هم خانواده آداب
واژههای همخانواده «آداب» شامل «ادب» و «مودب» میشوند. واژههای همخانواده معمولاً از نظر معنا و ساختار با کلمه اصلی شباهت دارند و حروف اصلی آنها نیز یکسان است. در این مورد، حروف اصلی «الف»، «د» و «ب» در تمام واژههای همخانواده تکرار شدهاند.
آداب واژهای بسیار رایج در زبان فارسی است و بیشتر ما بارها آن را شنیدهایم یا به کار بردهایم. در ادامه با آوردن کلمات مترادف و معادلهای فارسی، سعی میکنیم درک بهتری از معنای این واژه ارائه دهیم.
مترادفهای آداب عبارتاند از: رسوم، سنت، سنن، شعایر، مراسم، مناسک، عادات، تشریفات، رسم و قواعد. این کلمات تقریباً هممعنی با آداب هستند و میتوانید در جای مناسب از آنها استفاده کنید. یادگیری مترادفها نه تنها به درک معنای واژه کمک میکند، بلکه دایره لغات و مهارت نوشتاری شما را نیز تقویت میکند. معادلهای فارسی آداب نیز شامل این موارد است: آیینها، روشها، ادبها، آدبها و فرهنگها.
در پایان، برای شناخت بیشتر معنای آداب، به تعریف آن در فرهنگهای معتبر فارسی مانند دهخدا، معین و عمید اشاره میکنیم. در این کتابها، آداب به معنای رسوم، عادات، روشهای پسندیده، و عادات و رسمهای پذیرفتهشده در یک جامعه آمده است.
در صورت علاقهمندی، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.
بیشتر بخوانید:
همخانواده کلمه جوان
همخانواده کلمه کوتاه

دیدگاهتان را بنویسید