امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Drag به فارسی با مثالهای کاربردی
وقتی چیزی را “میکِشیم”، معمولاً حرکت آن سخت و همراه با مقاومت است. این اتفاق میافتد چون آن جسم سنگین است یا اصلاً برای جابهجایی راحت ساخته نشده است.
کارگران، کیسههای سنگین برنج را به انبار کشیدند.
بعد از بریدن درخت، شاخهها را به سمت دستگاه خردکن کشیدیم تا آنجا تکهتکه شوند.
مادر تامی به او گفت: “دیگه پاهات رو روی زمین نکش، چون دارى قسمت جلوى کفشهات رو خراب مىکنى.”
من هم شنکش را روی خاک کشیدم تا یک سطح صاف برای باغچهام درست کنم.
کاربرد دیگر کلمه “drag” برای بیان یک تجربه کسلکننده یا زمانی است که به آرامی میگذرد. در این حالت، هم میتوان از آن بهصورت فعل استفاده کرد و هم بهصورت اسم.
کلاس انگلیسیمان انگار ساعتها طول کشید. (فعل)
ایستادن در صف برای مدت طولانی، واقعاً کارِ بیحوصلهکنندهای است. (اسم)
چه وضعیتِ خستهکنندهای.
این کلمه، معانی و کاربردهای دیگری هم دارد.
مسابقه درگ، مسابقهای بین دو خودرو است که ممکن است به صورت قانونی یا غیرقانونی برگزار شود.
درگکوئین به مردی گفته میشود که دوست دارد با پوشیدن لباسهای زنانه، خودش را آراسته کند.
“Take a drag” به معنی کشیدن و وارد کردن دود (مثلاً دود سیگار) به داخل ریه است.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی بههمراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید