بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم
ترجمه کلمه Bend به فارسی با مثالهای کاربردی
به جسمی که قبلاً صاف بوده و حالا شکلی زاویهدار پیدا کرده است، «خمشده» میگویند. همچنین، واژه «خم کردن» به عنوان یک فعل به کار میرود.
| ساده | گذشته | فعل ماضی |
| bend
خم شدن |
bent
خم شده |
bent
خم شده |
او در حال خم کردن دستها و پاهایش است.
دستها و پاهایش خم شدهاند. (کلمه “خم” در اینجا به صورت صفت به کار رفته است.)
آیا میتوانی از کمر خم شوی و نوک پاهایت را لمس کنی؟
اگر انگشتت بیش از حد به عقب خم شود، ممکن است بشکند.
من موقع کوبیدن چند میخ به یک تکه چوب، آنها را خم کردم.
وقتی از صفت “خمیده” استفاده میشود، معمولاً منظور این است که چیزی تغییر شکل داده یا شکسته است:
دو سر یک آچار، خمیده است.
گمان میرود سپر ماشین شیلا کمی کج و خمیده شده باشد.
تد نیاز به عینک تازه دارد، چون فریم عینک فعلیاش خم شده است.
یک اصطلاح رایج در آمریکا این است: “از فرم افتادن” (bent out of shape). این اصطلاح یعنی فردی از چیزی ناراحت یا عصبانی شده است:
چرا او اینقدر ناراحت و عصبانی است؟
اینقدر ناراحت و برآشفته نشو.
احمد وقتی کسی آینه بغل سمت راننده ماشینش را شکست، خیلی عصبانی شد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
برای دیدن فهرست کامل واژههایی که با حرف A آغاز میشوند، میتوانید به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر میخواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهی «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهی حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید