معنی کلمه Common به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of common word

امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

ترجمه کلمه Common به فارسی با مثالهای کاربردی

اگر چیزی رایج باشد، یعنی خیلی معمولی و همه‌گیر است.

ماشین یک وسیله نقلیه رایج است.
تلفن یک روش ارتباطی معمول است.
کارهای راه‌سازی در تابستان یک مشکل همیشگی است.
معمولاً وقتی کسی را می‌بینیم، به او سلام می‌کنیم.
بیشتر مردم در طول زندگی‌شان حداقل یک بار سرما می‌خورند.
امروزه بیشتر افراد تحصیل‌کرده، درک اولیه‌ای از دنیای فیزیکی دارند.
اسم “باب” در آمریکا خیلی رواج دارد.
تلویزیون یک وسیله سرگرمی معمول است.
در ابتدا مردم اینترنت را به عنوان یک راه ارتباطی قبول نداشتند، اما امروزه کاملاً عادی و رایج شده است. (یعنی چیز خاصی محسوب نمی‌شود)

کلمه “معمولاً” یک قید است و نشان می‌دهد کاری همیشه یا اغلب انجام می‌شود.

مردم معمولاً هنگام دیدن یکدیگر سلام می‌کنند.
معمولاً از نمک و فلفل برای خوش‌طعم کردن غذا استفاده می‌شود.
این باور که خداوند بر همه چیز داناست، یک عقیده رایج است.
ازدواج در همه جای جهان یک رسم پذیرفته‌شده است.

نکته: وقتی دو نفر عقاید یا علایق مشابهی دارند، می‌گوییم بین آن‌ها نقاط مشترک زیادی وجود دارد.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *