امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Choke به فارسی با مثالهای کاربردی
وقتی یک تکه غذا یا چیزی در گلو گیر میکند و فرد نمیتواند نفس بکشد یا قورت بدهد، از کلمه “خفه شدن” استفاده میکنیم.
بیل موقع خوردن هات داگ خفه شد.
یک نفر در محل کارمان موقع ناهار خوردن، خفه شد. حالش الآن خوب است.
یک خانم در رستوران نزدیک بود بر اثر خفگی از دنیا برود، تا اینکه یک نفر محکم به پشتش زد.
اینقدر لقمههای بزرگ برندار، ممکن است خفه شوی.
اگر کسی یا چیزی گردن یک نفر را فشار دهد و راه نفسش را ببندد، از فعل “خفه کردن” استفاده میکنیم:
او دارد خفه میشود.
کامپیوترش دارد او را خفه میکند.
توی اینترنت، داستان زنی را خواندم که به خاطر خفه کردن همکارش، به زندان افتاد.
اریک از پوشیدن کراوات خوشش نمیآید، چون حس میکند دارد خفه میشود.
علاوه بر این، کلمه “خفه شدن” در زبان عامیانه برای توصیف زمانی به کار میرود که یک فرد یا تیم، در شرایطی که احتمال بردش زیاد است، ناگهان شکست میخورد:
تیم ما تا آخر بازی جلو بود، ولی در پنج دقیقه پایانی خفه شد و باخت.
دن همیشه وسط مسابقه تنیس خفه میشود.
هلن کارمند خوبی است، چون تحت فشار کاری، هرگز خفه نمیشود.
خب، من سه امتیاز جلوترم. امیدوارم خفه نشوم.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست کاملی از واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید