دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Girl به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Girl به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Girl به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “دختر” برای اشاره به فرزند مؤنث استفاده می‌شود.

    کوئنتین و تیلور پدر و مادر خوشحال یک نوزاد دختر هستند.
    همسایه‌های روبروی ما دو دختر دارند.
    در کلاس سوم پسر من، دختری هست که ویولن بلد است.
    این دوچرخه مال یک دختر است. (مالکیت مفرد)
    این لباس‌ها مربوط به دختران است. (مالکیت جمع)

    گاهی از کلمه “دختر” برای صحبت درباره یک زن بزرگسال استفاده می‌کنند.

    دخترهای محل کار برای همکارشان که به زودی صاحب فرزند می‌شود، جشن برگزار کردند.
    دخترانی که در اطراف لس‌آنجلس زندگی می‌کنند، به خاطر زیبایی معروف هستند.
    رالف یک خانم جدید را به عنوان منشی استخدام کرد. (توجه: در استفاده از کلمه “دختر” برای زنان بزرگسال دقت کنید، چون ممکن است بعضی از آنها این عبارت را دوست نداشته باشند.)

    کلمه “دوست‌دختر” هم برای روابط عاطفی و هم برای دوستی معمولی به کار می‌رود.

    گلوریا و دوستانش قصد دارند وقتی به ریو می‌روند، به چند کلوب شبانه سر بزنند. (دوستی)
    دوست‌دختر باب از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شود. (رابطه عاطفی)
    من قبل از ازدواج، چند دوست‌دختر داشتم. (رابطه عاطفی)

    گاهی از کلمه “دختر” برای خطاب کردن سگ‌های ماده نیز استفاده می‌شود.

    فیل یک سگ جدید خریده. او واقعاً دختر خوبیه! (در مورد سگ)
    چه دختر خوبی هستی! (خطاب به سگ)
    آفرین دختر خوب! (خطاب به سگ)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Glad به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Glad به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Glad به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “glad” به معنای “خوشحال” است و تقریباً همان مفهوم “happy” یا “شاد” را می‌رساند.

    او خوشحال است که این کفش‌ها را با قیمت تخفیف‌خورده پیدا کرده.
    او از اینکه این کفش‌ها را در حراجی یافته، احساس شادی می‌کند.
    تومان خوشحال است که همسرش کار پیدا کرده.
    خوشحالم که این وب‌سایت مورد پسند شماست.
    همه از گرم‌تر شدن هوا خوشحالند.
    صاحبان کسب‌وکارها خوشحالند که وضعیت اقتصاد رو به بهبود است.

     
    برای تبدیل “glad” به قید، به آخر آن “ly” اضافه می‌کنیم. کلمه “gladly” به معنای “با خوشحالی” است و معمولاً وقتی به کار می‌رود که کسی کاری را با رضایت انجام می‌دهد، حتی اگر آن کار سخت یا ناخوشایند باشد، یا بخشی از مسئولیت‌هایش محسوب شود:

    اگر از خریدتان راضی نباشید، فروشگاه با کمال میل پولتان را برمی‌گرداند.
    آن مرد گفت که با رغبت هزینه پنجره‌ای را که پسرش شکسته است، پرداخت خواهد کرد.
    آتش‌نشان‌ها با اشتیاق خدمات خود را در اختیار شهر همسایه گذاشتند که پس از انفجار در شرایط سختی قرار گرفته بود.
    اگر کمکی لازم داشته باشی، با کمال میل کمکت می‌کنم.
    معلم گفت اگر دانش‌آموزان نیاز به کمک داشته باشند، با علاقه از آنان حمایت خواهد کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Glance به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Glance به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Glance به فارسی با مثالهای کاربردی

    “To glance at something” یعنی اینکه یه نگاه سریع و گذرا به چیزی بندازیم.

    گلوریا یه نگاه اجمالی به تیترهای صفحه اول روزنامه انداخت، ولی مطالب داخلش رو نخوند.
    پسرِ روی ساحل، با عینک آفتابی تیره، در حالی که کسی متوجه نمی‌شد، یه نگاه سریع به دخترهای ساحل انداخت.
    ماریا و تام، وقتی در کلاس درس روبروی هم نشسته بودند، نگاه‌های معنی‌داری با هم عوض کردند. (این نشون می‌ده که احتمالاً از نظر عاشقانه به هم علاقه دارند.)
    می‌تونی یه نگاه خیلی سریع به خورشید بندازی، اما مواظب باش بهش خیره نشی. نور خورشید به چشمت آسیب می‌زنه!
    وقتی از جلوی ویترین مغازه رد می‌شدم، تصویر خودم رو توی شیشه دیدم. (این جمله از کلمه “glance” به شکل یک اسم استفاده کرده.)
    میشه یه نگاه گذرا به اون بیندازم؟ (این یک اصطلاحه. “دزدیدن یک نگاه” یعنی مخفیانه و سریع به چیزی نگاه کردن.)
    باید یه نگاه سریع به کامپیوترت بندازم تا مشکلش رو پیدا کنم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Glass به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Glass به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Glass به فارسی با مثالهای کاربردی

    شیشه یک ماده سخت و شفاف است که با گرم کردن ماسه در دمای خیلی بالا تولید می‌شود. این ماده در خیلی از وسایل اطراف ما وجود دارد. اگر شیشه نبود، زندگی برای ما بسیار سخت‌تر می‌شد.

    **کاربردهای شیشه:**
    – شیشه جلوی خودروها از جنس شیشه ساخته شده است.
    – پنجره‌های خانه‌ها نیز از شیشه هستند.
    – شیشه یک مصالح ساختمانی مهم، به ویژه در ساختمان‌های بلندمرتبه، محسوب می‌شود.
    – هر روز از وسایل خانگی مختلفی که از شیشه ساخته شده‌اند استفاده می‌کنیم.

    وقتی صحبت از وسیله‌ای برای نوشیدن مایعاتی مثل آب، آبمیوه، شراب یا آبجو می‌شود، از کلمه «لیوان» استفاده می‌کنیم.

    – یک لیوان روی میز است. (مفرد)
    – چند لیوان روی میز است. (جمع)
    – او دارد با لیوان می‌نوشد.
    – بچه‌ها از سنین کم یاد می‌گیرند که از لیوان استفاده کنند.
    – در مهمانی‌های رسمی، معمولاً روی میز لیوان آب و لیوان شراب قرار می‌گیرد.

    برای اشاره به وسیله‌ای که برای بهتر دیدن استفاده می‌شود، از کلمه «عینک» استفاده می‌کنیم.

    – من عینک می‌زنم.
    – آیا تو عینک می‌زنی؟
    – عینک‌اش روی سرش است.
    – دکتر گفت که عمر به عینک نیاز دارد.
    – ساندرا همه‌جا عینک آفتابی می‌زند.

    علاوه بر این، چند اصطلاح رایج وجود دارد که در آن‌ها از کلمه «شیشه» یا «لیوان» استفاده شده است:

    – برای زنان، شکستن «سقف شیشه‌ای» در محیط کار معمولاً سخت بوده است.
    (سقف شیشه‌ای: مانعی نامرئی برای پیشرفت شغلی زنان)

    – آن‌که خود در خانه شیشه‌ای زندگی می‌کند، نباید به دیگران سنگ پرتاب کند.
    (یعنی اگر خودت عیب داری، دیگران را به خاطر همان عیب سرزنش نکن.)

    – شما لیوان را نیمه‌پر می‌بینید یا نیمه‌خالی؟
    (این سؤال درباره نگرش افراد به زندگی است: نیمه‌خالی = بدبین، نیمه‌پر = خوشبین)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Glide به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Glide به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Glide به فارسی با مثالهای کاربردی

    لغزیدن یا سر خوردن به این معنی است که به نرمی و آسانی روی یک سطح یا در هوا حرکت کنید:

    هر روز هواپیماها به آرامی بر فراز خانه‌ی من حرکت می‌کنند.
    اسکیت‌بازان روی یخ به راحتی می‌لغزند.
    آنها که با سورتمه، اسکی یا اسنوبرد حرکت می‌کنند، از دامنه‌ی تپه‌ها و کوه‌ها به پایین سر می‌خورند.
    اگر درس‌های ساده‌ای را انتخاب کنی، می‌توانی بدون هیچ زحمتی از مدرسه بگذری، اما بهتر است خودت را به چالش بکشی تا چیزهای بیشتری یاد بگیری.
    درهای شیشه‌ای کشویی به نرمی باز و بسته می‌شوند.
    وقتی صحبت می‌کنی، صدای حروف صدادار و بی‌صدا به آرامی در کنار هم جریان پیدا می‌کنند.
    هیچ حسّی بهتر از این نیست که با یک موتورسیکلت هارلی‌دیویدسون، در بزرگراه به آرامی رانندگی کنی و باد را حس کنی.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Glimpse به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Glimpse به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Glimpse به فارسی با مثالهای کاربردی

    **glimpse** به معنی یک نگاه کوتاه و سریع به چیزی است. این کلمه معمولاً به شکل اسم به کار می‌رود:

    – وقتی از کنار ساختمان رد می‌شدم، یک نگاه سریع به آن انداختم.
    – لطفاً به این نگاه کن و نظرت را به من بگو.
    – دانشجویان وقتی از دانشگاه بازدید کردند، نگاه کوتاهی به زندگی دانشجویی انداختند.
    – حتی یک نگاه گذرا به خورشید هم برای چشمانتان آزاردهنده است.

     

    علاوه بر این، می‌توان از **glimpse** به عنوان فعل نیز استفاده کرد:

    – مری وقتی در مطب دکتر نشسته بود، سریع نگاهی به مجله انداخت.
    – دن تند نگاهی به تلفنش کرد تا ساعت را ببیند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، می‌توانید به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Glitch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Glitch به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Glitch به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک مشکل فنی کوچک ممکن است به دردسرهای بزرگتری منجر شود. این مشکلات در سامانه‌های رایانه‌ای، وبسایت‌ها، دستگاه‌های الکترونیکی و مکانیکی، برنامه‌ها و حتی گفتگوها پیش می‌آید.

    یک مشکل رایانه‌ای باعث شد سفارش اینترنتی او به مشکل بخورد.
    یک اشکال موقت در برنامه‌هایشان کار را به تأخیر انداخت.
    به خاطر چند مشکل در وبسایت، برخی نتوانستند برای بیمه درمانی ثبت نام کنند.
    یک مشکل ناگهانی در گفتگوهای دو کشور، بحث‌های آن‌ها را متوقف کرد.
    یک ایراد در برنامه پروازها، باعث شد سفرهای هوایی برای چند ساعت قطع شود.
    سیستم یک مشکلی دارد.
    این فقط یک مشکل کوچک است. به زودی رفع می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Gloomy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Gloomy به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Gloomy به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “gloomy” به معنای “تاریک” یا “غمگین” است. از این کلمه می‌توان برای توصیف چیزهای مختلفی استفاده کرد؛ مثلاً برای آب‌وهوا، حال‌وهوای افراد، آثار هنری یا حتی شرایط اقتصادی.

    امروز هوا بسیار گرفته و تاریک است. باران می‌بارد و آسمان خاکستری است.
    نوامبر ماهی است که تا حدی غم‌انگیز به نظر می‌رسد. آسمان معمولاً ابری است و روزها مرتب کوتاه‌تر می‌شوند.
    چرا آندریا اینقدر افسرده به نظر می‌رسد؟ مگر خبر ناخوشایندی شنیده است؟
    آثار ادوارد مونک حال‌وهوای غمگینی دارند. تابلوی معروف او به نام “جیغ” نمونه خوبی از این حالت است.
    فیلمی که دیشب دیدیم، داستان جالبی داشت ولی فضای کلی آن غم‌انگیز بود. در پایان فیلم، بسیاری از شخصیت‌ها از بین رفتند.
    اگرچه وضعیت اقتصادی کم‌کم رو به بهتر شدن است، اما هنوز خیلی از مردم در آمریکا نسبت به آن نگران و ناامید هستند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Glue به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Glue به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Glue به فارسی با مثالهای کاربردی

    چسب یک ماده چسبنده است که برای به هم پیوستن چیزها، درست کردن وسایل شکسته و ساختن چیزهای جدید به کار می‌رود. کار اصلی چسب این است که سطوح مختلف را به خوبی به هم بچسباند.

    بچه‌ها در کاردستی و فعالیت‌های هنری از چسب استفاده می‌کنند.
    درودگران برای وصل کردن قطعات چوب به یکدیگر از چسب کمک می‌گیرند.
    چسب مایع (که گاهی به آن چسب کائوچویی هم می‌گویند) یک نوع چسب است.
    چسب قوی (سوپرگلو) برای تعمیر وسایل شیشه‌ای و سرامیکی بسیار مناسب است.
    چسب بعد از اینکه استفاده شد، نیاز دارد تا خشک شود.
    واژه «چسب» می‌تواند به عنوان یک فعل نیز به کار رود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    glue

    چسباندن

    glued

    چسباند

    glued

    چسبانده

    سیندی دو برگ کاغذ را با چسب به هم متصل کرد.
    وقتی آباژور شکست، پیتر تکه‌های آن را با چسب به هم وصل کرد.
    پس از چسباندن قطعات، باید صبر کنید تا چسب کاملاً خشک شود.
    به نظر شما برای اتصال این تکه‌های چوب از چسب استفاده کنم یا پیچ انتخاب بهتری است؟

    ما در گفتگوهای روزمره اغلب از کلمه “چسب” به شکل مفهومی و غیرواقعی استفاده می‌کنیم:
    آن دو مانند چسب به هم چسبیده‌اند. (یعنی رابطه بسیار صمیمی و نزدیکی دارند.)
    بچه‌ها به صفحه تلویزیون چسبیده‌اند. (تمام توجهشان به برنامه‌ای است که تماشا می‌کنند.)
    ساندرا به میز کارش چسبیده. (به دلیل حجم زیاد کار، نمی‌تواند از میزش دور شود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Goal به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Goal به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Goal به فارسی با مثالهای کاربردی

    هدف، چیزی است که به دنبالش هستید. این هدف می‌تواند پول، قدرت، موفقیت، دانایی، علم، خانواده، آرامش درونی یا آسایش باشد. هر کسی هدف‌های خاص خودش را دارد. اگر هر روز به این سایت سر می‌زنید، هدف شما یادگیری زبان انگلیسی است.

    هدف او این است که چند ماهی بگیرد.
    او می‌خواهد گل بزند. (در فوتبال و هاکی، بازیکنان سعی می‌کنند گل بزنند. این هدف آن‌هاست.)
    هدفش این است که روزی یک هنرمند شود.
    او می‌خواهد در کسب‌وکار موفق شود. این مهم‌ترین هدف اوست.
    او به هدفش که تبدیل شدن به یک متخصص در هنرهای رزمی بود، رسید. حالا آن را به دیگران یاد می‌دهد.

    واژه دیگری که می‌توان برای هدف به کار برد، “مقصد” است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.