دسته: معنی کلمات انگلیسی به فارسی

  • معنی کلمه Niece به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Niece به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Niece به فارسی با مثالهای کاربردی

    خواهرزاده به دخترِ برادر یا خواهر شما گفته می‌شود.

    تام صاحب یک خواهرزاده شد، چون خواهرش یک دختر به دنیا آورده است. حالا تام، دایی (یا عموی) این نوزاد محسوب می‌شود و نوزاد هم خواهرزاده‌ی اوست.
    شیلا باید برای تولد خواهرزاده‌اش هدیه بخرد. چون خواهرزاده‌اش به زودی چهار ساله می‌شود. شیلا عمه (یا خاله) او است.
    آیا شما هم خواهرزاده یا برادرزاده دارید؟ (برادرزاده به پسرِ برادر یا خواهر شما گفته می‌شود.)
    من چند تا خواهرزاده و برادرزاده دارم.
    یکی از خواهرزاده‌هایم به زودی ازدواج می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Night به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Night به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Night به فارسی با مثالهای کاربردی

    به آن زمان تاریک که پس از غروب آفتاب و قبل از طلوع خورشید فرا می‌رسد، معمولاً «شب» می‌گویند.

    هوا در شب تاریک می‌شود.
    بیشتر افراد در طول روز کار می‌کنند و در شب می‌خوابند.
    خیلی از مردم دوست دارند شب‌ها به بیرون از خانه بروند. آن‌ها به رستوران یا باشگاه‌های شبانه می‌روند.
    پشه‌ها و خیلی از حشرات دیگر در شب فعال می‌شوند.
    تو شب‌ها معمولاً چه کار می‌کنی؟

     
    اینکه شب چقدر طول می‌کشد به جایی که در آن زندگی می‌کنید و فصل سال بستگی دارد.

    در ایالت مینه‌سوتا، در زمستان خیلی زود تاریک می‌شود و در تابستان دیر.
    در پاییز و زمستان، وقتی صبح از خواب بیدار می‌شوم، هنوز هوا مثل شب تاریک است.
    در کشور ایسلند در ماه ژوئن، به نظر می‌رسد که شب هرگز نمی‌آید.
    نیمه‌شب، به ساعات اولیه‌ی صبح، از بعد از نیمه‌شب تا حدود ساعت سه صبح گفته می‌شود.

     
    وقتی شب با کسی خداحافظی می‌کنیم، از کلمه‌ی «شب» در عبارات مختلف استفاده می‌کنیم.

    شب خوبی داشته باشید.
    از شبتان لذت ببرید.
    شب بخیر.
    شب‌شب! (این یک جور بیان کودکانه و خودمانی برای گفتن «شب بخیر» است).
    شب‌شب (این هم یک روش دیگر برای گفتن شب بخیر است).

     
    هنگام احوالپرسی شبانه به کسی نگویید «شب بخیر». در عوض، بگویید «عصر بخیر» یا فقط «سلام».
     
    کلمه‌ی «شب» در ترکیب با کلمات دیگر، معانی جدیدی می‌سازد:

    او بعد از بیدار شدن از یک کابوس نمی‌توانست دوباره بخوابد. (nightmare = خواب بد)
    تانیا شیفت شب کار می‌کند، از ساعت ۱۱ شب تا ۷ صبح.
    لئونارد یک آدم شب‌زنده‌دار است. او دوست دارد تا دیروقت بیدار بماند.
    یک ساعت روی پاتختی من است. (nightstand = یک میز کوچک در کنار تخت)
    ماهیگیرها ممکن است از کرم‌های شب‌رو به عنوان طعمه استفاده کنند. (night crawler = کرم خاکی)
    کسانی که نیاز به آموزش بیشتر دارند یا می‌خواهند زبان انگلیسی خود را تقویت کنند، می‌توانند در کلاس‌های شبانه ثبت‌نام کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Nimble به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nimble به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Nimble به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “nimble” به افرادی گفته می‌شود که کارها را با سرعت و مهارت انجام می‌دهند. این واژه معمولاً برای اشاره به بخش‌هایی از بدن مثل انگشتان، دست‌ها و پاها به کار می‌رود و همچنین می‌تواند برای توصیف ذهن یک فرد نیز استفاده شود.

    فردی که ذهن چابکی دارد، می‌تواند خیلی سریع جدول کلمات متقاطع را حل کند.
    یک بازیکن فوتبال که توپ را با مهارت با پاهایش کنترل می‌کند، در زمین بازی چابک است.
    برای کسی که روی فرش یا سبد دست‌باف کار می‌کند، داشتن انگشتان چابک ضروری است.
    معمولاً جوانان می‌توانند کارها را با چابکی بیشتری نسبت به افراد مسن انجام دهند. (کلمه “nimbly” یک قید است.)
    فردی با ذهن چابک، سریع فکر می‌کند و می‌تواند به موقعیت‌های مختلف به سرعت واکنش نشان دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Nip به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nip به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Nip به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک لقمه یا نیش، به یک گاز یا نیش کوچک گفته می‌شود.

    وقتی پاهایم در آب بودند، حس می‌کردم ماهی‌ها در حال گاز گرفتن ملایم آن‌ها هستند.
    توله سگ ساندرا یک گاز کوچک از او گرفت.
    هوای سرد دارد بینی مرا می‌گزد.
    ما باید این مشکل را در همان ابتدا و قبل از بزرگ شدنش، حل کنیم. (حل کردن مشکل در ابتدای کار یک اصطلاح است.)
    ما باید جلوی آن را از همان اول بگیریم.
    سگ بیشتر از یک گاز کوچک به مرد زد. این قطعاً یک گاز واقعی بود.

     
    گاهی اوقات کلمه “nip” شکل کوتاه‌شده کلمه “nipple” (نوک پستان) است.

    باب یک جای زخم بزرگ درست زیر نوک پستان چپش دارد.
    نوک پستان‌های یک نفر ممکن است وقتی هوا سرد است یا وقتی از استخر بیرون می‌آید، سفت شود.
    یک بازیگر زن اجازه داد یکی از نوک پستان‌هایش از لباسش بیرون بیاید تا توجه عکاسان را جلب کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Nod به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nod به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Nod به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی سرتان را به نشانه “بله” تکان می‌دهید، یعنی با چیزی موافقید یا پاسخ مثبت می‌دهید. وقتی سر را به چپ و راست حرکت می‌دهید، یعنی “نه” یا مخالفت خود را نشان می‌دهید.

    مادر بیلی وقتی شنید او می‌خواهد یک بستنی دیگر بخورد، سرش را به نشانه “نه” تکان داد.
    لوری وقتی پرسیدند آیا قهوه دیگری می‌خواهد، سرش را به نشانه “بله” تکان داد و گفت: “آری.”
    همه دانش‌آموزان وقتی شنیدند معلم پیشنهاد داده پنج دقیقه زودتر تعطیل شوند، سرهایشان را به نشانه موافقت تکان دادند.
    آن دو مرد نیز با تکان دادن سر، توافقشان را با صحبت‌های یکدیگر نشان دادند.
    دختربچه با دیدن وضعیت دوچرخه‌اش، سرش را تکان می‌داد و گریه می‌کرد.
    اندی در راهرو وقتی از کنار جنیفر رد شد، با تکان دادن سر و لبخند، حضور او را تأیید کرد. (تکان دادن سر، یک روش غیرکلامی برای سلام کردن یا نشان دادن توجه به دیگری است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Noise به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Noise به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Noise به فارسی با مثالهای کاربردی

    سر و صدا به صدای ناخوشایند یا آزاردهنده گفته می‌شود. یک صدا می‌تواند آرام یا بسیار بلند باشد. بعضی افراد سر و صدا را دوست دارند، اما بیشتر مردم از آن خوششان نمی‌آید.

    در جمله‌های زیر، کلمه “noise” به عنوان اسم به کار رفته است:

    آیا آن صدا را می‌شنوید؟
    از یخچال صدایی می‌آید.
    ماشینم اطراف موتور صدا می‌دهد.
    آن صدا چیست؟
    یک صدای غیرعادی، نشان‌دهنده مشکل در کامپیوتر بود.
    صداهایی که از اتاق زیر شیروانی می‌آمد، همه را ترساند.
    بعضی افراد موسیقی آن گروه را دوست دارند؛ بقیه می‌گویند کارشان فقط یک مشت سر و صدا است.

     

    کلمه “noisy” به معنی “پر سر و صدا” یک صفت است:

    ریتا می‌گوید خانه‌شان خیلی شلوغ و پر سر و صداست. او باید به کتابخانه برود تا بتواند روی تکالیفش تمرکز کند.
    یک بچه پر سر و صدا در سوپرمارکت باعث ایجاد مزاحمت شد.
    بچه‌ها بیش از حد سروصدا می‌کردند، برای همین در نهایت یک نفر از آن‌ها خواست که آرام‌تر باشند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Nonsense به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nonsense به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Nonsense به فارسی با مثالهای کاربردی

    این حرف‌ها چرند است.
    حرف‌های گوینده چیزی جز یک مشت چرند نبود.
    اینکه کسی بگوید زمین صاف است، کاملاً چرند است.
    این ادعا که سفیدپوستان از بقیه گروه‌های مردم باهوش‌تر یا بهتر هستند، چرند محض است.
    این همه حرف بی‌معنی چیست؟
    معلم از شلوغ‌کاری و حرف‌های بی‌اساس کلاس خسته شد و به دانش‌آموزی که رفتار بدی داشت گفت از کلاس بیرون برود.
    دیگر این چرندها را تحمل نمی‌کنم.
    این حرف‌ها چرند است و من مجبور نیستم آن‌ها را تحمل کنم. (تحمل کردن چیزی یعنی قبول کردن یا اجازه دادن به اتفاق افتادن آن.)

     
    واژه «بی‌معنی» یک صفت است.

    هر سیاستمداری در آمریکا که فکر کند بالاتر از قانون است، احتمالاً تصمیمات بی‌معنی می‌گیرد.
    اینکه کسی برای حل مشکلاتش به شانس یا جادو اعتقاد داشته باشد، بی‌معنی است.
    روزنامه‌نگارانی که با واقعیت‌ها و حقایق سر و کار دارند، به راحتی می‌توانند استدلال‌های بی‌معنی را تشخیص دهند و موشکافی کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Noodle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Noodle به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Noodle به فارسی با مثالهای کاربردی

    “رشته فرنگی” یک خوراکی بلند و باریک است که معمولاً از آرد برنج یا گندم درست می‌شود. آیا شما هم دوست دارید رشته‌فرنگی میل کنید؟

    نودل‌های برنجی در آشپزی کشورهای آسیایی بسیار پرطرفدار هستند.
    به رشته‌هایی که از گندم تهیه می‌شوند، پاستا گفته می‌شود. پاستا در غذاهای ایتالیایی جایگاه ویژه‌ای دارد.
    در واقع ماده اصلی تهیه رشته‌فرنگی، آرد است.
    معمولاً رشته‌فرنگی خشک را در آب می‌جوشانند و سپس آن را به شکل‌های گوناگون و در غذاهای مختلف سرو می‌کنند.
    سوپ مرغ با رشته یکی از غذاهای خوشمزه و در عین حال آسان برای پخت است.
    در بسیاری از غذاهای سرخ‌کردنی و همچنین انواع سوپ‌ها از رشته‌فرنگی استفاده می‌شود.
    پد تای که یک غذای تایلندی معروف است، از جمله غذاهای خوشمزه با رشته‌فرنگی به شمار می‌رود.
    کسانی که می‌خواهند غذایی مقرون‌به‌صرفه بخورند، اغلب به سراغ رامن فوری می‌روند.
    در بسیاری از کشورهای آسیایی، مغازه‌های کوچک و ساده‌ای وجود دارند که در آن‌ها می‌توان رشته‌فرنگی بسیار خوبی پیدا کرد و میل کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Nor به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Nor به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Nor به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “nor” یک حرف ربط است. این کلمه برای وصل کردن کلمات یا بخش‌های مختلف جمله به کار می‌رود. کاربرد آن تا حدی شبیه به “and” و “or” است، اما در موقعیت‌های منفی استفاده می‌شود. یادگیری نحوه استفاده از این کلمه ممکن است برای همه آسان نباشد. اگر هنوز با کاربرد “nor” احساس راحتی نمی‌کنید، جای نگرانی نیست و می‌توانید انگلیسی را بدون آن نیز به خوبی صحبت کنید. با این حال، آشنایی با این کلمه مفید است چون ممکن است در مکالمات یا متون مختلف با آن روبرو شوید.

    مثال:
    She’s not at school today, nor is her brother.
    (او امروز در مدرسه نیست، برادرش هم نیست.)

    یک نکته خاص در مورد “nor” این است که وقتی به عنوان یک حرف ربط هماهنگ‌کننده استفاده می‌شود، معمولاً فعل بلافاصله بعد از آن می‌آید، مانند جمله بالا. اگر نخواهید از “nor” استفاده کنید، می‌توانید همین معنا را به شکل‌های دیگری بیان کنید، مثلاً:

    She’s not at school today, and neither is her brother.
    She’s not at school today, and her brother isn’t either.
    (او امروز در مدرسه نیست و برادرش هم نیست.)

    در ادامه چند مثال دیگر را با هم می‌بینیم:

    They don’t like this situation, nor do I.
    (آنها از این وضعیت خوششان نمی‌آید، من هم همینطور.)

    He can’t play the piano, nor can she.
    (او نمی‌تواند پیانو بزند، او هم نمی‌تواند.)

    Neither he nor she can play the piano. (کلمه “nor” اغلب با “neither” به کار می‌رود.)
    (نه او و نه او نمی‌توانند پیانو بنوازند.)

    Neither I nor you need to fill out this form.
    (نه من و نه شما لازم است این فرم را پر کنید.)

    I’m not planning on buying a new car, nor am I planning to get a used car.
    (من قصد ندارم یک ماشین جدید بخرم، و نه قصد دارم یک ماشین دست‌دوم بخرم.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Normal به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Normal به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Normal به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “عادی” معنی‌هایی مانند معمولی، متداول، همیشگی، روزمره و منظم دارد.

    مریم یک زندگی معمولی دارد. او صاحب همسر و دو فرزند است.
    مت الآن در ساعات متداول کار می‌کند. قبلاً شیفت شب بود، اما الان از ساعت ۹ صبح تا ۵ عصر کارش را انجام می‌دهد.
    آن روز، یک روز روتین بود تا اینکه ناگهان یک گردباد پدیدار شد و شهر را با خود برد.
    ما خوش‌شانس هستیم که همسایه‌های معمولی داریم. زندگی در کنار همسایه‌های غیرعادی اصلاً خوشایند نیست.
    این گونه رفتارها، طبیعی و عادی نیست. مشکلش چیست؟
    آب و هوای این چند وقت، نسبت به حالت معمول این فصل، کمی سردتر بوده است. در این منطقه از کشور، انتظار می‌رود اسفندماه سرد باشد، اما ما هنوز هم برف به ارتفاع دو فوت روی زمین داریم و دمای هوا تنها چند درجه بالای صفر است.

     
    قید این کلمه “به طور معمول” است.

    باب به طور معمول هر روز صبح رأس ساعت ۷:۳۰ خانه را ترک می‌کند.
    قطارهایی که به سمت مرکز شهر می‌روند، معمولاً دقیقاً سر وقت می‌رسند.
    وقتی سالی به ملاقات خواهرش در دالاس می‌رود، در حالت عادی با هواپیما سفر می‌کند. اما این بار تصمیم دارد با ماشین برود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.