معنی ضرب المثل ” خانه از پای بست ویران است ” + داستان

معنی ضرب المثل خانه از پای بست ویران است

این ضرب المثل زیبا می‌گوید: **خانه از پای بست ویران است خواجه در بند نقش ایوان است**.

معنای این سخن این است که وقتی پایه‌ها و اساس یک چیز از ابتدا سست و ناپایدار باشد، تمام تلاش‌هایی که برای زیباسازی ظاهر آن انجام می‌شود، بی‌فایده و بیهوده است. مثل خانه‌ای که بنیان آن از اول خراب است؛ صاحب خانه به جای repairing اساسی، وقت و هزینه خود را صرف نقاشی و تزئین ایوان و قسمت‌های ظاهری می‌کند. در نهایت، این خانه زیبا اما بی‌اساس، روزی فرو خواهد ریخت.

این حکایت را می‌توان به زندگی خودمان هم تعمیم دهیم. اگر بنیان خانواده، دوستی، یا حتی شخصیت خودمان سست باشد، هیچ‌یک از کارهای سطحی و ظاهری نمی‌تواند آن را نجات دهد. موفقیت واقعی از درون و از پایه‌های محکم شروع می‌شود.

معنی ضرب المثل خانه از پای بست ویران است

در این نوشته، با هم به بررسی معنا، مفهوم و داستان پشت این ضرب‌المثل کهن ایرانی می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

معانی خانه از پای بست ویران است یعنی چه؟

۱- مفهوم ساده: یعنی ساختمان از پایه سست است و با کوچکترین تکان‌ای فرو می‌ریزد، اما صاحبخانه آنقدر غرق تماشای نقاشی‌ها و تزئینات روی دیوار است که متوجه نیست این خانه چقدر زود از هم می‌پاشد.

۲- مفهوم عمیق‌تر: به جای توجه به ظاهر قضیه، باید به باطن و اصل مطلب نگاه کنیم. زیبایی سطحی چیزی نباید باعث شود که نقص‌های اساسی آن را نبینیم.

توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو و خر “ را مطالعه کنید.

اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” شتر در خواب بیند پنبه دانه “ به شما کمک خواهد کرد.

۳- مفهوم عرفانی: وابستگی به زیبایی‌های فریبنده و ناپایدار دنیا، انسان را از حقیقت جهان و هدف نهایی‌اش که دیدار با پروردگار است، غافل می‌کند.

ایموجی این ضرب المثل 🏠🦶🔒💣

خانه از پایه و اساس خراب و ویران شده است.

در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” شمشیر از رو بستن “ را از دست ندهید.

اگر به این موضوع علاقه دارید، انشا در مورد ظاهر و باطن + ضرب المثل را از دست ندهید.

داستان ضرب المثل خانه از پای بست ویران است

سعدی در میان گروهی از دانشمندان نشسته بود که ناگهان جوانی وارد شد و پرسید: «آیا کسی اینجا هست که زبان غیرعربی بلد باشد؟ یک پیرمرد صد و پنجاه ساله در بستر مرگ است و به زبانی غیر از عربی صحبت می‌کند. شاید می‌خواهد وصیتی بکند، اما من حرف‌هایش را نمی‌فهمم.»

برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” دشمن دانا بلندت میکند برزمینت میزند نادان دوست “ مراجعه کنید.

بیشتر حاضران به سعدی اشاره کردند. سعدی بلند شد و به سوی آن پیرمرد رفت. پیرمرد که بسیار ضعیف و ناتوان به نظر می‌رسید، با صدایی آرام گفت:
«دریغا که بر خوان الوان عمر
دمی خورده بودیم و گفتند بس»

سعدی وقتی این سخن را برای دیگران ترجمه کرد، همه تعجب کردند که چرا با این همه عمری که آن پیرمرد داشته، چنین حرفی می‌زند.
سعدی از او پرسید: «حالت چطور است؟»
پیرمرد پاسخ داد: «چه بگویم؟
ندیده‌ای که چه سختی همی‌رسد به کسی
که از دهانش به در می‌کنند دندانی
قیاس کن که چه حالت بود در آن ساعت
که از وجود عزیزش بدر رود جانی»

سعدی گفت: «فکر مرگ را از خودت دور کن. هر بیماری به معنای نزدیک بودن مرگ نیست. اگر اجازه بدهی، پزشکی را خبر می‌کنم تا درمانت کند.»
پیرمرد در پاسخ گفت:
«دست برهم زند طبیب ظریف
چون خرف بیند اوفتاد حریف
خانه از پای بند ویران است
خواجه در بند نقش ایوان است»

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” قسم حضرت عباس را باور کنم یا دم خروس را “.

یعنی: پزشک هم وقتی ببیند پیرمردی مثل من، از پیری افتاده و توان خود را از دست داده، کاری نمی‌تواند بکند. پیری دردی است که درمان ندارد؛ مانند خانه‌ای که پایه‌هایش سست شده و در حال فروریختن است، اما صاحبش هنوز مشغول تزئینات ظاهری آن است.

گلستان سعدی، باب ششم در ضعف و پیری

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *