دسته: معنی کلمات انگلیسی به فارسی

  • معنی کلمه Lethal به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lethal به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Lethal به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی «کشنده» باشد، یعنی می‌تواند باعث مرگ یک نفر شود. این واژه بسیار شبیه به صفت «مرگبار» است.

    مرد یک سلاح کشنده حمل می‌کرد. (او یک سلاح مرگبار با خود داشت.)
    اگر دارو را بیش از حد مصرف کنید، ممکن است نتیجه آن مرگبار باشد.
    در ایالت‌هایی که مجازات اعدام قانونی است، قاتلان محکوم ممکن است با تزریق ماده کشنده اعدام شوند.
    مصرف مقدار کشنده‌ای از الکل در زمان بسیار کوتاه، باعث مرگ آن زن جوان شد.
    نیش یک عقرب می‌تواند کشنده باشد.

    گاهی ممکن است کلمه «کشنده» را در موقعیت‌های اغراق‌آمیز نیز بشنوید، مثلاً:

    عطری که آن مرد زده، واقعاً کشنده است!
    رندی ادعا می‌کند دست‌هایش به خاطر مهارتش در کاراته، سلاح کشنده‌ای هستند.
    زیبایی خیره‌کننده و صدای آسمانی آن خواننده، تأثیر بسیار شدیدی روی شنوندگان گذاشت.

    توجه: این کلمه دارای صدای «ث» بی‌صدا در وسط است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Level به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Level به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Level به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی «لول» یا تراز باشد، یعنی کاملاً صاف و مسطح است. در چنین حالتی، هیچ قسمتی از آن بالاتر یا پایین‌تر از قسمت‌های دیگر نیست. برای بعضی کارها، تراز و صاف بودن سطح خیلی مهم است.

    مثلاً:
    – پیشخوان آشپزخانه باید سطحی صاف باشد تا بتوان روی آن غذا آماده کرد.
    – پی‌ریزی خانهٔ جدید باید کاملاً تراز انجام شود.
    – عرض خیابان نیز از چپ به راست باید هم‌سطح باشد.

    اگر چیزی تراز نباشد، ممکن است دردسرساز شود. مثلاً ما یک بار مجبور شدیم یک میز را به فروشگاه پس بدهیم، چون سطح آن صاف نبود.

    🔹 «لول» به عنوان اسم:

    وقتی «لول» به صورت اسم به کار می‌رود، معمولاً نشان‌دهندهٔ یک درجه یا مرحله از پیشرفت، یا یک ارتفاع فیزیکی است.

    مثلاً:
    – دفتر در کدام طبقه قرار دارد؟
    – یک پارکینگ معمولاً چندین طبقه دارد.
    – بعد از کمی بحث، ما به درکی مشترک رسیدیم.
    – فروشگاه‌های مواد غذایی، محصولات را تا جای ممکن در سطح چشم قرار می‌دهند تا مشتریان راحت آن را ببینند. (سطح چشم = هم‌ارتفاع با چشم)
    – شما روی کدام بخش از این وب‌سایت کار می‌کنید؟
    – بیشتر زبان‌آموزان، یادگیری زبان انگلیسی را از سطح آبی شروع می‌کنند.
    – کارگران ساختمان از وسیله‌ای به نام «تراز» استفاده می‌کنند تا بفهمند یک سطح صاف است یا نه.

    🔹 «لول» به عنوان فعل:

    کلمهٔ «لول» به عنوان فعل هم به کار می‌رود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    level

    تسطیح کردن

    leveled

    تسطیح کرد

    leveled

    تسطیح کرده

    کارگران ساختمانی، پس از اینکه بتن تازه از کامیون ریخته شد، آن را صاف و هموار می‌کنند.
    یک گردباد، خانه‌ای در محلۀ ما را کاملاً ویران کرد. (level = نابود کردن؛ با خاک یکسان کردن)
    فناوری، شرایط رقابت را برای افرادی از کشورهای دیگر که با آمریکایی‌ها رقابت می‌کنند، عادلانه و برابر می‌سازد.

    عباراتی وجود دارند که از کلمۀ “level” استفاده می‌کنند:
    آیا این فرد قابل اعتماد است؟ (آیا او صادق است؟)
    می‌خواهی با تو روراست باشم؟ (می‌خواهی حقیقت را به تو بگویم، یا چیزی را که فکر می‌کنم درست است بگویم؟)
    برای کارمندان مهم است که هنگام مذاکره با مدیریت، احساس کنند شرایط کاملاً منصفانه است. (a level playing field = یک موقعیت عادلانه)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lick به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lick به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Lick به فارسی با مثالهای کاربردی

    فعل «لیسیدن» برای مواقعی به کار می‌رود که کسی یا چیزی با زبانش چیزی را بخورد، مزه کند یا آن را مرطوب کند:

    گربه در حال لیسیدن پنجه‌اش است.
    او دارد یک بستنی قیفی را می‌لیسد.
    خوزه در حال لیسیدن یک پاکت نامه است.

    «Lick» یک فعل ساده و بدون تغییر در حالت گذشته است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    lick

    لیسیدن

    licked

    لیسید

    licked

    لیسیده

    بیلی آب‌نباتش را آنقدر میلیسید تا تمام شد.
    مریم یک زخم کوچک روی دستش را لیس زد.
    اجازه نده بچه آن را بلیسد، چون مریض می‌شود!
    تیم آن‌ها شکست سنگینی خورد. آن‌ها بازی را با ۲۰ امتیاز تفاوت باختند.*
    * نکته: to get licked یا «to be licked» اصطلاحی است برای شکست خوردن در یک مسابقه یا درگیری. همچنین از کلمه “lick” برای توصیف تنبیه بدنی نیز استفاده می‌شود:
    The little boy got licked for stealing money from his mother.
    پسر کوچک به دلیل دزدیدن پول از مادرش کتک خورد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lid به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lid به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Lid به فارسی با مثالهای کاربردی

    درب یک پوشش جدا شدنی است که از بیرون ریختن مایعات یا مواد جامد از داخل ظرف جلوگیری می‌کند. درب‌ها به تازه ماندن مواد غذایی کمک می‌کنند و دمای آن‌ها را حفظ می‌نمایند.

    درب سطل زباله، زباله‌ها را داخل سطل نگه می‌دارد.
    وقتی روی غذا درب می‌گذاریم، غذا گرم می‌ماند یا تازه می‌ماند.
    درب لیوان قهوه مانع از ریختن قهوه داغ روی دستان شما می‌شود.
    اگر هنگام پخت غذا درب قابلمه را بگذارید، غذا سریع‌تر می‌پزد و گرمای کمتری از دست می‌دهد.
    لیوان‌های آبجو معمولاً درب دارند. این درب‌ها مگس‌ها و چیزهای دیگر را از آبجوی داخل لیوان دور نگه می‌دارند.

     
    علاوه بر این، اصطلاحاتی در زبان وجود دارند که از کلمه “درب” یا “درپوش” استفاده می‌کنند.

    اگر کسی “درب از کاسه بردارد” یعنی بسیار عصبانی شود.
    “درب روی چیزی گذاشتن” به معنای مخفی نگه داشتن اطلاعات است.
    اگر “درب از روی تحقیقی برداشته شود” یعنی اطلاعات آن برای همگان آشکار می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lie به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lie به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Lie به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “lie” در انگلیسی چندین کاربرد مختلف دارد. یکی از معانی آن، وقتی است که فردی عمداً حقیقت را نمی‌گوید و دروغ می‌گوید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    lie

    دروغ گفتن

    lied

    دروغ گفت

    lied

    دروغ گفته

    تیم حقیقت را به مادرش نگفت. او ادعا کرد شیشه را نشکسته، در حالی که این کار را کرده بود.

    فروشنده در مورد شرایط ضمانت تلویزیون، مشتری را گمراه کرد.

    همهٔ همکاران در اداره دربارهٔ کیک سارا نظر صادقانه‌ای ندادند. همگی گفتند خوشمزه است، اما در واقعیت مزهٔ خوبی نداشت.

    بیل به همسرش یک دروغ گفت.

    اگر زیاد دروغ بگویی، کم‌کم اعتماد دیگران را از دست می دهی.

    یک کاربرد دیگر این واژه، وقتی است که کسی یا چیزی به حالت خوابیده یا افقی قرار گرفته باشد. همچنین از آن برای توصیف یک مکان نیز استفاده می‌شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    lie

    دراز کشیدن

    lay

    دراز کشید

    lain

    دراز کشیده

    مردی روی زمین خیابان خوابیده. حالش خوب است؟

    فرودگاه درست در شمال شهر واقع شده. (در این جمله، کاربرد کلمه lie شبیه فعل «بودن» است.)

    گربه من تمام روز توی خانه لم می‌دهد و استراحت می‌کند.

    دختر کوچولو بدون حرکت روی زمین خوابیده بود و تظاهر می‌کرد که خواب است.

    مرد همین الان در تخت خوابیده است. (این جمله را زمان حال استمراری می‌نامند.)

    او همیشه تمام روز را در تخت می‌خوابد. (این جمله زمان حال ساده است.)

    دیروز، او تمام روز را در تخت خوابید. (این جمله را زمان گذشته ساده می‌گویند.)

    توجه: خیلی از افراد در استفاده از کلمات “lie” و “lay” دچار اشتباه می‌شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های رایج انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lift به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lift به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Lift به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه **lift** به معنای بلند کردن چیزی با بدن یا استفاده از یک وسیله برای بالا بردن است.

    چقدر می‌توانی وزنه بلند کنی؟
    اگر سعی کنی وزن خیلی سنگینی را بلند کنی، ممکن است به کمرت آسیب بزنی.
    او نمی‌تواند آن جعبه‌ها را به تنهایی بلند کند.
    یک آسانسور می‌تواند گروه‌های بزرگی از مردم را از یک طبقه ساختمان به طبقه دیگر منتقل کند.
    اگر نیاز باشد لاستیک ماشین را عوض کنی، می‌توانی از جک استفاده کنی تا ماشین از روی زمین بلند شود.
    وزنه‌برداران وزنه بلند می‌کنند تا عضلاتشان قوی‌تر شود.

     
    کلمه **lift** در معناهای دیگری هم به کار می‌رود:

    لبخند دوست‌دخترش روحیه‌اش را بالا برد. (lift one’s spirits = احساس بهتری پیدا کردن؛ بهبود حال و هوای کسی)
    نمره خوب در امتحان، اعتمادبه‌نفس سام را بیشتر کرد.
    بعد از اینکه مه از بین رفت، خورشید درآمد. (مه محو شد. مه چیست؟)

     
    گاهی فعل **lift** به معنای دزدی کردن است:

    آن مرد بیش از ۵۰ هزار دلار از بانک برداشت.
    زن‌ی که از مغازه جواهرات دزدی کرده بود، دستگیر شد.

     
    این کلمه به صورت اسم نیز استفاده می‌شود:

    میتونم سوارت کنم؟ (یعنی با ماشین خودت را جایی برسانم؟)
    مکانیک ماشین را روی یک بالابر گذاشت تا سیستم تعلیق و ترمزها را بررسی کند.
    فیل گفت که قهوه حالش را بهتر کرد. (a lift = یک احساس خوب یا یک محرک)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Light به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Light به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Light به فارسی با مثالهای کاربردی

    حتماً با کلمه “light” آشنا هستید، اما در اینجا می‌خواهیم کاربردهای مختلف این کلمه را با هم مرور کنیم تا در صحبت کردن و نوشتن، بهتر و دقیق‌تر از آن استفاده کنید.

    کلمه “light” که به فارسی “نور” معنی می‌ده، نقطه مقابل تاریکی است. این کلمه را می‌توان به شکل‌های مختلفی مثل صفت، فعل و اسم به کار برد.

    **نور و روشنایی:**
    این روزها تا حدود ساعت ۷:۳۰ صبح هوا روشن نمی‌شود.
    تا حدود ساعت ۴:۳۰ بعدازظهر نیز هوا روشن می‌ماند و پس از آن تاریک می‌شود.
    اگر داخل خانه‌تان به اندازه کافی روشن نیست، بهتر است چراغ‌های بیشتری نصب کنید.
    هنگام مطالعه، نور کافی بسیار مهم است؛ در غیر این صورت به چشمانتان فشار می‌آید.
    چراغ‌ها را روشن کنید.
    نور خورشید منبع مهمی برای دریافت ویتامین D است.
    با فرارسیدن فصل پاییز و زمستان که روزها کوتاه و شب‌ها طولانی می‌شوند، چراغ‌های تزئینی و节日灯光 (چراغ‌های تعطیلات) حال و هوای بهتری به فضا می‌دهند.
    این چراغ قوه کار نمی‌کند.

    **رنگ‌ها:**
    همچنین از کلمه “light” برای توصیف رنگ‌ها استفاده می‌شود:
    برعکس آبی تیره، آبی روشن است.
    رنگ‌های روشن شامل زرد، نارنجی و بژ می‌شوند.
    برای آن که فضای یک اتاق روشن‌تر و شاداب‌تر به نظر برسد، می‌توانید از رنگ‌های روشن برای دیوارها استفاده کنید.
    رنگ زرد روشن، انتخاب بسیار خوبی برای آشپزخانه است.

    **طعم و غذا:**
    این کلمه برای توصیف طعم غذا و سبک خوردن نیز به کار می‌رود:
    این کیک طعمی بسیار خوب و سبک دارد.
    جانیس سعی می‌کند غذاهای سبک‌تر بخورد چون می‌خواهد وزن کم کند.

    **آتش:**
    کلمه “light” معمولاً در صحبت درباره آتش نیز استفاده می‌شود:
    او یک فندک یا کبریت نیاز دارد. چه کسی فندک دارد؟
    این یک فندک بسیار خوب است.
    باب یک کبریت روشن کرد و در شومینه آتش برپا کرد.
    چراغ پایلوت اجاق گاز باید روشن شود.
    فعل “light” دارای شکل‌های گذشته و اسم مفعول “lit” است (light / lit / lit). البته برخی افراد به جای “lit” از “lighted” نیز استفاده می‌کنند.

    **اصطلاحات:**
    عبارات و اصطلاحات زیادی وجود دارند که از این کلمه استفاده می‌کنند:
    وقتی دوست‌پسرش را دید که وارد اتاق می‌شود، صورتش از خوشحالی برق زد (lit up).
    جورج باید فشار روی کارمندانش را کم کند (light up = کاهش فشار).
    در این دستور غذا، در استفاده از کره زیاده‌روی نکنید (go light = کم استفاده کردن).
    باید بی‌خیال‌تر شوی و خودت را آرام کنی (lighten up = آرام شدن و بی‌خیال بودن).

    **قید:**
    شکل قید این کلمه “lightly” به معنی “به آرامی” است.
    دونا در حین نواختن سوناتا، کلیدهای پیانو را به آرامی لمس کرد.
    در مورد کره، کم‌تر و به آرامی استفاده کن (این جمله از نظر دستوری صحیح است، اما آمریکایی‌ها از هر دو شکل “go light” و “go lightly” استفاده می‌کنند).

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Like به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Like به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Like به فارسی با مثالهای کاربردی

    به نظر می‌رسد این یک ساختمان خیلی قدیمی باشد.

    توجه: وقتی «like» به عنوان حرف اضافه به کار می‌رود، معنای آن «شبیه به» یا «مانند» است.

    راکون، ظاهری شبیه ترکیب یک گربه و سگ دارد.
    او طوری لباس می‌پوشد که انگار یک گانگستر است.
    وقتی ونسا آواز می‌خواند، صدایش شبیه صدای کیتی پری می‌شود.
    سو نقاشی‌هایش شبیه نقاشی یک بچهٔ پنج ساله است، در حالی که خودش بزرگسال است.
    به نظر می‌رسد که او یک جورایی بچهٔ عجیبی است.
    این قهوه مزهٔ بدی دارد.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A شروع می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Line به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Line به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Line به فارسی با مثالهای کاربردی

    خط، یک مسیر پیوسته است که از یک نقطه شروع می‌شود و به نقطه دیگری می‌رسد. بعضی خط‌ها صاف و راست هستند و بعضی دیگر کج و خمیده. خط‌ها می‌توانند شکل‌های گوناگونی داشته باشند.

    در مثال‌های زیر، کلمه «خط» به عنوان اسم به کار رفته است:

    – آنها در صف ایستاده‌اند.
    – در پایان مسابقه، دوندگان از خط پایان عبور می‌کنند.
    – یک ماهی در انتهای این قلاب است.
    – او چند جمله بسیار خنده‌دار در سخنرانی خود گفت.
    – بازیگران باید دیالوگ‌های خود را حفظ کنند. (خطوط: کلماتی که از قبل حفظ شده و هنگام بازی گفته می‌شود.)

    کلمه «خط» همچنین معمولاً برای نظم دادن به اشیا یا افراد استفاده می‌شود:

    – در صف بایستید.
    – به صف ملحق شوید.
    – سعی کنید در صف باقی بمانید.
    – نوبت دیگران را رعایت نکردن، کار درستی نیست.
    – مشتریان هنگام انتظار برای دریافت خدمات، یک صف تشکیل می‌دهند.
    – نام خود را روی خط بنویسید.
    – خارج از محدوده مشخص شده، رنگ‌آمیزی یا علامت نگذارید.

    عبارت‌های زیادی وجود دارند که در آن‌ها از کلمه «خط» استفاده شده است:

    – او دارد از حد خودش تجاوز می‌کند. (یعنی در حال ایجاد مشکل است.)
    – از این مرز عبور نکن. (یعنی این کار را نکن، وگرنه با نتیجه بدی روبرو می‌شوی.)
    – آنها سرمایه زیادی در معرض خطر قرار داده‌اند. (یعنی دارند ریسک می‌کنند.)
    – واضح و صادقانه حرف بزن. (یعنی رک باش.)
    – او فقط دارد با تو حرف‌های توخالی می‌زند. (یعنی صادق نیست.)
    – این حرف با چیزی که ما فکر می‌کردیم هماهنگ است. (یعنی به آن نزدیک است.)
    – مرز بین این دو چیز بسیار باریک است. (یعنی تفاوت کمی با هم دارند.)
    – رئیس‌جمهور یک حد و مرز مشخص کرد. (یعنی وضعیتی که اگر از آن عبور شود، مجازات در پی دارد.)
    – آنها از مرز عبور کرده‌اند. (یعنی رفتارشان کاملاً نادرست بوده.)
    – این آخر راه است. (یعنی چیزی به پایان رسیده – مثلاً یک پروژه، یک سفر، یا یک زندگی.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Linger به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Linger به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Linger به فارسی با مثالهای کاربردی

    در یک جا برای مدت زمان زیادی ماندن را “لینگر” می‌گویند. این واژه معنایی نزدیک به “باقی ماندن” دارد.

    بیایید سعی کنیم دیگر زیاد در فروشگاه درنگ نکنیم.
    سردردش از روز گذشته هنوز پابرجاست.
    او سردردی دارد که مدتی است از بین نرفته است.
    به کودکانی که پس از غروب آفتاب هنوز در ساحل مانده بودند، گفته شد که محل را ترک کنند.
    طعم دارو برای چند دقیقه روی زبانم باقی ماند.
    پس از سانحه رانندگی، جو چند روز در حالت کما و با دستگاه‌های پزشکی به زندگی ادامه داد تا در نهایت فوت کرد.
    مردی که به ارتکاب جرم متهم است، باید تا زمان دادگاه در زندان منتظر بماند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.