گاهی برای انجام کاری آنقدر هیجان داریم که نمیتوانیم صبر کنیم و بیمقدمه دست به کار میشویم. این دقیقاً همان حالتی است که ضربالمثل “پشت دست داغ کردن” به آن اشاره میکند.
این مثل زمانی به کار میرود که کسی عجله دارد و قبل از فراهم شدن شرایط مناسب یا قبل از رسیدن زمان درست، میخواهد کاری را شروع کند. مثل کسی که آنقدر برای خوردن غذای داغ عجله دارد که به جای قاشق، پشت دستش را به غذا میزند تا زودتر خنک شود! این کار نه تنها فایدهای ندارد، بلکه ممکن است دستش را هم بسوزاند.
در زندگی هم همین طور است. وقتی برای رسیدن به هدفی عجله میکنیم و مراحل لازم را به درستی طی نمیکنیم، نتیجه خوبی نمیگیریم و حتی ممکن است موقعیت را خراب کنیم. این ضربالمثل به ما یادآوری میکند که برای موفقیت، باید صبور باشیم و کارها را در زمان و جای خودش انجام دهیم.

در این نوشته، به بررسی معنا و مفهوم اصلی این ضربالمثل کهن ایرانی میپردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی پشت دست داغ کردن چیست؟
1- یعنی با خودت عهد ببندی که کاری را که باعث پشیمانی میشود، دیگر تکرار نکنی. مثلاً تصمیم بگیری که دیگر پشت سر کسی حرف نزنی و برای فراموش نکردن این تصمیم، یک یادآور کوچک همراه خودت داشته باشی. اینطوری هر وقت شرایط غیبت پیش بیاید، با دیدن آن یادآور، به عهدت وفادار میمانی و از تصمیمت عقب نمیکشی.
2- این ضربالمثل را افرادی به کار میبرند که بارها از انجام کاری آسیب دیدهاند و با این عبارت نشان میدهند که دیگر سراغ آن کار نمیروند؛ انگار روی پشت دستشان را داغ کردهاند تا فراموش نکنند.
3- در گذشته بعضی افراد برای ترک یک عمل نادرست، واقعاً پشت دست خود را داغ میگذاشتند. هر بار که وسوسه میشدند تا آن کار را انجام دهند، با دیدن آن داغ به یاد عهد خود میافتادند و از تصمیمشان منصرف میشدند. به مرور زمان، این کار تبدیل به یک کنایه و ضربالمثل شد. امروزه دیگر کسی واقعاً دستش را داغ نمیگذارد، اما با گفتن این جمله میفهماند که با خود عهد بسته است که دیگر آن کار اشتباه را تکرار نکند.
مثال: من پشت دستم را داغ گذاشتهام که دیگر نه از کسی توقع بیجا داشته باشم و نه به خواستههای نامعقول دیگران پاسخ دهم. یا مثلاً پشت دستم را داغ کردهام که دیگر با فلانی ارتباط نداشته باشم و از او درخواست کمک نکنم.

دیدگاهتان را بنویسید