دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه نقش + مترادف و معانی کلمه نقش

    هم خانواده کلمه نقش + مترادف و معانی کلمه نقش

    هم خانواده کلمه نقش

    برای یادگیری بهتر، در این مطلب به بررسی کلمات هم‌خانواده و مترادف واژه «نقش» می‌پردازیم. امیدواریم این توضیحات برای شما مفید باشد.

    کلمات هم‌خانواده «نقش» عبارت‌اند از: نقاش، نقوش و منقش.
    به طور کلی، کلماتی که بن ماضی و بن مضارع مشترک داشته باشند و از یک ریشه سه‌حرفی گرفته شده باشند، هم‌خانواده نامیده می‌شوند. این کلمات معمولاً معنی نزدیک به هم و ریشه یکسانی دارند.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سری سر بزنید.

    برای نوشتن کلمات هم‌خانواده، باید کلمه‌ای را انتخاب کنید که از نظر معنی و ساختار شبیه کلمه اصلی باشد و آن سه حرف اصلی را در خود نگه داشته باشد. به بیان دیگر، هم‌خانواده‌ها معمولاً با جمع کردن یا تغییر دادن کلمه اصلی به دست می‌آیند.

    حالا که با مفهوم هم‌خانواده آشنا شدید، بهتر است مترادف‌های کلمه «نقش» را نیز بدانید.
    مترادف‌های نقش عبارت‌اند از: پرتره، پیکره، ترسیم، تصویر، تمثال، شکل، شمایل، صورت، طرح، عکس، نگار، نگاره، اثر، رد، نشان، رل، کار و وظیفه.

    برای درک عمیق‌تر معنی این واژه، خوب است به تعریف آن در لغت‌نامه دهخدا نیز نگاهی بیندازیم. در این فرهنگ، «نقش» به معنی‌های زیر آمده است:
    کشیدن شکل یک شخص یا چیزی، صورت، شکل، تصویر، مسئولیتی که یک بازیگر در نمایش به عهده دارد، و همچنین نام یکی از تصنیف‌های قدیمی.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه معلوم

  • هم خانواده کلمه نظام + مترادف و معنی کلمه نظام

    هم خانواده کلمه نظام + مترادف و معنی کلمه نظام

    هم خانواده کلمه نظام

    کلمه “نظام” یک واژه فارسی است که ریشه آن به زبان عربی برمی‌گردد. این کلمه در گفتگوهای روزمره و نوشته‌های مختلف به کار می‌رود. در این نوشته قصد داریم همه معانی و مفاهیم این واژه را به طور کامل برای شما توضیح دهیم و برای روشن‌تر شدن موضوع، توضیحات بیشتری ارائه خواهیم کرد. تا پایان این مطلب با ما همراه باشید.

    کلمات هم‌خانواده “نظام” شامل منظوم، نظم، تنظیم، منظم و ناظم می‌شوند. برای اینکه بفهمید این کلمات با “نظام” هم‌خانواده هستند، می‌توانید توجه کنید که همه آن‌ها دارای ریشه سه‌حرفی یکسانی هستند.

    “نظام” می‌تواند به معنای گرد هم آمدن گروهی از افراد باشد که هر کدام مسئولیت انجام کارهای مشخصی را بر عهده دارند.

    واژه‌های مترادف “نظام” عبارت‌اند از: انضباط، دیسیپلین، آراستگی، ترتیب، روش، سامان، نظم، ارتش و سربازی. همه این کلمات از نظر معنایی مشابه هستند و فقط در شکل نوشتاری با هم تفاوت دارند.

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه حاوی اطلاعات جامعی است.

    بنابراین شما می‌توانید از هر یک از این کلمات در جمله‌سازی و نوشتن متن استفاده کنید، چون همه آن‌ها یک معنا و مفهوم را می‌رسانند. در فرهنگ‌های لغت معروف مانند دهخدا، معین و عمید، معنای واژه “نظام” به عنوان چیزی که بسیار منظم و مرتب‌کننده است، بیان شده است.
    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه نظامی

  • هم خانواده کلمه نعمت + مترادف و معنی کلمه نعمت

    هم خانواده کلمه نعمت + مترادف و معنی کلمه نعمت

    هم خانواده کلمه نعمت

    کلمه “نعمت” در زبان فارسی معانی مختلفی دارد. به زبان ساده، نعمت به همه چیزهای خوبی گفته می‌شود که خداوند به ما داده است. این چیزها می‌توانند مادی یا معنوی باشند و ما به خاطر داشتن آن‌ها سپاسگزار هستیم.

    واژه‌هایی که به خانواده کلمه نعمت مربوط می‌شوند، شامل نعمات، تنعم و نعیم هستند. این کلمات ریشه مشترکی دارند و از یک بن‌ساخته شده‌اند.

    حالا که با خانواده این کلمه آشنا شدید، خوب است معانی و کلمات هم‌معنی آن را نیز بدانید. همه این کلمات مفهوم یکسانی دارند و شما می‌توانید از هر کدام در نوشته‌ها و جمله‌های خود استفاده کنید تا منظورتان را به خوبی منتقل کنید.

    کلمات هم‌معنی نعمت عبارت‌اند از: عطا، خیر، فراوانی، ثروت، دارایی، احسان، مال، برکت و… . نعمت وسیله‌ای برای رسیدن به موفقیت است و به معنای بخشیدن چیزی—چه مادی و چه معنوی—برای خوشحالی، آسایش و سربلندی فردی است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    در فرهنگ‌های معتبری مانند دهخدا، نعمت به معنای احسان، مال، نیکی و روزی آمده است. در لغت‌نامه‌های معین و عمید نیز این کلمه با واژه‌هایی مانند روزی، برکت و احسان تعریف شده است.

  • هم خانواده کلمه پسندیده + مترادف ، متضاد و معنی کلمه پسندیده

    هم خانواده کلمه پسندیده + مترادف ، متضاد و معنی کلمه پسندیده

    هم خانواده کلمه پسندیده

    واژه‌های هم‌خانواده «پسندیده» شامل «پسندیدن» و «پسندیده بودن» می‌شوند. برای یافتن کلمات هم‌خانواده باید ریشه اصلی کلمه را پیدا کنید. این کلمات معمولاً در سه حرف پایه با هم مشترک هستند.

    در کلمات با ریشه فارسی، کلمات هم‌خانواده دارای بن ماضی یا بن مضارع یکسانی هستند و تنها در این صورت است که می‌توان گفت آن‌ها با هم هم‌خانواده‌اند. پس از یادگیری هم‌خانواده‌های «پسندیده»، خوب است که نگاهی هم به مترادف‌ها و معانی گوناگون این واژه بیندازیم.

    مترادف‌های کلمه «پسندیده» عبارت‌اند از:
    معقول، مطلوب، نیکو، هژیر، منتخب، ستوده، مستحسن، نیک، مقبول، شایسته، مطبوع، مرضی، مرغوب، برگزیده، خوشایند، دلپذیر، حسنه و خوب.

    همه این واژه‌ها معنایی نزدیک به «پسندیده» دارند و می‌توانید هر یک را در جمله‌های خود به کار ببرید تا مفهوم مورد نظرتان را برسانید. همچنین بد نیست بدانید که واژه «پسندیده» در مقابل کلماتی مانند «بد» و «نامرغوب» قرار می‌گیرد.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    در پایان، برای درک بهتر و دقیق‌تر واژه «پسندیده»، بهتر است به فرهنگ‌های مختلف فارسی مراجعه کنید و معانی ارائه شده در هر یک را مقایسه کنید.
    در لغتنامه دهخدا، «پسندیده» به معنی برگزیده، مقبول، پذیرفته، مطبوع، خوش‌آمده و پذیرفته آمده است.
    در فرهنگ عمید، این واژه به معنای پسند کرده شده، برگزیده، خوب و مرغوب شرح داده شده است.
    در فرهنگ معین نیز معانیِ پذیرفته، برگزیده و خوش‌آمده برای آن ذکر شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه دلنشین

  • هم خانواده کلمه سنا + مترادف و معنی کلمه سنا

    هم خانواده کلمه سنا + مترادف و معنی کلمه سنا

    هم خانواده کلمه سنا

    کلمه “سنا” با واژه‌هایی مانند “سنایی” و “سدنا” هم‌خانواده است. “سدنا” به معنی کسی است که برای خانه کعبه سجده می‌کند.
    برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده، اول باید ریشه کلمه را پیدا کنید. سپس با جمع بستن یا جستجوی واژه‌های نزدیک از نظر معنی، می‌توانید کلمات هم‌خانواده را تشخیص دهید.
    در فارسی، کلمات هم‌خانواده معمولاً بن ماضی و بن مضارع یکسانی دارند و این نکته به شما در شناسایی آن‌ها کمک می‌کند.

    مترادف‌های “سنا” عبارت‌اند از: نور، روشنایی، ملکه نور، خورشید، بلندی، رفعت و روشنی.
    یکی از بهترین راه‌ها برای یادگیری واژه‌های جدید، تمرین هم‌خانواده‌ها، مترادف‌ها و متضادهای آن‌هاست.
    این کار دایره لغات شما را گسترش می‌دهد و به شما کمک می‌کند سریع‌تر جمله‌سازی کنید و همیشه متن‌های خلاقانه و زیبایی بنویسید.

    در ادامه، برای درک بهتر معنی “سنا” به تعریف آن در فرهنگ‌های معروف فارسی مراجعه می‌کنیم:
    در لغت‌نامه دهخدا، “سنا” به مجلسی گفته می‌شود که اعضای آن از بین بزرگان و اشراف کشور انتخاب شده‌اند.
    در فرهنگ عمید، “سنا” گیاهی گرمسیری با برگ‌های باریک معرفی شده که برای درمان بیماری‌هایی مانند تنگی نفس، قولنج و سیاتیک کاربرد دارد.
    در فرهنگ معین نیز آمده است: سنا گیاهی از تیره پروانه‌سانان است که چندین گونه مختلف دارد، گل‌های آن زردرنگ و میوه‌اش نیامک و حاوی چند دانه است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه ثمره

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

  • هم خانواده کلمه غروب + معنی ، مترادف و متضاد کلمه غروب

    هم خانواده کلمه غروب + معنی ، مترادف و متضاد کلمه غروب

    هم خانواده کلمه غروب

    غروب یک واژه آشناست که از زبان عربی وارد فارسی شده و استفاده زیادی دارد. این کلمه برای زمانی به کار می‌رود که خورشید در حال پایین رفتن است و شب آغاز می‌شود. کلماتی مانند غریب، مغرب و غرب با غروب هم‌خانواده هستند.

    این واژه‌ها از یک ریشه مشترک می‌آیند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیکند. شما می‌توانید در جمله‌نویسی و انشا از آن‌ها استفاده کنید تا نوشته‌تان روان‌تر و زیباتر شود. برای اینکه بهتر با معنای غروب آشنا شوید، در ادامه واژه‌های هم‌معنی آن را نیز معرفی می‌کنیم.

    برای پیدا کردن واژه‌های هم‌خانواده در زبان عربی، باید ریشه اصلی کلمه را پیدا کنید. این کلمات معمولاً در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند. در مورد کلمات فارسی، هم‌خانواده‌ها معمولاً بن ماضی یا مضارع یکسانی دارند و تنها در این صورت می‌توان گفت دو کلمه با هم هم‌خانواده هستند.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    واژه‌های هم‌معنی غروب شامل شام، افول، عشا و شامگاهان می‌شود. این کلمات معنایی نزدیک به غروب دارند و می‌توانید در جمله‌های خود از آن‌ها استفاده کنید.

    حالا که با هم‌معنی و هم‌خانواده‌های غروب آشنا شدید، احتمالاً می‌توانید حدس بزنید که متضادهای این کلمه سحر و طلوع است. همچنین معادل‌های فارسی آن مانند ایوار، شامگاه و فروشد را نیز یاد بگیرید که مفید خواهد بود.

    در پایان، به تعریف واژه غروب در فرهنگ‌های مختلف می‌پردازیم. در لغت‌نامه دهخدا، غروب به معنای فرو رفتن خورشید آمده است. در فرهنگ فارسی، این کلمه به معنای دور شدن است. در فرهنگ معین، غروب به معنای افول خورشید و در فرهنگ عمید، به معنای پایان روز تعریف شده است.

  • هم خانواده کلمه غفلت + معنی ، مترادف و متضاد کلمه غفلت

    هم خانواده کلمه غفلت + معنی ، مترادف و متضاد کلمه غفلت

    هم خانواده کلمه غفلت

    غفلت یک واژه با ریشه عربی است که به معنای بی‌خبری و بی‌توجهی است. این کلمه معمولاً همراه با فعل‌هایی مانند «کردن» به کار می‌رود. در ادامه برای درک بهتر این واژه، هم‌خانواده‌ها و کلمات هم‌معنی آن را مرور می‌کنیم.

    برای یافتن هم‌خانواده‌های غفلت، ابتدا باید ریشه آن را بررسی کنیم. بر این اساس، کلمات هم‌خانواده غفلت عبارت‌اند از: مغفول، اغفال، غافلان و تغافل. این واژه‌ها ریشه مشترکی دارند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند.

    حال که با هم‌خانواده‌های غفلت آشنا شدید، بهتر است معادل‌های آن را نیز بشناسید. یادگیری این کلمات به شما کمک می‌کند مفهوم غفلت را بهتر درک کنید.

    کلمات هم‌معنی غفلت عبارت‌اند از: بی‌خبری، بی‌توجهی، بی‌اطلاعی، ناآگاهی، اهمال، سهل‌انگاری، فراموشی، سستی و نسیان. از آنجا که این واژه‌ها معنایی مشابه دارند، می‌توانید در جمله‌های خود از آن‌ها به جای غفلت استفاده کنید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.

    همان‌طور که می‌دانید، متضادهای یک کلمه معنای مخالف آن را می‌رسانند. بنابراین متضادهای غفلت شامل آگاهی و بیداری می‌شود. معادل فارسی آن نیز فراموشکاری، ناآگاهی و فروگذاری است.

    در پایان برای شناخت بیشتر معنای غفلت، تعریف آن را در فرهنگ‌های معتبر فارسی مرور می‌کنیم. در فرهنگ معین، غفلت به معنای اهمال کردن، فراموشی و بی‌خبری آمده است. در لغتنامه دهخدا نیز معناهایی مانند ندانستن، بی‌توجهی، سهل‌انگاری و نادانی برای آن ذکر شده است. فرهنگ عمید نیز این واژه را به معنای فراموشی و بی‌خبری معرفی کرده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه غافل

  • هم خانواده کلمه غایب + معنی ، مترادف و متضاد کلمه غایب

    هم خانواده کلمه غایب + معنی ، مترادف و متضاد کلمه غایب

    هم خانواده کلمه غایب

    کلماتی مانند غیبت، غیاب و تغایب، هم‌خانوادهٔ واژهٔ «غایب» هستند. این واژه‌ها از یک ریشه مشتق شده‌اند و سه حرف اصلی در آن‌ها مشترک است. از نظر معنایی نیز کلمات هم‌خانواده معمولاً مفهوم نزدیک به هم دارند.

    یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی در دوران تحصیل، یادگیری مترادف‌ها، متضادها و واژه‌های هم‌خانواده است. یادگیری این موارد نه تنها به درک بهتر معنای کلمه کمک می‌کند، بلکه دایرهٔ لغات شما را نیز گسترش می‌دهد.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله هم خانواده کلمه هنرمند + معنی ، مترادف و متضاد کلمه هنرمند به شما کمک خواهد کرد.

    مترادف‌های کلمهٔ «غایب» عبارت‌اند از: نهان، مفقود، غیرموجود، مستور، نامحسوس، معدوم، گمشده، پنهانی، مکنون، غیرقابل مشاهده، نامریی و ناپدید. شما می‌توانید از این کلمات هم‌معنی، در جمله‌نویسی و نوشتار خود به عنوان جایگزین استفاده کنید.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    همچنین معادل‌های فارسی واژهٔ غایب شامل این موارد است: پنهان، مخفی، ناپیدا و نادیده. جالب است بدانید متضادهای این کلمه نیز چنین هستند: پدیدار، موجود، حاضر، نمایان، عیان، معلوم، مشهود و پیدا. این کلمات دقیقاً معنای مخالف غایب را می‌رسانند.

    برای درک بهتر معنای واژهٔ غایب، خوب است به تعریف آن در فرهنگ‌های معتبر فارسی مانند دهخدا و معین توجه کنیم. در این فرهنگ‌ها برای غایب معناهایی مانند نامرئی بودن، غیبت داشتن، لایری شدن، غیبوبت داشتن، حضور نداشتن و تغایب ذکر شده است.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب هم خانواده کلمه غذا + مترادف و معانی کلمه غذا را از دست ندهید.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب هم خانواده کلمه غنیمت + مترادف و معانی کلمه غنیمت را بخوانید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه شاهد

  • هم خانواده کلمه غرور + معنی ، مترادف و متضاد کلمه غرور

    هم خانواده کلمه غرور + معنی ، مترادف و متضاد کلمه غرور

    هم خانواده کلمه غرور

    کلمه “غرور” از زبان عربی وارد فارسی شده و امروزه بسیار رایج است. همه ما این واژه را به کار می‌بریم و با آن آشنا هستیم. این کلمه معمولاً دو معنی اصلی دارد: یکی خودخواهی و تکبر، و دیگری احساس افتخار و سربلندی. در ادامه، برای اینکه بهتر با این واژه آشنا شوید، هم‌خانواده‌ها و کلمات هم‌معنی آن را بررسی می‌کنیم.

    برای پیدا کردن واژه‌های هم‌خانواده “غرور”، ابتدا باید ریشه آن را پیدا کنیم. هم‌خانواده‌های این کلمه عبارتند از: “مغرور” و “غره”. همانطور که می‌بینید، این کلمات ریشه مشترکی دارند و از نظر معنی نیز به هم مربوط هستند.

    کلمات مترادف “غرور” نیز عبارتند از: تفاخر، تفرعن، تکبر، خودبینی، خود بزرگ‌بینی، خودستایی، کبر، خودخواهی، منیت، خودپسندی، خویشتن‌بینی، فخر، جوش و نخوت.
    حتماً بسیاری از این واژه‌ها را می‌شناسید. یادگیری این کلمات به شما کمک می‌کند تا راحت‌تر جمله‌سازی کنید و متن‌های زیباتر و خلاقانه‌تری بنویسید. همچنین خوب است بدانید که متضاد “غرور”، فروتنی و خضوع است. معادل فارسی این کلمه نیز خودپسندی، خودخواهی، ابرخویشی و باد و برتنی می‌باشد.

    برای گسترش دانش خود، مقاله هم معنی کلمات زنگ ورزش کلاس سوم + هم خانواده و مخالف را مطالعه کنید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی کلمات درس محله ما سوم ابتدایی + هم خانواده و مخالف را حتماً بخوانید.

    در پایان، برای درک بهتر معنی “غرور”، به تعریف آن در فرهنگ‌های معتبر فارسی می‌پردازیم. در فرهنگ معین، “غرور” به معنای فریفتن و امیدواری بی‌اساس دادن به دیگری آمده است. در فرهنگ عمید نیز این واژه به معنی خودبینی، تکبر، و نیز احساس شادی و سربلندی ناشی از یک موفقیت تعریف شده است.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

  • هم خانواده کلمه پیرایه + مترادف و معنی کلمه پیرایه

    هم خانواده کلمه پیرایه + مترادف و معنی کلمه پیرایه

    هم خانواده کلمه پیرایه

    کلماتی مانند پیرایش، پیراسته و پیرایشگر، هم‌خانوادهٔ واژهٔ «پیرایه» هستند. این کلمات از یک ریشه ساخته شده‌اند و در سه حرف اصلی با هم مشترک‌اند و معنی‌های نزدیک به هم دارند.
    در زبان عربی به کلماتی که حروف اصلی آن‌ها پشت سر هم بیایند و از یک ریشه گرفته شده باشند، هم‌خانواده گفته می‌شود.
    برای این که بیشتر با معنی «پیرایه» آشنا شوید، بهتر است مترادف‌های آن را هم بدانید.

    مترادف‌های پیرایه عبارت‌اند از: زینت، زیور، آرایش، بزک، حلیه و پیرایش.
    یکی از آسان‌ترین و بهترین راه‌ها برای یادگیری واژه‌های تازه، این است که هم‌خانواده، مترادف و متضاد آن‌ها را هم بیاموزید.
    این روش به شما کمک می‌کند دایرهٔ لغاتتان گسترده‌تر شود، سریع‌تر جمله بسازید و انشاهای خلاقانه‌تری بنویسید.

    در پایان، برای درک دقیق‌تر معنی «پیرایه»، خوب است به لغت‌نامه‌های معتبر فارسی مراجعه کنید و معنی آن را در کتاب‌های مختلف مقایسه کنید.
    در لغت‌نامهٔ دهخدا، برای پیرایه معنی‌هایی مانند زیور، زینت و آرایش زنان نوشته شده است.
    فرهنگ معین هم آن را به زیور و زینت تعبیر کرده است.
    در فرهنگ فارسی عمید نیز این واژه با کلماتی مانند زیب، زینت، زیور و آرایش معنا شده است.
    همهٔ این واژه‌ها مفهومی نزدیک به «پیرایه» دارند.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.