دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Plunge به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Plunge به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Plunge به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “plunge” به حرکت ناگهانی و سریع به سمت چیزی اشاره دارد. این واژه معمولاً وقتی به کار می‌رود که حرکت در ارتباط با آب انجام شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    plunge

    غوطه ور شدن

    plunged

    غوطه ور شد

    plunged

    غوطه ور شده

    جف از سکوی شیرجه به داخل آب پرید.
    فرورفتن در یک حمام آب گرم بعد از یک روز کاری سخت، حس فوق‌العاده‌ای دارد.
    لگن توالت نیاز به باز کردن دارد. (وقتی توالت گرفتگی دارد، از یک فَنِر برای رفع مشکل استفاده می‌کنید.)

    همچنین از این فعل می‌توان برای موقعیت‌هایی که مربوط به کار، تجارت یا پول هستند استفاده کرد:
    بیایید همین الان خودمان را غرق این پرونده‌های کاغذی کنیم و کار را تمام کنیم.
    دیوید خیلی عجولانه وارد یک شراکت تجاری شد و ضرر مالی بزرگی کرد.
    آنها تقریباً تمام دارایی خود را روی بورس گذاشتند و ثروتمند شدند.

    گاهی اوقات کلمه “plunge” برای توصیف یک کاهش ناگهانی یا چیزی که خیلی سریع پایین می‌رود به کار می‌رود:
    حمایت از جنگ در حال افت شدید است.
    فروش این فروشگاه معمولاً در ماه فوریه به شدت کاهش می‌یابد.
    لباس این خانم یقه‌ی عمیقی دارد.

    وقتی می‌گویند کسی “takes the plunge”، معمولاً منظور این است که یک تصمیم بزرگ و سرنوشت‌ساز گرفته است:
    آنها قصد دارند پا پیش بگذارند و با هم ازدواج کنند.
    اولگا تصمیم نهایی را گرفت و بیست هزار دلار پیش‌پرداخت برای یک خانه داد.
    من به ترک کردن شغلم فکر می‌کنم، اما هنوز کاملاً آماده نیستم که این ریسک بزرگ را انجام دهم. (در این دسته از جملات، “plunge” به صورت اسم به کار رفته است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • جهت های جغرافیایی به آلمانی: یادگیری آسان و عملی

    جهت های جغرافیایی به آلمانی: یادگیری آسان و عملی

    درود به همه دوستانی که در حال یادگیری زبان هستند! وقتی می‌خواهید یک زبان جدید را بیاموزید، طبیعی است که بخواهید ابتدا مهم‌ترین و پرکاربردترین واژه‌ها را فرا بگیرید. جهت‌های جغرافیایی از جمله این موارد هستند. در اینجا می‌خواهم به زبانی ساده، «جهت‌های جغرافیایی به زبان آلمانی» را به شما معرفی کنم تا نه تنها با این کلمات آشنا شوید، بلکه بتوانید به راحتی در گفتگوهای روزانه از آن‌ها استفاده کنید و هنگام سفر به یک کشور آلمانی‌زبان یا صحبت با افراد آلمانی‌زبان، احساس اطمینان بیشتری داشته باشید. تصور کنید در سفر هستید و می‌خواهید آدرس بپرسید؛ در این شرایط، دانستن جهت‌ها کمک بزرگی برای شما خواهد بود.

    اگر به دنبال مراکز معتبر آموزش زبان آلمانی در زنجان هستید و می‌خواهید یادگیری خود را به شکل اصولی آغاز کنید، می‌توانید به صفحه بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در زنجان سر بزنید.
    حالا شاید بپرسید: چرا یادگیری جهت‌های جغرافیایی به زبان آلمانی مهم است؟

    جهت های جغرافیایی به آلمانی

    ممکن است بگویید با وجود اپلیکیشن‌هایی مثل گوگل مپ، دیگر چه نیازی به یادگیری این چیزهاست. اما راستش را بخواهید، زبان فقط برای انجام کارهای روزمره نیست، بلکه وسیله‌ای برای ارتباط با دیگران و درک فرهنگ آن‌ها نیز هست. وقتی شما «جهت‌های اصلی به زبان آلمانی» را بلد باشید، نه تنها می‌توانید مسیرتان را پیدا کنید، بلکه با اطمینان بیشتری صحبت می‌کنید و حتی اخبار و گفتگوهای مربوط به جغرافیا را بهتر متوجه می‌شوید. این واژه‌ها و «اصطلاحات جغرافیایی آلمانی» پایه و اساس بسیاری از جمله‌ها و عبارت‌ها هستند.

    **جهت‌های اصلی: نقطه شروع یادگیری**
    بیایید کار را با چهار جهت اصلی آغاز کنیم. این‌ها پایه‌ترین بخش‌های «آموزش جهت‌های جغرافیایی در آلمانی» هستند و به راحتی در خاطر می‌مانند. می‌توانید در ذهن خود یک «نقشه» تصور کنید یا فرض کنید یک «قطب‌نما» در دست دارید.

    شمال (Norden):
    Die Sonne geht im Norden nie auf. (خورشید هرگز از شمال طلوع نمی‌کند.)
    Wir fahren nach Norden. (ما به سمت شمال می‌رویم.)
    Der Wind kommt aus Norden. (باد از شمال می‌آید.)

    جنوب (Süden):
    Der Urlaubsort liegt im Süden des Landes. (محل تعطیلات در جنوب کشور قرار دارد.)
    Ich reise oft in den Süden. (من اغلب به جنوب سفر می‌کنم.)
    Süden ist eine warme Region. (جنوب یک منطقه گرم است.)

    شرق (Osten):
    Die Sonne geht im Osten auf. (خورشید از شرق طلوع می‌کند.)
    Berlin liegt im Osten Deutschlands. (برلین در شرق آلمان قرار دارد.)
    Biegen Sie an der nächsten Kreuzung nach Osten ab. (در چهارراه بعدی به سمت شرق بپیچید.)

    غرب (Westen):
    Die Sonne geht im Westen unter. (خورشید در غرب غروب می‌کند.)
    Bonn liegt im Westen Deutschlands. (بن در غرب آلمان قرار دارد.)
    Wir fahren Richtung Westen. (ما به سمت غرب می‌رویم.)

    فارسی آلمانی تلفظ تقریبی
    شمال Norden نوردِن
    جنوب Süden زودِن
    شرق Osten اُستن
    غرب Westen وِستن

    بیایید کمی جلوتر برویم! حالا که با جهت‌های اصلی آشنا شدید، زمان آن رسیده که چیزهای پیچیده‌تر را یاد بگیرید. در این بخش به سراغ «ترکیب جهت‌های اصلی» می‌رویم. این‌ها همان جهت‌های فرعی هستند که میان جهت‌های اصلی قرار دارند. ما این عبارات کاربردی را با اضافه کردن کلماتی مثل “nord-“, “süd-“, “ost-” و “west-” به یکدیگر می‌سازیم.

    شمال شرقی (Nordosten):
    شهر در شمال شرقی قرار دارد.
    ساحل شمال شرقی بسیار زیبا است.

    شمال غربی (Nordwesten):
    ما به سمت شمال غربی پرواز می‌کنیم.
    شمال غربی به خاطر کوه‌هایش معروف است.

    جنوب شرقی (Südosten):
    رودخانه به سمت جنوب شرقی جریان دارد.
    در جنوب شرقی جنگل‌های زیادی وجود دارد.

    جنوب غربی (Südwesten):
    خانه من در جنوب غربی شهر قرار دارد.
    منطقه جنوب غربی بسیار حاصلخیز است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه مرغ به آلمانی: یادگیری واژه‌ها و عبارات کلیدی.

    واژه‌ها و عبارت‌های مرتبط با جهت‌یابی:
    برای اینکه بتوانید به خوبی درباره جهت‌ها صحبت کنید، به واژه‌ها و عبارت‌های بیشتری نیاز دارید. این عبارات مانند ابزاری هستند که یادگیری زبان آلمانی را برای شما آسان‌تر می‌کنند.

    راست (Rechts):
    به راست بپیچید.
    در سمت راست بمانید.

    چپ (Links):
    به چپ بروید.
    در در سمت چپ است.

    مستقیم (Geradeaus):
    مستقیم بروید.
    راه مستقیم ادامه دارد.

    به سمت (Nach/Richtung):
    من به سمت برلین می‌روم.
    ما به سمت نانوایی می‌رویم.

    از (Aus):
    او از فرانسه می‌آید.
    باد از شمال می‌وزد.

    بالا (Oben):
    او در طبقه بالا زندگی می‌کند.
    توپ روی کمد است.

    پایین (Unten):
    گاراژ در پایین قرار دارد.
    پایین سمت چپ یک رستوران وجود دارد.

    جلو (Vorne):
    او در صندلی جلو نشسته است.
    جلوی چراغ راهنما.

    پشت (Hinten):
    در انتهای باغ یک درخت است.
    پشت سمت راست دوست من نشسته است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً پرستار به آلمانی: واژه‌ها و عبارات ضروری را بخوانید.

    تمرین و مثال‌های عملی:
    هیچ چیز مانند تمرین عملی به یادگیری کمک نمی‌کند. در ادامه چند مثال از موقعیت‌های روزمره آورده شده است:

    موقعیت اول: پرسیدن آدرس
    شما: ببخشید، چطور می‌توانم به ایستگاه قطار بروم؟
    من: مستقیم بروید، سپس در چراغ راهنمای دوم به راست بپیچید. ایستگاه قطار دقیقاً روبه‌روی شما خواهد بود.

    موقعیت دوم: راهنمایی دادن
    من: مستقیم بروید تا به کلیسا برسید. سپس به چپ بپیچید و حدود ۲۰۰ متر به سمت شمال غربی بروید. خانه من سومین خانه در سمت راست است.

    برای مطالعه بیشتر، به اعضای خانواده به آلمانی (راهنمایی کامل ) سری سر بزنید.

    موقعیت سوم: توصیف موقعیت
    من: آپارتمان من چشم‌انداز زیبایی به سمت جنوب دارد. در شرق ساختمان یک پارک قرار دارد.

    نکات کلیدی برای استفاده درست:
    وقتی از جهت‌های جغرافیایی در زبان آلمانی استفاده می‌کنید، این نکات را به خاطر داشته باشید:

    حرف تعریف:
    معمولاً برای جهت‌های اصلی وقتی تنها می‌آیند از حرف تعریف استفاده نمی‌شود. اما وقتی با حرف اضافه همراه می‌شوند، شرایط تغییر می‌کند.
    مثال:
    شمال (به عنوان یک اسم)
    در شمال
    به سمت شمال

    حرف اضافه:
    از “in” با حالت مفعولی برای بیان موقعیت مکانی استفاده می‌شود (مثلاً در شمال).
    از “nach” برای حرکت به سمت یک جهت استفاده می‌کنیم (مثلاً به سمت شمال). این حرف اضافه معمولاً برای جهت‌های اصلی به کار می‌رود.
    از “in Richtung” برای اشاره به مسیر یا جهت استفاده می‌شود (مثلاً به سمت شرق). این عبارت رسمی‌تر است و برای جهت‌های فرعی نیز قابل استفاده است.
    از “aus” برای بیان مبدأ جهت استفاده می‌کنیم (مثلاً از جنوب).

    تبدیل صفت به قید:
    در زبان آلمانی بسیاری از صفت‌ها به صورت قید نیز به کار می‌روند. “rechts” و “links” نمونه‌های خوبی هستند.
    مثال:
    این درست است.
    به راست بپیچید.

    جهت‌های وابسته به دیدگاه:
    مراقب باشید! وقتی می‌گویید «سمت راست» یا «سمت چپ»، این جهت‌ها بستگی به دیدگاه شما یا فرد مقابل دارد. اگر خودتان راهنمایی می‌دهید، بهتر است از عبارت‌هایی مانند «در سمت راست» استفاده کنید که کم‌ابهام‌تر است.

    بهترین راه برای تسلط بر زبان آلمانی و جهت‌های جغرافیایی، تکرار و تمرین مداوم است. سعی کنید هر روز چند جمله با این واژه‌ها بسازید.

    چالش‌ها و راهکارهای یادگیری جهت‌ها:
    یکی از مشکلات اصلی در یادگیری جهت‌های جغرافیایی در آلمانی، فراموشی واژه‌ها یا اشتباه گرفتن آن‌هاست. به ویژه وقتی جهت‌های ترکیبی را یاد می‌گیرید. در اینجا چند راهکار مفید ارائه می‌شود:

    فلش‌کارت:
    واژه‌ها را روی فلش‌کارت بنویسید؛ یک طرف به آلمانی و طرف دیگر به فارسی. هر روز آن‌ها را مرور کنید.

    استفاده از تصویر:
    برای هر جهت یک تصویر مرتبط پیدا کنید یا خودتان بکشید. مثلاً برای «شرق» تصویر خورشید در حال طلوع بکشید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معرفی کفش به آلمانی: واژه‌ها و عبارات کاربردی را بخوانید.

    جمله‌سازی:
    سعی کنید برای هر واژه حداقل سه تا پنج جمله بنویسید. این کار کمک می‌کند واژه‌ها را در جمله یاد بگیرید، نه فقط به صورت جدا.

    تمرین با همکلاسی:
    با یکی از دوستانتان که او هم در حال یادگیری زبان آلمانی است، بازی‌های جهت‌یابی انجام دهید. مثلاً یکی مسیری را بیان کند و دیگری روی نقشه نشان دهد یا برعکس.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه آموزش سه راهی برق به آلمانی: به راحتی یاد بگیرید.

    گوش دادن به پادکست یا ویدیوهای آموزشی:
    منابع آنلاین زیادی وجود دارند که عبارت‌ها و واژه‌های جغرافیایی آلمانی را در قالب مکالمات روزمره آموزش می‌دهند. گوش دادن منظم به این منابع به شما کمک می‌کند با تلفظ و کاربرد درست آن‌ها آشنا شوید.

    کاربرد جهت‌ها در زندگی روزمره:
    شاید فکر کنید جهت‌های جغرافیایی فقط برای آدرس‌دهی کاربرد دارند، اما اینطور نیست! این واژه‌ها در زمینه‌های مختلفی مانند اخبار آب‌وهوا، تاریخ، جغرافیا و حتی ادبیات نیز استفاده می‌شوند.

    اخبار آب‌وهوا:
    «باد از غرب می‌وزد.»

    جغرافیا:
    «کوه‌های آلپ در جنوب آلمان قرار دارند.»

    سیاست:
    «روابط بین شرق و غرب اهمیت زیادی دارد.»

    در این مقاله چنگال به آلمانی: معانی و کاربردها اطلاعات مفیدی آمده است.

    در این مقاله سبزی شوید به آلمانی: معنی و کاربرد آن اطلاعات مفیدی آمده است.

    همان طور که می‌بینید، با تسلط بر این واژه‌ها، دید شما نسبت به زبان آلمانی گسترده‌تر می‌شود و می‌توانید موضوعات بیشتری را درک کنید.

    جهت های جغرافیایی به آلمانی

    در این نوشته می‌خوانید:

    نتیجه‌گیری
    جهت‌های اصلی به آلمانی چه هستند؟
    چطور می‌توانم از جهت‌ها در صحبت کردن استفاده کنم؟
    آیا می‌توان یاد گرفت که چگونه جهت‌های اصلی را در جمله به کار ببریم؟

    نتیجه‌گیری

    امیدوارم این نوشته توانسته باشد به شما کمک کند تا «جهت‌های جغرافیایی به زبان آلمانی» را به شکلی آسان و عملی بیاموزید. مطمئنم که با تمرین مداوم، به زودی قادر خواهید بود این واژه‌ها را در گفتگوهای روزمره خود به کار ببرید و در موقعیت‌های گوناگون از آن‌ها استفاده کنید. فراموش نکنید که مهم‌ترین «راهنمای یادگیری» شما، پشتکار و تلاش خودتان است و هر حرکت کوچکی که انجام می‌دهید، شما را به هدفتان نزدیک‌تر می‌کند. از همین امروز شروع کنید و با «عبارات کاربردی» که آموخته‌اید، هر روز یک مسیر تازه را در ذهن خود ترسیم کنید. برای شما موفقیت‌های فراوان آرزو می‌کنم!

    اگر به اطلاعات بیشتری نیاز دارید، می‌توانید به این وبسایت مراجعه کنید.
    سوالات متداول (FAQ)

    H2: جهت‌های اصلی به زبان آلمانی چیست؟

    جهت‌های اصلی در زبان آلمانی به این صورت بیان می‌شوند:
    Norden (شمال)
    Süden (جنوب)
    Osten (شرق)
    Westen (غرب)

    H2: چگونه می‌توانم جهت‌ها را در مکالمات استفاده کنم؟

    برای گفتن آدرس و جهت‌ها می‌توانید از واژه‌های ساده‌ای مانند «مستقیم»، «به راست بپیچید» و «به چپ بپیچید» استفاده کنید.

    نمونه‌ها:
    «مستقیم بروید، بعد به چپ بپیچید.»
    «پارک در بخش شرقی شهر قرار دارد.»

    H2: آیا ترکیب جهت‌های اصلی را می‌توان یاد گرفت؟

    حتماً می‌توانید جهت‌های ترکیبی مانند شمال شرقی، شمال غربی، جنوب شرقی و جنوب غربی را یاد بگیرید. این اسمها از کنار هم گذاشتن «شمال»، «جنوب»، «شرق» و «غرب» ساخته می‌شوند و به شما کمک می‌کنند موقعیت‌ها و مسیرها را دقیق‌تر بیان کنید.

  • معنی کلمه Plus به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Plus به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Plus به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “plus” معمولاً در دو موقعیت اصلی به کار می‌رود: وقتی در مورد چیزهای مثبت صحبت می‌کنیم یا وقتی می‌خواهیم اعداد و گروه‌ها را با هم جمع بزنیم.

    مثلاً:
    – دو بعلاوه دو چند می‌شود؟
    – دو بعلاوه دو برابر چهار است.
    – خانواده ما به اضافه خانواده شما، جمعاً حدود ۳۰ نفر خواهند شد.
    – ما برای مهمانی در خانه‌مان، چند پیتزا به همراه نوشیدنی سفارش داده‌ایم.
    – برف سنگین همراه با باد می‌تواند باعث کولاک شود.

    اما وقتی “plus” به عنوان اسم به کار می‌رود، معنایش “یک نقطه قوت” یا “مزیت” است.
    – داشتن دوستانی که بتوان روی آن‌ها حساب کرد، یک امتیاز مثبت است.
    – مالکیت املاک و مستغلات برای سرمایه‌گذاران بلندمدت یک مزیت محسوب می‌شود.
    – این روزها، حمل‌ونقل عمومی خوب برای هر منطقه شهری یک امتیاز مثبت است.
    – در مورد فناوری موبایل، نکات مثبت و منفی زیادی وجود دارد (یعنی مزایا و معایب مختلفی دارد).

    در مدارس نیز از علامت “plus” در کنار نمرات استفاده می‌شود:
    – تریسی در امتحانش نمره A+ گرفت.
    – تاد در امتحان پایانی نمره D+ کسب کرد.
    – جورج خود را دانش‌آموزی با سطح C+ می‌داند.
    – آماندا از نمره B+ در کارنامه‌اش راضی نبود. او امیدوار بود حداقل A- بگیرد.

    توجه: در سیستم آموزشی آمریکا، بسیاری از مدارس از نمره‌های حروفی بر اساس درصد استفاده می‌کنند. اگرچه ممکن است جزئیات در مدارس مختلف کمی متفاوت باشد، اما این یک نمونه کلی از نحوه کار این سیستم است. اگر دانش‌آموز یا والدین یک دانش‌آموز هستید، خوب است که با این سیستم آشنا باشید.

    درجه نامه درصد درصد
    A+ 100
    A 91-99
    -A 90
    B+ 89
    B 81-88
    -B 80
    C+ 79
    C 71-78
    -C 70
    D+ 69
    D 61-68
    -D 60
    F 59 و پایین تر

    بعضی از دانش‌آموزان این امکان را دارند که با انجام دادن تکالیف یا فعالیت‌های بیشتر، با معلم خود صحبت کنند تا نمره بهتری بگیرند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Pocket به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Pocket به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Pocket به فارسی با مثالهای کاربردی

    جیب قسمتی از لباس است که می‌توانیم وسایل مختلفی را داخل آن بگذاریم.

    من معمولاً موبایلم را توی جیبم می‌گذارم.
    کلیدهایم را هم در جیبم حمل می‌کنم.
    آیا شما هم از جیبتان برای گذاشتن پول استفاده می‌کنید؟
    خیلی از آقایان کیف پولشان را در جیب پشت شلوارشان می‌گذارند.
    جیب پیراهن برای قرار دادن خودکار و مداد مناسب است.
    او دست‌هایش را داخل جیب‌هایش کرده است.

     
    در بازی بیلیارد هم از کلمه «جیب» استفاده می‌شود. جیب‌ها سوراخ‌هایی در میز بیلیارد هستند که توپ‌ها داخل آنها می‌افتند.

    او در حال هدف‌گیری است تا توپ را در جیب گوشه میز بیندازد.
    در بازی بیلیارد، قبل از ضربه زدن باید مشخص کنی که توپ را به کدام جیب می‌زنی.
    روی هر میز بیلیارد چهار جیب در چهار گوشه و دو جیب در کناره‌های میز وجود دارد.

     
    علاوه بر این، گاهی به فضاهای کوچک و محدودی که درون چیزی قرار دارند هم «جیب» می‌گوییم:

    ممکن است افراد گرفتار در یک حادثه قایق‌سواری، در یک حفره هوایی که پس از واژگون شدن قایق در آب به وجود می‌آید زنده بمانند.
    وقتی قسمتی از بدنمان ضربه می‌بیند، ممکن است کبود شود که در اثر جمع شدن خون در زیر پوست ایجاد می‌شود.
    کاوشگران معدن گاهی به دنبال رگه‌ها یا توده‌های کوچک طلا در زمین می‌گردند که به آنها جیب طلا می‌گویند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Point به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Point به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Point به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “point” معمولاً برای نشان دادن اهمیت یک موضوع یا مشخص کردن محل قرارگیری چیزی به کار می‌رود.

    مثلاً:
    – شاهدان یک حادثه، محل دقیق سقوط خودرو به داخل آب را به نیروهای امداد نشان دادند.
    – من دنبال نزدیک‌ترین بانک می‌گردم. می‌توانید جهت درست را به من نشان دهید؟
    – یک خانم جوان، ما را به قسمتی از شهر راهنمایی کرد که food truckها در آنجا غذا می‌فروشند.
    – فروشنده فروشگاه، تفاوت‌های دو تلویزیون بزرگ را برایمان توضیح داد.
    – تابلوهای خیابانی، گردشگران را به مکان‌های دیدنی شهر هدایت می‌کنند.
    – علائم بزرگراه، خروجی‌ها و مسیرهای دیگر را نشان می‌دهند.
    – یک قطب‌نما همیشه سمت شمال را نشان می‌دهد.

    ◼️
    اما کلمه “point” به عنوان اسم، معانی مختلفی دارد. در این مثال‌ها، منظور از point یک “ایده” یا “نکته” است:

    – خانمی در جلسه، نکته خوبی درباره فواید داشتن دستورکار بیان کرد.
    – فیلمی که دیشب دیدیم، با تأکید فراوان، وحشت‌های جنگ را به بینندگان نشان داد.
    – منظورت را می‌فهمم. (یعنی ایده یا نظرت را درک می‌کنم.)

    ◼️
    گاهی point به معنی “هدف” یا “دلیل” است:

    – هدف این پروژه، فراهم کردن خانه‌ای امن برای افراد بی‌خانمان است.
    – هیچ فایده‌ای ندارد که پولمان را برای غذاهای بی‌ارزش و کم‌خاصیت هدر بدهیم.
    – اصلاً انجام این کار چه فایده‌ای دارد؟

    ◼️
    point گاهی به یک “شیء تیز” یا “نوک باریک” اشاره دارد:

    – یک پیکان، نوک تیزی دارد.
    – آن وسیله یک سرِ نوک‌تیز دارد. (کلمه pointy به معنی نوک‌تیز است.)
    – بسیاری از چاقوها در انتهای تیغه‌شان نوک تیزی دارند.
    – ما دوست داریم از یک قطعه زمین کوچک که مثل یک دماغه در دریاچه پیش رفته، ماهیگیری کنیم.

    ◼️
    point می‌تواند نشان‌دهنده یک “لحظه خاص” یا “نقطه عطف” باشد:

    – زمانی می‌رسد که دیگر نمی‌توانیم پول قرض بگیریم و مجبوریم متوقف شویم.
    – مسافران ناگهان فهمیدند به نقطه‌ای رسیده‌اند که راه برگشتی ندارند.
    – رابطه جرج و ترزا از مرز تحمل گذشت و در نهایت از هم جدا شدند.

    ◼️
    علامت تعجب (!) برای پایان دادن به جمله با حالت تأکید یا احساس قوی به کار می‌رود:

    من برنده شدم!
    هارولد کار جدیدی پیدا کرد!
    دیگه این کارو نکن!
    از زمینم بیرون برو!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • اتو به آلمانی: یادگیری کامل واژه و کاربردهای آن

    اتو به آلمانی: یادگیری کامل واژه و کاربردهای آن

    سلام به همه دوستانی که در حال یادگیری زبان هستند! امروز می‌خواهم درباره یک کلمه صحبت کنم که احتمالاً هر روز از آن استفاده می‌کنید: “اتو”. شاید فکر کنید معنی این کلمه خیلی ساده است، اما در زبان آلمانی، مانند خیلی از زبان‌های دیگر، یک کلمه می‌تواند معناهای مختلفی داشته باشد و حتی در عبارت‌های گوناگون به کار رود. بنابراین اگر می‌خواهید معنی کلمه اتو در آلمانی را به خوبی بفهمید و بتوانید از آن درست در گفتگوهایتان استفاده کنید، این نوشته برای شماست. در ادامه با هم این کلمه را از جنبه‌های مختلف بررسی خواهیم کرد.

    برای پیدا کردن بهترین آموزشگاه‌های زبان آلمانی در زنجان و شروع مسیر یادگیری خود، می‌توانید به صفحه بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در زنجان سر بزنید.

    آنچه در این نوشته می‌خوانید:
    – معنی کلمه اتو در آلمانی چیست؟ (Bügeleisen)
    – نحوه تلفظ Bügeleisen
    – کاربردهای Bügeleisen در جمله‌های آلمانی
    – عبارت‌های مربوط به اتو و اتو کردن
    – آیا اتو فقط به یک وسیله اشاره دارد؟ (اتومبیل و وسایل دیگر)
    – اتومبیل (Auto)
    – وسایل دیگر (وسایل آشپزخانه، دستگاه‌های برقی)
    – نکات دستوری مربوط به Bügeleisen و Bügeln
    – جنسیت اسم‌ها (Genus)
    – صرف فعل Bügeln
    – حالت‌های دستوری (Kasus)
    – تفاوت‌های فرهنگی و اهمیت آن‌ها
    – نتیجه‌گیری
    – پرسش‌های متداول (FAQ)
    – معنی کلمه اتو به آلمانی چیست؟
    – چگونه می‌توان اتو را به آلمانی تلفظ کرد؟
    – آیا اتو فقط به دستگاه اشاره دارد؟

    معنی کلمه اتو در آلمانی چیست؟ (Bügeleisen)

    اتو به آلمانی

    وقتی می‌خواهیم درباره “اتو” به عنوان وسیله‌ای برای صاف کردن لباس صحبت کنیم، در زبان آلمانی به آن “Bügeleisen” می‌گویند. این واژه از دو قسمت تشکیل شده: “Bügel” که به معنی “میله” یا “قوس” است و در اینجا منظور همان وسیله صاف‌کننده است، و “Eisen” که به معنی “آهن” یا “فلز” می‌باشد. بنابراین اگر بخواهیم کلمه را به صورت کلمه به کلمه معنی کنیم، می‌شود “آهن صاف‌کننده”. معمولاً وقتی کسی در حال یادگیری زبان آلمانی است و به دنبال معادل این وسیله می‌گردد، اولین کلمه‌ای که یاد می‌گیرد همین Bügeleisen است. مثلاً اگر کسی بگوید “من لباس‌ها را اتو می‌کنم”، از همین واژه استفاده می‌کند. این کلمه در دستور زبان آلمانی یک اسم خنثی است (das Bügeleisen).

    تلفظ Bügeleisen

    تلفظ درست واژه‌ها در یادگیری زبان آلمانی بسیار مهم است. کلمه Bügeleisen به شکل “بوگِل‌آیزِن” خوانده می‌شود. در تلفظ این واژه باید به دو نکته توجه کنید: صدای “ü” که شبیه “او” تلفظ می‌شود، اما با گرد کردن لب‌ها و قرار دادن زبان در قسمت جلوی دهان ایجاد می‌شود، و همچنین ترکیب “ei” که مانند “آی” ادا می‌گردد. با تمرین مداوم و صحیح این کلمه، می‌توانید مهارت گفتاری خود را بهبود بخشید و طبیعی‌تر صحبت کنید.

    کاربردهای Bügeleisen در جملات آلمانی

    حالا که می‌دانیم Bügeleisen چه معنایی دارد و چطور تلفظ می‌شود، بیایید یاد بگیریم چطور از این کلمه در جمله‌های مختلف استفاده کنیم.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در مرزه به آلمانی: معنی و کاربرد پیدا کنید.

    به عنوان یک وسیله:

    “Ich habe ein neues Bügeleisen gekauft.” (من یک اتو جدید خریده‌ام.)
    “Wo ist mein Bügeleisen?” ( اتو من کجاست؟)
    “Das Bügeleisen ist heiß.” ( اتو داغ است.)

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در آب به آلمانی: یادگیری واژه و تلفظ پیدا کنید.

    با فعل‌های مربوطه: در زبان آلمانی، برای گفتن عمل “اتو کردن” از فعل “bügeln” استفاده می‌کنیم.

    “Ich muss meine Hemden bügeln.” (من باید پیراهن‌هایم را اتو کنم.)
    “Sie bügelt ihre Wäsche jede Woche.” (او لباس‌هایش را هر هفته اتو می‌کند.)
    “Kannst du mir helfen, die Bettwäsche zu bügeln?” (می‌توانی کمکم کنی ملافه‌ها را اتو کنم؟)

    این مثال‌ها به ما نشان می‌دهند که خود کلمهٔ Bügeleisen یک اسم است، و اگر بخواهیم در مورد عمل اتو کردن صحبت کنیم، باید از فعل bügeln استفاده کنیم. این نکتهٔ مهمی است که بهتر است آن را به خاطر بسپاریم.

    اصطلاحات مرتبط با اتو و اتو کردن

    در زبان آلمانی، مانند هر زبان دیگری، عبارت‌ها و اصطلاحاتی وجود دارد که به طور مستقیم یا غیرمستقیم به “اتو” یا “اتو کردن” مربوط می‌شوند. یادگیری این اصطلاحات به شما کمک می‌کند هم مانند یک آلمانی‌زبان صحبت کنید و هم درک بهتری از فرهنگ و زبان پیدا کنید.

    Bügelfalte: این واژه به معنای “خط اتو” روی شلوار است.

    در این مقاله سبزی تره به آلمانی: نام و معانی اطلاعات مفیدی آمده است.

    “Die Hose hat eine perfekte Bügelfalte.” (شلوار یک خط اتوی بی‌نقص دارد.)

    Bügelbrett: این کلمه به “میز اتو” اشاره دارد. (das Bügelbrett)

    برای گسترش دانش خود، مقاله تبریک ولنتاین به آلمانی: جملات عاشقانه و احساسی را مطالعه کنید.

    “Stell das Bügelbrett bitte auf.” (لطفاً میز اتو را آماده کن یا باز کن.)

    Bügelservice: منظور از این اصطلاح، “خدمات اتوکاری” یا خشکشویی است.

    “Ich gebe meine Hemden immer zum Bügelservice.” (من همیشه پیراهن‌هایم را به خشکشویی یا خدمات اتو می‌دهم.)

    برای گسترش دانش خود، به مقاله فارسی به آلمانی: ابزارها و روش‌ها برای یادگیری سر بزنید.

    برای یادگیری پیشرفته، به اوکی به آلمانی : توضیحات و مثال ها مراجعه کنید.

    این واژه‌ها و عبارت‌ها به شما کمک می‌کنند تا دامنه لغات خود را افزایش دهید و در موقعیت‌های گوناگون از آن‌ها بهره ببرید. هنگام یادگیری زبان آلمانی، توجه به این نکات فرهنگی و زبانی بسیار سودمند خواهد بود. یک آموزشگاه خوب زبان آلمانی در کرج می‌تواند گزینه مناسبی برای یادگیری این زبان باشد.

    آیا اتو فقط به دستگاه اشاره دارد؟ (اتومبیل و سایر وسایل)

    سوال خیلی خوبی پرسیدی! در فارسی، بعضی وقت‌ها کلمه “اتو” به شکل غیررسمی برای اشاره به ماشین هم استفاده می‌شود؛ مثلاً می‌گوییم “ماشین‌اتو” یا “سوار اتو”. اما در زبان آلمانی، این دو کلمه کاملاً جدا و با معنی‌های متفاوتی به کار می‌روند.

    اتومبیل (Auto)

    در زبان آلمانی، برای اشاره به ماشین از واژه “Auto” استفاده می‌شود که تلفظ و نوشتاری نزدیک به واژه انگلیسی و حتی فارسی آن دارد. ریشه این کلمه به واژه یونانی “autos” به معنی “خود” و واژه لاتین “mobilis” به معنی “متحرک” برمی‌گردد.

    مثال‌ها:
    – “Ich fahre mit dem Auto zur Arbeit.” (من با ماشین به سر کار می‌روم.)
    – “Mein Auto ist neu.” (ماشین من جدید است.)

    بنابراین همانطور که مشاهده می‌کنید، در زبان آلمانی هیچ شباهت یا اشتباهی بین کلمه Bügeleisen و Auto وجود ندارد. این دو کلمه کاملاً مستقل و مربوط به دو مفهوم کاملاً متفاوت هستند.

    سایر وسایل (Küchenutensilien, Elektrogeräte)

    در زبان فارسی، گاهی به صورت غیررسمی و اشتباه، کلمه “اتو” برای برخی دستگاه‌های برقی دیگر نیز استفاده می‌شود. مثلاً “اتو بخار” ممکن است در گفتگوهای روزمره به جای “بخارپز” به کار رود. اما در زبان آلمانی، هر وسیله برقی نام مخصوص به خودش را دارد. برای نمونه:

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در شیرین بیان به آلمانی: یاد بگیرید و به راحتی استفاده کنید پیدا کنید.

    Mixer (میکسر)
    Toaster (توستر)
    Staubsauger (جاروبرقی)
    Kochfeld (اجاق گاز)

    برای کسانی که می‌خواهند آلمانی یاد بگیرند، درک این تفاوت‌ها بسیار مهم است. این کار به آن‌ها کمک می‌کند تا بهتر با فرهنگ و واژگان این زبان ارتباط برقرار کنند و از بروز سوءتفاهم جلوگیری شود. هر کلمه در جای خودش معنی و کاربردی ویژه دارد و باید به درستی یاد گرفته شود.

    در این مقاله سبزی شوید به آلمانی: معنی و کاربرد آن اطلاعات مفیدی آمده است.

    نکات گرامری مرتبط با Bügeleisen و Bügeln

    برای اینکه معنی و طرز استفاده از کلمه “اتو” در زبان آلمانی را به خوبی درک کنید، بهتر است چند نکته دستوری مربوط به آن را هم بررسی کنیم.

    جنسیت اسامی (Genus)

    اتو (Bügeleisen): این اسم از نظر دستوری خنثی محسوب می‌شود و با حرف تعریف “das” به کار می‌رود (das Bügeleisen).
    تخته‌اتو (Bügelbrett): این اسم نیز مانند مورد قبل، خنثی است و با “das” استفاده می‌شود (das Bügelbrett).
    نکته درباره اشتباهات رایج (Fehler): گاهی اوقات زبان‌آموزان به خاطر شباهت این کلمات با اسم‌های مذکر یا مؤنث دیگر، در تشخیص جنسیت درست آن‌ها دچار اشتباه می‌شوند. برای جلوگیری از این مشکل، تکرار و تمرین مداوم برای یادگیری و به خاطر سپردن جنسیت کلمات جدید، بسیار مهم و ضروری است.

    صرف فعل Bügeln

    کلمه “Bügeln” یک فعل معمولی و بدون تغییر است. شکل‌های آن در زمان حال به این صورت است:

    ضمیر صرف فعل
    ich bügele
    du bügelst
    er/sie/es bügelt
    wir bügeln
    ihr bügelt
    sie/Sie bügeln

    در آخر هفته، لباس‌هایم را اتو می‌کنم.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب آپاندیس به آلمانی: آشنایی با اصطلاحات و کاربردها را از دست ندهید.

    حالت‌های دستوری (Kasus)

    کلمه Bügeleisen، مانند بقیه اسم‌های آلمانی، در حالت‌های مختلف دستوری (Nominativ, Akkusativ, Dativ, Genitiv) تغییر می‌کند. البته فقط حرف تعریف قبل از آن عوض می‌شود و خود کلمه تغییری نمی‌کند.
    به مثال‌های زیر توجه کنید:
    – Nominativ: Das Bügeleisen ist neu.
    – Akkusativ: Ich brauche ein Bügeleisen.
    – Dativ: Mit dem Bügeleisen kann ich gut arbeiten. (با اتو می‌توانم خوب کار کنم.)

    یادگیری این نکات دستوری به شما کمک می‌کند تا این کلمات را به شکل درست و دقیق در گفتار و نوشتار خود به کار ببرید. هدف ما از یادگیری زبان آلمانی فقط حفظ کردن واژه‌ها نیست، بلکه باید ساختار زبان و روش صحیح استفاده از کلمات را نیز بفهمیم.

    تفاوت‌های فرهنگی و اهمیت آن‌ها

    اتو به آلمانی

    مقاله عافیت باشه به آلمانی: کشف معانی و کاربردها حاوی اطلاعات جامعی است.

    در فارسی، کلمه «اتو» معمولاً فقط به یک وسیله اشاره دارد، اما در کشورهای آلمانی‌زبان مانند آلمان، اتو کردن لباس‌ها (das Bügeln der Kleidung) کاری عادی و بخشی از کارهای روزمره خانه به شمار می‌رود. اگرچه امروزه خیلی از مردم لباس‌هایی را ترجیح می‌دهند که لازم نباشد اتو شوند، اما هنوز هم برای لباس‌های رسمی و برخی از پیراهن‌ها، اتو کشیدن اهمیت خود را حفظ کرده است.

    برای گسترش دانش خود، مقاله مربی مهد کودک به آلمانی: شرایط و مراحل را مطالعه کنید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره بهار نارنج به آلمانی: Orangenblüte واژه‌ای جذاب برای زبان‌آموزان بیابید.

    آلمانی‌ها به مدیریت زمان توجه زیادی دارند، به همین دلیل است که بسیاری از لباس‌هایشان طوری طراحی شده که به حداقل اتو نیاز داشته باشند. با این حال، نظم و مرتب بودن و ظاهر آراسته نیز برای آن‌ها بسیار مهم است. یک پیراهن بدون چروک و با خطوط اتو شده، نشان‌دهنده دقت و اهمیت به ظاهر است.

    یادگیری این جنبه‌های فرهنگی به زبان‌آموزان کمک می‌کند تا نه تنها زبان، بلکه فرهنگ مردم آن کشور را نیز بهتر بفهمند و در برخوردهایشان عملکرد بهتری داشته باشند. این گونه نکات زبانی، فراتر از معنای یک کلمه، شما را با زندگی روزمره در آن کشورها آشنا می‌کنند. بنابراین، وقتی در حال یادگیری زبان آلمانی هستید، فقط روی واژه‌ها و دستور زبان تمرکز نکنید، بلکه به زمینه فرهنگی آن‌ها نیز توجه کنید. بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در یاسوج را برای شروع یادگیری زبان آلمانی جهت تحصیل یا مهاجرت از دست ندهید!

    نتیجه‌گیری

    امیدوارم در این گفتگوی کوتاه، توانسته باشم معنای واژه “اتو” در زبان آلمانی را به خوبی برای شما روشن کنم. همانطور که دیدیم، آلمانی‌ها برای اتوی لباس از کلمه “Bügeleisen” استفاده می‌کنند و عمل اتو کردن را “bügeln” می‌نامند. اما وقتی صحبت از خودرو و ماشین باشد، واژه “Auto” به کار می‌رود. این تفاوت‌ها شاید کوچک به نظر برسند، اما برای برقراری ارتباط درست و مؤثر بسیار مهم هستند. اگر زبان‌آموزان به این ریزه‌کاری‌ها توجه کنند، قطعاً در یادگیری زبان آلمانی پیشرفت زیادی خواهند کرد. اگر به اطلاعات بیشتری درباره اتو نیاز دارید، بهتر است به یک فرهنگ لغت معتبر مراجعه کنید.

    سوالات متداول (FAQ)

    معنی کلمه اتو به آلمانی چیست؟

    کلمه “اتو” که برای صاف کردن لباس‌ها استفاده می‌شود، در زبان آلمانی **das Bügeleisen** نام دارد.

    چگونه می‌توان اتو را به آلمانی تلفظ کرد؟

    کلمه Bügeleisen به شکل “بوگِل‌آیزِن” خوانده می‌شود. برای تلفظ حرف “ü” باید لب‌هایتان را گرد کنید و کمی آن‌ها را به جلو بیاورید، شبیه به وقتی که می‌خواهید بگویید “او”. همچنین بخش “ei” در این کلمه، مانند “آی” تلفظ می‌شود.

    آیا اتو فقط به دستگاه اشاره دارد؟

    بله، در زبان آلمانی کلمه “Bügeleisen” فقط برای اشاره به وسیله‌ای که با آن لباس‌ها را صاف می‌کنیم به کار می‌رود. برای نامیدن خودرو یا ماشین سواری از واژه “das Auto” استفاده می‌شود و این دو کلمه کاملاً جدا از هم و با معانی متفاوت هستند.

  • معنی کلمه Poke به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Poke به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Poke به فارسی با مثالهای کاربردی

    بیل با انگشتش به پشت دوستش زد.
    والری موقع راه رفتن توی جنگل، با یک شاخه برخورد کرد.
    انگشتت را توی آب ببر تا ببینی گرم است یا نه.
    یک نفر قبل از این که روی کیک خامه بکشند، انگشتش را توی آن کرد.
    دیگه بهم دست نزن!
    به بچه‌ها هشدار می‌دهند که مراقب تفنگ‌های ساچمه‌ای باشند، چون ممکن است به چشمشان آسیب بزنند.
    ناگهان خورشید شروع کرد به تابیدن از لابه‌لای ابرها.

     
    گاهی وقت‌ها وقتی کسی چیزی را زیرورو می‌کند، در واقع دنبال اطلاعات یا چیز باارزشی می‌گردد.

    دیدند که پلیس‌ها در حیاط پشتی خانه همسایه‌مان دنبال چیزی می‌گشتند.
    وقتی آن سیاستمدار اعلام کرد که می‌خواهد انتخابات شرکت کند، خبرنگاران سراغ زندگی خصوصی‌اش رفتند.
    نباید سرت را توی کار دیگران کنی.
    یک مرد بی‌خانمان آشغال‌ها را گشت، چون دنبال چیزی برای خوردن می‌گشت.

     
    این کلمه وقتی با کلمه «مسخره کردن» همراه می‌شود، یعنی کسی دارد به دیگری می‌خندد یا او را دست می‌اندازد.

    پسر موقعی که همکلاسی‌هایش لهجه حرف زدنش را مسخره کردند، شروع به گریه کرد.
    مسخره کردن دیگران کار خوبی نیست.
    مسخره کردن یک فرد دارای معلولیت، نشان‌دهنده بی‌سلیقگی است.

     
    فیس‌بوک از این کلمه وقتی استفاده می‌کند که کسی می‌خواهد توجه شما را جلب کند. در این حالت، هم به صورت فعل و هم به صورت اسم به کار می‌رود:

    یکی همین الان تو فیس‌بوک بهم «پوک» زد. (فعل)
    هفته پیش سه تا «پوک» دریافت کردم. (اسم)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Police به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Police به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Police به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “پلیس” به گروهی از افراد گفته می‌شود که مسئول حفظ نظم و اجرای قانون در جامعه هستند. در ادامه چند مثال از نحوه استفاده از این کلمه را می‌بینید:

    باید پلیس را خبر کنیم.
    یکی باید به پلیس تماس بگیرد.
    وقتی پلیس رسید، فردی که داشت آشوب به پا می‌کرد را دستگیر کرد.
    پلیس در محلۀ ما، کارش را در اجرای قانون به خوبی انجام می‌دهد.
    دوست من، آرماندو، یک پلیس است.
    ماموران پلیس با خودروهای مخصوص گشت می‌زنند.
    یک پلیس، لباس فرم مخصوص به تن می‌کند.
    پلیس در آمریکا اسلحه همراه دارد.
    این روزها خیلی از پلیس‌ها دوربین کوچکی روی لباس خود نصب می‌کنند تا برخوردهایشان با مردم را ضبط کنند.
    بیشتر پلیس‌ها – تقریباً اکثر آنها – درستکار هستند و کار خلاف نمی‌کنند.
    هیچ وقت سعی نکنید به یک پلیس رشوه بدهید. (رشوه یعنی پول یا هدیه دادن برای اینکه کاری را به نفع شما انجام دهد)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Policy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Policy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Policy به فارسی با مثالهای کاربردی

    سیاست به یک راهنمای مشخص یا مجموعه‌ای از قوانین گفته می‌شود. این راهنماها ممکن است توسط دولت‌ها، کسب‌وکارها، مدارس و حتی افراد عادی مورد استفاده قرار گیرند.

    در مدرسه ما، سیاست مربوط به زورگیری و قلدری، “تحمل صفر” است.
    ما طبق سیاست خود، قلدری را نادیده نمی‌گیریم.
    شورای شهر این سیاست را دارد که به شهروندان اجازه دهد در جلسات عمومی صحبت کنند.
    سیاست‌هایی که برای مقابله با تبعیض نژادی وضع می‌شوند، به کم کردن بی‌عدالتی و نابرابری کمک می‌کنند.
    معمولاً خط‌مشی‌ها و روش‌های اجرایی در وب‌سایت‌های مربوطه نوشته شده‌اند.
    در هر صفحه از این وب‌سایت، می‌توانید پیوندی به “سیاست حفظ حریم خصوصی” پیدا کنید.
    سیاست‌های حفظ حریم خصوصی، امروزه برای کاربران اینترنت و تلفن‌همراه بسیار مهم شده‌اند.
    بسیاری از کسانی که هم‌اکنون در بخش‌های دولتی کار می‌کنند، آشنایی کمی با مسائل سیاست خارجی دارند.
    سیاست کنونی دولت آمریکا درباره مقررات محیط زیست، باعث شده قوانینی که در زمان دولت اوباما تصویب شده بود، تغییر کند.

     
    علاوه بر این، از واژه “پالیسی” برای اشاره به قراردادهای بیمه نیز استفاده می‌شود.

    من بیمه ماشینم را تمدید کردم.
    کسانی که در شرکت‌های بیمه کار می‌کنند، بیمه‌نامه می‌فروشند.
    بیمه‌نامه عمر، مبلغی را به خانواده فردی که به صورت ناگهانی یا زودرس فوت کند، پرداخت می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Poll به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Poll به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Poll به فارسی با مثالهای کاربردی

    آمریکایی‌ها امروز برای دادن رای به محل‌های رأی‌گیری می‌روند.
    بیشتر این مراکز از ساعت هفت صبح باز هستند.
    وقت‌ی که زمان رأی‌گیری در هر ایالت به پایان برسد، نتیجه‌ها اعلام می‌شود.
    بررسی‌های نظرسنجی نشان می‌دهد که حزب دموکرات در حال پیشی گرفتن از حزب جمهوری‌خواه است.
    نظرسنجی‌های زیادی حاکی از این هستند که مردم رأی‌دهنده در آمریکا از شرایط فعلی ناراضی هستند. (status quo = شرایط فعلی)
    برای اینکه بفهمند مردم چه نظری دارند، از آن‌ها نظرخواهی می‌شود. (در این جمله، کلمه «poll» به عنوان یک فعل به کار رفته است.)
    برای آگاهی از نظرات مردم درباره یک موضوع مشخص، یک نظرخواهی انجام می‌گیرد.
    کسانی که کار جمع‌آوری این نظرات را انجام می‌دهند، نظرپرس نامیده می‌شوند.
    یک نظرپرس، با افراد بسیار زیادی گفت‌وگو می‌کند تا نظر آن‌ها را جویا شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.