امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم!
ترجمه کلمه Tough به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “tough” یک صفت است که برای توصیف چیزی یا کسی که سخت، دشوار یا چالشبرانگیز است به کار میرود. (توجه داشته باشید که حروف “gh” در انتهای آن مانند “f” خوانده میشود.)
**در موقعیتهای مختلف:**
* آن امتحان واقعاً سخت بود.
* امتحان دشواری بود.
* همه میگویند آقای نلسون در نمره دادن سختگیر است. (کسب نمرهی بالا از او کار آسانی نیست.)
* او با دانشآموزانش بسیار سختگیری میکند.
* شکست دادن تیم فوتبال برزیل کار بسیار مشکلی است.
* این بازیکنان، رقبای سرسختی هستند.
* راشل شغل پرزحمتی دارد.
* کسانی که به زندان میروند، روزهای سختی در پیش دارند. (راه سخت = دوران دشوار)
* انجام این تکلیف خانگی نباید کار خیلی سختی باشد.
* هرچه سنتان بالاتر میرود، یادگیری زبان انگلیسی دشوارتر میشود.
**در مورد غذا:**
وقتی گوشت زیاد پخته شود یا کیفیت خوبی نداشته باشد، میگوییم “tough” شده است.
* این استیک سفت است.
* این مرغ برای مدت زیادی روی گریل مانده و الآن سفت شده.
* من گوشت بز دوست دارم، اما کمی سفت است.
* اگر میخواهید گوشتتان نرم باشد و سفت نشود، قبل از پخت آن را در سس مخصوص بخوابانید. (کلمه “tender” نقطهی مقابل “tough” است.)
**عبارات رایج:**
* **When the going gets tough, the tough get going.** (وقتی شرایط سخت میشود، افراد سختکوش و مقاوم، دست به کار میشوند. در این جمله، دومین “tough” به عنوان یک اسم به کار رفته است.)
* **You’ll have to tough it out.** (تو باید از این شرایط سخت عبور کنی. در این مثال “tough” به عنوان فعل استفاده شده.)
* **That’s tough.** (خب که چی؟ / من برایت متأسف نیستم.)
* **You think you’re so tough.** (فکر میکنی خیلی سخت و قوی هستی؟ – در حالی که واقعاً اینطور نیستی.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید