معنی کلمه Discover به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of discover word

امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

ترجمه کلمه Discover به فارسی با مثالهای کاربردی

کشف کردن یعنی پیدا کردن چیزی جدید. این چیز می‌تواند یک شیء، یک فرد، یک مکان، یک فکر، یک علاقه، یک راه‌حل یا یک روش تازه باشد. کلمه «کشف» اسم است.

من یک راه تازه برای آموزش زبان انگلیسی به دانش‌آموزانم پیدا کردم. این یک کشف بود.
جرمی فهمید که به نجوم علاقه‌مند است. او این را همین پارسال فهمید.
جولی متوجه شده که در بسکتبال بازی کردن مهارت دارد. این یک کشف غیرمنتظره برایش بود.
آیا شما هم اخیراً چیز جدیدی درباره خودتان کشف کرده‌اید؟
در سفر اخیرمان به سنت پل، یک جای عالی برای خوردن پیتزای خوب پیدا کردیم.
همسایه‌ام در حیاط پشتی خانه‌اش یک لانه پر از توله خرگوش پیدا کرد.
مکس کپلر، بازیکن بیسبال تیم مینه‌سوتا توینز، وقتی در آلمان بزرگ می‌شد فهمید که به بازی بیسبال علاقه دارد. استعدادیاب‌ها او را دیدند و به او پیشنهاد دادند که در آمریکا بیسبال بازی کند.
دانشمندان فهمیده‌اند که مقدار بسیار زیادی آب به شکل یخ در مریخ وجود دارد.
آلبرت اینشتین قوانین مهمی درباره انرژی پیدا کرد که منجر به ساخت نیروی اتمی شد. کشف‌های او کمک بزرگی به دانش فیزیک کرد.
ادوین هابل کشف کرد که جهان بسیار بزرگ‌تر از کهکشان راه شیری است.
کشف‌های تازه در علم و فناوری، هر روز روش زندگی ما را تغییر می‌دهد.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *