هم خانواده کلمه زنده
کلمههای همخانواده «زنده» شامل زندگی و زندگانی میشوند. این واژهها از یک ریشه مشترک به وجود آمدهاند و سه حرف اصلی در آنها مشترک است. از نظر معنایی نیز کلمههای همخانواده معمولاً مفهوم نزدیک به هم دارند.
برای درک بهتر معنای واژه «زنده»، در ادامه برخی از مترادفهای آن را بیان میکنیم:
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.
مترادفهای کلمه زنده عبارتند از: جاندار، سرزنده، تازه، شاداب، سبز، روشن، حسّاس، زندهیاد، پایدار، مؤثر، آشکار، چالاک، فرز، باانرژی، خرم، جالب، پرنشاط، روحدار، شیرین، سریع و فوری.
این واژهها معانی مشابهی با «زنده» دارند و میتوانید در جملهنویسی از آنها بهجای یکدیگر استفاده کنید. همچنین، یادگیری مترادفها و کلمات همخانواده، دایره واژگان شما را گسترش میدهد و این کار، راهی آسان برای تقویت زبان فارسی است. در مقابل، متضادهای «زنده» نیز کلمههایی مانند مرده و بیجان هستند.
در ادامه، معانی دقیقتر واژه «زنده» در فرهنگهای معتبر فارسی آمده است. در این لغتنامهها، «زنده» به موجود جاندار، انسان یا حیوانی که روح در بدن دارد، و همچنین به فرد شاد و پرانرژی گفته میشود.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه تقریر

دیدگاهتان را بنویسید