یک انسان باهوش از یک اشتباه، دو بار درس نمیگیرد. این ضربالمثل به ما یادآوری میکند که اگر یک بار بر اثر بیاحتیاطی آسیب دیدیم، نباید دوباره همان کار را تکرار کنیم.
مثلاً اگر کسی یک بار با لمس کردن یک وسیله داغ دستش بسوزد، فرد عاقل دیگر بار دوم دستش را نزدیک آن وسیله نمیبرد. او از تجربه اولش درس میگیرد و محتاط میشود.
این مثل زیبا به ما میگوید که عقل و خرد به ما این توانایی را میدهد که از اشتباهات گذشته عبرت بگیریم و رفتار خود را اصلاح کنیم تا دوباره دچار همان مشکل نشویم.

در این نوشته، به بررسی معنا و مفهوم اصلی یک ضربالمثل کهن ایرانی میپردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی آدم عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود
عاقل اشتباهش را دو بار تکرار نمیکند.
این ضرب المثل میگوید: آدم خردمند اگر یک بار از سوراخ موش گزیده شد، دیگر نزدیک آن نمیرود. اما فرد نادان دوباره کنار همان سوراخ مینشیند و باز هم گزیده میشود.
انسانهای باهوش از خطاهای خود درس میگیرند و با افزودن به تجربههایشان، مانع تکرار آن اشتباهات میشوند.
**پیشنهادی:** آدم عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود.
حدیث مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود
این روایت از پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ پس از پایان جنگ احد نقل شده است. داستان اصلی، همانطور که شیخ طوسی در کتاب الخلاف بیان کرده، به این صورت است:
روایت شده که “اباعزة الجمحی” در جنگ بدر اسیر شد. او به پیامبر گفت: من فردی بیپناه و نیازمندم، بر من منت بگذار و او را آزاد کرد، به شرطی که دیگر به جنگ بازنگردد. اما او به مکه رفت و گفت: من محمد را فریب دادم. سپس در جنگ احد دوباره به جنگ بازگشت. پیامبر خدا دعا کرد که او نجات نیابد. دوباره اسیر شد و گفت: من خانواده و عائله دارم، بر من منت بگذار. پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: تو را آزاد میکنم تا به مکه برگردی و در مجلس قریش بگویی: من دو بار محمد را فریب دادم؟! اما یک مومن از یک سوراخ، دو بار گزیده نمیشود. سپس پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ او را با دست خود کشت.
ترجمه:
ابا عزه الجمحی در نبرد بدر به اسارت مسلمانان درآمد. او به پیامبر اکرم گفت: «ای محمد! من خانوادهدارم و وضع مالی خوبی ندارم. لطف کن و مرا آزاد کن.» پیامبر او را به این شرط که دیگر به جنگ با مسلمانان برنگردد، آزاد کردند.
اما ابا عزه پس از بازگشت به مکه، شروع به سخنچینی کرد و گفت: «من محمد را فریب دادم.» سپس در جنگ احد، دوباره در صف دشمنان اسلام قرار گرفت.
پیامبر در آن جنگ دعا کردند که او فرار نکند. بار دیگر ابا عزه اسیر شد و همان درخواست قبلی را تکرار کرد که: «من خانوادهدارم و نیازمندم، مرا رها کن.»
اما این بار رسول خدا فرمودند: «آیا تو را آزاد کنم تا به مکه برگردی و فریاد بزنی که دوبار محمد را فریب دادهای؟» سپس افزودند: «مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشود.» و در نهایت، حضرت دستور اعدام او را صادر کردند.
این روایت با اندکی تفاوت در کلمات، در منابع معتبر دیگر نیز آمده است. از آنجا که جنگ احد در سال سوم هجرت رخ داده، این سخن پیامبر نیز مربوط به همان سال است. همچنین نقل این داستان در بسیاری از کتابهای معتبر روایی، نشان از درستی و اعتبار آن دارد.
[1] . طوسی، الخلاف، موسسه نشر اسلامی، چاپ اول، ج4، ص193.
**ضربالمثل: عاقل تکیه به دیوار شکسته نمیکند.**

دیدگاهتان را بنویسید