هم خانواده کلمه فرهنگ
فرهنگ یک واژه فارسی است که معناهای گوناگونی دارد و همه ما آن را به خوبی میشناسیم. گاهی اوقات از این کلمه به عنوان یک اسم نیز استفاده میشود. واژههای همخانواده فرهنگ عبارتاند از: فرهنگی، فرهنگیان و با فرهنگ.
برای پیدا کردن واژههای همخانواده در زبان عربی، باید ریشه اصلی کلمه را بیابید. این کلمات معمولاً در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند. در مورد کلمات فارسی نیز باید بن ماضی یا مضارع آنها یکسان باشد. همان طور که احتمالاً حدس میزنید، متضاد کلمه فرهنگ، بیفرهنگی است.
مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
برای گسترش دانش خود، به مقاله هم خانواده کلمه حرکت + مترادف ، متضاد و معنی کلمه حرکت سر بزنید.
مترادفهای کلمه فرهنگ شامل این موارد است: معرفت، معلومات، واژهنامه، آدابدانی، ادب، خرد، دانش، علم، فرهیختگی، دائرةالمعارف، قاموس، لغتنامه، مرجع، معجم، بینش، تمدن، فضل، واژگان، تربیت، آموزش و پرورش، معارف و ادبیات. واژههای مترادف، هممعنی با فرهنگ هستند و میتوانید از آنها به جای هم استفاده کنید.
در پایان، برای این که بیشتر با معنی فرهنگ آشنا شوید، تعریف این واژه را در چند لغتنامه معتبر فارسی مرور میکنیم. در لغتنامه دهخدا، فرهنگ به معنای علم و دانش، ادب و نیز تعلیم و تربیت آمده است.
در فرهنگ معین، علاوه بر معانی بالا، چارهاندیشی، کتاب لغت، عقل و خرد نیز به عنوان معنی فرهنگ ذکر شده است. لغتنامه عمید هم آثار علمی و ادبی یک قوم یا ملت را معنی واژه فرهنگ معرفی کرده است.
مقاله هم خانواده کلمه حفظ + معنی ، مترادف و متضاد کلمه حفظ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

دیدگاهتان را بنویسید