هم خانواده کلمه عضو + مترادف و معنی کلمه عضو

هم خانواده کلمه عضو

هم خانواده کلمه عضو

کلماتی مانند عضویت، اعضاء و مؤعض، هم‌خانوادهٔ واژهٔ عضو به شمار می‌روند. به طور کلی، کلماتی که از نظر معنایی به هم نزدیک باشند و حداقل سه حرف مشترک داشته باشند، هم‌خانواده محسوب می‌شوند.

آشنایی با کلمات هم‌خانواده و مترادف در زبان فارسی بسیار مهم است. این کار به شما کمک می‌کند معنای واژه‌ها را بهتر بفهمید و دایرهٔ لغات خود را گسترده‌تر کنید. در ادامه، معانی مختلف کلمهٔ «عضو» را در تاپ ناپ بررسی می‌کنیم.

مترادف‌های کلمهٔ عضو عبارت‌اند از: اندام، آلت، جزو، کارمند، جهاز و مستخدم. همان‌طور که می‌دانید، مترادف‌ها کلماتی هستند که تقریباً یک معنی را می‌رسانند.

شما می‌توانید در نوشته‌های خود، برای پرهیز از تکرار و زیباتر کردن متن، از این کلمات به‌جای هم استفاده کنید، بدون آنکه مفهوم جمله تغییر کند. همچنین جالب است بدانید معادل‌های فارسی واژهٔ عضو، «هموند»، «اندام» و «هم‌پیمان» است.

حالا که با هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های عضو آشنا شدید، خوب است به سراغ لغت‌نامه‌های معتبر فارسی برویم. توضیحات دقیق این کتاب‌ها به شما کمک می‌کند تا معنای کامل یک واژه را به خوبی درک کنید.

برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سری سر بزنید.

در لغت‌نامهٔ دهخدا برای واژهٔ عضو معنی‌هایی مانند: قطعه قطعه کردن، جزء‌جزء نمودن، جدا ساختن و تفریق کردن آمده است. در فرهنگ معین نیز اندام، هر یک از اجزای بدن، یک فرد از یک جمعیت و جمع کلمهٔ اعضاء به عنوان معنی ذکر شده است. فرهنگ عمید هم عضو را این‌طور تعریف کرده است: بخشی از بدن که کار مشخصی انجام می‌دهد، مانند دست و پا، یا کارمند یک اداره.

بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه تخریب

3.8/5 – (25 امتیاز)

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *