امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Mushy به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “mushy” برای توصیف غذایی به کار میرود که بیش از حد نرم و لهشده است و معمولاً این ویژگی را به عنوان یک نقطه ضعف در نظر میگیریم. این کلمه از نظر معنی شبیه به “Soggy” (خیس و نرم) است.
اگر ماکارونی را زیاد بجوشانید، حالت نرم و لهای پیدا میکند.
شامی که در هتل خوردیم خیلی بد بود: استیک سفت بود، سیبزمینیها سرد بودند و مارچوبهها بیش از حد نرم و وارفته بودند.
این میوه کهنه و نرم شده است. باید میوه تازه بخرم.
اگر در پخت برنج آب زیادی بریزید، برنج شل و نرم میشود. بیشتر افراد برنجی را میپسندند که دانهای باشد و نه لهشده.
بعضی از افراد هم غذاهای نرم و لهشده را دوست دارند.
برای ساختن شکل اسمی این کلمه، “ness” را به انتهای “mushy” اضافه کنید و حرف “y” را به “i” تغییر دهید. البته استفاده از کلمه “mushiness” چندان رایج نیست، اما این مثال نشان میدهد چگونه میتوان یک صفت (که به “y” ختم میشود) را به اسم تبدیل کرد.
The mushiness of the soggy toast made me want to gag, so I threw it away.
نرمی و لهشدگی نان تست خیس باعث شد حالم به هم بخورد، برای همین آن را دور انداختم.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید