دسته: معنی کلمات انگلیسی به فارسی

  • معنی کلمه Press به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Press به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Press به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “فشار دادن” معمولاً به حرکت نرمی گفته می‌شود که انگشت خود را روی چیزی می‌گذارید و به آن فشار می‌آورید.

    او یک دکمه روی دستگاه را فشار می‌دهد.

     
    گاهی اوقات از کلمه “اتو کشیدن” برای توصیف عمل صاف کردن لباس با اتو استفاده می‌کنیم:

    شلوار من چروک شده است. باید اتو بشود.

     
    “تحت فشار قرار دادن” همچنین به معنای اصرار کردن یا مجبور کردن کسی برای انجام کاری است:

    او دارد به او فشار می‌آورد تا قرارداد را امضا کند.

     
    وقتی کلمه “مطبوعات” به عنوان اسم به کار می‌رود، به صنعت روزنامه‌نگاری، به ویژه روزنامه‌ها اشاره دارد.

    دیروز داستانی در مطبوعات درباره کاهش مالیات ثروتمندان منتشر شد.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Prey به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Prey به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Prey به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “طعمه” به حیوان یا انسانی گفته می‌شود که مورد شکار یا حمله قرار می‌گیرد. دقت کنید که این کلمه با کلمه دیگری که به صورت “pray” نوشته می‌شود و حرف “a” در آن نیست، کاملاً تفاوت دارد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    prey

    طعمه کردن

    preyed

    طعمه شد

    preyed

    طعمه شده

    گرگ‌ها به خرگوش‌ها حمله می‌کنند و آن‌ها را شکار می‌کنند.
    مارها نیز موش‌ها را طعمه خود قرار می‌دهند.
    در یک گزارش روزنامه، ماجرای فروشنده‌ای نقل شده که از سالمندان سوءاستفاده کرده و میلیون‌ها دلار از آن‌ها کلاهبرداری کرده است. سرانجام، او دستگیر شد و به زندان افتاد.
    مردانی که سراغ زنان ضعیف و بی‌پناه می‌روند و به آن‌ها آسیب می‌زنند، باید شرمنده باشند.
    کسانی که زودباور یا ساده‌لوح به نظر می‌رسند، معمولاً قربانی افرادی می‌شوند که وجدان و اخلاقیات در وجودشان کمرنگ است.

    کلمه «طعمه» نیز به عنوان یک اسم به کار می‌رود:
    مارها طعمهٔ زنده را دنبال می‌کنند.
    فروشنده آن مشتری را به عنوان یک طعمه آسان نشانه گذاری کرد. (فروختن به این مشتری کار راحتی بود.)
    اگر طعمهٔ کافی و سالم در دسترس نباشد، بعضی از جانوران گوشتخوار از گرسنگی تلف خواهند شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Prick به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Prick به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Prick به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی مقدار کمی خون از کسی گرفته می‌شود، از کلمه “prick” به عنوان فعل استفاده می‌کنیم:

    پرستار برای گرفتن نمونه خون، انگشت مرد را سوراخ کرد.
    افراد دیابتی وقتی می‌خواهند قند خونشان را چک کنند، انگشت خود را سوراخ می‌کنند.
    آیا می‌توانی با خیال راحت انگشت خودت را برای آزمایش خون سوراخ کنی؟
    شارلین موقع درست کردن شام، تصادفاً انگشتش را با یک چاقوی کوچک سوراخ کرد.
    تیغ روی ساقهٔ گل رز آنقدر تیز است که می‌تواند انگشت یک نفر را سوراخ کند.

     
    کلمه “prick” یک معنای عامیانه هم دارد. در این حالت، یک کلمهٔ بی‌ادبانه است و معنایش شبیه به “jerk” (آدم آزاردهنده و بی‌ادب) است.

    چرا او مثل یک آدم بی‌ادب رفتار می‌کند؟
    آن مرد خیلی آدم مزخرفی است.
    اینقدر بی‌ادب نباش.
    دوست‌پسر روندا همیشه که کنارش است، رفتارش واقعاً زننده است.

     
    کلمه “prickly” یک صفت است:

    کاکتوس یک گیاه خاردار است. (یعنی سوزن‌های تیزی دارد.)
    امروز صبح وقتی وندی به رئیسش صبح‌بخیر گفت، یک جواب تند و تیز از او گرفت. (prickly = عصبانی و ناراحت)
    آن علف‌های هرز همه خاردار هستند. برای کندن آن‌ها از زمین حتماً باید دستکش بپوشی.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Pride به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Pride به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Pride به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی نسبت به خودش یا دیگران احساس غرور می‌کند، این حس معمولاً خوشایند و مثبت است. همچنین ممکن است فرد به خاطر کاری که انجام داده یا چیزی که ساخته است، احساس غرور کند.

    جان به مبلمانی که می‌سازد بسیار افتخار می‌کند.
    ماریا پس از بردن مسابقه، غرور زیادی احساس کرد.
    پدر و مادر بیل وقتی از موفقیت‌های او حرف می‌زنند، بسیار به او می‌بالند.
    برندهٔ مسابقه پس از دریافت مدال طلا، سرشار از غرور شد.
    این غرور در لبخندهای روی صورتشان کاملاً پیداست.

     
    واژهٔ “pride” را می‌توان به صورت فعل هم به کار برد، اما در این حالت معمولاً با یک ضمیر بازتابی همراه است:

    او به توانایی‌اش در نواختن گیتار افتخار می‌کند.
    او به مهارتش در آشپزی می‌بالد.
    آنها به توانایی‌های ورزشی خود افتخار می‌کنند.

     
    کلمهٔ “proud” در واقع شکل صفتیِ “pride” است.

    او از خودش احساس غرور می‌کند.
    خانوادهٔ هلن به موفقیت‌های او در مدرسه افتخار می‌کنند.
    ریچارد به آمریکایی بودن خود می‌بالد.
    من به فرزندانم افتخار می‌کنم.
    من خیلی به تو افتخار می‌کنم!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Prime به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Prime به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Prime به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای صحبت در مورد چیزهایی که بهترین کیفیت را دارند یا زمانی که یک فرد در بهترین شرایط خود قرار دارد، می‌توانید از کلمه «اوج» یا «برتر» استفاده کنید.

    باب در چهل و هفت سالگی احساس می‌کند در بهترین دوره زندگی خود به سر می‌برد. (این زمانی است که یک فرد از نظر ذهنی، جسمی، اجتماعی، مالی و سایر جنبه‌ها در قوی‌ترین حالت خود قرار دارد.)
    وقتی جو در دوران اوج خود بود، می‌توانست ساعت‌ها تنیس بازی کند. اما اکنون دیگر توانایی انجام آن را ندارد.
    جولیا زمانی که در کنار دوستان و حامیانش است، در اوج توانایی و شادابی خود قرار دارد.
    طرفداران استیک، برش دنده گوساله را بسیار دوست دارند چون هم آبدار است و هم نرم. (prime rib = یک قطعه گوشت باکیفیت از گاو)
    فروشگاه‌ها به دنبال مکان‌های عالی و پررفتوآمد برای فروش کالاهای خود هستند.
    سگ نژاد لابرادور، یک نژاد عالی برای شکار یا همراهی انسان‌ها محسوب می‌شود.

     
    وقتی این کلمه به عنوان فعل به کار می‌رود، به معنای آماده کردن یک شخص یا چیز برای یک فعالیت یا هدف خاص است:

    قبل از رنگ‌کاری، بهتر است چوب خام را با یک لایه آستری بپوشانید.
    جری قبل از زدن رنگ نهایی، بدنه ماشینش را آماده کرد.
    ورق گچی باید قبل از رنگ‌خوردن، آستر شود.
    مت در حال آماده‌سازی است تا به سمت معاونت در شرکتی که کار می‌کند، منصوب شود. (V.P. = معاون)
    رئیس سوفیا دارد او را آماده می‌کند تا مدیریت بخش حسابداری را بر عهده بگیرد.
    سگ ما توسط یک مربی حرفه‌ای برای شکار آموزش می‌بیند.

     
    همچنین این کلمه قبل از عنوان «وزیر» در اشاره به رهبران سیاسی کشورهایی با سیستم حکومتی پارلمانی استفاده می‌شود.

    نخست‌وزیر فعلی بریتانیا بوریس جانسون است.
    نارندرا مودی در سال ۲۰۱۴ به عنوان نخست‌وزیر هند انتخاب شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Prior به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Prior به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Prior به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “prior” به معنی “قبلی” یا “پیش از” است. یادگیری این کلمه مفید است چون معمولاً در صحبت‌های روزمره درباره برنامه‌ها، کارها و رویدادهای مهم به کار می‌رود:

    شغل قبلی تونی در بخش مونتاژ بود.
    متأسفم نمی‌توانم در جلسه حاضر شوم، یک تعهد قبلی دارم.
    قبل از آمدن به آمریکا، آن‌ها در کنیا زندگی می‌کردند.
    قبل از شرکت در این کلاس، باید مجوز بگیرید. (کلمه “prior to” معمولاً با فعل ingدار به کار می‌رود.)
    برای گذراندن این کلاس، نیاز به تأیید قبلی دارید.

     
    اگر به “prior” پایانۀ “ity-” را اضافه کنید، کلمۀ “priority” به معنی “اولویت” ساخته می‌شود. اولویت به چیزی گفته می‌شود که اهمیت زیادی دارد و باید قبل از بقیه کارها انجام شود:

    تمام کردن دانشگاه برای او یک اولویت است. او بعد از گرفتن مدرک ازدواج خواهد کرد.
    باید اولویت‌هایت را مرتب کنی. (این یک اصطلاح است و معمولاً به کسی گفته می‌شود که درست تصمیم نمی‌گیرد و کارهای مهم را اولویت‌بندی نمی‌کند.)
    اولویت‌های شما چیست؟ (چه چیزهایی برایتان اهمیت دارد؟)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Probably به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Probably به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Probably به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “probably” که در فارسی به “احتمالاً” ترجمه می‌شود، یک کلمه پرکاربرد است. ما از این کلمه زمانی استفاده می‌کنیم که فکر می‌کنیم چیزی به احتمال خیلی زیاد رخ خواهد داد. یک نکته مهم این است که “probably” معمولاً در جمله، نزدیک به فعل اصلی می‌آید.

    * من احتمالاً امروز برای خرید می‌روم.
    * احتمالاً امروز بعدازظهر باران می‌آید.
    * تو احتمالاً برای انجام این تکلیف سخت کمک می‌خواهی.
    * بچه‌ها احتمالاً بعداً دلشان می‌خواهد به پارک بروند.

    وقتی حدس می‌زنید که اتفاقی به احتمال زیاد **نخواهد افتاد**، از “probably not” یا “probably” همراه با یک فعل منفی استفاده می‌کنید:

    * احتمالاً امروز باران نمی‌آید.
    * آن‌ها احتمالاً تا ساعت‌های بعد به اینجا نمی‌رسند.
    * او احتمالاً آن شغلی که مصاحبه کرده بود را به دست نمی‌آورد.
    * او از چیزی ناراحت است. احتمالاً الان وقت خوبی برای صحبت کردن با او نیست. بهتر است بعداً این کار را بکنی.

    شما همچنین می‌توانید از “probably” برای حدس زدن در مورد اتفاقاتی که ممکن است در **گذشته** افتاده باشند استفاده کنید:

    * دیو هنوز نیامده است. احتمالاً در ترافیک مانده.
    * نادین ناراحت به نظر می‌رسد. احتمالاً در امتحانش قبول نشده است.
    * موهای معلم‌مان کاملاً خیس است. احتمالاً امروز بدون چتر به مدرسه آمده.
    * ایزابل به کلاس دیر رسید. احتمالاً زنگ هشدارش را نشنیده و خواب مانده.

    به خاطر داشته باشید که “probably” معمولاً به عنوان یک پاسخ کوتاه و تک‌کلمه‌ای به سوالات یا جمله‌های دیگر نیز به کار می‌رود:

    * **آ:** فکر می‌کنی امتحان سخت باشد؟
    * **ب:** احتمالاً.
    * **آ:** تعمیر این ماشین هزینه‌ی زیادی خواهد داشت.
    * **ب:** احتمالاً.
    * **آ:** آن‌ها بیش از چهار سال است که با هم هستند. فکر می‌کنی هیچ‌وقت ازدواج کنند؟
    * **ب:** آره، احتمالاً.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Profit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Profit به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Profit به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر کسی از یک سرمایه‌گذاری تجاری، پول بیشتری به دست آورد نسبت به آنچه خرج کرده است، این مقدار اضافی، «سود» نام دارد. واژه «سود» شبیه به مفهوم «نفع» است.

    جف از تجربه‌اش به عنوان آشپز سود برد. (این تجربه برایش مفید بود.)
    ساندرا از رابطه خوب با پدر و مادرش سود می‌برد. (این جمله در زمان حال ساده است.)
    از تقلب کردن سودی نخواهی برد.
    پیتزافروشی به خاطر موقعیت عالی‌اش در حال سود بردن است. (این جمله در زمان حال استمراری است.)
    «کسی که دنیا را به دست آورد و روح خود را از دست بدهد، چه سودی دارد؟» (نقل از کتاب مقدس، مرقس ۸:۳۶)

    این واژه معمولاً به صورت اسم نیز به کار می‌رود:

    ماریا از فروش گل در روز ولنتاین سود زیادی کسب کرد.
    آنها امسال سودی به دست نمی‌آورند، چون کسب‌وکارشان تازه شروع به کار کرده است.
    چند سال طول می‌کشد تا به سوددهی برسند.
    سود خالص جری در سال گذشته ۴۵٬۰۰۰ دلار بود. (سود خالص یعنی پولی که پس از کسر هزینه‌ها و مالیات باقی می‌ماند.)
    سود ناخالص ترزا ۲۰٬۰۰۰ دلار بود، اما پس از کسر هزینه‌ها مشخص شد که در واقع درآمد خالص چندانی نداشته است.

    برای ساختن صفت از این کلمه، می‌توان پسوند «able» را به انتهای آن اضافه کرد.

    سال ۲۰۱۵ برای کسب‌وکار آنها سال پرسودی بود.
    صنعت تلفن همراه در سال‌های اخیر بسیار سودآور بوده است.
    صنعت نفت امروز به اندازه پنج سال پیش سودآور نیست.
    ما فروش آن محصول را قطع کردیم چون سودآور نبود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Promise به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Promise به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Promise به فارسی با مثالهای کاربردی

    قول دادن یعنی یک تعهد شخصی برای انجام کاری. کلمات دیگری مثل عهد، سوگند و پیمان هم معنایی نزدیک دارند.
    همه باید قول خود را خیلی جدی بگیرند.

    الیور به برادرش قول داد این آخر هفته در اسباب‌کشی به آپارتمان جدید کمک کند.
    او قول می‌دهد که این آخر هفته آنجا خواهد بود.
    او قول داده بود که این آخر هفته آنجا خواهد بود.
    او قول می‌دهد که این آخر هفته با کامیونش آنجا باشد.
    سارا به رئیسش قول داد که شنبه صبح زود سر کار حاضر شود.
    او قول داد که زود آنجا خواهد بود.
    قصد دارد به قولش عمل کند.
    نمی‌خواهد قولش را بشکند.

     
    افعال “عمل کردن” و “شکستن” معمولاً با کلمه “قول” به کار می‌روند. “عمل کردن به قول” یعنی به آن احترام بگذاری. “شکستن قول” یعنی تصمیم بگیری که آن قول را نادیده بگیری. دقت کنید که در هر یک از این مثال‌ها قبل از کلمه “قول” یک صفت ملکی به کار رفته است:

    قسم می‌خورم که به قولم عمل کنم.
    تیم همیشه به قولش عمل می‌کند.
    آیا به قولت عمل می‌کنی؟
    جینا قولش را شکست.
    اعتماد کردن به تاد سخت است چون همیشه قولش را می‌شکند.
    چرا قولت را شکستی؟
    قولت را نشکن!

     
    وقتی به کسی قول می‌دهی، روش‌های خاصی برای بیان آن وجود دارد:

    به همسرم قول دادم که سینک آشپزخانه را درست کنم.
    به او قول دادم که این کار را انجام دهم.
    او حتماً مرا وادار می‌کند به قولم عمل کنم.
    قول دادم که ناامیدش نکنم.
    قول من را دارد.

     
    روش‌های دیگری هم هستند که در انگلیسی روزمره کلمه “قول” را می‌شنوید:

    او پر از قول‌های پوچ است. (به قولش عمل نمی‌کند.)
    از قولش برگشت. (قولش را شکست.)
    در مراسم عروسی، زوج به هم قول دادند که یکدیگر را دوست بدارند، احترام بگذارند و فرمان ببرند. (سعی می‌کنند به عهدی که به هم بسته‌اند وفادار بمانند.)
    او قول روی قول می‌دهد. (قول می‌دهد، اما همیشه عمل نمی‌کند.)
    او نتوانست به قولش عمل کند. (قولش را شکست.)
    قول، قول است. (حتماً باید به قولت عمل کنی.)
    همه‌اش قول! (این عبارت یعنی قول ارزش چندانی ندارد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Promote به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Promote به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Promote به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه‌ی “تبلیغ کردن” به این معنی است که شما می‌خواهید یک شخص، یک ایده یا یک چیز را معرفی کنید و آن را پیش ببرید. هدف این است که دیگران بیشتر با آن آشنا شوند و آن را بپذیرند. در واقع، شما دارید آن را به جلو سوق می‌دهید و برایش شناخت و پذیرش ایجاد می‌کنید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    promote

    ترقی دادن

    ترویج کردن

    promoted

    ترقی یافت

    promoted

    ترقی یافته

    این شرکت یک کالای تازه را معرفی و تبلیغ می‌کند.
    دولت می‌کوشد یک طرح تازه بیمه سلامت را رواج دهد.
    برایان به پست مدیریتی ارتقا پیدا کرد. (یعنی در محل کارش شغل بهتری با درآمد بالاتر به او داده شد.)
    شرکت او افرادی را که پرانگیزه، بلندپرواز و پرکار هستند، در جایگاه‌های بالاتر قرار می‌دهد.
    برد پیت مشغول معرفی و تبلیغ یک فیلم جدید است.

    وقتی این کلمه به صورت اسم به کار می‌رود، می‌شود “promotion” (ترفیع/تبلیغات).
    برایان ترفیع گرفت. حالا درآمدش بیشتر شده و دفتر شخصی خودش را دارد.
    شیلا پیشنهاد ترفیع را نپذیرفت، چون قبول آن به معنای دوری بیشتر از خانواده‌اش بود.
    تبلیغات گسترده‌ای برای یک خودروی برقی جدید آخر هفته گذشته از رسانه‌ها پخش شد. (hit the airwaves = یعنی در رادیو، تلویزیون و احتمالاً اینترنت نمایش داده شد.)
    فعالیت‌های تبلیغاتی برای فیلم جدید، شامل حضور چهره‌های مشهور نیز بود.

    کلمه “promotional” یک صفت است:
    برد پیت برای تبلیغ، در یک برنامه تلویزیونی حاضر شد.
    در آن رویداد، کالاهای تبلیغاتی به رایگان میان مردم پخش شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.