بازنده باشه.
    بازنده‌های بازی باید برای برنده‌ها نوشیدنی بخرن. (تو این مثال، کلمه “بازنده” توهین‌آمیز نیست.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lot به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lot به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Lot به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک زمین خالی در پشت فروشگاه وجود دارد.
    شخصی قصد دارد روی آن زمین، یک ساختمان آپارتمانی بسازد.
    قیمت زمین‌ها در این منطقه، بیش از صد هزار دلار برای هر هکتار است.
    آیا زمین‌های بیشتری موجود است؟
    پارکینگ دیگر جای خالی ندارد.
    شهر در حال تغییر کاربری پارکینگ‌ها به ساختمان‌های اداری است.

     
    وقتی “a” قبل از کلمه “lot” می‌آید، معنای “مقدار زیاد” یا “خیلی” می‌دهد.

    ما قبل از شروع فیلم، وقت زیادی داریم.
    تعداد دانش‌آموزان در کلاس درس، زیاد نیست.
    بچه‌ها زمین بازی جدید را بسیار دوست دارند.
    آنها خیلی زیاد دوست دارند به آنجا بروند.
    این خیلی زیاد درد دارد.

     
    شکل جمع این کلمه، یعنی “lots”، تقریباً همیشه با “of” به کار می‌رود.

    او به توجه بسیار زیادی نیاز دارد.
    مشتریان زیادی قبل از باز شدن فروشگاه، در صف ایستاده بودند.
    ما وقت بسیار زیادی داریم.
    دانش‌آموزان زیادی هر روز از این وب‌سایت بازدید می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lousy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lousy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Lousy به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “lousy” یک صفت است که برای توصیف چیزی که کیفیت بسیار پایینی دارد یا واقعاً بد است به کار می‌رود:

    این روزها هوا واقعاً بد شده است.
    فروش کم و نامطلوب باعث شد فروشگاه تعطیل شود.
    مارینا از همسرش جدا شد چون او آدم بدی بود و هیچ تلاشی برای رفع نیازهای عاطفی او در زندگی مشترک نمی‌کرد.
    خدمات مشتری در این فروشگاه افتضاح است. کارکنان آن اصلاً کمک‌کننده نیستند.
    جو می‌گوید امروز حالش خوب نیست و می‌خواهد در خانه استراحت کند. (او مریض است.)
    غذای این رستوران بسیار بیکیفیت است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Love به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Love به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Love به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “عشق” برای بیان احساسات عمیقی به کار می‌رود که افراد را به یکدیگر پیوند می‌دهد. این احساس به شکل‌های گوناگونی دیده می‌شود: عشق بین زوجین، عشق پدر و مادر به فرزند، عشق فرزندان به والدین و خواهر و برادرهایشان، و همچنین عشق معنوی که افراد در چارچوب باورهای مذهبی خود تجربه می‌کنند.

    میرنا و پدرو یکدیگر را دوست دارند.
    آنها به فرزندانشان عشق می‌ورزند.
    این دو ۲۰ سال پیش عاشق هم شدند و ازدواج کردند. (در این جمله “عشق” به عنوان اسم به کار رفته است.)
    خانه آنها سرشار از مهر و محبت است.

    گاهی اوقات هم از کلمه “عشق” برای بیان علاقه به چیزهای ساده و معمولی استفاده می‌شود که ارتباطی با روابط عاطفی یا خانوادگی ندارد:

    جری ماشین جدیدش را خیلی دوست دارد.
    آمینه از کارش لذت می‌برد.
    ما خیلی اهل سینما رفتن هستیم.
    مگر می‌شود این خانه قشنگ را دوست نداشت؟
    من عاشق بستنی شکلاتی هستم.

    وقتی “عشق” به عنوان فعل به کار می‌رود، معمولاً برای بیان آینده از آن استفاده می‌شود:

    او حتماً از آن گوشواره‌ها خوشش خواهد آمد.
    مطمئنم زندگی در نیویورک را دوست خواهید داشت.
    به نظرم از پدر و مادر شدن لذت خواهند برد.

    همچنین ممکن است عبارت “would love” را در جمله‌های شرطی بشنوید:

    دوست داشتم کمکتان کنم، اما امکانش نیست.
    ای کاش امروز می‌توانستند اینجا باشند، اما مجبورند سر کار بروند.
    او دوست دارد فرزند دیگری داشته باشد.

    استفاده از “عشق” در زمان‌های استمراری از نظر دستوری درست نیست. با این حال، این روزها در میان انگلیسی‌زبانان آمریکایی این کار رایج شده است.

    او از گوشی جدیدش خیلی راضی است.
    آنها از با هم بودن لذت می‌برند.
    تا قبل از آمدن مدیر جدید، از کارش راضی بود.
    من عاشقش هستم. (شاید این جمله را در تبلیغات مک‌دونالدز دیده باشید.)

    بهتر است از کاربرد “عشق” به این شکل خودداری کنید. اما می‌توان از “loving” به عنوان مصدر یا صفت استفاده کرد:

    دوست داشتن تو کار آسانی است. (در اینجا “دوست داشتن” نقش فاعل را دارد.)
    تینا همسری مهربان است. (“مهربان” در اینجا صفت است.)
    پناهگاه برای سگ بی‌سرپناه یک خانه پر از محبت پیدا کرد.

    استفاده از “عشق” به عنوان صفت در این موارد رایج است: نامه‌های عاشقانه، ترانه‌های عاشقانه و شعرهای عاشقانه.

    همچنین کاربرد “عشق” به عنوان اسم بسیار متداول است:

    احساس عمیقی که به هم دارند بسیار قدرتمند است.
    باب شغلش را از دست داد، اما پشتوانه عشق خانواده را دارد.
    پس از ساعاتی عشق‌ورزی، زوج یک پیتزا سفارش دادند. (عشق‌ورزی به معنای رابطه جنسی است)
    او با عشق و علاقه زیاد غذا می‌پزد.
    سیندی نتوانست در مراسم عروسی شرکت کند، اما هدیه‌ای پر از محبت فرستاد.
    او اغلب به معشوقه گمشده‌اش فکر می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Low به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Low به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Low به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “low” به معنای “کم” یا “پایین” است و در مقابل “high” قرار می‌گیرد. وقتی چیزی low است، یعنی فاصله زیادی از زمین ندارد یا مقدارش ناکافی است:

    **در مورد فاصله و موقعیت:**
    – اردک‌ها نزدیک به سطح زمین پرواز می‌کنند.
    – نزدیک غروب، خورشید در آسمان در ارتفاع کم‌تری دیده می‌شود.
    – دمای هوا در فصل زمستان پایین است.
    – شلوارش خیلی پایین افتاده. او باید شلوارش را بالا بکشد. (این مدلی از پوشیدن شلوار است که بین برخی جوانان رایج است.)

    **در مورد مقدار ناکافی:**
    – باد لاستیک‌های ماشین کم است و باید بیشتر باد شود.
    – حقوقی که دریافت می‌کند کافی نیست و به درآمد بیشتری نیاز دارد.
    – مقدار شیرمان کم است و باید از فروشگاه تهیه کنیم.
    – باک بنزین ماشینم تقریباً خالی است و باید آن را پر کنم.
    – درآمد آن‌ها در حال حاضر برای خرید خانه کافی نیست.

    **در مورد نظرات و ویژگی‌های شخصیتی:**
    – او نظر چندان خوبی درباره رئیس خود ندارد.
    – محبوبیت آن نامزد در نظرسنجی‌ها پایین است. تعداد کمی از مردم به او اعتماد دارند.
    – او با مشکل کم‌بودن اعتماد به نفس روبرو است. (یعنی به خودش مطمئن نیست یا برای خودش ارزش کمی قائل است.)
    – انجام چنین کاری، کار پست و ناشایستی بود. (یعنی رفتار خوبی نبود.)

    **برای پایین آوردن چیزی:**
    می‌توانیم از فعل “low” استفاده کنیم و بگوییم: آن را پایین بیاورید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    lower

    پایین آوردن

    lowered

    پایین آورد

    lowered

    پایین آورده است

    مکانیک پس از اتمام کار، خودرو را با استفاده از لیفت پایین آورد.
    بعضی از مقامات دولتی تمایل دارند نرخی که شهروندان آمریکایی با درآمد متوسط به عنوان مالیات می‌پردازند، کمتر شود.
    دانشگاه تعداد افرادی که برای سال تحصیلی آینده می‌پذیرد را کمتر کرد.
    در دهه ۱۹۷۰، حداقل سن قانونی برای رأی‌دهی در آمریکا از ۲۱ سال به ۱۸ سال کاهش پیدا کرد.
    تیرهای فلزی به وسیله یک جرثقیل بزرگ در محل مورد نظر قرار گرفتند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lower به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lower به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Lower به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “lower” در انگلیسی دو نقش دارد: هم می‌تواند به صورت یک صفت به کار رود و هم به صورت یک فعل.

    وقتی “lower” به عنوان صفت استفاده می‌شود، در واقع شکل سنجشی و مقایسه‌ای کلمه “low” (به معنای کم یا پایین) است. برای درک بهتر، به این مثال‌ها توجه کنید:

    * دو، عددی **کمتر** از سه است.
    * دمای هوا در فصل زمستان **پایین‌تر** از تابستان است.
    * موقعیت خورشید در آسمان در هنگام غروب، **پایین‌تر** از موقعیت آن در ظهر است.
    * قیمت بنزین در زمان حاضر **کمتر** از قیمت آن در یک سال قبل است.
    * حرف کوچک “L” تقریباً شبیه به حرف “I” است.

    اما وقتی “lower” به عنوان فعل به کار می‌رود، معنای آن **پایین آوردن** چیزی است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    lower

    پایین آوردن

    lowered

    پایین آورد

    lowered

    پایین آورده است

    در روزهای اخیر، بسیاری از پمپ‌بنزین‌ها در سطح کشور قیمت‌ها را کمتر کرده‌اند. (این جمله از زمان حال کامل استفاده کرده است.)

    در دهه ۱۹۷۰، کشور آمریکا حداقل سن قانونی برای رأی‌دادن را از ۲۱ سال به ۱۸ سال کاهش داد.

    همچنین در همان دهه، حداکثر سرعت مجاز رانندگی به ۵۵ مایل در ساعت کم شد تا در مصرف بنزین صرفه‌جویی شود و ایمنی رانندگان بیشتر شود. اما پس از گذشت چندین سال، ایالت‌های مختلف تصمیم گرفتند این محدودیت را دوباره بالا ببرند و سرعت مجاز را به ۶۵ یا ۷۰ مایل در ساعت افزایش دهند. (برخلاف کلمه “lower” که به معنای کم کردن است، “raise” به معنای بالا بردن است.)

    بعضی از مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها هم شرایط پذیرش دانشجو را آسان‌تر می‌کنند تا بتوانند تعداد بیشتری از متقاضیان را ثبت‌نام کنند.

    برای کم کردن صدای کامپیوترتان هم کافی است دکمه مربوط به صدا را به سمت پایین فشار دهید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.