هم خانواده کلمه شوق
شوق یک واژه فارسی است که معنای اشتیاق و آرزو را میرساند. این کلمه در زبان فارسی بسیار رایج است و به نوعی احساس گرم و پرشور برای انجام کاری اشاره دارد. اگر دوست دارید بیشتر با معانی این واژه آشنا شوید، ادامه متن را دنبال کنید.
واژههای همخانواده شوق عبارتاند از: اشتیاق، تشویق، مشتاق، عشق، عشاق، مشوق و اشوق. این کلمات از یک ریشه گرفته شدهاند، اما هرکدام معنای جداگانهای دارند.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب هم خانواده کلمه راهنما + مترادف و معنی کلمه راهنما را بخوانید.
توصیه میکنیم حتماً مقاله هم خانواده کلمه بارز + معنی ، مترادف و متضاد کلمه بارز را مطالعه کنید.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره هم خانواده کلمه انبوه + معنی ، مترادف و متضاد کلمه انبوه بیابید.
همچنین کلمات مترادف شوق شامل موارد زیر میشود: رغبت، دلبستگی، آرزومندی، اشتیاق، ذوق، هوس، شور و علاقه. این واژهها تقریباً هممعنی با شوق هستند و اگر آنها را بلد باشید، میتوانید متنهای روانتر و زیباتی بنویسید.
در صورت علاقهمندی، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.
یادگیری کلمات همخانواده و مترادف، دایره واژگان شما را گستردهتر میکند. در نتیجه راحتتر و سریعتر میتوانید جملهسازی کنید یا انشا بنویسید.
حالا که با خانواده و مترادفهای شوق آشنا شدید، بد نیست نگاهی هم به تعریف این کلمه در کتابهای واژهشناسی بیندازیم. در فرهنگ معین، شوق بهعنوان رغبت و میل معنی شده است. در لغتنامه دهخدا هم معناهایی مانند آزمند، اشوق، نفس، میل عشاق، مشتاقان، رغبت، آزمندی، خاطر و اشتیاق برای شوق آورده شده است.
فرهنگ عمید نیز شوق را میل سالک برای رسیدن به معبود، برانگیختن محبت، و بهطور کلی میل و رغبت معنا کرده است. علاوه بر این، در فرهنگ واژههای فارسی سره، شوق بهمعنای خواستار بودن و نیز شادی و شور آمده است.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه ذوق

دیدگاهتان را بنویسید