همه چیز دربارهٔ معنی و مفهوم ضربالمثل «وقتی همه کدخدا باشند، ده ویران میشود» + داستان
معنی ضربالمثل:
این ضربالمثل در مورد موقعیتهایی است که در یک گروه یا جامعه، هر فردی خود را رئیس و تصمیمگیرنده بداند و کسی حاضر نباشد به دیگری گوش دهد یا از دستوراتش پیروی کند. در چنین شرایطی، به جای همکاری و پیشرفت، هرج و مرج به وجود میآید و کارها به طور کامل از هم میپاشد. در واقع، وقتی هر کس بخواهد رهبر باشد و نظم و سلسلهمراتب وجود نداشته باشد، نتیجهای جز نابودی و ویرانی نخواهد داشت.
داستان کوتاه:
روزی در روستای سرسبز و قشنگی به نام «آبادان»، زندگی آرامی جریان داشت. کدخدای روستا فردی عادل و باتجربه بود و همه به او احترام میگذاشتند و از دستوراتش پیروی میکردند. یک روز، کدخدا برای سفر کاری مجبور شد برای چند روز روستا را ترک کند. قبل از رفتن، از همه خواست که به بزرگان روستا گوش دهند و با همکاری هم، کارها را پیش ببرند.
اما وقتی کدخدا رفت، ناگهان چند نفر از افراد روستا ادعا کردند که آنها هم میتوانند کدخدا باشند و بهتر از همه تصمیم بگیرند. یکی گفت: «من دستور میدهم که اول باید جاده را تعمیر کنیم.» دیگری فریاد زد: «نه، اول باید نانوا را وادار کنیم نان ارزانتر بفروشد!» سومی اصرار داشت که باید قنات را حفر کرد و چهارمی میگفت مهمترین کار پخش کردن گندم بین مردم است.
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” پشت دست داغ کردن “ را از دست ندهید.
برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” آب در هاون کوبیدن “ سری سر بزنید.
برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” به ریش کسی خندیدن “ سر بزنید.
هر کس بر حرف خود پافشاری میکرد و به حرف دیگری گوش نمیداد. کشاورزان سر کار نرفتند، مغازهداران مغازههایشان را بستند و هر کس فقط حرف خودش را میزد. کارها نیمهکاره ماند، جادهها خراب شد، قنات خشکید و آشفتگی همهجا را گرفت.
توصیه میشود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” پا در کفش کسی کردن “ ادامه دهید.
وقتی کدخدا بازگشت، با چشمان خود دید که روستای سرسبز و آباد به جایگاهی ویرانه تبدیل شده است. آنجا بود که مردم روستا فهمیدند نتیجهٔ نداشتن یک رهبر و خودرأیی هر فرد، فقط نابودی است. از آن روز به بعد، این داستان به صورت ضربالمثل «وقتی همه کدخدا باشند، ده ویران میشود» درآمد تا همواره یادآوری کند که برای موفقیت، داشتن یک رهبر و همکاری جمعی چقدر ضروری است.

در این نوشته، به بررسی معنای یکی از ضربالمثلهای کهن و پرمعنی ایرانی میپردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی وقتی همه کدخدا باشند ده ویران می شود
وقتی هر کس جایگاه واقعی خود را نشناسد و در قبال وظایفش مسئولیتپذیر نباشد، جامعه دچار هرج و مرج و نابودی میشود.
این عبارت معمولاً برای توصیف جامعهای به کار میرود که در آن مردم با هم متحد نیستند و هر فرد فقط به فکر منافع خودش است و هماهنگی وجود ندارد.
همچنین اگر افراد از رهبر و فرمانده خود پیروی نکنند، بینظمی و آشفتگی همهجا را فرا میگیرد و دیگر هیچ چیز سر جای خودش نخواهد بود!
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” شب دراز است و قلندر بیدار “ مراجعه کنید.
داستان ضرب المثل وقتی همه کدخدا باشند ده ویران می شود
روزی پادشاه و وزیرش برای شکار آهو به دشت رفتند. پادشاه چندان تنددست نبود و تیرهایش به هدف نمیخورد. پس از ساعتی خسته شدند و برای استراحت به روستایی نزدیک رفتند.
کدخدای روستا که از آمدن آنان باخبر شد، از مردم خواست با تمام توان از مهمانان ویژه پذیرایی کنند. مردم هم چنین کردند و پادشاه از نظم و همکاری آنان شگفتزده شد. از وزیر پرسید: «به نظرت چرا این روستا اینقدر منظم و آباد است؟»
وزیر پاسخ داد: «فکر میکنم دلیلش مدیریت خوب کدخداست.»
پادشاه گفت: «نه، این نظم و پیشرفت به خاطر خود مردم است.»
وزیر گفت: «مردم به تنهایی کافی نیستند. نقش رهبری بسیار مهم است. اگر بخواهید ثابت میکنم.»
وقتی خواستند روستا را ترک کنند، وزیر به مردم گفت: «از پذیرایی خوب شما ممنونیم. از این به بعد دیگر نیازی به کدخدا ندارید. همهی شما از فردا کدخدایید!»
فردای آن روز، وقتی کدخدا از خانه بیرون آمد، با صحنههای عجیبی روبهرو شد. وقتی از نانوا نان خواست، نانوا گفت: «نان ندارم! تو که کدخدا نیستی. اصلاً آسیابان هم گفت گندم آسیاب نمیکند، چون هرکس خودش کدخداست و کسی حق دستور دادن ندارد.»
کدخدا ناامید به مزرعه رفت. همهجا بینظمی بود. بعضی زمینها از آبیاری زیاد گندیده بود و بعضی خشک شده بود. مردم دائماً با هم دعوا میکردند، چون هرکس خود را رئیس میدانست و حاضر نبود از دیگری اطاعت کند.
یک سال گذشت و اوضاع روستا روزبهروز بدتر شد. وقتی پادشاه و وزیر دوباره برای شکار به آنجا رفتند، روستای سرسبز را خشک و پریشان یافتند.
پادشاه پرسید: «چه اتفاقی افتاده؟»
وزیر گفت: «همه خود را کدخدا دانستند و هرکسی کاری که خودش میخواست انجام داد. وقتی مدیریت درست نباشد، هرکسی ساز خودش را میزند و همهچیز نابود میشود.»
آنگاه پادشاه دستور داد دوباره به کدخدای خود احترام بگذارند و از فرمانش پیروی کنند.
—
اگر میخواهید همهی ضربالمثلهای فارسی را یاد بگیرید، کافیست روزی ده دقیقه وقت بگذارید و با ده ضربالمثل آشنا شوید.
ضربالمثلهای فارسی معروف
نظر شما در مورد این ضربالمثل چیست؟
توصیه میشود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” آش را با جاش بردن “ ادامه دهید.

دیدگاهتان را بنویسید