امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Away به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه **away** معمولاً به معنای “دور بودن” یا “نبودن در یک مکان” است. این کلمه اغلب بعد از فعل **be** میآید.
مثالها:
او پشت میزش نیست.
او اینجا نیست. او رفته است.
من برای چند روز در سفر خواهم بود.
آنها از هفتهٔ گذشته مسافرت کردهاند.
—
علاوه بر این، **away** در ترکیب با فعلهای دیگر هم به کار میرود و نشاندهندهٔ حرکت از یک مکان یا پایان دادن به چیزی است.
برخی از این ترکیبها عبارتاند از:
با خود بردن، بریدن، از بین بردن، با ماشین رفتن، پرواز کردن، فرار کردن، بخشیدن، رفتن، پریدن، آب شدن، نقل مکان کردن، جمع کردن، فرار کردن، دور انداختن، دور شدن، تحلیل رفتن.
—
مثالها:
رودخانه قایق را با خود برد.
دوربین صحنه را عوض کرد و به جای دیگری رفت.
ما باید فساد در دولت را ریشهکن کنیم.
دزدها با ماشین دزدیده شده فرار کردند.
غازها در زمستان از اینجا پرواز میکنند.
تام و جنیس میخواستند زودتر از محل کار بروند.
چیزهای زیادی داریم که باید ببخشیم.
بیا بریم یک جای دیگر!
مرد وقتی قطار نزدیک شد، از ریل پرید کنار.
برف زیر آفتاب سریع آب میشود.
همسایههای ما اسبابکشی کردند.
کتابها و دفترهایت را جمع کن.
پسر بچه از خانه فرار کرد و دیگر برنگشت.
لطفاً این آشغال را دور بینداز.
بیل به جای دعوا کردن، از آن فرد که اذیتش میکرد، دور شد و رفت.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید