دسته: معنی کلمات انگلیسی به فارسی

  • معنی کلمه Mop به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mop به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Mop به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک وسیله به نام «پاک‌کن» یا «تَوَ» برای تمیزشدن کف زمین به کار می‌رود. این وسیله شبیه جارو است، اما معمولاً از یک پارچه یا اسفنج درست شده است. کلمه «پاک‌کن» هم برای نامیدن وسیله و هم برای کار تمیزکردن به کار می‌رود.

    معمولاً وقتی می‌خواهیم زمین را با آب و کف صابون تمیز کنیم، از پاک‌کن استفاده می‌کنیم.
    اگر روی زمین مایعی ریخته باشد، من با یک سطل و یک پاک‌کن آن را پاک می‌کنم.
    وقتی می‌خواهید مایع یا آب را از روی زمین جمع کنید، باید پاک‌کن را بچلانید.
    چلاندن پاک‌کن یعنی اینکه آب داخل آن را فشار دهید تا خارج شود.
    یک نوع پاک‌کن هم مخصوص گرد و خاک است که به آب نیاز ندارد و برای جمع‌آوری گرد و غبار و مو از روی زمین استفاده می‌شود.
    من باید زمین را تَو بکشم.
    برای اینکه همه کثیفی‌هایی که جارو نمی‌تواند جمع کند از بین برود، کف‌های سفت باید حتماً تَو کشیده شوند.
    شما هر چند وقت یک بار کف خانه را تَو می‌کشید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Mope به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mope به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Mope به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی “مایپ” می‌کند، یعنی ناراحتی خود را به شکلی آشکار و گاهی بچگانه نشان می‌دهد. کودکان اغلب وقتی چیزی را که شدیداً می‌خواهند به دست نمی‌آورند، مایپ می‌کنند، اما بزرگسالان هم این کار را انجام می‌دهند. گاهی اوقات، مایپ کردن به شکل بی‌حرکتی و بی‌حوصلگی بروز پیدا می‌کند:

    بعد از اینکه تاد شغلش را از دست داد، برای چند هفته در خانه پرسه می‌زد و غمگین بود. بیلی به این دلیل ناراحت است که مادرش گفته دیگر نمی‌تواند کلوچه بخورد. سینتیا هم معمولاً وقتی به خواسته‌اش نمی‌رسد، قهر می‌کند و غر می‌زند. چرا امروز این قدر اوقاتت تلخ است؟
    بچه‌ها به این دلیل که باید این هفته به مدرسه برگردند، بی‌حال و بی‌حوصله شده‌اند.

     
    کلمه “Mope” را می‌توان به عنوان یک اسم هم به کار برد:

    هیچ کس آدم ناله‌وو و غرغرو را دوست ندارد. این قدر غر نزن و ناراحت نباش.
    دست از این همه ناراحتی بردار و یک کار مفید انجام بده.

     
    کلمه “mope” را با کلمه “mop” (که به معنای تی یا تی کشیدن است) اشتباه نگیرید.

    او همیشه از شغلش شکایت می‌کند و ناراحت است. (mope)
    او دیروز کل روز را تی کشید چون مجبور بود تا دیروقت کار کند. (mop)
    این یک تی و یک سطل است. یک نفر کف زمین را تی کشیده است. (mop)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Moral به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Moral به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Moral به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “moral” یا “اخلاقی” به خوب یا بد بودن کارها و باورهای یک فرد مربوط می‌شود.

    بعضی از مدرسه‌ها تلاش می‌کنند تا ویژگی‌های اخلاقی خوب را در دانش‌آموزانشان تقویت کنند.
    در پایان، مسئولیت اصلی رشد اخلاقی بچه‌ها بر دوش پدر و مادرشان است.
    مارتین لوتر کینگ جونیور یک رهبر اخلاقی بزرگ بود که برای مردم فقیر و ستمدیده احساس دلسوزی و همدردی می‌کرد.

     
    از کلمه “moral” گاهی برای اشاره به پیام اصلی یا درسی که یک داستان می‌دهد نیز استفاده می‌شود.

    پیام اخلاقی این داستان چیست؟
    داستان‌های ازوپ معمولاً در پایان خود یک پیام اخلاقی دارند.
    در داستان «پسر گله‌دار دروغگو»، درس اخلاقی این است که اگر کسی زیاد دروغ بگوید، دیگران حرف‌هایش را باور نخواهند کرد.

     
    کلمه “morally” یک قید است.

    اگر بتوانید به دیگران کمک کنید ولی آن‌ها را گرسنه رها کنید، از نظر اخلاقی کار نادرستی کرده‌اید.
    آزار دادن یک کودک از نظر اخلاقی بسیار ناپسند و زشت است.
    بازگرداندن مهاجرانی که در ایالات متحده برای خود یک زندگی موفق ساخته‌اند، از نظر اخلاقی اشتباه است.

     
    کلمه “morality” یا “اخلاق” یک اسم است:

    وقتی یک قصاب تصمیم گرفت گوشت فاسد را به مشتریانش بفروشد، اخلاقیات او زیر سؤال رفت.
    اخلاق و رفتار شایسته، از ارزش‌های بسیار مهم در یک جامعه پیشرفته هستند.
    کسی که برای پیشرفت خودش حاضر است هر کار غیرقانونی انجام دهد، در واقع هیچ حس اخلاقی ندارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه More به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه More به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه More به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “more” یا “بیشتر” برای نشان دادن مقدار اضافی یا مقایسه چیزی با چیز دیگر به کار می‌رود.

    وقتی “more” به عنوان صفت استفاده می‌شود، معمولاً قبل از اسم می‌آید و مقدار بیشتری از آن چیز را نشان می‌دهد:

    بچه‌ها غذای بیشتری می‌خواهند.
    این روزها افراد بیشتری پرتقال می‌خرند چون فصل آن است.
    من به کمک بیشتری نیاز دارم.
    ما به باران بیشتری نیاز داریم.
    دکتر به دیوید گفت که باید بیشتر ورزش کند.
    شراب بیشتر، لطفا. (این جمله معمولاً در رستوران به پیشخدمت گفته می‌شود. برای درخواست هر چیزی کافی است بگویید: “…بیشتر، لطفا”)
    نان بیشتر، لطفا.

     
    همچنین می‌توان از “more” به عنوان ضمیر یا اسم استفاده کرد:

    من بیشتر می‌خواهم.
    آیا بیشتر دارید؟
    بیشتر داشتن خوب است.
    آنها بیشتر درخواست می‌کنند.
    هر چه بیشتر به دست می‌آورند، بیشتر می‌خواهند.
    بیشتر به ما بدهید!

     
    وقتی “more” نقش قید را دارد، معمولاً فعل را توصیف می‌کند یا اطلاعات بیشتری درباره آن می‌دهد:

    قیمت این موزها در این فروشگاه بیشتر از فروشگاه دیگر است.
    سارا در روزهای آخر هفته بیشتر از قبل کار می‌کند.
    باید بیشتر به خودت اعتماد داشته باشی.
    این غذا باید بیشتر بپزد. هنوز کامل پخته نشده است.
    او باید بیشتر درس بخواند.

     
    “more” معمولاً برای ساخت صفت تفضیلی (مقایسه‌ای) نیز به کار می‌رود. این صفت‌ها معمولاً دو هجا یا بیشتر دارند:

    امروز هوا از دیروز مرطوب‌تر است.
    این مبل از آن یکی راحت‌تر است.
    این محله از جایی که من زندگی می‌کنم خطرناک‌تر است.

     
    عبارات و اصطلاحات مختلفی وجود دارند که در آن‌ها از کلمه “more” استفاده شده است:

    پول بیشتر، مشکلات بیشتر. (یعنی هر چه پول بیشتری داشته باشید، مشکلات بیشتری برای شما پیش می‌آید.)
    ما باید با منابع کمتر، کار بیشتری انجام دهیم. (یعنی باید از امکانات موجود به شکل بهتری استفاده کنیم.)
    این بیش از حد کافی است! (یعنی لطفاً دست بردار!)
    با کمال میل به شما کمک می‌کنم.
    پول آن‌ها از خدا هم بیشتر است. (یعنی بسیار ثروتمند هستند.)
    در بیشتر موارد. (یعنی معمولاً اینطور است)
    موفق باشید. (یعنی برای کار خوبی که می‌خواهید انجام دهید، آرزوی موفقیت دارم.)
    این از طلا هم باارزش‌تر است. (یعنی هر چه که باشد، بسیار ارزشمند است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Mortgage به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mortgage به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Mortgage به فارسی با مثالهای کاربردی

    بسیاری از مردم در آمریکا برای خرید خانه، وام مخصوصی دریافت می‌کنند که به آن «وام مسکن» می‌گویند. این وام فقط برای خرید خانه، آپارتمان یا محلی که فرد در آن زندگی می‌کند، استفاده می‌شود. معمول‌ترین نوع این وام، وام ۳۰ ساله است؛ اما بعضی از افراد وام ۱۵ ساله را انتخاب می‌کنند.

    مثال‌هایی از کاربرد این واژه:

    – فرد برای خرید خانه‌اش، وام مسکن با بهره کم گرفت.
    – در حال حاضر می‌توانید وام ۳۰ ساله با نرخ بهره ۴.۵ درصد دریافت کنید که شرایط بسیار خوبی است.
    – وام خانه ما ۱۵ ساله است.
    – کتی وام مسکنش را با کمک یک دلال دریافت کرد.
    – جان و جیل بالاخره قسط‌های وام مسکنشان را تمام کردند. حالا خانه کاملاً مال خودشان است.
    – گرفتن وام مسکن کار خیلی سختی نیست. اگر شغل ثابت، سابقه مالی خوب و مقداری پس‌انداز داشته باشید، به احتمال زیاد می‌توانید وام بگیرید.

    *دلال وام مسکن: کسی که به متقاضیان کمک می‌کند تا وام مورد نیاز برای خرید خانه را دریافت کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Most به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Most به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Most به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “most” (بیشترین) معمولاً برای ساختن صفت عالی به کار میرود. صفت عالی نشان میدهد یک چیز در میان گروهی که حداقل سه عضو دارد، بالاترین درجه یا مقدار را دارد:

    * کلاس ریاضی من از کلاس تاریخ سخت‌تر است. (صفت تفضیلی: سخت‌تر)
    * از بین همه کلاس‌های من، این کلاس ریاضی از همه سخت‌تر است. (صفت عالی: سخت‌ترین)

    کلمه “most” معمولاً برای بیان واقعیت‌ها و نظرات استفاده میشود:

    * فروشگاه Whole Foods گران‌ترین فروشگاه مواد غذایی در این ناحیه است.
    * ازدواج سخت‌ترین تصمیمی بود که او در زندگی‌اش گرفت.
    * این راحت‌ترین مبل در کل فروشگاه است.
    * زیباترین گل در باغ ما، گل زنبق است.

    همچنین از “most” قبل از اسم‌ها هم استفاده می‌شود تا مقداری را نشان دهد که از بقیه بیشتر است:

    * این درخت بیشترین تعداد سیب را میدهد.
    * بیشتر دانش‌آموزان این کتاب را دوست دارند.
    * ما در آن مهمانی بیشتر از هر جای دیگری خوش گذراندیم.

    استفاده از “most” زمانی مفید است که درباره وضعیتی صحبت میکنیم که کاملاً مطمئن یا ۱۰۰٪ درست نیست. اگر چیزی بیش از ۵۰٪ و کمتر از ۱۰۰٪ باشد، کلمه “most” گزینه خوبی است.

    * بیشتر مردم این شهر موافق اضافه کردن مسیر دوچرخه به خیابان‌ها هستند. (۶۵٪)
    * بیشتر خانه‌های این محله بیش از ۱۰۰ سال قدمت دارند. (۵۸٪)
    * بیشتر دانشمندان معتقدند که آلودگی تأثیر بدی بر محیط زیست می‌گذارد. (۹۸٪)

    در مکالمه‌های انگلیسی، ممکن است بشنوید که مردم از عبارت‌های “for the most part” و “at most” استفاده میکنند. این عبارت‌ها شبیه به قید “mostly” (بیشترِ اوقات / در اکثر موارد) هستند.

    * در کل، این جلسه یک جلسه مفید بوده است.
    * در بهترین حالت، این جلسه مفید بوده است.
    * این جلسه بیشترِ وقتش مفید بود.

    در جمله‌های بالا ممکن است معنی کمی فرق کند. ممکن است بخشی از زمان جلسه مفید بوده و بخشی از آن تلف شده باشد، اما در کل زمان تلف‌شده کمتر از زمان مفید بوده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Mostly به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mostly به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Mostly به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «mostly» یا «بیشتر» برای مواقعی به کار می‌رود که چیزی قسمت عمده‌ای از یک چیز را تشکیل دهد، معمولاً خیلی بیشتر از نیمی از آن.

    امروز آسمان بیشتر وقت‌ها آفتابی است. (یعنی خورشید در طول بیشتر روز می‌درخشد.)
    دیروز هوا بیشتر ابری بود. (یعنی آسمان پر از ابر بود و خورشید فقط مدت کوتاهی دیده می‌شد.)
    شاگردان کلاس‌های من را بیشتر کسانی تشکیل می‌دهند که انگلیسی زبان دومشان است.
    ساندویچ بوقلمون در درجه اول از خود بوقلمون و نان درست شده.
    لیموناد در اصل آب است که برای خوشمزه شدن به آن شکر و آبلیمو اضافه شده.
    بدن انسان هم حدود ۶۰ درصدش از آب تشکیل شده.
    بیشتر اسباب‌بازی‌هایی که در آمریکا فروخته می‌شوند، در چین ساخته می‌شوند.
    محصولات کشاورزی ایالت مینه‌سوتا را بیشتر ذرت و سویا تشکیل می‌دهند.
    گوش کردن به حرف‌های کسی که فقط از خودش می‌گوید، واقعاً کسل‌کننده است.
    او همیشه فقط در مورد خودش حرف می‌زند و کسی علاقه‌ای به شنیدنش ندارد.
    کتابی که این روزها می‌خوانم، بیشتر جنبه داستانی دارد.
    آهنگ‌های گروه بیتلز بیشتر ساخته خودشان بود، البته بعضی از آهنگ‌های اولیه‌شان کاور از آثار دیگران محسوب می‌شود.
    میت لوف عمدتاً از گوشت چرخ‌کرده گاو تهیه می‌شود.
    ماده اصلی سالاد مرغ، خود مرغ است.
    شیرینی نوشابه‌ها معمولاً از شربت ذرت با فروکتوز بالا می‌آید، در نتیجه این طعم شیرین در واقع از ذرت به دست می‌آید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Mother به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mother به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Mother به فارسی با مثالهای کاربردی

    مادر به زنی گفته می‌شود که صاحب فرزند است یا مسئولیت بزرگ کردن بچه‌ها را بر عهده دارد.

    لاریسا مادر چهار بچه است.
    او یک مادر خوب است.
    تانیا آرزو دارد روزی مادر شود.
    او می‌خواهد مادر شود.
    در این خیابان، چندین مادر در طول روز در خانه هستند.
    گل محبوب مادرم رز بود. (کلمه “مادر” در این جمله به صورت مفرد و ملکی به کار رفته است.)

     
    کلمات “مامان” و “مامانی” جایگزین‌های پرکاربرد برای کلمه “مادر” هستند.

    مامان ریک اهل ونزوئلا است.
    مامان همسایه دو بچه دارد.
    لاریسا یک مامان خوب است.
    او یک مادر خانه‌دار است. (او شغلی بیرون از خانه ندارد، اما با مراقبت از فرزندان و خانه‌اش همچنان مشغول کار است.)
    تینا در جست‌وجوی مامانش است.
    براندون می‌گوید دو تا مامان دارد.
    هارولد مادرش را “مامان” صدا می‌زند.

     
    مادرِ مادر شما، “مادربزرگ” نامیده می‌شود.

    ما این آخر هفته به خانه مادربزرگم می‌رویم.
    جورج عاشق غذای مادربزرگش است.
    شارلین با مادربزرگش زندگی می‌کند.
    مادربزرگ بزرگ من تا ۹۲ سالگی عمر کرد. (مادربزرگ بزرگ = مادر مادربزرگ شما)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Mourn به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mourn به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Mourn به فارسی با مثالهای کاربردی

    غمگین شدن به معنای احساس و نشان دادن ناراحتی در زمان از دست دادن یک فرد است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    mourn

    عزاداری کردن

    mourned

    عزاداری کرد

    mourned

    عزاداری کرده

    میبل در اندوه از دست دادن همسرش به سر می برد.
    لستر نیز در سوگ مادرش نشسته است.
    مردم شهر، داغدار مرگ دو نوجوان هستند که در دریاچه سقوط کردند و غرق شدند.
    کودکان، عزادار از دست دادن پدر و مادرشان هستند.
    در حالی که این خانواده همچنان بر مرگ سگ محبوبشان، مافین، سوگوارند، کمکم به فکر آوردن یک سگ جدید افتاده‌اند.

    فردی که در حال سوگواری است، غم و اندوه عمیقی را پشت سر می‌گذارد.
    در بسیاری از نقاط جهان، رسم بر این است که زنی که عزیزی را از دست داده، برای مدتی مشخص لباس سیاه بر تن می‌کند.
    با درگذشت مارگارت تاچر، فضای غم و اندوه سراسر بریتانیا را فرا گرفت.
    معمولاً همسایه‌ها و دوستان برای خانواده‌ای که داغدار شده‌اند، غذا می‌برند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Mouth به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Mouth به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Mouth به فارسی با مثالهای کاربردی

    دهان بخشی از صورت ماست که شامل لب‌ها، دندان‌ها، زبان، لثه و فضای داخلی آن می‌شود. ما از دهان برای نفس کشیدن، خوردن غذا و حرف زدن استفاده می‌کنیم.

    مردم گاهی یکدیگر را روی دهان می‌بوسند.
    اگر نتوانید از بینی نفس بکشید، از راه دهان تنفس می‌کنید.
    پس از پایان غذا خوردن، معمولاً دهان خود را با دستمال تمیز می‌کنیم.
    دندانپزشک از بیمارانش می‌خواهد دهانشان را باز کنند تا دندان‌هایشان را معاینه کند.
    یک دکتر هم ممکن است از بیمار بخواهد دهانش را باز کند و «آه» بگوید.
    در هوای خیلی سرد، یک شال می‌تواند از دهان شما محافظت کند.

    همچنین کلمه «دهان» یا «دهانه» برای اشاره به ورودی بعضی مکان‌ها هم به کار می‌رود.

    مثلاً دهانه رودخانه می‌سی‌سی‌پی در ایالت لوئیزیانا قرار دارد، جایی که آب رود به خلیج مکزیک می‌ریزد.
    دهانه غار مارک تواین در شهر هانیبال ایالت میزوری نیز بسیار مشهور است.

    عبارت‌های زیادی در زبان وجود دارد که از کلمه «دهان» در آن‌ها استفاده شده است:

    **دهان خود را بسته نگه دار.** (یعنی در مورد این موضوع حرفی نزن.)
    **دوروتی دهان بزرگی دارد.** (یعنی نمی‌تواند رازدار باشد.)
    **او واقعاً دهان‌درازی می‌کند.** (یقیعنی بی‌احترام یا گستاخ حرف می‌زند.)
    **دیوید به معلم پررویی کرد.** (یعنی با بی‌احترامی جواب داد.)
    **سارha بددهن است.** (یقیعنی از کلمات زشت استفاده می‌کند.)
    **مادر سارha به خاطر حرف‌های زشتی که زده بود، دهانش را با صابون شست.**
    **دارید حرف را به دهان من می‌گذارید.** (یعنی چیزی را به من نسبت می‌دهید که نگفته‌ام.)
    **دیگه حرف به دهان من نگذار.**
    **بچه‌ها گاهی کلمات آهنگ‌هایی را که بلد نیستند، بی‌صدا با دهان تکرار می‌کنند.** (یقیعنی دهان تکان می‌دهند ولی صدا ندارند.)
    **کسی که بچه‌های زیادی دارد، یعنی باید دهان‌های زیادی را سیر کند.**

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.