این ضربالمثل زمانی به کار میرود که یک مشکل یا اتفاق ناخوشایند، نتیجه مستقیم کارهای خودمان باشد. در واقع، این جمله میخواهد بگوید که ما خودمان باعث و بانی دردسری شدهایم که حالا باید عواقب آن را تحمل کنیم.
در این مقاله معنی ضرب المثل ” قدر زر، زرگر شناسد قدر گوهر، گوهری “ اطلاعات مفیدی آمده است.
مقاله معنی ضرب المثل ” به ریش کسی خندیدن “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
مقاله معنی ضرب المثل ” بی گدار به آب زدن “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
مثلاً فرض کنید کسی در انجام کاری بیدقتی کند و بعد به خاطر همین بیدقتی به مشکل بخورد. در این شرایط به او میگویند: “این مشکل از ماست که بر ماست”، یعنی این دردسر، نتیجه اشتباه خودت است.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” آب از دریا بخشیدن “ را بخوانید.
این مثل به ما یادآوری میکند که خیلی از مشکلاتی که با آن روبرو میشویم، ریشه در رفتار، انتخاب یا کوتاهی قبلی خودمان دارد.

در این نوشته، میخواهیم ببینیم این ضربالمثل کهن ایرانی چه معنایی دارد و از کجا آمده است. در ادامه با ما همراه باشید تا با مفهوم اصلی این عبارت آشنا شوید.
معنی ضرب المثل از ماست که بر ماست چیست؟
هر کس نتیجه اعمال خودش را میبیند. اگر کسی کار اشتباهی انجام دهد و به خاطر آن به دردسر بیفتد، فقط باید خود را سرزنش کند.
گاهی این ضرب المثل برای گروهی به کار میرود که به دلیل رفتار نادرستشان، در مشکلات بزرگی گرفتار شدهاند.
همانگونه که در آیه ۱۱ سوره رعد آمده است: «خداوند [سرنوشت] قومی را تغییر نمیدهد مگر اینکه خودشان تغییر دهند.» پایان کار هر فرد، به رفتار و کردار خودش بستگی دارد.
اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” پا در کفش کسی کردن “ به شما کمک خواهد کرد.
از این ضرب المثل معمولاً وقتی استفاده میشود که شخصی به خودش آسیب زده باشد. یعنی جنبه منفی دارد و وقتی آسیبی از جانب خود انسان باشد، حسرت و پشیمانی او بسیار بیشتر خواهد بود.
این ضرب المثل از نظر معنی شبیه به این ضربالمثلهاست: کرم از خود درخته، خودم کردم که لعنت بر خودم باد، خود کرده را تدبیر نیست.
برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” پشت دست داغ کردن “ مراجعه کنید.
شعر از ماست که برماست از ناصر خسرو
روزی یک عقاب از روی یک سنگ بلند شد و به آسمان رفت
و برای پیدا کردن شکار، بال و پر خود را آراست
به پرواز مستقیم و قدرتمند خود نگاه کرد و با خود گفت
امروز تمام آسمان زمین زیر پرهای ماست
وقتی به最高 نقطه پرواز کنم، با چشمان تیزبین خود
حتی اگر ذرهای در اعماق دریا باشد، میبینم
اگر روی یک خاشاک کوچک، یک پشه تکان بخورد
جنبش آن پشه به وضوح در دیدگان ماست
بسیار غرور کرد و از تقدیر نترسید
بنگر که از این آسمان پر از جفا چه بلایی برخاست
ناگهان از کمینگاه، یک کماندار قوی
تیری از قضای بد بر او رها کرد
آن تیر دردناک به بال عقاب اصابت کرد
و او را از اوج آسمان به سوی زمین پایین کشید
بر زمین افتاد و مانند ماهی به خود میلرزید
سپس بالهایش را به دو طرف باز کرد
و گفت: عجیب است که از چوب و آهن
این تیزی و تندی و پرواز از کجا پدید آمد؟
به تیر نگاه کرد و پرهای خود را بر آن دید
گفت: از که شکایت کنیم که «از ماست که بر ماست»

دیدگاهتان را بنویسید