داستان و معنی ضربالمثل “دستهگل به آب دادن”
توصیه میشود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” جواب ابلهان خاموشی است “ ادامه دهید.
این ضربالمثل برای زمانی به کار میرود که کسی موقعیت بسیار خوبی داشته باشد، اما به دلیل یک اشتباه یا بیدقتی، آن فرصت طلایی را از دست بدهد. در واقع یعنی همه چیز برای موفقیت آماده بوده، اما یک حرکت نابجا همه چیز را خراب کرده است.
داستان پشت این ضربالمثل به این شکل است:
در گذشته، جوانی عاشق دختر پادشاه شد. پادشاه که نمیخواست دخترش با یک فرد معمولی ازدواج کند، شرط سختی گذاشت. به جوان گفت: “اگر بتوانی در مراسم خاصی که برگزار میکنم، دستهگلی بزرگ و زیبا را تا انتهای مجلس حمل کنی و بدون اینکه گلی از آن بریزد، آن را به دست من برسانی، اجازه میدهم با دخترم ازدواج کنی.”
جوان با امید و اشتیاق فراوان این شرط را پذیرفت. روز مراسم فرا رسید. او با دقت زیاد دستهگل را در دست گرفت و قدم به قدم در میان مهمانان حرکت کرد. همه نگاهها به او بود. نزدیکتر که شد، پادشاه و شاهزاده خانم را دید که روی تخت نشستهاند. شادی و غرور وجودش را پر کرد.
در همین لحظه، دختر پادشاه از دیدن دلدادهاش که با موفقیت در حال انجام شرط بود، به طور ناخودآگاه لبخندی زد. جوان این لبخند را دید و چنان سرش گیاج رفت که دستهایش لرزید و ناگهان دستهگل از دستش افتاد و داخل حوض بزرگی که در وسط مجلس بود، غوطهور شد.
همه زحماتش در یک لحظه از بین رفت. فقط به خاطر یک بیدقتی کوچک در آخرین لحظات، آن فرصت طلایی را برای همیشه از دست داد.
از آن زمان به بعد، هرگاه کسی موقعیت بسیار خوبی را به دلیل اشتباه خودش از دست بدهد، میگویند “دستهگل به آب داد”. این مثل به ما یادآوری میکند که تا آخرین لحظه باید حواسمان را جمع نگه داریم و در اوج موفقیت هم باید مراقب باشیم تا همه چیز را به خاطر یک بیدقتی کوچک از دست ندهیم.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره معنی ضرب المثل ” نمک پرورده بودن “ بیابید.

در این مطلب، داستان و مفهوم ضربالمثل «دستهگل به آب دادن» را مرور میکنیم. امیدواریم این نوشته برایتان مفید باشد و همراه ما بمانید.
برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” روزه شک دار گرفتن “ سری سر بزنید.
معنی ضرب المثل دسته گل به آب دادن
وقتی کسی موقع انجام دادن کاری، آن را به کلی خراب میکند و نتیجهی خوبی نمیگیرد، معمولاً میگویند که او “دستهگل به آب داده”. این اصطلاح نشان میدهد که فرصت خوبی از دست رفته و کار به شکلی ناخوشایند به پایان رسیده است.

داستان (ریشه ) ضرب المثل دسته گل به آب دادن
در روزگاران گذشته، داستانی از گذشتگان به ما رسیده است. در یکی از روستاهای اطراف شهرکرد در استان چهارمحال و بختیاری، جوانی زندگی میکرد که به گفته اطرافیانش، همیشه بدشانس بود. او به عنوان فردی جنجالی شناخته میشد؛ هرجا که میرفت، اگر اتفاق ناگواری رخ میداد، همه چشمها به سمت او برمیگشت. حتی اگر در آن ماجرا تقصیری هم نداشت، باز به خاطر بخت ناسازگارش، او را مقصر میدانستند. برای مثال، اگر در یک دعوا میانجیگری نمیکرد یا در آن شرکت نداشت، شاید آن اتفاق نمیافتاد. این جوان بیچاره کمکم باور کرده بود که واقعاً آدم خوشاقبالی نیست.
پیش آمدهای روزگار باعث شد که این جوان بدشانس، سخت عاشق دختری از اهالی همان روستا شود. عشقی چنان شدید که گویی مجنون را از پشت دست بسته باشند. خبر عاشق شدن او در روستا پیچید. با این که خود دختر نیز تمایل داشت با او ازدواج کند، اما سابقه ناخوشایند جوان باعث شد خانواده دختر با این وصلت موافقت نکنند. حتی برخی این ازدواج را شوم و بدیمن میدانستند.
مقاله معنی ضرب المثل ” یک دیوانه سنگی به چاه می اندازد “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
جوان ناامید شد. در این میان، خواستگار دیگری پیشدستی کرد. پس از موافقت خانواده دختر، مراسم جشن عروسی برپا شد. جوان عاشق برای دختر آرزوی خوشبختی کرد و چون نمیتوانست شاهد جشن عروسی کسی باشد که از جانش بیشتر دوستش داشت، در روزهای leading up to the wedding و زمان جشن و شادی، از روستا دور شد و به کوههای اطراف پناه برد.
کوههایی که آبهای حاصل از برفهای زمستان در آنها به هم میپیوست و رودخانهای بزرگ را تشکیل میداد. جوان عاشق که دستش از همه چیز کوتاه شده بود، برای تسکین قلبش، از میان دشت و صحرا و کوه، یک دسته گل زیبا چید. چون میدانست رودخانه از مقابل خانه عروس میگذرد، دسته گل را به آب انداخت، شاید که نگاه عروس به آن بیفتد.
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” چوب خدا صدا نداره “ را از دست ندهید.
مقابل خانه، کودکان دختر و پسر مشغول بازی بودند. وقتی چشمشان به دسته گل افتاد، هرکدام برای گرفتن آن از دیگری سبقت گرفتند. دخترخواهر عروس برای گرفتن دسته گل، خود را به رودخانه زد. گرداب او را در خود فروبرد و غرق کرد. دخترک از دنیا رفت و جشن عروسی به مجلس عزا تبدیل شد.
توصیه میکنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” آب از آب تکان نخوردن “ را مطالعه کنید.
جوان عاشق پس از یک یا دو روز به روستا بازگشت. مقابل قهوهخانهای نشست و غمگین بود. ماجرا را برایش تعریف کردند که جشن عروسی به عزا تبدیل شده است. وقتی علت را پرسید، برایش توضیح دادند.
جوان عاشق تنها دست بر دست زد. آهی از اعماق وجودش برخاست و ماجرا را تعریف کرد که آن دسته گل را او برای عروس به آب فرستاده بوده است. مردم به او گفتند: «پس آن دسته گل را تو به آب داده بودی؟»

دیدگاهتان را بنویسید