هم خانواده کلمه آفرینش
واژهٔ آفرینش یک واژهٔ اصیل فارسی است که به معنای آفریدن و بخشیدن زندگی است. ریشهٔ این کلمه، «آفرین» است و از آن به عنوان نامی برای دختران نیز استفاده میشود. آفرینش از آن دست واژههایی است که بیشتر برای خداوند به کار میرود. این کلمه در زبان فارسی هم به صورت فعل و هم به صورت اسم مصدری کاربرد دارد.
همخانوادههای آفرینش، واژههایی مانند آفریدن، آفرین و آفریننده هستند. این کلمات از یک ریشه گرفته شدهاند و معنی نزدیک به هم دارند. بنابراین به راحتی میتوانید از آنها در جملههای خود استفاده کنید. معادلهای دیگر آفرینش در فارسی عبارتند از: مخلوق، خلق، ساخته و مصنوع.
در این مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه اطلاعات مفیدی آمده است.
در این مقاله هم خانواده کلمه انبوه + معنی ، مترادف و متضاد کلمه انبوه اطلاعات مفیدی آمده است.
واژههای هممعنی آفرینش نیز شامل این موارد میشوند: سرشت، هستی، تکوین، کون، صنع، فطرت، عالم، خلق، طبیعت، مخلوقات، انشاء و ابداع. این کلمات معنایی مشابه آفرینش دارند و میتوانید در نوشتههای خود به جای آفرینش از آنها استفاده کنید تا متن شما زیباتر و روانتر شود.
برای اینکه بهتر با معنای آفرینش آشنا شوید، به تعریف این واژه در کتابهای لغت مراجعه میکنیم. در لغتنامهٔ دهخدا، آفرینش به معنای خلق کردن، خلقت، ابداع و انشا آمده است.
در فرهنگ عمید، آفرینش به معنی عمل آفریدن، خلقت، قضا و قدر، تقدیر و چگونگی آفرینش معنا شده است. همچنین در فرهنگ واژههای فارسی هوشیار، معنی آفرینش به صورت خلق، خلقت، آفریدگان، همهٔ موجودات، انشا و ابداع بیان گردیده است.
در صورت علاقهمندی، مطلب هم خانواده کلمه بارز + معنی ، مترادف و متضاد کلمه بارز را از دست ندهید.
توصیه میکنیم این مطلب هم خانواده کلمه راهنما + مترادف و معنی کلمه راهنما را حتماً بخوانید.

دیدگاهتان را بنویسید