معنی کلمات درس پانزدهم فارسی ششم ✅ هم خانواده مخالف خلاصه و پیام درس

معنی کلمات درس پانزدهم فارسی ششم

در این نوشته از تاپ‌ناپ، به درس پانزدهم کتاب فارسی پایه ششم با نام “میوه‌ی هنر” که در صفحه ۹۸ قرار دارد، می‌پردازیم. در این قسمت، همهٔ شعر به همراه توضیح ساده و مفهوم آن ارائه شده است. همچنین معنی واژه‌های سخت و دشوار شعر به طور کامل توضیح داده شده است.

علاوه بر این، آرایه‌های ادبی و نکات دستوری موجود در هر بخش از شعر نیز بررسی شده تا درک بهتری از آن حاصل شود. در بخش دیگری، واژه‌های مهم شامل کلمات هم‌خانواده، متضاد، شکل کوتاه‌نوشت و املای واژگان مشکل نیز به صورت مرتب و دسته‌بندی شده آورده شده است.

در انتها نیز چکیدهٔ درس و مفهوم اصلی شعر به زبان ساده بیان شده تا دانش‌آموزان علاوه بر نکات آموزشی، با پیام اخلاقی این شعر زیبا نیز آشنا شوند.

عکس درس پانزدهم فارسی ششم میوه هنر

متن بازنویسی شده:

برای گسترش دانش خود، به مقاله هم خانواده کلمه خوار + مترادف ، متضاد و معنی کلمه خوار سر بزنید.

**میوه هنر**

در این درس، با ارزش واقعی هنر و هنرمند آشنا می‌شویم. هنر، تنها یک مهارت یا وسیله‌ای برای پول درآوردن نیست. هنر، یک هدیه و نعمت بزرگی از سوی خداوند است که به انسان داده شده است.

در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

هنرمند واقعی کسی است که از هنرش برای کمک به دیگران، زیباسازی دنیا و بیان احساسات پاک استفاده می‌کند. وقتی یک هنرمند، کارش را با عشق و اخلاص انجام می‌دهد، کارش تأثیر عمیق‌تری بر دل مردم می‌گذارد و ماندگار می‌شود.

هدف اصلی هنر، خدمت به مردم و جامعه است، نه فقط نمایش خود یا ثروتمند شدن. هنری ارزشمند است که بتواند زندگی کسی را زیباتر کند، به کسی آرامش بدهد یا مشکلی را از پیش راه مردم بردارد.

پس بیاییم قدر هنر و هنرمندان واقعی را بدانیم و سعی کنیم از هنر در راه درست و برای کارهای خوب استفاده کنیم.

معنی کلمات درس پانزدهم فارسی ششم

کلمه معنی ساده و روان
جور ستم، بی‌عدالتی
کردار رفتار، عمل
زار بسیار ناتوان، نحیف
عمل کار، انجام دادن
بیخ ریشه، بن، ته
مزد پاداش، دستمزد
جرم گناه، کار نادرست
بگریست گریه کرد
موسم فصل یا هنگام
ناچیزی بی‌ارزش بودن
حاصل میوه، نتیجه کار
آتشگر آتش‌افروز، روشن‌کننده‌ی آتش
توده پشته، انبوه
سزاوار شایسته، لایق
هیمه هیزم، چوب برای سوخت
گفته‌ی ناکرده حرف بدون عمل
دهقان کشاورز
سپیدار نوعی درخت بی‌میوه
آوخ افسوس، دریغ
محصول زار نحیف، ناتوان، گریان
فرجام پایان، سرانجام
اِدبار بدبختی، سیه‌روزی
خوار پست، بی‌ارزش
بستاید ستایش کند
حکمت دانش، خرد، پند

معنی شعر درس پانزدهم فارسی ششم

شنیده‌اید این داستان را که روزی در یک باغ، درخت سپیداری از دست تبر، با ناله‌ای جانسوز شکایت کرد؟

معنی: می‌دانید که در یک باغ، درخت سپیداری از بی‌عدالتی تبر، با دلِ شکسته ناله سر داد؟
کلمات: جور: بی‌عدالتی – زار: دل‌شکسته
آرایه: انسان‌نمایی (به تبر و سپیدار، ویژگی‌های انسانی داده شده)

چرا که از دست ارّه‌ی نجار و تیشه‌ی هیزم‌شکن، دیگر هیچ ریشه و شاخه‌ای برایم باقی نمانده است.

معنی: از دست ارّه و تیشه، دیگر هیچ ریشه و شاخه‌ای از من باقی نمانده.
کلمات: بیخ و بن: ریشه – تیشه: وسیله‌ی بریدن چوب
آرایه: هم‌نشینی واژه‌های مرتبط (ریشه، شاخه)

تبر به آرامی به او گفت: گناه تو فقط این است که در این فصل، هیچ میوه‌ای نداده‌ای.

معنی: تبر با صدای آرام گفت: تقصیر تو همین است که در این زمان، هیچ ثمری نداری.
کلمات: جرم: تقصیر – موسم: فصل – بار: محصول
آرایه: انسان‌نمایی (حرف زدن تبر)

صدای تبر تا غروب قطع نشد و فردا صبح، آن باغ پر از انبوهی هیزم شده بود.

معنی: تا شب، صدای تبر ادامه داشت و صبح روز بعد، باغ لبریز از هیزم بود.
کلمات: توده: کوه – هیمه: هیزم
آرایه: کنایه (ندادن صدای تبر از گوش = قطع نشدن صدا)

وقتی کشاورز تنورش را با آن هیزمها روشن کرد، سپیدار باز هم گریست و این بار گفت…

معنی: وقتی کشاورز اجاقش را با آن چوب‌ها آتش زد، سپیدار باز هم اشک ریخت و گفت…
کلمات: دهقان: کشاورز – برافروخت: آتش زد
آرایه: انسان‌نمایی (گریه کردن درخت)

ای دریغ! که من به هیزم تبدیل شدم و آتشِ روزگار، تن مرا در آتشِ بدبیاری سوزاند.

معنی: افسوس! که هیزم شدم و آتشِ جهان، پیکرم را در شعله‌های بداقبالی سوزاند.
کلمات: آوخ: افسوس – ادبار: بدبیاری
آرایه: تشبیه (آتشگر گیتی)

شعله به او خندید و گفت: از دست چه کسی شکایت داری؟ این بی‌مقداری خودت بود که تو را به این روز انداخت.

معنی: شعله با خنده گفت: از که گله داری؟ خودِ بی‌ارزشی تو بود که باعث خواری تو شد.
کلمات: نالی: گله می‌کنی – خوار: خوار شده
آرایه: انسان‌نمایی (صحبت کردن شعله)

هر شاخه‌ای که بلند شود و میوه ندهد، سرانجامی جز سوختن ندارد.

معنی: شاخه‌ای که رشد کند و ثمر ندهد، در پایان باید بسوزد.
آرایه: کنایه (سر برکشیدن = رشد کردن)

میوه‌ی واقعی انسان، چیزی جز دانش و حکمت نیست. ای انسانِ هنرمند! این بازار زندگی، جای عرضه‌ی هنر توست.

تنها حرف بی‌عمل و حرف‌های بیهوده چه سودی دارد؟ کار خوب انجام بده، زیرا سخن گفتنِ تنها فایده‌ای ندارد.

اگر شب و روز و ماه و سالت را به آسانی و بدون تلاش بگذرانی، روز حساب و پاداش، برای تو بسیار سخت خواهد بود.

آرایه: تضاد (آسان / دشوار – شب / روز)

کلمات هم‌خانواده درس پانزدهم فارسی ششم

کلمه هم‌خانواده نمونه جمله
قصه قصص، قصاص، قصه‌گو مادر بزرگ یک قصه شیرین تعریف کرد.
جرم مجرم، جرائم، مجرمین دروغ گفتن یک جرم اخلاقی است.
شعله مشعل شعله‌های آتش در شب می‌درخشید.
حاصل محصول، حاصله، محصولات این میوه‌ها حاصل رنج کشاورزان است.
حکمت حکیم، حاکم، محکوم سخنان پیرمرد سرشار از حکمت بود.
جاهل مجهول، جهالت، جاهلان انسان جاهل ارزش علم را نمی‌داند.
عمل عامل، معمول، عوامل گفتار نیک بدون عمل سودی ندارد.

کلمات مخالف و متضاد درس پانزدهم فارسی ششم با جمله

کلمه متضاد نمونه جمله
شام سحر پس از شام، همه برای سحر آماده شدند.
خندیدن نالیدن به جای نالیدن، بهتر است با شادی خندیدن را انتخاب کنیم.
کردار گفتار کردار نیک بهتر از هزاران گفتار بی‌ثمر است.
شب روز شب تاریک جای خود را به روز روشن داد.
آسان دشوار یادگیری با تمرین آسان می‌شود، اما بی‌تلاش دشوار خواهد بود.
بیخ سر درخت از بیخ تا سر سرسبز و زیبا بود.
اِدبار خوشبختی با تلاش می‌توان ادبار را به خوشبختی تبدیل کرد.
خوار عزیز انسان با دانش خوار نمی‌شود بلکه عزیز می‌گردد.
زار قوی بیمار زار با دارو دوباره قوی شد.
فرجام آغاز هر آغاز سرانجامی دارد و هر فرجام یادگاری بر جا می‌گذارد.
جور عدل، داد در جامعه‌ای که عدل برقرار باشد، جوری وجود نخواهد داشت.

کلمات مخفف درس پانزدهم فارسی ششم

مخفف شکل کامل نمونه جمله
مه ماه امسال در مه خرداد جشن بزرگی گرفتیم.
کاین که این کاین جهان گذراست، باید نیکو رفتار کنیم.
پار پارسال پار جشن تولد دوستم را در حیاط گرفتیم.
که کاه دهقان که را برای خوراک دام‌ها جمع کرد.
گه گاه گه شادی و گه اندوه در زندگی همراه ماست.
نکو نیکو نام نکو بهتر از دارایی فراوان است.
دی دیروز دی باران زیبایی بارید و هوا پاک شد.

کلمات سخت املایی درس پانزدهم فارسی ششم

در جنگل، درخت سپیدار از تبر شکایت کرد.
هیزم‌شکن با تبر و اره به جان درختان افتاد.
وقتی فصل برداشت محصول فرا رسید،
کشاورز برای گرم کردن تنور، از هیزم استفاده کرد.
آه! چه روزگار پریشانی!
آتش همه چیز را سوزاند و نابود کرد.
ای حکمت، سالیان دراز تلاش تو به باد رفت.

خلاصه درس پانزدهم فارسی ششم 

داستان با درخت سپیداری شروع می‌شود که از آسیب تبر و اره و تیشه نجار شکایت می‌کند، چون نه ریشه‌ای برایش باقی مانده و نه شاخه‌ای. تبر با آرامش به او می‌گوید که این اتفاق تقصیر خودش است؛ زیرا زمان میوه دادن فرا رسیده بود، اما او هیچ میوه‌ای نداده بود.

تا غروب، تبر بی‌وقفه بر تن سپیدار فرود می‌آید و صبح روز بعد، انبوهی از هیزم در باغ جمع می‌شود. باغبان هیزم‌ها را در تنور می‌ریزد و می‌سوزاند. سپیدار با غم می‌گوید: اکنون تبدیل به هیزمی برای آتش شده‌ام و این آتش، بدنم را می‌سوزاند. شعله‌های آتش به او می‌خندند و می‌گویند: این سرنوشت توست، چون بی‌ارزش و بی‌ثمر بودی.

در پایان، شاعر پند می‌دهد: شاخه‌ای که میوه ندهد، سرانجامش سوختن است. انسان نیز اگر در زندگی‌اش چیزی مانند دانش، هنر یا حکمت تولید نکند، سرنوشتی جز نابودی نخواهد داشت.

پیام درس پانزدهم (میوه‌ ی هنر)

این درس به ما یادآوری می‌کند که ارزش هر کس به کاری است که انجام می‌دهد و فایده‌ای که برای دیگران دارد. درست مثل درختی که اگر میوه ندهد، فقط برای سوزاندن و هیزم شدن به کار می‌آید، انسان هم اگر در زندگی چیزی یاد نگیرد و مهارتی کسب نکند، بی‌فایده خواهد ماند و جایگاه ارزشمندی در جامعه پیدا نخواهد کرد.

ارزش واقعی انسان در دانش، بینش و هنری است که یاد می‌گیرد و این ارزش تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که به کار گرفته شود و در عمل دیده شود، نه فقط در حرف. گذراندن عمر بدون تلاش و کوشش ساده است، اما در پایان، کسی که بی‌ثمر زندگی کرده، با سختی و پشیمانی روبرو خواهد شد.

جمع‌بندی

درس پانزدهم فارسی ششم با عنوان «میوه‌ی هنر» به ما یادآوری می‌کند که ارزش انسان در دانش، حکمت و عمل نیکو است. در این شعر، سپیدار بی‌ثمر نمادی از انسانی است که بی‌حاصل زندگی می‌کند و در نهایت بی‌ثمر بودن او سبب نابودی‌اش می‌شود. شاعر با زبانی زیبا بیان می‌کند که تنها ثمر واقعی زندگی انسان، دانش و هنر همراه با عمل درست است؛ وگرنه گفتار بی‌عمل ارزشی نخواهد داشت. این پیام روشن به دانش‌آموزان می‌آموزد که برای داشتن آینده‌ای درخشان باید همواره به دنبال کسب علم و به‌کارگیری آن در عمل باشند

متن شعر «میوه ی هنر» – درس پانزدهم فارسی ششم

داستان قدیمی را شنیده‌اید که یک روز در باغی،
درخت سپیدار از دست تبر، به ناله درآمد و گفت:
دیگر از من نه ریشه‌ای مانده و نه شاخه‌ای،
همه را تبرِ هیزم‌شکن و اره‌ی نجار از بین برده.

تبر به آرامی پاسخ داد: گناه تو تنها این است
که در این فصل برداشت، هیچ میوه‌ای نداری.
هنوز شب کاملاً نیامده بود که صدای تبر خاموش شد
و صبح روز بعد، توده‌ی زیادی هیزم در باغ روی هم انباشته شد.

وقتی کشاورز بخاری خود را با این هیزمها روشن کرد،
سپیدار باز هم گریست و این بار گفت:
افسوس که من به هیزم تبدیل شدم، و آتشِ روزگار
پیکرم را در آتشِ неудачи و ناکامی می‌سوزاند.

شعله‌ی آتش خندید و گفت: از دست چه کسی شکایت داری؟
خودِ بی‌ارزشی بود که تو را این‌گونه خوار کرد.
هر شاخه‌ای که سر بلند کند و میوه ندهد،
سرانجامش جز سوختن، سزاوار چیزی نیست.

میوه‌ی انسان، جز دانش و حکمت نیست؛
ای کسی که هنر می‌فروشی، اینجا بازار توست.
حرفِ ناگفته و بیهوده چه سودی دارد؟
کار نیک انجام بده، زیرا گفتارِ تنها سودی ندارد.

شب و روز و ماه و سال به آسانی می‌گذرند،
اما روز عمل و پاداش، روزی سخت خواهد بود.

اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً هم خانواده کلمه ذهن + مترادف و معانی کلمه ذهن را بخوانید.

✅

صفحه ۹۴
توضیح درس چهاردهم فارسی ششم (راز زندگی)

در این درس، ما با مفهوم بسیار زیبا و مهمی به نام «راز زندگی» آشنا می‌شویم. این درس به ما می‌آموزد که زندگی فقط خوردن و خوابیدن و کار کردن نیست، بلکه یک هدیه و فرصت باارزش است.

راز واقعی زندگی در این است که بدانیم برای چه به دنیا آمده‌ایم و چگونه می‌توانیم از وقت خود بهترین استفاده را ببریم. زندگی مانند یک باغ است و ما باغبان آن هستیم. اگر از این باغ به خوبی مراقبت کنیم، پر از گل‌های زیبا و میوه‌های شیرین می‌شود.

این درس به ما یادآوری می‌کند که با محبت کردن به دیگران، کمک به همنوع، یادگیری چیزهای جدید و قدردانی از نعمت‌هایی که داریم، می‌توانیم زندگی خود را پربار و زیبا کنیم. هر روز ما یک صفحه جدید از کتاب زندگی است و خودمان نویسنده آن هستیم. پس باید سعی کنیم داستانی قشنگ و به یاد ماندنی بنویسیم.

اگر سوالاتی دارید، مقاله هم خانواده کلمه خوراکی + مترادف و معانی کلمه خوراکی به شما کمک خواهد کرد.

✅

هم‌خانواده‌ها و برابرهای واژه «مخالف» و چکیده‌ای از داستان
معنای داستان «عمر گران‌مایه» از درس ششم کتاب فارسی پایه ششم، صفحه ۹۲

در این بخش، به واژه‌هایی می‌پردازیم که هم‌خانواده یا مخالف کلمه «مخالف» هستند و سپس چکیده‌ای از داستان «عمر گران‌مایه» را می‌خوانیم.

**هم‌خانواده‌های مخالف:**
واژه‌هایی مانند مُخالَفَت، خَلْف، و اِخْتیلاف از هم‌خانواده‌های این کلمه هستند.

**واژه‌های مخالف (متضاد):**
کلماتی مانند موافَقَت، هَم‌راهی، و هَم‌دُلی معنای противопردی «مخالف» را می‌رسانند.

**خلاصه داستان عمر گران‌مایه:**
این داستان درباره ارزش و اهمیت زمان در زندگی است. در این حکایت به ما یادآوری می‌شود که عمر ما بسیار باارزش و محدود است و نباید آن را به راحتی و با کارهای بیهوده از دست بدهیم. پیام اصلی داستان این است که از هر لحظه از زندگی‌مان باید به بهترین شکل استفاده کنیم و برای کارهای مفید و سازنده برنامه‌ریزی داشته باشیم.

✅

هم‌خانواده‌های مخالف و خلاصه‌نویسی

درس بعدی: درک مطلب درس پانزدهم فارسی پایه ششم

گاهی کلماتی وجود دارند که از یک خانواده هستند اما معنای کاملاً متضادی دارند. به این کلمات، “هم‌خانواده‌های مخالف” می‌گویند. برای مثال، کلمه “زندگی” از خانواده “زنده” است، اما کلمه “مرگ” که مخالف آن است نیز از همان خانواده و از ریشه “مردن” می‌آید. پس “زندگی” و “مرگ” هم‌خانواده‌های مخالف هستند.

خلاصه‌نویسی نیز یک مهارت مهم است. در این روش، ما یک متن طولانی را می‌خوانیم و ایده‌های اصلی و مهم آن را به زبان خودمان و به شکلی کوتاه‌تر می‌نویسیم. در خلاصه‌نویسی، جزئیات کم‌اهمیت و توضیحات تکراری حذف می‌شوند تا اصل مطلب به وضوح و اختصار بیان شود.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *