هم خانواده کلمه معطل
کلمههای همخانواده «معطل» شامل تعطیل، عاطل، تعطّل و عطاله میشوند. واژههای همخانواده معمولاً از یک ریشه مشتق میشوند و حروف اصلی آنها نیز در همهٔ آنها یکسان و پشتسرهم دیده میشود.
این کلمات اغلب بر وزنهایی مانند فاعل، مفعول، فعل، افعال، فعیل، تفعیل، مفاعله و… ساخته میشوند. همچنین از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند. در ادامه برای روشنتر شدن معنای «معطل»، مترادفها و متضادهای آن را مرور میکنیم. با ما همراه باشید.
مترادفهای کلمه «معطل» عبارتاند از: بیحاصل، بیکار، عاطل، بلاتکلیف، منتظر، بیمصرف، فروهشته، معلق و بیاستفاده. این واژهها هممعنی با «معطل» هستند و میتوانید در جای مناسب از آنها استفاده کنید.
یادگیری مترادفها علاوه بر این که به درک بهتر معنای واژه کمک میکند، باعث افزایش دایرهٔ لغات و تقویت مهارت نوشتاری شما نیز میشود. معادلهای فارسی این کلمه نیز شامل این موارد است: مانده، درنگ، چشمبهراه، سرگردان و بیکاره.
در پایان، معنای واژه «معطل» را در فرهنگهای معتبر فارسی بررسی میکنیم. در لغتنامهٔ دهخدا، «معطل» به معنای متروکشده، مهملگذاشتهشده، اهمالشده، رهاکردهشده و کنارگذاشتهشده آمده است. در فرهنگهای معین و عمید نیز این واژه به معنی بیکار، مانده و بیفایده ذکر شده است.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه طلیعه
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

دیدگاهتان را بنویسید