امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Bankrupt به فارسی با مثالهای کاربردی
وقتی یک نفر نمیتواند بدهیهایش را پرداخت کند، یک راه معمول برای حل این مشکل، ورشکست شدن یا اعلام ورشکستگی است. شرکتها هم ممکن است ورشکست شوند. این یک فرآیند قانونی است که در آن وکلا، یک قاضی و طلبکاران (یعنی کسانی که باید پولشان پرداخت شود) نقش دارند. ورشکستگی اتفاق خوبی نیست و برای کسانی که در آینده بخواهند وام بگیرند یا اعتبار دریافت کنند، مشکلساز خواهد شد.
نمونههایی از کاربرد کلمه «ورشکسته» به صورت صفت:
بیل و جان بعد از شکست خوردن کسبوکارشان ورشکست شدند. (دقت کنید که معمولاً از فعل «رفتن» همراه با «ورشکسته» استفاده میشود.)
آن فروشگاه تعطیل است چون شرکتی که صاحب آن است، ورشکسته شده.
اگر ورشکست شوند، احتمالاً مجبورند ماشینشان را بفروشند.
نمونههایی از کاربرد کلمه «ورشکستگی» به صورت اسم:
جان به دلیل اینکه نمیتوانست قبضهایش را پرداخت کند، ورشکستگی اعلام کرد.
تقریباً هفت سال زمان لازم است تا سابقه اعتباری شما بعد از یک ورشکستگی، دوباره بهبود یابد.
سو و آل تصمیم گرفتند که ورشکستگی تنها راه حل مشکلاتشان است.
ورشکستگی چیزی است که باید به هر قیمتی از آن دوری کنید.*
(*به هر قیمتی اجتناب کنید: یعنی تا جایی که ممکن است سعی کنید این وضعیت پیش نیاید چون میتواند بسیار بد باشد.)
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید