معنی کلمه Obligate به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of obligate word

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

ترجمه کلمه Obligate به فارسی با مثالهای کاربردی

وقتی کسی خود را موظف به انجام کاری می‌داند، یعنی احساس مسئولیت یا دلیلی قوی برای انجام آن کار دارد. این احساس ممکن است از وجدان شخص یا حس تعهد او ناشی شود.

مری احساس می‌کند باید به خانواده‌اش در هندوراس کمک کند، به‌ویژه وقتی که آن‌ها به پول نیاز دارند.
مردی که شیشه را شکسته بود، حس کرد باید هزینهٔ تعمیر آن را بپردازد.
وجود تعداد زیادی کارگر در کارخانه، شرکت را ناگزیر می‌کند تا از ایمنی آن‌ها اطمینان حاصل کند.
جان به عنوان معلم دانش‌آموزان دبیرستانی، وظیفه دارد الگویی از رفتار خوب باشد.
او کار را تمام نکرد چون احساس نمی‌کرد مجبور به انجام آن است. او گفت این کار، مسئولیت فرد دیگری بوده است.
جری می‌گوید هیچ احساس اجبار یا تعهدی برای ماندن در شرکت ندارد، بنابراین تصمیم گرفته است شغلش را ترک کند.

 
وقتی این کلمه به صورت اسم به کار رود، به‌صورت «تعهد» یا «وظیفه» معنا می‌شود.

افسر پلیس احساس کرد وظیفه دارد به آن زنی که در مشکل بود کمک کند، حتی با این که در شیفت کاری نبود و یونیفرم هم نپوشیده بود.
وینس پس از این که دورهٔ خدمت و تعهداتش به پایان رسید، از ارتش خارج شد.
شرکت می‌گوید وظیفه‌ای برای کمک به اعضای نیازمند جامعه دارد.
سارا می‌گوید هیچ تعهدی ندارد که با کسی که دوستش ندارد، زندگی مشترکش را ادامه دهد.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *