هم خانواده کلمه ضعیف
واژهٔ «ضعیف» از جمله واژههای پرکاربرد زبان فارسی به شمار میرود و بدون شک تاکنون بارها آن را شنیدهاید. این واژه از ریشهٔ «ضعف» گرفته شده و بسته به نوع جملهای که در آن به کار میرود، معناهای گوناگونی پیدا میکند. معمولاً از این کلمه برای بیان مفاهیمی مانند لاغری، ناتوانی و شکستخوردگی استفاده میشود.
همخانوادههای واژهٔ ضعیف شامل مواردی مانند ضعف، تضعیف، ضعفا، مضاعف و مستضعف میشوند. همانطور که مشاهده میکنید، این کلمات دارای ریشهای یکسان هستند و معانی آنها نیز تا حد زیادی به هم نزدیک است. برای پیدا کردن همخانوادههای یک واژه، باید ابتدا ریشهٔ آن را شناسایی کنید و سپس واژههای مرتبط با آن را بیابید.
مترادفهای کلمهٔ ضعیف نیز عبارتاند از: زار، زبون، بیحال، بیقدرت، فرسوده، قاصر، کمزور، ناتوان، نحیف، نزار، خفیف، راجل، سست، عاجز و لاغر. این واژهها هممعنی با «ضعیف» هستند و میتوانید در گفتار و نوشتار خود از آنها بهجای یکدیگر استفاده کنید. همچنین همانطور که احتمالاً حدس زدهاید، متضادهای ضعیف شامل واژههایی مانند قوی، توانا، نیرومند و قدرتمند میشود.
در پایان، به بررسی معنی واژهٔ ضعیف در چند فرهنگ لغت معروف فارسی میپردازیم. در فرهنگ عمید، این واژه به معنای ناتوان و سست آمده است. لغتنامهٔ دهخدا نیز آن را به معنی سست، بیبنیه، سقط، ناتوان و مسکین تعریف کرده است. در فرهنگ معین هم معانی عاجز، سست، ناتوان و بیمار برای این واژه ذکر شده است.
بیشتر بخوانید:
همخانوادهٔ کلمهٔ ضعف
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.
۳.۴/۵ – (۴۲ امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید