امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم!
ترجمه کلمه Cup به فارسی با مثالهای کاربردی
یک فنجان وسیلهای است که برای نوشیدن از آن استفاده میشود. فنجانها کاربردهای مختلفی دارند:
او در حال نوشیدن از یک فنجان است. فنجان درب دارد.
من هر روز صبح دو فنجان قهوه میخورم.
میتوانید قهوه را از یک کافیشاپ بخرید. خیلی از مشتریان قهوه را برای بیرون بردن سفارش میدهند.
چای را در فنجان مخصوص چای یا یک فنجان معمولی میریزند. دوست داری یک فنجان چای بخوری؟
اگر نمیخواهید یک کاسه بزرگ سوپ بخورید، میتوانید سوپ را در یک فنجان سفارش دهید.
وقتی هوای بیرون سرد است، یک فنجان شکلات داغ شما را گرم میکند.
در مهمانیها و بازیها معمولاً از لیوانهای یکبار مصرف استفاده میشود چون تمیز کردنشان راحت است.
موقع پختن غذا، از فنجان اندازهگیری استفاده میکنند. هر فنجان اندازهگیری برابر با هشت اونس است.
بعضی از جایزهها و مدالها به شکل جام هستند. برنده مسابقه این جام را به خانه میبرد.
کاپکیکها، کیکهای کوچکی هستند که اندازهشان تقریباً بهاندازه یک فنجان است.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست کاملی از واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید