امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Boy به فارسی با مثالهای کاربردی
به پسر، «boy» میگویند.
یک پسر در زمین بازی مشغول بازی است.
آن پسرها در حال فوتبال بازی کردن هستند.
سارا و همسرش آرزو دارند صاحب یک پسر شوند. آنها الان سه دختر دارند.
احمد و همسرش سه پسر کوچک دارند که همه زیر پنج سال سن دارند.
هکتور دوست دارد به ارتش بپیوندد، اما هنوز یک پسر است. او باید تا ۱۸ سالگی صبر کند.
دو پسر نوجوان در جنگل گم شدند؛ آنها پیدا شدند و به خانوادههایشان برگردانده شدند.
وقتی من پسر بودم، تقریباً هر روز تابستان با دوستانم بیسبال بازی میکردم.
گاهی اوقات، کلمه «boy» برای اشاره به یک مرد بزرگسال هم به کار میرود:
پسرها در دفتر دارند شبکاری میکنند.
خیله خوب پسرها، بیایید بریم یک چیزی بخوریم.
بابی یه پسرخوب و بااصاله. (good old boy اصطلاحی است برای توصیف مردی که معمولاً در جنوب یا یک منطقه روستایی زندگی میکند.)
میشود فهمید که کارل عضو شبکه قدیمیهاست. (The old boys network به گروهی از مردان گفته میشود که کنترل یک موقعیت، سازمان، کسبوکار و چیزهای مشابه را در دست دارند. این یک شبکه واقعی و فیزیکی نیست.)
کلمه «boyfriend» به معنی «دوستپسر» برای یک رابطه عاشقانه استفاده میشود. این کلمه را میتوان برای پسر یا مردی در هر سنی به کار برد.
تریسی دوستپسر دارد.
اولیویا دو سال پیش از همسرش طلاق گرفت، اما الان یک دوستپسر جدید دارد که ممکن است با او ازدواج کند.
تا حالا چند تا دوستپسر داشتهای؟
از کلمه «Boy» میتوان به عنوان یک حرف ندا هم استفاده کرد.
وای چه خبر! داریم یک توله سگ میگیریم.
وای! یه چیزی بد بو میده!
وای وای! تو واقعاً به دردسر افتادی.
این روزها استفاده از «bad boy» وقتی در مورد یک وسیله حرف میزنند، رایج شده. این یک جور اصطلاح عامیانه است، اما استفاده از آن ساده نیست.
خیله خوب، بیایید روشنش کنیم و راه بیفتیم. (منظور از bad boy یک ماشین یا وسیله جالب است)
کامپیوتر جدید خریدی. بذار یه نگاهی به این جنس باحال بندازیم.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید