بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
ترجمه کلمه Relative به فارسی با مثالهای کاربردی
وقتی میگوییم چیزی یا کسی به چیز دیگری **وابسته** یا **مرتبط** است، از کلمه relative استفاده میکنیم. این واژه معمولاً برای اشاره به افرادی به کار میرود که از طریق ازدواج یا پیوند خانوادگی به هم مربوط میشوند.
آیا از بستگانت کسی هست که نزدیک تو زندگی کند؟
اگر کمکی لازم داشته باشی، شاید بتوانی روی پشتیبانی فامیلت حساب کنی.
در مراسم تدفین مادربزرگم، خویشاوندان از شهرهای مختلف آمدند تا احترام خود را نشان دهند.
فامیل های استیون شب شنبه برای شام به خانهشان میآیند.
امروز قرار است مهمان داشته باشیم و بستگانمان را ببینیم.
دور هم جمع شدن با فامیل و آشنایان معمولاً خوشایند و دلچسب است.
کلمه **relative** گاهی به صورت صفت هم به کار میرود، آن هم وقتی چیزی را با موقعیت یا چیز دیگری مقایسه میکنیم.
نکتهای که او میخواهد بگوید، به بحث **مربوط** است. (در چنین جملهای، کلمه «relevant» معنایی نزدیک دارد.)
بعضیها معتقدند درک کامل اخلاقیات، **نسبی** است و به شرایط خاص بستگی دارد. (این دیدگاه با عنوان «نسبیگرایی اخلاقی» هم شناخته میشود.)
معلم امروز در کلاس دربارهٔ **جملههای وابسته** توضیح داد. (جمله وابسته، بخشی از جمله است که اطلاعات لازم را دربارهٔ بخش دیگری از جمله بیان میکند.)
واژه **relatively** به معنی «نسبتاً» است و وقتی از آن استفاده میکنیم که چیزی را با چیز دیگری مقایسه میکنیم:
آن فیلم نسبتاً کوتاه بود. (یعنی در مقایسه با فیلمهای دیگر.)
امتحان نسبتاً آسان بود. (در سنجش با آزمونهای مشابه.)
در مقایسه با بعضی از نامزدهای دیگر انتخابات، جف جانسون نسبتاً باهوش به نظر میرسد. (این جمله ممکن است به دیگران اشارهای تند داشته باشد.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی بههمراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید