امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Moral به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “moral” یا “اخلاقی” به خوب یا بد بودن کارها و باورهای یک فرد مربوط میشود.
بعضی از مدرسهها تلاش میکنند تا ویژگیهای اخلاقی خوب را در دانشآموزانشان تقویت کنند.
در پایان، مسئولیت اصلی رشد اخلاقی بچهها بر دوش پدر و مادرشان است.
مارتین لوتر کینگ جونیور یک رهبر اخلاقی بزرگ بود که برای مردم فقیر و ستمدیده احساس دلسوزی و همدردی میکرد.
از کلمه “moral” گاهی برای اشاره به پیام اصلی یا درسی که یک داستان میدهد نیز استفاده میشود.
پیام اخلاقی این داستان چیست؟
داستانهای ازوپ معمولاً در پایان خود یک پیام اخلاقی دارند.
در داستان «پسر گلهدار دروغگو»، درس اخلاقی این است که اگر کسی زیاد دروغ بگوید، دیگران حرفهایش را باور نخواهند کرد.
کلمه “morally” یک قید است.
اگر بتوانید به دیگران کمک کنید ولی آنها را گرسنه رها کنید، از نظر اخلاقی کار نادرستی کردهاید.
آزار دادن یک کودک از نظر اخلاقی بسیار ناپسند و زشت است.
بازگرداندن مهاجرانی که در ایالات متحده برای خود یک زندگی موفق ساختهاند، از نظر اخلاقی اشتباه است.
کلمه “morality” یا “اخلاق” یک اسم است:
وقتی یک قصاب تصمیم گرفت گوشت فاسد را به مشتریانش بفروشد، اخلاقیات او زیر سؤال رفت.
اخلاق و رفتار شایسته، از ارزشهای بسیار مهم در یک جامعه پیشرفته هستند.
کسی که برای پیشرفت خودش حاضر است هر کار غیرقانونی انجام دهد، در واقع هیچ حس اخلاقی ندارد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید