امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Ignorant به فارسی با مثالهای کاربردی
اگر کسی اطلاعات اولیه درباره موضوعی نداشته باشد یا از حقایق مهم بیخبر باشد، ممکن است به او برچسب «نادان» زده شود.
راننده وقتی توسط پلیس جریمه شد، ادعا کرد که از آن قانون بیاطلاع بوده است.
کشاورزان کمبضاعت و کماطلاع میتوانند از کمک سازمانهایی که برای پیشرفت آنها فعالیت میکنند، بهره ببرند.
بعضی از والدین نوجوانان ترجیح میدهند وقتی فرزندانشان شبها بیرون میروند، نسبت به کارهایشان بیخبر بمانند.
در استفاده از این کلمه دقت کنید. معمولاً وقتی به کسی میگویند نادان، ناراحت و آزرده میشود.
اینقدر بیاطلاع نباش.
آن افراد اطلاعات کمی دارند.
هنری دوست ندارد با کسانی کار کند که آگاهی کمی دارند.
وقتی یک نفر، دیگری را متهم به نادانی کرد، ناگهان بین آنها درگیری شروع شد.
کلمهٔ ignorance به معنای «نادانی» یک اسم است:
نادانیات دارد مشخص میشود.
آن مرد با صدای بلند گفت که چقدر به نادانی خودش افتخار میکند.
یک افسر پلیس به شما خواهد گفت که بیاطلاعی از قانون، توجیه قابل قبولی نیست.
بعضی افراد میگویند: «نادانی خوشبختی است»، اما تقریباً همیشه بهتر است از حقایق و اطلاعاتی که به شما مربوط میشود، آگاه باشید.
پسر جوان از کماطلاعی پدرش شرمنده بود.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید